دفتر هشتادم
سرزمینی کوچک، با مردمانی نه بسیار، با افزارهای فراوان، اما بینیاز از بهکارگیری, با مردمانی که زندگی را دوست دارند, و از یار و دیار خویش دور نمیشوند. ...
دفتر هفتاد و هشتم
در جهان هیچ چیز نرمتر و ناتوانتر از آب نیست؛ و در فرسایشِ سختی هیچ چیز چون آب نیست. ناتوان بر نیرومند چیره میشود، و نرم بر سخت، چنانکه سرشتِ راستی ...
دفتر هفتاد و هفتم
فروتنی از سرشتِ بنیادین است، میروید و بالا میرود. چنانکه بر دشت باران ببارد. چیرگی از نفسِ بدکنش است، میخشکد و فرو میافتد، چنانکه بر خشک آتش ا ...
دفتر هفتاد و پنجم
مردمان بینوایند، زیرا دولتها مالیات و عوارضِ گزاف میستانند؛ از اینرو تهیدستاند. مردمان به دشواری اداره میشوند، زیرا دولتها در زندگانی ...
دفتر هفتاد و چهارم
چون مردمان از مرگ بیم نداشته باشند، هیچکس را با جانستاندن نتوان گوشمال داد. اگر مردمان از مرگ بهراسند، گوشمالِ با جانستاندن کارساز شود. و کس را یار ...
دفتر هفتاد و سوم
دلیرىِ بیپروا مرگ مىآورد؛ دلیرىِ در پرهیز زندگى. گاه این سودمند است و گاه آن زیانبار. آنچه را سرشتِ راستین ناخوش داند رازِ آن را که داند؟ ازاین ...