هفت ایستگاه زندگی
آمدن: تنت از خاک است و گام به گام ساخته شد، و چیزی دیگر در تو دمیده شد که از جنسِ فرمان، نه از جنسِ خاک. و آن دمیدن به تو دو توان داد: توانِ دریافت، یعنی چشم و ...
دفتر هفتاد و نهم
در آشتیهای بزرگ نیز کینهای خرد پنهان است؛ چگونه میتوان این را نیک شمرد؟ از اینرو فرزانه، پیمان را پاس میدارد، اما دشمنی نمیورزد. هژ راه رو، پی ...
دفتر هفتاد و هفتم
فروتنی، نشانِ سرشتِ بنیادین است؛ میرویاند و برمیکشد، چنانکه باران بر دشت ببارد. چیرگی، نشانِ نفسِ بدکنش است؛ میخشکاند و فرومیافکند، چنانکه ...
دفتر هفتاد و پنجم
اگر مردمان بینوایند، از آنروست که دولتها فراوان خراج میستانند؛ پس تهیدستاند. اگر مردمان دشوار اداره میشوند، از آنروست که دولتها فراوان ...
دفتر هفتاد و چهارم
اگر مردمان از مرگ نهراسند، جانستاندن را چهسود؟ اگر مردمان از مرگ بهراسند، بزه از میان برخیزد. مردمان بهناچار چشندهی مرگاند، پس حاکم، مرگ را ...