دفتر هفتاد و نهم
در آشتیهای بزرگ نیز کینهای خرد پنهان است؛ چگونه میتوان این را نیک شمرد؟ از اینرو فرزانه، پیمان را پاس میدارد، اما دشمنی نمیورزد. هژ راه رو، پی ...
دفتر هفتاد و هفتم
فروتنی، نشانِ سرشتِ بنیادین است؛ میرویاند و برمیکشد، چنانکه باران بر دشت ببارد. چیرگی، نشانِ نفسِ بدکنش است؛ میخشکاند و فرومیافکند، چنانکه ...
دفتر هفتاد و پنجم
اگر مردمان بینوایند، از آنروست که دولتها فراوان خراج میستانند؛ پس تهیدستاند. اگر مردمان دشوار اداره میشوند، از آنروست که دولتها فراوان ...
دفتر هفتاد و چهارم
اگر مردمان از مرگ نهراسند، جانستاندن را چهسود؟ اگر مردمان از مرگ بهراسند، بزه از میان برخیزد. مردمان بهناچار چشندهی مرگاند، پس حاکم، مرگ را ...
دفتر هفتاد و سوم
دلیرىِ بیپروا، مرگ مىآورد؛ و دلیرىِ با پرهیز، زندگى. در این دو، گاه سود است و گاه زیان؛ رازِ آن را که داند؟ ازاینرو فرزانه در آن درنگ مینماید، و ...
دفتر هفتاد و دوم
اگر مردمان از نفسِ بدکنش نهراسند، هراسی بنیادین بر آنان چیره گردد. اگر از زیستِ خود خشنود باشند، دلهایشان آرامش یابد، و آشتی فراگیر شود. از اینر ...