سوره الانعام
قل سيروا في الأرض ثم انظروا كيف كان عاقبة المكذبينَ
برداشت از آیه :میگویم در زمین بگردید و ببینید سرانجامِ دروغانگاران چه شد.
قل لمن ما في السماوات والأرض قل لله كتب على نفسه الرحمة ليجمعنكم إلى يوم القيامة لا ريب فيه الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنونَ
برداشت از آیه :میپرسم آنچه در آسمانها و زمین است از آنِ کیست؟ پاسخ: از آنِ پروردگارِ مهرپرور، که مهر را بر خویش نوشته است. او همگان را به روزِ رستاخیز گرد میآورد و در آن تردیدی نیست؛ و زیانکاران آنانند که خود را به زیان افکندهاند و باور نمیآورند.
روشنگری:خوانشِ درونیِ آیه:
تردید ندارم نفسِ آفریننده هستی مهربانی را برگزیده و رستاخیز را برپا خواهد نمود و آنکه این را درنیابد زیان مییابد.
کَتَبَ عَلیٰ نَفسِهِ الرَّحمَة = مهر را بر خویش نوشت. همین عبارت در آیهی ۵۴ همین سوره نیز آمده، و پایهی آن است که در این دفتر اللّٰه پروردگارِ مهرپرور خوانده میشود.
خَسِروا أنفُسَهُم = خود را به زیان افکندند؛ زیان از خودشان است نه از بیرون.
لَیَجمَعَنَّکُم = همگان را گرد میآورد. همین عبارت در آیهی ۸۷ نساء هم هست، و در هر دو جا گردآوریِ رستاخیز در پیِ یادِ مهر میآید.
وله ما سكن في الليل والنهار وهو السميع العليمَ
برداشت از آیه :و آنچه در شب و روز آرام میگیرد از آنِ اوست؛ و او شنوا و داناست.
روشنگری:ما سَکَنَ = آنچه آرام میگیرد، یعنی هر چه در شب و روز جای دارد.
قل أغير الله أتخذ وليا فاطر السماوات والأرض وهو يطعم ولا يطعم قل إني أمرت أن أكون أول من أسلم ولا تكونن من المشركينَ
برداشت از آیه :میگویم آیا جز پروردگارِ مهرپرور را پشتیبان بگیرم؟ او که پدیدآورندهی آسمانها و زمین است و روزی میدهد و روزی داده نمیشود. و مرا فرمان رسیده که نخستین سرسپرده باشم، و تو از انبازآوران مباش.
روشنگری:خوانشِ درونیِ آیه:
به شما می گویم که اراده و اختیار الهی در سرشت من است، دلسپرده اویم که آفریننده آسمانها و زمین است، و او که خوراک دهنده است و خود چیزی نمی خورد، من هرگز انبازی برای او نخواهم آورد، من چگونه یاوری غیر راه مهر او برگزینم؟
امرت = فرمان یافتم، معنی امر یا فرمان در این آیه با استناد با آیات دیگر و وجود واژه اسلم در همین آیه، فرمانی تکوینی برداشت گردیده است، یعنی همان "الست بربکم" که با سرشت انسان عجین شده است.14 آیه در قرآن، واژه "امرت" بکار رفته که در بیشتر آنها دو واژه دیگر با ریشه "سلم" و "اول" نیز بکار رفته است. آیات مذکور با آیات: 30 از سوره روم: " فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ" ، و 172 از سوره اعراف: "وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ" همخوانی دارد. به عبارت دیگر "فرمان" از درون و سرشت پیامبر جوشان است.
اسلم = تسلیم، سر نهاده، بلی گفتن به پروردگار وقتی پرسید الست بربکم؟ قالوا بلی(اعراف 172) وآیه: أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ" (آیه 83 سوره آل عمران)، تسلیم تکوینی برداشت گردیده است.
ولی = پشتیبان و سرپرست. فاطر = پدیدآورنده. مشرک = انبازآور.
یُطعِمُ وَلا یُطعَم = روزی میدهد و روزی داده نمیشود، و این همان بینیازیِ اوست. به آیهی ۲ سورهی اخلاص رجوع شود.
أسلَمَ = سر سپردن و گردن نهادن.
قل إني أخاف إن عصيت ربي عذاب يوم عظيمَ
برداشت از آیه :میگویم اگر از پروردگارِ خویش سر بپیچم، از رنجِ روزی بزرگ بیمناکم.
روشنگری:عذاب = رنج. و این رنج، چنانکه در سراسرِ این دفتر آمده، پیامدِ کردارِ خودِ انسان است.
من يصرف عنه يومئذ فقد رحمه وذلك الفوز المبينَ
برداشت از آیه :به راستی در چنان روز، هر کس در سایه مهر پروردگار مهرپرور باشد، رستگار است.
وإن يمسسك الله بضر فلا كاشف له إلا هو وإن يمسسك بخير فهو على كل شيء قديرَ
برداشت از آیه :در رستاخیز اگر زیانکار و یا رستگار باشی، کسی را یارای دگرگونی آن نخواهد بود، و تنها پروردگار مهرپرور است که بر هر کاری توانا است.
روشنگری:در جهان بینی قرآنی منشاء همه افعال انسان و هستی، پروردگار مهرپرور می باشد.
ضُرّ = گزند. کاشِف = بردارنده.
سخن در این آیه از سامانِ هستی است، که سود و زیان هر دو از او میگذرد. و در جای دیگر آمده که ستم از او نمیرود و آنچه از رنج به انسان میرسد از کردارِ خودِ اوست. به آیهی ۷۹ نساء رجوع شود.
وهو القاهر فوق عباده وهو الحكيم الخبيرَ
برداشت از آیه :او فرزانه ای آگاه، و چیره بر همه هستی می باشد.
روشنگری:آیات 83 سوره آل عمران و 10 سوره فتح، تشریح کامل برداشت همین آیه می باشند:
"أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ"
"إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿۱۰﴾"
قل أي شيء أكبر شهادة قل الله شهيد بيني وبينكم وأوحي إلي هذا القرآن لأنذركم به ومن بلغ أئنكم لتشهدون أن مع الله آلهة أخرى قل لا أشهد قل إنما هو إله واحد وإنني بريء مما تشركونَ
برداشت از آیه :به شما میگویم که گواهیِ پروردگار مهرپرور بالاترین است و شما نیز آگاه باشید که از همتایی که برای او میآورید رویگردانم و این کتابِ پندآموز تجلیِ اراده و سرشتِ آن یگانه است.
روشنگری:جانشینیِ پروردگار مهرپرور یا احسنِ تقویم شدن همه از نفخهی پروردگار مهرپرور است که اراده و اختیار خود را در انسان به ودیعه گذارد و کارگزاران هستی را در خدمت انسان گماشت، وحیِ قرآن نیز همان تجلیِ ارادهی پروردگار مهرپرور در پیامبر میباشد.
شهید = گواه. وَمَن بَلَغ = و هر که این پیام به او برسد. بریء = بیزار و بیپیوند.
گواهیِ پروردگار بزرگترین گواهی است، چون از بیرونِ کشمکشِ مردمان است.
الذين آتيناهم الكتاب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنونَ
برداشت از آیه :کتابدارانِ پیشین او را چنان میشناسند که فرزندانِ خود را میشناسند؛ و آنان که خود را به زیان افکندهاند باور نمیآورند.
روشنگری:الَّذینَ آتَیناهُمُ الکِتاب = کتابداران، آنان که کتاب به ایشان داده شد.
ضمیرِ او میتواند به پیامآور برگردد یا به خودِ این سخن.
خَسِروا أنفُسَهُم = خود را به زیان افکندند. همین عبارت در آیهی ۱۲ همین سوره نیز آمده است.
نظرات کاربران