الله

چکیده ی مفهوم واژه :پروردگارِ مهرپرور: یگانه، زنده، برپادارنده‌ی هستی، مالک و پادشاهِ هستی و پادشاهِ رستاخیز، مهرپرور و مهربان که مهر را بر خویش نوشته است، نزدیک به انسان و پاسخ‌گویِ او، خطاپوش و پذیرنده‌ی پشیمانان، روزی‌آفرین، گشایشگر، دانا و آگاه و دانای پنهان و آشکار، شنوا و بینا، توانا و فرمانروا، فرزانه، صاحب‌اختیار، والامرتبه و بزرگ و سرفراز، بی‌پیرایه و بی‌گزند و آرام و گواه، آفریننده و صورت‌پرداز، پوشاننده‌ی تاریکی با نور، دادگر و دادستان و دوستدارِ دادگران و نیکوترین داوران، شتابناک در حسابرسی؛ که اراده‌اش انجام است و سخنش حقیقت و هستی به او روشن.

هستی به او نیازمند است و او به هیچ نیازمند نیست؛ نه می‌خوابد و نه می‌میرد؛ نه زاده است و نه زاینده؛ همتا ندارد و هیچ چیز همانندِ او نیست؛ و ذره‌ای ستم از او نمی‌رود.

آفریننده‌ی انسان است. در انسان سرشتی مهربان نهاد و از دانشِ خویش بهره‌اش داد تا ظرفیتِ جانشینی در زمین بیابد؛ انسان به هر سو که رو کند او را همان‌جا خواهد یافت؛ و در رستاخیز همگان را دوباره زنده می‌سازد و پاداشِ نیکوکاری دوچندان و بیشتر است.

و سرشتی الهی در انسان دمیده است؛ زان پس دانایان در دادگری استوار می‌ایستند و یگانگیِ او را گواهی می‌دهند، و سرشتِ الهیِ باورمندان آنان را از تاریکیِ ستم به روشناییِ مهر می‌برد، چنان‌که نفسِ بدکنش، ستمکاران را از روشناییِ مهر به تاریکیِ ستم و رستاخیزِ پرحسرت می‌کشاند.

نامِ او مهر است یا اللّٰه، و به هر نامِ نیکو که خوانده شود، همان نامِ اوست.

پروردگارِ ما، پرورش‌دهنده‌ی مهربانِ جهان، فرخنده باد.

آیات روشنگر

60 آیه روشنگر

1 | آیه 1 - سوره الفاتحه

واژگان کلیدی: الله

بسم الله الرحمن الرحيم

برداشت از آیه :به‌نام پروردگارِ مهرپرورِ مهربان.


روشنگری:این روشنگری مشترکِ آیه‌های ۱ تا ۷ است.
اللّٰه = پروردگارِ مهرپرور. الرَّحمٰن = مهرپرور. الرَّحیم = مهربان.
نعمت اللّٰه = دهش؛ وجدانِ الهیِ انسان (دین اللّٰه) که امکانِ سنجشِ مهربانی (ملائکة اللّٰه) و ستمکاری (نفسِ بدکنش / شیطان) را برای انجامِ کاری به انسان می‌بخشد، و انسان به یاریِ اراده‌ی الهیِ خود (امر اللّٰه) آن کار را به انجام می‌رساند.
سرچشمه‌ی وجدانِ انسان، سرشتِ الهیِ اوست (فطرة اللّٰه) که در هنگامِ آفرینش در وی دمیده شد (روح اللّٰه). و تجلیِ آن سرشت در انسان، هر بار به اذنِ پروردگار است (اذن اللّٰه).
و این زنجیره‌ی دهش‌های الهی (نعمت اللّٰه) همان راه و آیینِ مهرِ پروردگارِ مهرپرور است (صراط اللّٰه / الصراط المستقیم).

2 | آیه 1 - سوره البقره

واژگان کلیدی: الله

بسم الله الرحمن الرحيم الم

برداشت از آیه :به‌نام پروردگارِ مهرپرورِ مهربان
الم


روشنگری:الم؛ حروفِ آغازین در بیست و نُه سوره آمده و معنایشان آشکار نشده است. نگارنده درباره‌ی آن ادعایی ندارد.

3 | آیه 115 - سوره البقره

واژگان کلیدی: الله

ولله المشرق والمغرب فأينما تولوا فثم وجه الله إن الله واسع عليم

برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور گشایشگر و دانا است، و همه‌ی هستی از آنِ اوست؛ به هر سو که رو کنید، سرشتِ الهی با شماست.


روشنگری:پروردگارِ مهرپرور در هیچ سویی محصور نیست؛ از این روست که ستیز بر سرِ جهت بی‌معناست. به آیه‌ی ۱۷۷ همین سوره نیز توجه گردد.

4 | آیه 163 - سوره البقره

واژگان کلیدی:

وإلهكم إله واحد لا إله إلا هو الرحمن الرحيم

برداشت از آیه :پروردگارِ شما یگانه است؛ جز او پروردگاری نیست، آن مهرپرورِ مهربان.


روشنگری:رحمن و رحیم هر دو از مهر برآمده‌اند: رحمانِ همگانی که همه‌ی هستی را در بر می‌گیرد، و رحیمِ ویژه که بهره‌ی باورمندان است.
این آیه یگانگی را با دو نامِ مهر می‌بندد: آنچه یگانه است، مهر است. همین جفت در آیه‌های ۱ و ۳ سوره‌ی حمد و آیه‌ی ۲۲ سوره‌ی حشر نیز آمده است.

5 | آیه 186 - سوره البقره

واژگان کلیدی:

وإذا سألك عبادي عني فإني قريب أجيب دعوة الداع إذا دعان فليستجيبوا لي وليؤمنوا بي لعلهم يرشدون

برداشت از آیه :و چون رهروانم از من بپرسند، من نزدیکم؛ خواسته‌ی خواهنده را پاسخ می‌دهم، آن‌گاه که مرا بخواند. پس آنان نیز پاسخِ مرا بدهند و به من باور آورند، باشد که راه یابند.


روشنگری:خوانشِ درونیِ آیه
سرشتِ الهی به انسان نزدیک است و پرسنده را پاسخ می‌دهد؛ پس آن را بخوانید، باشد که راه یابید.

قریب = نزدیک. این آیه از روشن‌ترین نشانه‌هایِ نزدیکیِ پروردگارِ مهرپرور به انسان است؛ او را بیرون از خود مجویید. به آیه‌ی ۱۶ سوره‌ی ق و آیه‌ی ۸۵ سوره‌ی واقعه رجوع شود.
و «فَلیَستَجیبوا لی» نشان می‌دهد که این خواندن دوسویه است: انسان او را می‌خواند و او انسان را.

6 | آیه 255 - سوره البقره

واژگان کلیدی: الله - اذن

الله لا إله إلا هو الحي القيوم لا تأخذه سنة ولا نوم له ما في السماوات وما في الأرض من ذا الذي يشفع عنده إلا بإذنه يعلم ما بين أيديهم وما خلفهم ولا يحيطون بشيء من علمه إلا بما شاء وسع كرسيه السماوات والأرض ولا يئوده حفظهما وهو العلي العظيم

برداشت از آیه :یگانه پروردگارِ مهرپرور، که آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست، بی‌خواب، بی‌مرگ، والامرتبه، بزرگ، زنده، داننده‌ی پیدا و پنهان و بخشنده‌ی دانش، چنین سامان نهاده که انسان با تجلیِ سرشتِ الهیِ خود هم‌راهِ او گردد؛ و این هم‌راهی با میانجیِ بیرونی به دست نمی‌آید.


روشنگری:من ذا الذی یشفع عنده إلا بإذنه = کسی نزدِ او پادرمیانی نمی‌کند جز به اذنِ او. شفاعت در این دفتر هم‌راهی است، و این فراز راهِ میانجیِ بیرونی را می‌بندد و هم‌راهی را به اذن، یعنی به پرکنش شدنِ سرشتِ خودِ انسان، وابسته می‌کند.
اذنِ الهی، اسبابی است که به تکوین برای انسان فراهم گردیده و از آن جمله‌اند:
یکم، بهره از سرشت و فطرتِ الهی.
دوم، بهره از وحی و تجلیِ سرشتِ الهی و دانای اسماء شدن و به آگاهیِ کامل رسیدن.
سوم، بهره از پرکنش شدنِ روح و اراده و دست یافتن به فرایندِ آفرینش و هم‌راهی با پروردگارِ مهرپرور.
چهار آیه‌ی دیگر همین را می‌گویند و پادرمیانی را پشتِ اذن می‌نشانند: آیه‌ی ۳ سوره‌ی یونس، ۱۰۹ سوره‌ی طه، ۲۳ سوره‌ی سبأ و ۲۶ سوره‌ی نجم. و در آیه‌ی ۴۸ سوره‌ی بقره آمده که در رستاخیز نه یاری در میان است و نه پادرمیانی.
فرازِ ولا یحیطون بشیء من علمه إلا بما شاء همین ساختِ مرز را درباره‌ی دانش می‌آورد: دانشِ انسان تا آنجاست که سامان راه می‌دهد.

7 | آیه 257 - سوره البقره

واژگان کلیدی: الله

الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات إلى النور والذين كفروا أولياؤهم الطاغوت يخرجونهم من النور إلى الظلمات أولئك أصحاب النار هم فيها خالدون

برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور پشتوانه‌ی باورمندان است و آنان را از تاریکیِ ستم به روشناییِ مهر می‌کشاند؛ و نفسِ بدکنش، پشتوانه‌ی ناباوران است و آنان را از روشناییِ مهر به تاریکیِ ستم و رستاخیزِ پرحسرت می‌رساند.


روشنگری:خوانشِ درونیِ آیه:
سرشتِ الهی، باورمندانِ مهربان را از تاریکی به‌ سویِ روشنائی می‌کشاند و نفسِ بدکنش، ناباورمندانِ ستمگر را از روشنائی به تاریکی و رستاخیزِ پر‌حسرت می‌رساند.
ظلمات = تاریکیها = ستم ها
نور = روشنایی = مهربانی
نمونه ظلم در آیه: فرو شدن در تاریکی ستم و ندیدن نور مهر پروردگار.

8 | آیه 3 - سوره آل عمران

واژگان کلیدی:

نزل عليك الكتاب بالحق مصدقا لما بين يديه وأنزل التوراة والإنجيل

برداشت از آیه :من قرآن را به راستی آوردم، گواهِ کتاب‌های پیشین؛ و تورات و انجیل نیز پیش از آن راهنمایِ مردمان بودند.


روشنگری:مصدقاً لما بین یدیه = گواهِ کتاب‌های پیشین.
قرآن خود را ادامه‌ی یک راه می‌داند نه آغازِ آن؛ تورات و انجیل نیز پیش از آن راهنمای مردمان بودند. به آیه‌ی ۱۳۶ بقره و ۴۸ مائده نیز توجه گردد.
این روشنگری مشترکِ آیه‌های ۳ و ۴ است.

9 | آیه 4 - سوره آل عمران

واژگان کلیدی: الله - ناس

من قبل هدى للناس وأنزل الفرقان إن الذين كفروا بآيات الله لهم عذاب شديد والله عزيز ذو انتقام

برداشت از آیه :و آنان که نشانه‌هایِ پروردگارِ مهرپرور را به ستم نادیده می‌انگارند، در رستاخیز رنجی فراوان خواهند برد.


روشنگری:فرقان = جداکننده‌ی راهِ مهر از راهِ ستم.
کفر = خدا ناباوری، پوشاندنِ راهِ مهرِ پروردگارِ مهرپرور، ستم. به واژه‌ی کلیدیِ «کفر» رجوع شود.

10 | آیه 18 - سوره آل عمران

واژگان کلیدی: الله - ملائكة

شهد الله أنه لا إله إلا هو والملائكة وأولو العلم قائما بالقسط لا إله إلا هو العزيز الحكيم

برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور یگانه است، فرمانروا و فرزانه؛ و سرشتِ الهیِ دانایان که برای دادگری استوار است، یگانگیِ او را گواهی می‌دهد.


روشنگری:اولوا العلم = دانایان. گواهیِ آنان بر یگانگیِ پروردگار، گواهیِ سرشتِ الهیِ ایشان است که برای دادگری استوار ایستاده است.
قائماً بالقسط = استوار بر داد.

11 | آیه 108 - سوره آل عمران

واژگان کلیدی: الله

تلك آيات الله نتلوها عليك بالحق وما الله يريد ظلما للعالمين

برداشت از آیه :این نشانه‌های سرشتِ الهی است که به راستی بر تو خوانده می‌شود؛ و پروردگارِ مهرپرور ستمی بر جهانیان روا نمی‌دارد.


روشنگری:آیات = نشانه‌ها، سرشتِ الهی
نفیِ ستم از پروردگار بارها در قرآن تکرار شده است: آیه‌ی ۱۸۲ همین سوره، آیه‌ی ۴۰ سوره‌ی نساء، آیه‌ی ۴۴ سوره‌ی یونس، آیه‌ی ۴۶ سوره‌ی فصلت، آیه‌ی ۲۹ سوره‌ی ق و آیه‌ی ۴۷ سوره‌ی انبیاء. در همه، رنجِ انسان پیامدِ کردارِ خودِ اوست.

12 | آیه 182 - سوره آل عمران

واژگان کلیدی: الله

ذلك بما قدمت أيديكم وأن الله ليس بظلام للعبيد

برداشت از آیه :این رنجِ رستاخیز، پیامدِ کردارِ پیشینِ خودِ شماست؛ و به هیچ‌یک از مردمان ستم نمی‌رود.


روشنگری:لیس بظلامٍ للعبید پنج بار در قرآن آمده و هر بار پس از یادآوریِ پیامدِ کردارِ انسان: همین آیه، آیه‌ی ۵۱ انفال، آیه‌ی ۱۰ حج، آیه‌ی ۴۶ فصلت و آیه‌ی ۲۹ ق. در همه، رنجِ رستاخیز پیامدِ کردارِ خودِ انسان است، نه حکمی از بیرون. به آیه‌ی ۱۰۸ همین سوره نیز توجه گردد.
للعبید = همه‌ی مردمان.

13 | آیه 40 - سوره النسا

واژگان کلیدی: الله

إن الله لا يظلم مثقال ذرة وإن تك حسنة يضاعفها ويؤت من لدنه أجرا عظيما

برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور به اندازه‌ی ذره‌ای ستم نمی‌کند، و پاداشِ نیکوکاران دوچندان و بیشتر می‌گردد.


روشنگری:به آیات ۷ و ۸ سوره‌ی زلزله رجوع شود: هر کردار، هرچند به وزنِ ذره‌ای، دیده خواهد شد.

14 | آیه 58 - سوره النسا

واژگان کلیدی: الله - ناس

إن الله يأمركم أن تؤدوا الأمانات إلى أهلها وإذا حكمتم بين الناس أن تحكموا بالعدل إن الله نعما يعظكم به إن الله كان سميعا بصيرا

برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور فرمان می‌دهد که سپرده‌ها را به صاحبانشان بازگردانید و در داوری میانِ مردمان به داد داوری کنید؛ و چه نیکوست آنچه شما را به آن پند می‌دهد که او شنوا و بیناست.


روشنگری:امانت = سپرده. این آیه دو چیز را کنار هم می‌نهد: بازگرداندنِ سپرده و دادگری در داوری؛ هر دو کنشِ سرشتِ الهی در زندگیِ روزمره است.
به آیه‌ی ۱۳۵ همین سوره و آیه‌ی ۸ سوره‌ی مائده رجوع شود.

15 | آیه 79 - سوره النسا

واژگان کلیدی: الله - ناس - نفس

ما أصابك من حسنة فمن الله وما أصابك من سيئة فمن نفسك وأرسلناك للناس رسولا وكفى بالله شهيدا

برداشت از آیه :هر جا باشید مرگ درمی‌یابدتان، هرچند در کاخ‌های استوار باشید. نیکی از سرشتِ الهی است و بدی از نفسِ بدکنش؛ همه بر سامانِ پروردگارِ مهرپرور است تا هر کس نتیجه‌ی کردارِ خویش را ببیند. من پیام‌آورِ مردمانم، و گواهیِ پروردگارِ مهرپرور بسنده است. اینان را چه شده که سخن درنمی‌یابند؟


روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۷۸ و ۷۹ با یکدیگر تلفیق گردیده است. به روشنگریِ آیه‌ی ۷۸ رجوع شود.

16 | آیه 87 - سوره النسا

واژگان کلیدی: الله

الله لا إله إلا هو ليجمعنكم إلى يوم القيامة لا ريب فيه ومن أصدق من الله حديثا

برداشت از آیه :جز پروردگارِ مهرپرور آفریدگاری نیست و رستاخیز در راه است؛ و سخنی راست‌تر از سخنِ او نیست.


روشنگری:لیجمعنّکم = همگان را گرد می‌آورد. أصدق حدیثاً = راست‌ترین سخن.
همین عبارت در آیه‌ی ۱۲ سوره‌ی انعام نیز آمده، آنجا پس از این سخن که مهر را بر خویش نوشته است. پس گردآوریِ رستاخیز از دلِ مهر برمی‌آید، نه از قهر.

17 | آیه 135 - سوره النسا

واژگان کلیدی: الله - نفس

يا أيها الذين آمنوا كونوا قوامين بالقسط شهداء لله ولو على أنفسكم أو الوالدين والأقربين إن يكن غنيا أو فقيرا فالله أولى بهما فلا تتبعوا الهوى أن تعدلوا وإن تلووا أو تعرضوا فإن الله كان بما تعملون خبيرا

برداشت از آیه :ای باورمندان پروردگارِ مهرپرور از کردارِ همگان آگاه است، در داوری از سرشتِ الهیِ خویش پیروی کنید و از نفسِ بدکنش بپرهیزید، استوار باشید و به داد بکوشید حتی اگر به زیان خودتان، پدر و مادر و یا نزدیکانتان باشد.


روشنگری:قوّامین بالقسط = استواران بر داد. شهداء للّٰه = گواهی به پیرویِ سرشتِ الهی. الهوی = خواهشِ نفسِ بدکنش.
دادگری تا آنجا می‌رود که به زیانِ خود و پدر و مادر و نزدیکان باشد. به آیه‌ی ۸ سوره‌ی مائده رجوع شود که همین را از سوی دشمن می‌گوید.

18 | آیه 8 - سوره المائده

واژگان کلیدی: الله - تقوا

يا أيها الذين آمنوا كونوا قوامين لله شهداء بالقسط ولا يجرمنكم شنآن قوم على ألا تعدلوا اعدلوا هو أقرب للتقوى واتقوا الله إن الله خبير بما تعملون

برداشت از آیه :و ای باورمندان پروردگار مهرپرور از کردار همگان آگاه است، نیکوتر آن است که به پیروی از سرشتِ نیکوی الهیِ خویش به پا خاسته و به داد گواهی دهید، و نفسِ بدکنش شما را از دادگری باز ندارد.


روشنگری:قوّامینَ لِلّٰهِ شُهَداءَ بِالقِسط» این‌جا، و «قوّامینَ بِالقِسطِ شُهَداءَ لِلّٰه» در آیه‌ی ۱۳۵ سوره‌ی نساء — دو واژه جابه‌جا، و یک مقصود. «اعدِلوا هُوَ أقرَبُ لِلتَّقویٰ» = دادگری به پرهیز از ستم نزدیک‌تر است.
شنآن = دشمنی. أقرب للتقوی = نزدیک‌تر به پرهیزگاری.
این آیه و آیه‌ی ۱۳۵ نساء آینه‌ی یکدیگرند و دو سوی دادگری را می‌پوشانند: آنجا داد به زیانِ خویش، اینجا داد به سودِ دشمن.

19 | آیه 42 - سوره المائده

واژگان کلیدی: الله

سماعون للكذب أكالون للسحت فإن جاءوك فاحكم بينهم أو أعرض عنهم وإن تعرض عنهم فلن يضروك شيئا وإن حكمت فاحكم بينهم بالقسط إن الله يحب المقسطين

برداشت از آیه :اگر دروغ‌شنوان و رشوه‌خواران برای داوری به نزدم آیند، یا از آنان روی برمی‌گردانم و یا اگر داوری کنم، به داد داوری خواهم کرد؛ که پروردگارِ مهرپرور دادگران را دوست می‌دارد.


روشنگری:السحت = درآمدِ ناروا، رشوه. المقسطین = دادگران.
عبارتِ پروردگارِ مهرپرور دادگران را دوست می‌دارد سه بار در قرآن آمده است: همین آیه، آیه‌ی ۹ حجرات و آیه‌ی ۸ ممتحنه؛ هر سه بار در میانه‌ی کشمکشِ مردمان.

20 | آیه 3 - سوره الانعام

واژگان کلیدی: الله

وهو الله في السماوات وفي الأرض يعلم سركم وجهركم ويعلم ما تكسبون

برداشت از آیه :و او پروردگارِ مهرپرورِ تمامِ هستی است، پنهان و آشکارِ انسان‌ها را می‌داند و از کار و بارِ آنان باخبر است.


روشنگری:سرّ و جهر = پنهان و آشکار. ما تکسبون = آنچه به دست می‌آورید.
دانشِ او به پنهان و آشکار در آیه‌ی ۷۳ همین سوره و آیه‌ی ۲۲ حشر نیز آمده است.

21 | آیه 12 - سوره الانعام

واژگان کلیدی: نفس

قل لمن ما في السماوات والأرض قل لله كتب على نفسه الرحمة ليجمعنكم إلى يوم القيامة لا ريب فيه الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنون

برداشت از آیه :می‌پرسم آنچه در آسمان‌ها و زمین است از آنِ کیست؟ پاسخ: از آنِ پروردگارِ مهرپرور، که مهر را بر خویش نوشته است. او همگان را به روزِ رستاخیز گرد می‌آورد و در آن تردیدی نیست؛ و زیان‌کاران آنانند که خود را به زیان افکنده‌اند و باور نمی‌آورند.


روشنگری:خوانشِ درونیِ آیه:
تردید ندارم نفسِ آفریننده هستی مهربانی را برگزیده و رستاخیز را برپا خواهد نمود و آنکه این را درنیابد زیان می‌یابد.

کَتَبَ عَلیٰ نَفسِهِ الرَّحمَة = مهر را بر خویش نوشت. همین عبارت در آیه‌ی ۵۴ همین سوره نیز آمده، و پایه‌ی آن است که در این دفتر اللّٰه پروردگارِ مهرپرور خوانده می‌شود.
خَسِروا أنفُسَهُم = خود را به زیان افکندند؛ زیان از خودشان است نه از بیرون.
لَیَجمَعَنَّکُم = همگان را گرد می‌آورد. همین عبارت در آیه‌ی ۸۷ نساء هم هست، و در هر دو جا گردآوریِ رستاخیز در پیِ یادِ مهر می‌آید.

22 | آیه 54 - سوره الانعام

واژگان کلیدی: نفس

وإذا جاءك الذين يؤمنون بآياتنا فقل سلام عليكم كتب ربكم على نفسه الرحمة أنه من عمل منكم سوءا بجهالة ثم تاب من بعده وأصلح فأنه غفور رحيم

برداشت از آیه :و چون باورمندانِ به نشانه‌های سرشتِ الهی به نزدِ تو آیند، بگو درود بر شما. پروردگارتان مهر را بر خویش نوشته است؛ هر کس از شما از نادانی کارِ بدی کند و سپس پشیمان شود و خویش را به سامان آورد، او خطاپوش و مهربان است.


روشنگری:خوانشِ درونیِ آیه:
درود من به شما باورمندانی که به نزدم می آیید، به شما اطمینان می دهم که پروردگارتان مهربانی را بر خود واجب نموده، و آنگاه که شما از روی ناآگاهی بدی نمودید، چون پشیمان شده و خوبی پیشه نمایید،

این آیه همان مهرِ خودنوشته را در کار نشان می‌دهد: راهِ بازگشت برای کسی که به نادانی لغزیده، باز است.
«تابَ وَأصلَح» دو چیز است و نه یکی: پشیمانی، و درست کردن. به آیه‌ی ۱۶۰ سوره‌ی بقره و آیه‌ی ۱۳۵ سوره‌ی آل عمران رجوع شود، و به آیه‌ی ۱۲ همین سوره.
او با مهربانی خطایتان را می پوشاند.
یؤمنون =باورمندان
تاب = توبه، پشیمانی از کردار بد و ناشایست.
اصلح = نیکی و مهربانی، خوبی
غفور = پوشانیدن بدی بوسیله خوبی

23 | آیه 59 - سوره الانعام

واژگان کلیدی:

وعنده مفاتح الغيب لا يعلمها إلا هو ويعلم ما في البر والبحر وما تسقط من ورقة إلا يعلمها ولا حبة في ظلمات الأرض ولا رطب ولا يابس إلا في كتاب مبين

برداشت از آیه :و کلیدهای نهان نزدِ اوست و جز او کسی آن‌ها را نمی‌داند. و آنچه در خشکی و دریاست می‌داند؛ هیچ برگی فرو نمی‌افتد که او نداند، و هیچ دانه‌ای در تاریکی‌های زمین و هیچ تر و خشکی نیست مگر آنکه در نوشته‌ای روشن است.


روشنگری:مَفاتِحُ الغَیب = کلیدهای نهان. آیه دانشِ او را از بزرگ‌ترین — نهانِ هستی تا کوچک‌ترین افتادنِ یک برگ می‌کشاند. به آیه‌ی ۳ همین سوره و آیه‌ی ۳ سوره‌ی حدید رجوع شود.

24 | آیه 73 - سوره الانعام

واژگان کلیدی: نفخ

وهو الذي خلق السماوات والأرض بالحق ويوم يقول كن فيكون قوله الحق وله الملك يوم ينفخ في الصور عالم الغيب والشهادة وهو الحكيم الخبير

برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور فرزانه و آگاه است و دانای نهان و آشکار، و سخنش حقیقت است. آسمان‌ها و زمین را به‌درستی آفرید، و روزی که بگوید باش، همان می‌شود. فرمانرواییِ آن روز که در صور دمیده می‌شود از آنِ اوست؛ و همگان دوباره زنده می‌شوند.


روشنگری:این آیه از سوره‌ی انعام است؛ اگر در صفحه‌ی آن سوره برداشتی ثبت شده باشد، همان یکی در این صفحه هم می‌آید تا دو جا یکدست بماند.
دمیدن در صور در این آیه و نُه آیه‌ی دیگر آمده و همواره با فی الصّور است و هیچ‌گاه مِن ندارد؛ کارکردش در این دسته فرا خواندنِ همگان در رستاخیز است.
کُن فَیَکون سامانِ یکبارگی را نشان می‌دهد؛ به واژه‌ی کلیدیِ امر رجوع شود.
غیب و شهادت = نهان و آشکار.
به آیه‌ی ۸۲ سوره‌ی یس رجوع شود که همین اراده و انجام را می‌آورد.

25 | آیه 115 - سوره الانعام

واژگان کلیدی:

وتمت كلمت ربك صدقا وعدلا لا مبدل لكلماته وهو السميع العليم

برداشت از آیه :پروردگارم دانا و شنوا است، این کلمات راستی و داد کامل است و جایگزینی ندارد.


روشنگری:تمّت کلمةُ ربّک = سخنِ پروردگارت کامل شد. صدقاً و عدلاً = به راستی و داد. لا مبدّل لکلماته = جایگزینی ندارد.
به آیه‌ی ۲۹ سوره‌ی ق رجوع شود: سخنِ من دیگرگون نمی‌شود.

26 | آیه 54 - سوره الاعراف

واژگان کلیدی: الله

إن ربكم الله الذي خلق السماوات والأرض في ستة أيام ثم استوى على العرش يغشي الليل النهار يطلبه حثيثا والشمس والقمر والنجوم مسخرات بأمره ألا له الخلق والأمر تبارك الله رب العالمين

برداشت از آیه :فرخنده باد پروردگارِ جهانیان، آفریننده‌ی هستی، که افلاک را در گردشی زیبا و بسامان روان داشت؛ و آفرینش و فرمان، هر دو، از آنِ اوست.


روشنگری:في ستة أيام = در زمانی اندک.
ثم استوى على العرش = افلاک استقرار یافت.
يغشي الليل النهار = تاریکی را با نور بپوشاند.
يطلبه حثيثا = با گرانشی شتابناک.
مسخراتٍ بأمرِه = به فرمانِ او روانند.
له الخلق والأمر = صاحب اختیار جهان.

27 | آیه 180 - سوره الاعراف

واژگان کلیدی:

ولله الأسماء الحسنى فادعوه بها وذروا الذين يلحدون في أسمائه سيجزون ما كانوا يعملون

برداشت از آیه :نام‌های نیکو از آنِ پروردگارِ مهرپرور است؛ او را به همان نام‌ها بخوانید، و آنان را که در نام‌های او کژی می‌کنند وا گذارید؛ کردارِ خویش را خواهند یافت.


روشنگری:فادعوه بها = او را به همان نام‌ها بخوانید؛ راهِ شناختن و خواندنِ او نام‌های اوست.
یلحدون فی اسمائه = کژ کردنِ نام‌های او، یعنی نسبت دادنِ آنچه در آن نام‌ها نیست.
به آیه‌ی ۲۳ سوره‌ی نجم رجوع شود: نام‌هایی که خود و پدرانشان نهاده‌اند هیچ پشتوانه‌ای ندارند.
به آیه‌ی ۲۴ سوره‌ی حشر رجوع شود: نام‌های نیکو از آنِ آفریننده‌ی صورت‌پرداز است.
به آیه‌ی ۱۱۰ سوره‌ی اسراء رجوع شود: به هر نامی بخوانید، نام‌های نیکو از آنِ اوست.
به واژه‌ی کلیدیِ دعاء رجوع شود.

28 | آیه 24 - سوره الانفال

واژگان کلیدی: الله

يا أيها الذين آمنوا استجيبوا لله وللرسول إذا دعاكم لما يحييكم واعلموا أن الله يحول بين المرء وقلبه وأنه إليه تحشرون

برداشت از آیه :ای باورمندان، پاسخِ پروردگارِ مهرپرور و پیام‌آور را بدهید، آن‌گاه که شما را به آنچه زنده‌تان می‌کند فرا می‌خوانند؛ و بدانید که پروردگارِ مهرپرور میانِ انسان و دلِ او است، و بازگشتتان به سویِ اوست.


روشنگری:«یَحولُ بَینَ المَرءِ وَقَلبِه» = میانِ انسان و دلِ او است؛ از نزدیک‌ترین تعبیرهای قرآن — او از دلِ انسان به انسان نزدیک‌تر است. به آیه‌ی ۱۶ سوره‌ی ق، آیه‌ی ۱۸۶ سوره‌ی بقره و آیه‌ی ۴ سوره‌ی حدید رجوع شود.
«لِما یُحییکُم» = آنچه زنده‌تان می‌کند؛ پاسخ دادن به آن ندا، خودِ زندگی است.

29 | آیه 44 - سوره یونس

واژگان کلیدی: الله - ناس - نفس

إن الله لا يظلم الناس شيئا ولكن الناس أنفسهم يظلمون

برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور به مردمان هیچ ستمی نمی‌کند؛ این مردمانند که بر خویش ستم می‌کنند.


روشنگری:خوانشِ درونیِ آیه:
به درستی که در سرشت الهی هیچ کس ذره ای ستم نباشد و ستمها از نفسِ بدکنشِ انسان است.

این آیه دو نیمه دارد و نیمه‌ی دومش بار را می‌کشد: ستم هست، ولی سرچشمه‌اش خودِ انسان است. به آیه‌های ۱۰۸ و ۱۸۲ سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۷۹ سوره‌ی نساء، آیه‌ی ۴۶ سوره‌ی فصلت و آیه‌ی ۲۹ سوره‌ی ق رجوع شود.

30 | آیه 16 - سوره الرعد

واژگان کلیدی: الله - نفس

قل من رب السماوات والأرض قل الله قل أفاتخذتم من دونه أولياء لا يملكون لأنفسهم نفعا ولا ضرا قل هل يستوي الأعمى والبصير أم هل تستوي الظلمات والنور أم جعلوا لله شركاء خلقوا كخلقه فتشابه الخلق عليهم قل الله خالق كل شيء وهو الواحد القهار

برداشت از آیه :می‌گویم: پروردگارِ آسمان‌ها و زمین کیست؟ پروردگارِ مهرپرور. او آفریننده‌ی هر چیز است، یگانه و چیره.


روشنگری:القَهّار = چیره. آیه با پرسش و پاسخ می‌آید تا خواننده خود پاسخ را در خویش بیابد. به آیه‌ی ۶۲ سوره‌ی زمر رجوع شود.

31 | آیه 110 - سوره الاسرا

واژگان کلیدی: الله

قل ادعوا الله أو ادعوا الرحمن أيا ما تدعوا فله الأسماء الحسنى ولا تجهر بصلاتك ولا تخافت بها وابتغ بين ذلك سبيلا

برداشت از آیه :به هر نامِ نیکو که او را بخوانید، همان نامِ اوست؛ که نام‌های نیکو از آنِ پروردگارِ مهرپرور است. نیایشِ خود را نه با آوای بلند و نه بسیار آهسته، بلکه با آوایی میانه برپا دارید.


روشنگری:الأسماء الحُسنیٰ = نام‌های نیکو. آیه می‌گوید نام‌ها دو نیستند و مسمّا یکی است؛ پس ستیز بر سرِ نام بی‌معناست. به آیه‌ی ۸ سوره‌ی طه و آیه‌ی ۱۸۰ سوره‌ی اعراف رجوع شود.
«وَابتَغِ بَینَ ذٰلِکَ سَبیلاً» = راهی میانه بجوی.

32 | آیه 22 - سوره الانبیا

واژگان کلیدی: الله

لو كان فيهما آلهة إلا الله لفسدتا فسبحان الله رب العرش عما يصفون

برداشت از آیه :اگر در آسمان و زمین پروردگارانی جز پروردگارِ مهرپرور بودند، هر دو تباه می‌شدند؛ پاک است او از آنچه وصفش می‌کنند.


روشنگری:این آیه یگانگی را از نظمِ هستی استدلال می‌کند: دو فرمان، یک سامان را برهم می‌زند. به آیه‌ی ۹۱ سوره‌ی مومنون، و به آیه‌ی ۱۹۰ سوره‌ی آل عمران و آیه‌ی ۱۶۴ سوره‌ی بقره رجوع شود که از نظمِ هستی به آفریننده راه می‌برند.

33 | آیه 47 - سوره الانبیا

واژگان کلیدی: نفس

ونضع الموازين القسط ليوم القيامة فلا تظلم نفس شيئا وإن كان مثقال حبة من خردل أتينا بها وكفى بنا حاسبين

برداشت از آیه :رستاخیز بر پایه داد استوار است و ذره‌ای به‌کسی ستم نرود، حسابداری پروردگار مهرپرور بسنده است.


روشنگری:الموازین القسط = ترازوهای داد. مثقال حبّةٍ من خردل = هم‌وزنِ دانه‌ی خردل.
به آیات ۷ و ۸ سوره‌ی زلزله و آیه‌ی ۴۰ سوره‌ی نساء رجوع شود: هیچ کردارِ خردی از دید نمی‌افتد.

34 | آیه 35 - سوره النور

واژگان کلیدی: الله - ناس

الله نور السماوات والأرض مثل نوره كمشكاة فيها مصباح المصباح في زجاجة الزجاجة كأنها كوكب دري يوقد من شجرة مباركة زيتونة لا شرقية ولا غربية يكاد زيتها يضيء ولو لم تمسسه نار نور على نور يهدي الله لنوره من يشاء ويضرب الله الأمثال للناس والله بكل شيء عليم

برداشت از آیه :مثالی برایتان می زنم تا هر کس بخواهد با آن راهیاب شود، پروردگار مهرپرور بر همه چیز دانا و هستی از او روشن است، سرشت مهربان و الهی انسان مانند چراغدانی است كه در آن چراغی باشد و آن چراغ هدایت همواره بدون روغن و سوخت از نور پروردگار مهرپرور مانند اخترى فروزان و درخشان روشن است.


روشنگری:مشکاة = چراغدان. زجاجة = آبگینه. کوکب درّی = اخترِ فروزان. شجرة مبارکة زیتونة = درختِ پربرکتِ زیتون. لا شرقیة و لا غربیة = نه خاوری و نه باختری، یعنی بی‌وابستگی به سو و سرزمین.
این آیه یکی از سه جایی است در قرآن که برای اللّٰه گزاره‌ای خبری می‌آورد، همراه با آیه‌های ۱ و ۲ سوره‌ی اخلاص. به آیه‌ی ۲۵۷ بقره نیز توجه گردد که همین نور را در برآمدن از تاریکی می‌آورد.

35 | آیه 30 - سوره الروم

واژگان کلیدی: الله - دين - ناس

فأقم وجهك للدين حنيفا فطرت الله التي فطر الناس عليها لا تبديل لخلق الله ذلك الدين القيم ولكن أكثر الناس لا يعلمون

برداشت از آیه :افسوس که بسیاری در‌نمی‌یابند سرشتِ همیشه پاک و همیشه بیدارِ انسان، همان سرشتِ الهی است که پروردگارِ مهرپرور در او نهاده؛ و راه و رسمِ برخاسته از آن استوار خواهد ماند.


روشنگری:دین، راه و رسم و آئینِ منتخبِ سرشتِ الهیِ انسان( دین الله) است. مهربانی(ملائکة الله) و یا ستمکاری( نفس بدکنش/شیطان) را انسان به کمک اراده‌ی الهیِ خود (امرالله) انتخاب می‌نماید.
منشاء سرشتِ الهی انسان (فطرة الله) است که در هنگام آفرینش در وی دمیده شده است( روح الله).
تجلیِ سرشتِ الهی در انسان(اذن الله) است.
مجموع کنش‌های بالا، راه و آئینِ مهرِ پروردگارِ مهرپرور (صراط الله/صراط مستقیم) است.
للدين حنيفا = راه و رسم پاک.
الدين القيم = آئین استوار.
فطرت الله = سرشتِ مهربانِ پروردگار مهرپرور.
در قرآن از آیه 31 تا آیه 34 سوره بقره، آیه 70 الاسراء، آیه 14 سوره المؤمنون، آیه 72 سوره ص، آیه 30 سوره الروم، آیه 72 احزاب، آیه 39 نجم، آیات 14 و 15 قیامت، آیه 6 انشقاق، آیه 8 شمس، آیه 4و5 تین، آیات 6،7،8 زلزله، آیه 6 عادیات، رتبه های اعطایی به انسان را نام می برد:
1- انسان را جانشین خود بر روی زمین معرفی می‌کند.
2- فرشتگان را از شناخت کامل انسان عاجز قلمداد می‌کند.
3- با آموزش اسماء دانایی انسان را به کمال می‌رساند.
4- افزونی دانایی انسان را نسبت به فرشتگان به نمایش می‌گذارد.
5- فرمود تا فرشتگان انسان را ستایش نموده و در خدمت او قرار‌گیرند.
6- فرمود فرزندان آدم را گرامی داشته و بر بسیاری برتری بخشیده است.
7- پروردگار مهرپرور خشکی و دریا را تحت سلطه فرزندان آدم قرار داد و چیزهای پاکیزه را روزی او نمود.
8- پروردگار بخاطر کمال خلقت انسان برخود درود و آفرین می‌گوید.
9- پروردگار پس از آفرینش اولیه انسان از روح خود در انسان می‌دمد.
10- پروردگار انسان را بر سرشتِ مهر خویش آفریده است.
11- انسان کوچک اندام چه شجاع و پرتوان است، او اراده و سرشت الهی را که عظمت کهکشانها در برابرش ناچیز است را با خود دارد.
12- فرمود انسان هرچه را بخواهد از راه تلاش به دست آورد.
13- فرمود انسان بر درون خود آگاه است.
14- فرمود انسان حتی آنگاه که بهانه می‌تراشد، بر درون خود آگاه است.
15- فرمود اگرچه با رنج و تلاش فراوان، لیکن انسان به پروردگارش خواهد رسید.
16- اختیار بدکاری و نیکوکاری در وجود انسان بنا نهاده شده است.
17- آفرینش انسان نیکو ترین مرتبه از آفرینش هستی است.
18- اما همین انسان نیکوترین مرتبه، به پست ترین مرتبه آفرینش نیز فرو می‌افتد.
19- در روز رستاخیز هر کس به اندازه وزن ذره ای نیکی کرده آن را خواهد دید ، و هرکس به اندازه وزن ذره ای بدی نموده آن را خواهد دید.
20- و با این همه انسان در برابر پروردگارش ناسپاس است.

سرشتِ الهی (فطرة اللّٰه) در هنگامِ آفرینش در انسان دمیده شد (روح اللّٰه)، و سرچشمه‌ی وجدانِ اوست؛ و انسان باید آن را به‌کار گیرد و متجلی سازد.
وجدانِ الهی (دین اللّٰه) به انسان توانِ سنجش می‌بخشد، تا مهربانی را از ستمکاری بازشناسد: یک سو کارگزارانِ هستی و سرشتِ الهی (ملائکة اللّٰه)، و سویِ دیگر نفسِ بدکنش (الشیطان).
آن‌گاه انسان، با تجلیِ سرشتِ الهیِ خویش و به یاریِ اراده‌ی الهیِ خود (امر اللّٰه) و به اذنِ پروردگار (اذن اللّٰه)، احسنِ تقویمِ خود را به فعل می‌رساند و به جایگاهِ خلیفگی در زمین می‌رسد.
این زنجیره — از دمیدنِ سرشت تا به فعل رسیدنِ آن — همان دهشِ پروردگارِ مهرپرور است (نعمت اللّٰه)، و همان راه و آیینِ مهرِ او (صراط اللّٰه / الصراط المستقیم).
لِلدّینِ حَنیفاً = راه و رسمِ پاک. الدّینُ القَیِّم = آیینِ استوار. فِطرَتَ اللّٰه = سرشتِ مهربانِ پروردگارِ مهرپرور.

36 | آیه 28 - سوره لقمان

واژگان کلیدی: الله - نفس

ما خلقكم ولا بعثكم إلا كنفس واحدة إن الله سميع بصير

برداشت از آیه :پروردگار مهرپرور شنوا و بینا است، آفرینش و انگیزش همه‌ی انسان‌ها مانند آفرینش و انگیزش یک انسان است.


روشنگری:کنفسٍ واحدة = مانندِ یک تن.
آفرینش و برانگیختنِ همه‌ی مردمان بر او همان‌قدر آسان است که آفرینشِ یک تن. به آیه‌ی ۸۲ سوره‌ی یس رجوع شود.

37 | آیه 15 - سوره فاطر

واژگان کلیدی: الله - ناس

يا أيها الناس أنتم الفقراء إلى الله والله هو الغني الحميد

برداشت از آیه :ای مردمان، شما نیازمندانِ پروردگارِ مهرپرورید، و او بی‌نیازِ ستوده است.


روشنگری:خوانشِ درونیِ آیه:
ای انسان پروردگارِ مهرپرور بی‌نیاز و ستوده است و داشته‌هایِ تو همه از اوست.
فقیر = نیازمند. غنیّ = بی‌نیاز.
این آیه بی‌نیازیِ او را از سویِ انسان می‌گوید: آنچه انسان در راهِ او می‌کند، نیازِ انسان است نه نیازِ او. و «غنیّ» را با «حمید» جفت می‌کند بی‌نیازِ ستوده یعنی ستایش از نیازِ ستوده‌شده برنمی‌خیزد، از دیدنِ ستاینده.
به آیه‌ی ۲ سوره‌ی حمد، آیه‌ی ۹۷ سوره‌ی آل عمران و آیه‌ی ۲ سوره‌ی اخلاص رجوع شود.

38 | آیه 82 - سوره یس

واژگان کلیدی:

إنما أمره إذا أراد شيئا أن يقول له كن فيكون

برداشت از آیه :پروردگارم چون اراده به انجام کاری کند، کار انجام شده است.


روشنگری:أمره = اراده‌ی او. کُن فیکون = باش، پس می‌شود.
در او اراده و انجام یکی است. همین عبارت در آیه‌ی ۱۱۷ بقره، آیه‌ی ۴۷ آل عمران و آیه‌ی ۷۳ انعام نیز آمده است.

39 | آیه 53 - سوره الزمر

واژگان کلیدی: الله - نفس

قل يا عبادي الذين أسرفوا على أنفسهم لا تقنطوا من رحمة الله إن الله يغفر الذنوب جميعا إنه هو الغفور الرحيم

برداشت از آیه :می‌گویم: ای رهروانِ من که بر خویش زیاده‌روی کرده‌اید، از مهرِ پروردگارِ مهرپرور نومید مشوید؛ او همه‌ی خطاها را می‌پوشاند، که خطاپوش و مهربان است.


روشنگری:خوانشِ درونیِ آیه:
ای انسانهای نیکو‌سرشت که با پیروی از نفسِ بدکنش برخود ستم روا داشته‌اید، به سرشتِ الهیِ خود امیدوار و با مهربانی همه‌ی خطاهای خود را بپوشانید.

40 | آیه 62 - سوره الزمر

واژگان کلیدی: الله

الله خالق كل شيء وهو على كل شيء وكيل

برداشت از آیه :


41 | آیه 3 - سوره غافر

واژگان کلیدی:

غافر الذنب وقابل التوب شديد العقاب ذي الطول لا إله إلا هو إليه المصير

برداشت از آیه :پروردگار مهرپرور یگانه، روزی آفرین و برپا کننده رستاخیز است و انسان با سرشتی الهی برای رستاخیزی نیکو از بدی پشیمان و به نیکی می‌گراید.


روشنگری:خوانشِ درونیِ آیه:
خطاپوش است و پذیرنده‌ی پشیمانی، پی‌گیرِ کردار و دارنده‌ی دهشِ فراوان؛ جز او پروردگاری نیست و بازگشتِ همه به سویِ اوست.

فراز غافر الذنب وقابل التوب شديد العقاب وابسته به کردار انسان و سرشت الهی اوست و فراز ذي الطول لا إله إلا هو إليه المصير از ویژگی های آفریدگار است.
انسان با پشیمانی از بدی قابل التوب می‌شود.
انسان با نیکی کردن غافر الذنب می‌شود.
انسان با کردار نیک یا بد خود شدید العقاب می‌شود.
روشنگری: غافِرِ الذَّنب = خطاپوش. قابِلِ التَّوب = پذیرنده‌ی پشیمانی. شَدیدِ العِقاب = پی‌گیرِ کردار. ذِی الطَّول = دارنده‌ی دهشِ فراوان.

42 | آیه 17 - سوره غافر

واژگان کلیدی: الله - نفس

اليوم تجزى كل نفس بما كسبت لا ظلم اليوم إن الله سريع الحساب

برداشت از آیه :در هنگامه‌ی رستاخیز هرکس آنچه را انجام داده می‌بیند و حسابرسی پروردگار مهرپرور سریع است و ستمی به‌کسی نمی‌رود.


روشنگری:تُجزیٰ کلُّ نفسٍ بما کَسَبَت = هر کس آنچه را به دست آورده می‌بیند. سریع الحساب = شتابناک در حسابرسی.
به آیه‌ی ۱۸۲ آل عمران، آیه‌ی ۴۷ انبیاء و آیات ۶ تا ۸ زلزله رجوع شود. در همه، آنچه در رستاخیز به انسان می‌رسد کردارِ خودِ اوست

43 | آیه 46 - سوره فصلت

واژگان کلیدی: نفس

من عمل صالحا فلنفسه ومن أساء فعليها وما ربك بظلام للعبيد

برداشت از آیه :هرکه کارِ نیکی کند به سودِ خویش است و هرکه بدی کند به زیانِ خویش؛ و پروردگارِ مهرپرور بر هیچ‌کس ستم نمی‌کند.


روشنگری:من عمل صالحاً فلنفسه = هر که نیکی کند به سودِ خویش است. ظلّام للعبید = ستمکار بر بندگان.
به آیه‌ی ۷۹ نساء و آیه‌ی ۱۶۵ آل عمران رجوع شود که نیکی و بدی را به دو سرچشمه‌ی درونیِ انسان بازمی‌گردانند.

44 | آیه 11 - سوره الشوری

واژگان کلیدی: نفس

فاطر السماوات والأرض جعل لكم من أنفسكم أزواجا ومن الأنعام أزواجا يذرؤكم فيه ليس كمثله شيء وهو السميع البصير

برداشت از آیه :پروردگار مهرپرور شنوا و بينا است و همانندی ندارد، او هستی را آفرید و برای ادامه نسل انسان‌ها و حیوانات آن‌ها را نر و ماده قرار داد.


روشنگری:فاطر = پدیدآورنده. یذرؤکم فیه = نسلِ شما را در آن می‌گستراند. لیس کمثله شیء = هیچ چیز همانندِ او نیست.
این آیه یکی از سه نفیِ قرآن درباره‌ی اوست، همراه با آیه‌های ۳ و ۴ سوره‌ی اخلاص: نه تبار دارد، نه همتا، نه همانند.

45 | آیه 9 - سوره الحجرات

واژگان کلیدی: الله

وإن طائفتان من المؤمنين اقتتلوا فأصلحوا بينهما فإن بغت إحداهما على الأخرى فقاتلوا التي تبغي حتى تفيء إلى أمر الله فإن فاءت فأصلحوا بينهما بالعدل وأقسطوا إن الله يحب المقسطين

برداشت از آیه :پروردگار مهرپرور دادگران را دوست می‌دارد، پس در بین باورمندان به دادگری و آشتی بکوشید، و اگر دو گروه از آنان به نبرد با یکدیگر پرداختند، میان آنان را سازش دهید، و اگر یک گروه نسبت به دیگری ستمگری کرد، با گروه ستمگر نبرد کنید تا دادگرانه آشتی که سرشت الهی انسان‌هاست را گردن نهند.


روشنگری:بغت = ستم کرد. تفیء إلی أمر اللّٰه = به راهِ مهر و به اراده‌ی الهیِ خویش بازگردد.
نبرد در این آیه برای پیروزی نیست، برای بازگرداندنِ ستمگر به داد است؛ و پایانِ کار آشتیِ دادگرانه است.

46 | آیه 16 - سوره ق

واژگان کلیدی: انسان - نفس

ولقد خلقنا الإنسان ونعلم ما توسوس به نفسه ونحن أقرب إليه من حبل الوريد

برداشت از آیه :انسان را آفریدیم و می‌دانیم آنچه نفسِ بدکنش در او وسوسه می‌کند؛ و ما از رگِ گردن به او نزدیک‌تریم.


روشنگری:حَبلِ الوَرید = رگِ گردن. نزدیک‌تر بودن از رگِ گردن، نزدیکیِ مکانی نیست؛ بی‌واسطگی است.
و به این دقت شود که این نزدیکی در همان آیه‌ای گفته می‌شود که از وسوسه‌ی نفسِ بدکنش سخن دارد: او به انسان از نفسِ خودِ انسان نزدیک‌تر است. به آیه‌ی ۱۸۶ سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۸۵ سوره‌ی واقعه و آیه‌ی ۲۴ سوره‌ی انفال رجوع شود.
خوانشِ درونیِ آیه: و پروردگار مهرپرور انسان را آفرید و او را از سرشت خود پر نمود و انسان از وسوسه‌های نفسِ بدکنش خود آگاه است.

47 | آیه 29 - سوره ق

واژگان کلیدی:

ما يبدل القول لدي وما أنا بظلام للعبيد

برداشت از آیه :این سخنم دیگرگون نشود، پروردگارم هرگز به کسی ستم نمی‌کند.


روشنگری:ما یبدّل القولُ لدیّ = سخنِ من دیگرگون نمی‌شود. ظلّام للعبید = ستمکار بر بندگان.
دو چیز در یک آیه کنار هم می‌نشیند: استواریِ سخنِ او و نفیِ ستم از او. به آیه‌ی ۱۱۵ انعام و آیه‌ی ۴۶ فصلت رجوع شود

48 | آیه 85 - سوره الواقعه

واژگان کلیدی:

ونحن أقرب إليه منكم ولكن لا تبصرون

برداشت از آیه :و ما از شما به او نزدیک‌تریم، ولی نمی‌بینید.


روشنگری:این آیه در میانِ آیه‌های جان سپردن می‌آید: در همان لحظه که نزدیکانِ انسان گردِ او ایستاده‌اند، او از همه نزدیک‌تر است و دیده نمی‌شود.
«لا تُبصِرون» = نمی‌بینید؛ سخن از نادیدنی بودن است، نه از دور بودن. به آیه‌ی ۱۶ سوره‌ی ق و آیه‌ی ۲۴ سوره‌ی انفال رجوع شود.

49 | آیه 3 - سوره الحدید

واژگان کلیدی:

هو الأول والآخر والظاهر والباطن وهو بكل شيء عليم

برداشت از آیه :او نخستین است و پسین، آشکار است و نهان؛ و بر هر چیز داناست.


روشنگری:چهار نامِ این آیه او را از هر دو سو تعریف می‌کنند: آغاز و پایانِ هستی، و بیرون و درونِ آن. یعنی جایی نیست که او در آن نباشد — و از همین روست که او را بیرون از خود نباید جست. به آیه‌ی ۴ همین سوره، آیه‌ی ۱۸۶ سوره‌ی بقره و آیه‌ی ۱۶ سوره‌ی ق رجوع شود.

50 | آیه 4 - سوره الحدید

واژگان کلیدی: الله

هو الذي خلق السماوات والأرض في ستة أيام ثم استوى على العرش يعلم ما يلج في الأرض وما يخرج منها وما ينزل من السماء وما يعرج فيها وهو معكم أين ما كنتم والله بما تعملون بصير

برداشت از آیه :اوست که آسمان‌ها و زمین را در زمانی اندک آفرید و آن‌گاه سامانشان داد؛ می‌داند چه در زمین فرو می‌رود و چه از آن برمی‌آید، چه از آسمان فرود می‌آید و چه بالا می‌رود — و هر جا باشید او با شماست؛ و پروردگارِ مهرپرور به کردارِ شما بیناست.


روشنگری:«وَهُوَ مَعَکُم أینَ ما کُنتُم» = هر جا باشید او با شماست. این همراهی، همراهیِ مکانی نیست؛ بی‌واسطگی است — همان که در آیه‌ی ۱۶ سوره‌ی ق «نزدیک‌تر از رگِ گردن» خوانده شده.
«فی سِتَّةِ أیّام» = در زمانی اندک؛ به روشنگریِ آیه‌ی ۵۴ سوره‌ی اعراف رجوع شود.

51 | آیه 22 - سوره الحشر

واژگان کلیدی: الله

هو الله الذي لا إله إلا هو عالم الغيب والشهادة هو الرحمن الرحيم

برداشت از آیه :جز پروردگارِ مهرپرور پروردگاری نیست: پادشاهِ بی‌پیرایه، بی‌گزند، آرام، گواه، توانا، چیره و سرفراز؛ و از همتایانی که برایش می‌گیرند پاک است.


روشنگری:مَلِک = پادشاه. قُدّوس = بی‌پیرایه. سَلام = بی‌گزند. المُؤمِن = آرام. المُهَیمِن = گواه. العَزیز = توانا. الجَبّار = چیره. المُتَکَبِّر = سرفراز. سُبحانَ اللّٰه = پاک است از آنچه همتایش می‌گیرند.
عالم الغیب و الشهادة = دانای پنهان و آشکار. الرحمن الرحیم = مهرپرور و مهربان.
سه آیه‌ی پایانیِ سوره‌ی حشر، یعنی ۲۲ و ۲۳ و ۲۴، نام‌های نیکو را یکجا می‌آورند، و این آیه از میانِ همه‌ی آن نام‌ها با مهر آغاز می‌کند. به آیه‌ی ۱ سوره‌ی فاتحه نیز توجه گردد.

52 | آیه 23 - سوره الحشر

واژگان کلیدی: الله

هو الله الذي لا إله إلا هو الملك القدوس السلام المؤمن المهيمن العزيز الجبار المتكبر سبحان الله عما يشركون

برداشت از آیه :جز پروردگارِ مهرپرور پادشاهِ توانا و چیره و سرفراز، فرخنده، بی‌گزند، آرام و گواه پروردگاری نیست و از همتایانی که برایش قرار می‌دهند مبراست.


روشنگری:جز پروردگارِ پادشاه (ملک)، فرخنده (قدوس)، بی‌گزند (سلام)، آرام (المؤمن)، گواه (المهیمن)، توانا (عزیز)، چیره (جبار) و سرفراز (متکبر) پروردگاری نیست و از همتایانی که برایش قرار می‌دهند (یشرکون) مبراست (سبحان).

53 | آیه 24 - سوره الحشر

واژگان کلیدی: الله

هو الله الخالق البارئ المصور له الأسماء الحسنى يسبح له ما في السماوات والأرض وهو العزيز الحكيم

برداشت از آیه :اوست پروردگارِ مهرپرور، آفریننده‌ی پدیدآور و صورت‌پرداز؛ نام‌های نیکو از آنِ اوست، و هرچه در آسمان‌ها و زمین است با او در راز و نیاز است؛ و او توانای فرزانه است.


روشنگری:پروردگار فرمانروایی فرزانه است(عزیز الحکیم) او ؛ آفریننده(باری)، صورت پرداز(مصور)، دارای نام های نیکوست(اسماء الحسنی) و هرچه در آسمانها و زمین است با او در راز و نیاز اند(یسبح له).
الخالِق = آفریننده. الباری = پدیدآور. المُصَوِّر = صورت‌پرداز. العَزیزُ الحَکیم = توانای فرزانه.
«العزیز» در این دفتر همه‌جا «توانا» است؛ به آیه‌های ۱۸ و ۶۲ سوره‌ی آل عمران رجوع شود. و «فرخنده» برای «تبارک» نگه داشته شده است (آیه‌ی ۵۴ سوره‌ی اعراف).

54 | آیه 8 - سوره الممتحنه

واژگان کلیدی: الله - دين

لا ينهاكم الله عن الذين لم يقاتلوكم في الدين ولم يخرجوكم من دياركم أن تبروهم وتقسطوا إليهم إن الله يحب المقسطين

برداشت از آیه :بی‌گمان پروردگار مهرپرور دادگران را دوست دارد، من نیز شما را به نیکی و دادگری با کسانی که شما را از شهرتان آواره نکرده‌ و با راه و رسمتان جنگی ندارند فرا می‌خوانم.


55 | آیه 14 - سوره الملک

واژگان کلیدی:

ألا يعلم من خلق وهو اللطيف الخبير

برداشت از آیه :پروردگار مهرپرور داننده ای مهربان است، چگونه نداند که چه آفریده؟


56 | آیه 8 - سوره التین

واژگان کلیدی: الله

أليس الله بأحكم الحاكمين

برداشت از آیه :آیا پروردگار مهرپرور نیکوترین داوران نیست؟


57 | آیه 1 - سوره الاخلاص

واژگان کلیدی: الله

بسم الله الرحمن الرحيم قل هو الله أحد

برداشت از آیه :به‌شما می‌گویم؛ پروردگار مهرپرور یگانه است.


58 | آیه 2 - سوره الاخلاص

واژگان کلیدی: الله

الله الصمد

برداشت از آیه :هستی به‌او نیاز دارد.


59 | آیه 3 - سوره الاخلاص

واژگان کلیدی:

لم يلد ولم يولد

برداشت از آیه :نزاده و زاده نشده است.


60 | آیه 4 - سوره الاخلاص

واژگان کلیدی:

ولم يكن له كفوا أحد

برداشت از آیه :شبیه و مانندی ندارد.


روشنگری:چون او را مانندی نیست، شناختش جز از راهِ نام‌ها و نشانه‌هایش نیست؛ آنچه در پی می‌آید چکیده‌ی هر ۴۲ آیه‌ی این واژه است:
1- پروردگار مهرپرور(رحمن) و مهربان(رحیم) است.
2- به هر سو که رو کنید(فاینما تولو)، پروردگار مهرپرور، گشایشگر و دانا(واسع علیم) را آنجا خواهید یافت(فثم وجه الله)، زیرا مشرق و مغرب از آن پروردگار است(و لله المشرق والمغرب).
3- جز او(الا) که والا مرتبه(علی) ، بزرگ(عظیم)، زنده(حی) و برپا دارنده رستاخیز(قیوم) است ، پروردگاری نیست(لا اله). او مالک هرآنچه در آسمان‌ها و زمین است(له ما فی السماوات والارض)، او همواره بیدار است(لا تاخذه سنه و لا نوم)، کسی تاب همراهی با او را ندارد(من ذا الذی یشفع عنده الا باذنه)، پیدا و پنهان همه را می‌داند(یعلم ما بین ایدیهم و ما خلفهم)، و او سرچشمه تمام دانایی‌های هستی است ( و لا یحیطون بشیء من علمه الا باذنه) و مدیریت اش گستره آسمانها و زمین را در بر گرفته(وسع کرسیه السماوات والارض) و نگهداری آن برایش دشوار نیست(و لا یئوده حفظهما).
4- او انسان‌ها را در روز رستاخیز گرد می‌آورد و جز پروردگار مهرپرور خدایی نیست و سخن کسی راست تر از سخن او نیست.
5- و او پروردگار تمام هستی است، بنابراین پنهان و آشکار انسان‌ها را می‌داند و از کار و بار آنان(تکسبون) با‌خبر است.
6- پروردگار ما همان است که؛ آسمان ها و زمین را در شش دوره(یوم) آفرید، آنگاه آن‌را مدیریت نمود(ثم استوی علی العرش)، پدیده شب و روز که پیاپی می‌آیند وخورشید و ماه وستارگان رام فرمان اویند، آگاه باش که آفرینش(خلق) و فرمانروایی(امر) تنها به پروردگار فرخنده(تبارک الله) و پرورش دهنده جهانیان می‌برازد.
7- باورمندان به پروردگار مهرپرور(الذین آمنوا) دلهاشان به آرامش رسیده، آگاه باش که دل‌ها به یاد خدا آرام می‌گیرند.
8- چه بسیارند آنان که دیدار پروردگارشان را در رستاخیز انکار می کنند، آیا آنان در دل خویش تفکر نمی کنند که تمام آسمان ها و زمین و همه‌ی هستی جز به‌سزا و تا هنگامی معین آفریده نشده اند؟
9- برای پروردگار شنوا و بینا، آفرینش و انگیزش همه‌ی انسان‌ها در دو جهان مانند آفرینش یک تن است.
10- ای رهروان پروردگار مهرپرور(یا عبادی) که زياده‏ روى(اسرفوا) کرده‌‏ايد از مهر پروردگار(رحمه الله) مهربان(رحیم) خطاپوش(غفور) نومید مشوید، همانا او همه خطاها را با خوبی‌هایتان می‌پوشاند(یغفر الذنوب).
11- پروردگاری جز پروردگار مهرپرور یگانه، خطاپوش(غافر الذنب)، پذیرنده‌ی خطاکاران پشیمان(قابل التوب)، پی‌گیر کردارِ انسان(شدید العقاب)، روزی‌بخش(ذی الطول) که بازگشت همه بسوی اوست، وجود ندارد.
12- در هنگامه‌ی رستاخیز(الیوم) هرکس آنچه را انجام داده می‌بیند(تجزی کل نفس بما کسبت) و حسابرسی پروردگار مهرپرور سریع است(ان الله سریع الحساب) و ستمی به کسی نمی‌رود(لا ظلم الیوم).
13- جز پروردگار(الله) مهرپرور(رحمن) مهربان(رحیم) که دانای پنهان و آشکار است، پروردگاری نیست.
14- جز پروردگار پادشاه(ملک)؛ بی‌پیرایه(قدوس)، بی‌گزند(سلام)، آرام(المؤمن) ، گواه(المهیمن)، توانا(عزیز)، چیره(جبار) و سرفراز(متکبر)، پروردگاری نیست و از همتایانی که برایش قرار می‌دهند(یشرکون) مبراست(سبحان).
15- پروردگار توانای فرزانه(عزیز الحکیم) او ؛ آفریننده(باری)، صورت‌پرداز(مصور)، دارای نام‌های نیکوست(اسماء الحسنی) و هرچه در آسمان‌ها و زمین است برای او در راز و نیاز اند(یسبح له).
16- آیا پروردگار مهرپرور نیکوترین داوران(احکم الحاکمین) نیست؟