دفتر شصت و یکم

کشورِ بزرگ، به درّه‌ای می‌ماند،
و رودها راهِ خود را به سوی او می‌دانند؛
مادینه‌ی جهان است،
بی‌کنش بر نر چیره می‌شود،
و آرام و نرم، او را در بر می‌گیرد.
از این‌رو، کشورِ بزرگ با دوستی؛
کشورِ کوچک را به‌دست می‌آورد،
و کشورِ کوچک با دوستی؛
کشورِ بزرگ را.
پس آن با افتادگی می‌گیرد،
و این با افتادگی پذیرفته می‌شود.
کشورِ بزرگ آرزو دارد،
مردمان را گرد آورد و بپرورد،
کشورِ کوچک آرزو دارد، بپیوندد و پشتیبانی شود،
چون هر دو به آرزوی خویش می‌رسند،
جهان کانون می‌یابد،
و پیوندِ همگانی پدیدار می‌شود.

نظرات کاربران