دفتر سی و هشتم

فرزانه‌‌ای که از برتریِ خود بی‌خبر است،
فرزانه است؛
فرزانه‌‌ای که از برتریِ خود باخبر باشد،
فرزانه نیست.

فرزانه بی‌کنش است؛
از این‌رو کردارش در سرشتِ راستین می‌نشیند.
پس انگیزش نمی‌خواهد؛

دادگری کنشگر است و باانگیزه، مهرورزی بی‌کنش است و بی‌انگیزه.

راه چون گم شود، به برتری نیاز افتد؛
و برتری چون فرو افتد، به مهر نیاز افتد؛
و مهر چون نایاب شود،به دادگری نیاز افتد؛
و دادگری چون از دست رود، به آیین‌ها نیاز افتد.

رسم و آیین، فرمان است و زور و آشفتگی.

پس فرزانه، در ژرفای درّه می‌آساید، نه بر روی آب؛
و در شکوفه، میوه را می‌بیند.
آن را رها می‌کند و این را برمی‌گزیند.
*****

نظرات کاربران