سوره الانعام
بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله الذي خلق السماوات والأرض وجعل الظلمات والنور ثم الذين كفروا بربهم يعدلونَ(1)
برداشت از آیه :ستایش از آنِ پروردگارِ مهرپرور است که آسمانها و زمین را آفرید و تاریکی و روشنایی را پدید آورد؛ با این همه، ستمگران برای پروردگارِ خویش همتا میآورند.
روشنگری:حمد = ستایش از دل. یعدلون = همتا میآورند و برابر مینهند.
در این دفتر تاریکی نشانِ ستم است و روشنایی نشانِ مهر. پس پدید آوردنِ هر دو یعنی انسان میانِ دو راه نهاده شده است و برگزیدن کارِ خودِ اوست. به آیهی ۲۵۷ بقره رجوع شود.
هو الذي خلقكم من طين ثم قضى أجلا وأجل مسمى عنده ثم أنتم تمترونَ(2)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور کالبدِ انسان را از مادهای ناچیز آفرید و برای او سرآمدی معین نهاد، و سرآمدی دیگر نزدِ خودِ اوست؛ با این همه انسان دو دل میماند.
روشنگری:طین = مادهای ناچیز. أجل = سرآمد و پایانِ زمان. تمترون = دو دلی و تردید.
در این آیه دو سرآمد آمده است: یکی که برای انسان مقرر شده، و یکی که نزدِ او نامبرده است.
وهو الله في السماوات وفي الأرض يعلم سركم وجهركم ويعلم ما تكسبونَ(3)
برداشت از آیه :و او پروردگارِ مهرپرورِ تمامِ هستی است، پنهان و آشکارِ انسانها را میداند و از کار و بارِ آنان باخبر است.
روشنگری:سرّ و جهر = پنهان و آشکار. ما تکسبون = آنچه به دست میآورید.
دانشِ او به پنهان و آشکار در آیهی ۷۳ همین سوره و آیهی ۲۲ حشر نیز آمده است.
وما تأتيهم من آية من آيات ربهم إلا كانوا عنها معرضينَ(4)
برداشت از آیه :هیچ نشانهای از نشانههای سرشتِ الهی به آنان نمیرسد که از آن روی برنگردانند.
روشنگری:آیه = نشانه. معرضین = رویگردانان.
نشانههای پروردگار همان نشانههای سرشتِ الهی است که در خودِ انسان نهاده شده. به آیهی ۱۰۸ آل عمران رجوع شود.
فقد كذبوا بالحق لما جاءهم فسوف يأتيهم أنباء ما كانوا به يستهزئونَ(5)
برداشت از آیه :نشانه های الهی را، دروغ انگاشتند، زودا که در رستاخیز، از آنچه که ریشخند می نمایند آگاه شوند.
روشنگری:راستی را که به آنان رسید دروغ انگاشتند؛ و به زودی خبرِ آنچه را به ریشخند میگرفتند خواهند یافت.
ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكناهم في الأرض ما لم نمكن لكم وأرسلنا السماء عليهم مدرارا وجعلنا الأنهار تجري من تحتهم فأهلكناهم بذنوبهم وأنشأنا من بعدهم قرنا آخرينَ(6)
برداشت از آیه :آیا ندیدند که پیش از آنان چه نسلها فروپاشیدند؟ آنان را در زمین توانی داده بودیم که شما را ندادهایم، و باران را بر ایشان پیوسته فرو فرستادیم و رودها را زیرِ پایشان روان ساختیم؛ آنگاه به کیفرِ کردارِ خویش فروپاشیدند و نسلی دیگر از پسِ آنان برآمد.
روشنگری:قرن = نسل، مردمانِ یک روزگار. مدراراً = پرباران و پیوسته. بذنوبهم = به سببِ کردارِ خودشان.
پایانِ آیه همان قاعدهای را میگوید که در سراسرِ قرآن تکرار میشود: رنجی که بر انسان میآید از کردارِ خودِ اوست. به آیهی ۷۹ نساء و ۱۶۵ آل عمران رجوع شود.
ولو نزلنا عليك كتابا في قرطاس فلمسوه بأيديهم لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبينَ(7)
برداشت از آیه :و اگر نوشتهای بر کاغذ بر تو فرو میفرستادیم و آن را با دستِ خویش میسودند، باز ستمگران میگفتند این جز افسونی آشکار نیست.
روشنگری:قرطاس = کاغذ و برگِ نوشتن. سحر مبین = افسونی آشکار.
ناباوری با دیدن و بسودن برنمیخیزد، چون ریشهاش در نادیده گرفتن است نه در ندیدن.
وقالوا لولا أنزل عليه ملك ولو أنزلنا ملكا لقضي الأمر ثم لا ينظرونَ(8)
برداشت از آیه :گفتند چرا کارگزاری از هستی بر او فرود نیامد؟ و اگر کارگزاری میفرستادیم، کار به پایان میرسید و دیگر درنگی نمیماند.
روشنگری:ملک = کارگزارِ هستی. لقضی الأمر = کار به پایان میرسید.
یعنی جای آزمون و مهلت نمیماند؛ و آزمون همان جایی است که انسان خود برمیگزیند.
ولو جعلناه ملكا لجعلناه رجلا وللبسنا عليهم ما يلبسونَ(9)
برداشت از آیه :و اگر او را کارگزاری از هستی میکردیم، باز او را مردی میساختیم، و همان سرگشتگی که دارند بر ایشان میماند.
روشنگری:راهنما باید از جنسِ راهپویان باشد تا پیروی از او شدنی باشد؛ از همین رو پیامآور انسان است. به آیهی ۹۴ اسراء و آیهی ۱۱۰ کهف رجوع شود.
ولقد استهزئ برسل من قبلك فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به يستهزئونَ(10)
برداشت از آیه :پیامآورانِ پیش از تو را نیز به ریشخند گرفتند، و سرانجام همان چیزی که ریشخندش میکردند، ریشخندکنندگان را فرا گرفت.
قل سيروا في الأرض ثم انظروا كيف كان عاقبة المكذبينَ(11)
برداشت از آیه :میگویم در زمین بگردید و ببینید سرانجامِ دروغانگاران چه شد.
قل لمن ما في السماوات والأرض قل لله كتب على نفسه الرحمة ليجمعنكم إلى يوم القيامة لا ريب فيه الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنونَ(12)
برداشت از آیه :میپرسم آنچه در آسمانها و زمین است از آنِ کیست؟ پاسخ: از آنِ پروردگارِ مهرپرور، که مهر را بر خویش نوشته است. او همگان را به روزِ رستاخیز گرد میآورد و در آن تردیدی نیست؛ و زیانکاران آنانند که خود را به زیان افکندهاند و باور نمیآورند.
روشنگری:خوانشِ درونیِ آیه:
تردید ندارم نفسِ آفریننده هستی مهربانی را برگزیده و رستاخیز را برپا خواهد نمود و آنکه این را درنیابد زیان مییابد.
کَتَبَ عَلیٰ نَفسِهِ الرَّحمَة = مهر را بر خویش نوشت. همین عبارت در آیهی ۵۴ همین سوره نیز آمده، و پایهی آن است که در این دفتر اللّٰه پروردگارِ مهرپرور خوانده میشود.
خَسِروا أنفُسَهُم = خود را به زیان افکندند؛ زیان از خودشان است نه از بیرون.
لَیَجمَعَنَّکُم = همگان را گرد میآورد. همین عبارت در آیهی ۸۷ نساء هم هست، و در هر دو جا گردآوریِ رستاخیز در پیِ یادِ مهر میآید.
وله ما سكن في الليل والنهار وهو السميع العليمَ(13)
برداشت از آیه :و آنچه در شب و روز آرام میگیرد از آنِ اوست؛ و او شنوا و داناست.
روشنگری:ما سَکَنَ = آنچه آرام میگیرد، یعنی هر چه در شب و روز جای دارد.
قل أغير الله أتخذ وليا فاطر السماوات والأرض وهو يطعم ولا يطعم قل إني أمرت أن أكون أول من أسلم ولا تكونن من المشركينَ(14)
برداشت از آیه :میگویم آیا جز پروردگارِ مهرپرور را پشتیبان بگیرم؟ او که پدیدآورندهی آسمانها و زمین است و روزی میدهد و روزی داده نمیشود. و مرا فرمان رسیده که نخستین سرسپرده باشم، و تو از انبازآوران مباش.
روشنگری:خوانشِ درونیِ آیه:
به شما می گویم که اراده و اختیار الهی در سرشت من است، دلسپرده اویم که آفریننده آسمانها و زمین است، و او که خوراک دهنده است و خود چیزی نمی خورد، من هرگز انبازی برای او نخواهم آورد، من چگونه یاوری غیر راه مهر او برگزینم؟
امرت = فرمان یافتم، معنی امر یا فرمان در این آیه با استناد با آیات دیگر و وجود واژه اسلم در همین آیه، فرمانی تکوینی برداشت گردیده است، یعنی همان "الست بربکم" که با سرشت انسان عجین شده است.14 آیه در قرآن، واژه "امرت" بکار رفته که در بیشتر آنها دو واژه دیگر با ریشه "سلم" و "اول" نیز بکار رفته است. آیات مذکور با آیات: 30 از سوره روم: " فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذَلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ" ، و 172 از سوره اعراف: "وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ" همخوانی دارد. به عبارت دیگر "فرمان" از درون و سرشت پیامبر جوشان است.
اسلم = تسلیم، سر نهاده، بلی گفتن به پروردگار وقتی پرسید الست بربکم؟ قالوا بلی(اعراف 172) وآیه: أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ" (آیه 83 سوره آل عمران)، تسلیم تکوینی برداشت گردیده است.
ولی = پشتیبان و سرپرست. فاطر = پدیدآورنده. مشرک = انبازآور.
یُطعِمُ وَلا یُطعَم = روزی میدهد و روزی داده نمیشود، و این همان بینیازیِ اوست. به آیهی ۲ سورهی اخلاص رجوع شود.
أسلَمَ = سر سپردن و گردن نهادن.
قل إني أخاف إن عصيت ربي عذاب يوم عظيمَ(15)
برداشت از آیه :میگویم اگر از پروردگارِ خویش سر بپیچم، از رنجِ روزی بزرگ بیمناکم.
روشنگری:عذاب = رنج. و این رنج، چنانکه در سراسرِ این دفتر آمده، پیامدِ کردارِ خودِ انسان است.
من يصرف عنه يومئذ فقد رحمه وذلك الفوز المبينَ(16)
برداشت از آیه :به راستی در چنان روز، هر کس در سایه مهر پروردگار مهرپرور باشد، رستگار است.
وإن يمسسك الله بضر فلا كاشف له إلا هو وإن يمسسك بخير فهو على كل شيء قديرَ(17)
برداشت از آیه :در رستاخیز اگر زیانکار و یا رستگار باشی، کسی را یارای دگرگونی آن نخواهد بود، و تنها پروردگار مهرپرور است که بر هر کاری توانا است.
روشنگری:در جهان بینی قرآنی منشاء همه افعال انسان و هستی، پروردگار مهرپرور می باشد.
ضُرّ = گزند. کاشِف = بردارنده.
سخن در این آیه از سامانِ هستی است، که سود و زیان هر دو از او میگذرد. و در جای دیگر آمده که ستم از او نمیرود و آنچه از رنج به انسان میرسد از کردارِ خودِ اوست. به آیهی ۷۹ نساء رجوع شود.
وهو القاهر فوق عباده وهو الحكيم الخبيرَ(18)
برداشت از آیه :او فرزانه ای آگاه، و چیره بر همه هستی می باشد.
روشنگری:آیات 83 سوره آل عمران و 10 سوره فتح، تشریح کامل برداشت همین آیه می باشند:
"أَفَغَيْرَ دِينِ اللَّهِ يَبْغُونَ وَلَهُ أَسْلَمَ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَإِلَيْهِ يُرْجَعُونَ"
"إِنَّ الَّذِينَ يُبَايِعُونَكَ إِنَّمَا يُبَايِعُونَ اللَّهَ يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ فَمَنْ نَكَثَ فَإِنَّمَا يَنْكُثُ عَلَى نَفْسِهِ وَمَنْ أَوْفَى بِمَا عَاهَدَ عَلَيْهُ اللَّهَ فَسَيُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا ﴿۱۰﴾"
قل أي شيء أكبر شهادة قل الله شهيد بيني وبينكم وأوحي إلي هذا القرآن لأنذركم به ومن بلغ أئنكم لتشهدون أن مع الله آلهة أخرى قل لا أشهد قل إنما هو إله واحد وإنني بريء مما تشركونَ(19)
برداشت از آیه :به شما میگویم که گواهیِ پروردگار مهرپرور بالاترین است و شما نیز آگاه باشید که از همتایی که برای او میآورید رویگردانم و این کتابِ پندآموز تجلیِ اراده و سرشتِ آن یگانه است.
روشنگری:جانشینیِ پروردگار مهرپرور یا احسنِ تقویم شدن همه از نفخهی پروردگار مهرپرور است که اراده و اختیار خود را در انسان به ودیعه گذارد و کارگزاران هستی را در خدمت انسان گماشت، وحیِ قرآن نیز همان تجلیِ ارادهی پروردگار مهرپرور در پیامبر میباشد.
شهید = گواه. وَمَن بَلَغ = و هر که این پیام به او برسد. بریء = بیزار و بیپیوند.
گواهیِ پروردگار بزرگترین گواهی است، چون از بیرونِ کشمکشِ مردمان است.
الذين آتيناهم الكتاب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم الذين خسروا أنفسهم فهم لا يؤمنونَ(20)
برداشت از آیه :کتابدارانِ پیشین او را چنان میشناسند که فرزندانِ خود را میشناسند؛ و آنان که خود را به زیان افکندهاند باور نمیآورند.
روشنگری:الَّذینَ آتَیناهُمُ الکِتاب = کتابداران، آنان که کتاب به ایشان داده شد.
ضمیرِ او میتواند به پیامآور برگردد یا به خودِ این سخن.
خَسِروا أنفُسَهُم = خود را به زیان افکندند. همین عبارت در آیهی ۱۲ همین سوره نیز آمده است.
ومن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو كذب بآياته إنه لا يفلح الظالمونَ(21)
برداشت از آیه :کدام ستم بزرگتر از آن است که کسی بر پروردگارِ مهرپرور دروغ ببندد یا نشانههای سرشتِ الهی را دروغ انگارد؟ ستمکاران رستگار نمیشوند.
روشنگری:افتَریٰ = دروغ بستن، از خود بافتن.
ويوم نحشرهم جميعا ثم نقول للذين أشركوا أين شركاؤكم الذين كنتم تزعمونَ(22)
برداشت از آیه :و روزی که همگان را گرد آورم، به انبازآوران میگویم آن انبازانی که میپنداشتید کجایند؟
ثم لم تكن فتنتهم إلا أن قالوا والله ربنا ما كنا مشركينَ(23)
برداشت از آیه :در روز رستاخیز که ترفند های آنان پایان یابد، گویند: "پروردگارا به تو سوگند که تو همتایی نداشتی".
انظر كيف كذبوا على أنفسهم وضل عنهم ما كانوا يفترونَ(24)
برداشت از آیه :بنگرید که چگونه به خود ناراستی کردند و چگونه ترفند های ایشان بر باد رفته است.
ومنهم من يستمع إليك وجعلنا على قلوبهم أكنة أن يفقهوه وفي آذانهم وقرا وإن يروا كل آية لا يؤمنوا بها حتى إذا جاءوك يجادلونك يقول الذين كفروا إن هذا إلا أساطير الأولينَ(25)
برداشت از آیه :و ناباورانی هستند که در همان حال که به من گوش می سپارند، بر دلهای خود پرده افکنده و در گوشهایشان پنبه نهاده، تا سخنم را در نیابند، و ستیزه جویانه، در پیش چشمانم، با آنکه تمام نشانه ها را می بینند، آنها را همان افسانه های پیشینیان می نامند.
روشنگری:أکِنَّة = پردهها. وَقر = سنگینیِ گوش. أساطیر = افسانهها.
در این دفتر پرده افتادن بر دل و گوش، کارِ خودِ انسان شمرده میشود. به آیهی ۷ بقره رجوع شود.
وهم ينهون عنه وينأون عنه وإن يهلكون إلا أنفسهم وما يشعرونَ(26)
برداشت از آیه :دیگران را از آن بازمیدارند و خود نیز از آن دور میشوند، و جز خویش را به نابودی نمیکشانند، و درنمییابند.
روشنگری:یَنهَونَ عَنه = دیگران را بازمیدارند. یَنأونَ عَنه = خود دور میشوند. آیه این دو را پشتِ هم میآورد چون یک کار است با دو رو.
ولو ترى إذ وقفوا على النار فقالوا يا ليتنا نرد ولا نكذب بآيات ربنا ونكون من المؤمنينَ(27)
برداشت از آیه :آنان در رستاخیز، آنگاه که خود را در آتش افسوس می یابند، آرزو می کنند ایکاش بازگشتی می بود و آنان پیامبر و کتاب را پذیرفته و از باورمندان می شدند.
بل بدا لهم ما كانوا يخفون من قبل ولو ردوا لعادوا لما نهوا عنه وإنهم لكاذبونَ(28)
برداشت از آیه :نه، آنچه پیش از این پنهان میکردند برایشان آشکار شد؛ و اگر بازگردانده شوند، به همان کاری بازمیگردند که از آن بازداشته شده بودند، و آنان دروغگویند.
روشنگری:خطاب آیه به کسانی است که دانسته و علیرغم شناخت پیامبر و تشخیص وحی بودن قرآن، به هر دلیل از جمله حفظ قدرت و موقعیت و...، شناخت قلبی خود را نه تنها مطرح نمی کردند، بلکه در برابر دیگران، رسالت پیامبر را دروغ، قرآن را همان افسانه های پیشینیان و رستاخیز را نفی می کردند.
وقالوا إن هي إلا حياتنا الدنيا وما نحن بمبعوثينَ(29)
برداشت از آیه :هم آنان که می گفتند: جز این زندگی دنیا، زندگی دیگری نیست و رستاخیزی در کار نخواهد بود.
ولو ترى إذ وقفوا على ربهم قال أليس هذا بالحق قالوا بلى وربنا قال فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرونَ(30)
برداشت از آیه :و در رستاخیز چون خود را در برابر پروردگارشان می یابند، بلی را می گویند، و رنج افسوس را سزای پنهان کردن حق و ستمگری خود می دانند.
روشنگری:پروردگار مهرپرور برای دومین بار پیمان مهر خود را با انسان یادآور می شود، یک بار در روز الست و ازل و دیگر بار در روز رستاخیز و ابد، "قالوا بلی" که در رستاخیز رخ می دهد، اشاره به همان "عهد الست" دارد که در آیه 172 سوره اعراف فرمود:
وَإِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَأَشْهَدَهُمْ عَلَى أَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّكُمْ قَالُوا بَلَى شَهِدْنَا أَنْ تَقُولُوا يَوْمَ الْقِيَامَةِ إِنَّا كُنَّا عَنْ هَذَا غَافِلِينَ
هم پوشانی معتایی این دو آیه، روح مرا بر می انگیزاند.
یادآوری: این که در جای جای قرآن عذاب را رنج حسرت مشاهده کردار دوران زندگی وی در این جهان و زیانی که بر خود وارد نموده، برداشت گردیده و این که کفر بیشتر به معنای ستم به خود برداشت شده را به روشنی در معنای دو آیه 30 و 31 همین سوره می توان مشاهده نمود. قالوا یا حسرتنا علی ما فرطنا و هم یحملون اوزارهم علی ظهورهم الا ساء ما یذرون (31 انعام)
بِما کُنتُم تَکذِبون = به سببِ همان دروغانگاری. رنج از کردارِ خودِ آنان برمیخیزد.
قد خسر الذين كذبوا بلقاء الله حتى إذا جاءتهم الساعة بغتة قالوا يا حسرتنا على ما فرطنا فيها وهم يحملون أوزارهم على ظهورهم ألا ساء ما يزرونَ(31)
برداشت از آیه :زیانکار شدند آنان که دیدارِ پروردگارِ مهرپرور را دروغ انگاشتند؛ تا آنگاه که هنگامهی رستاخیز به ناگاه فرا رسد و بگویند دریغ بر آنچه در آن کوتاهی کردیم، و بارِ کردارِ خویش را بر دوش میکشند. و چه بد باری است آنچه برمیدارند.
روشنگری:الساعة = هنگامهی رستاخیز. أوزار = بارِ گران، بارِ کردار. فَرَّطنا = کوتاهی کردیم.
دریغ و افسوسِ این آیه همان است که در این دفتر رستاخیزِ پرحسرت خوانده میشود.
وما الحياة الدنيا إلا لعب ولهو وللدار الآخرة خير للذين يتقون أفلا تعقلونَ(32)
برداشت از آیه :و زندگیِ این جهان جز بازی و سرگرمی نیست، و سرایِ واپسین برای نیکوکاران بهتر است؛ آیا نمیاندیشید؟
روشنگری:یَتَّقون = نیکوکاران و پرهیزگاران. به روشنگریِ آیهی ۶۸ همین سوره رجوع شود.
قد نعلم إنه ليحزنك الذي يقولون فإنهم لا يكذبونك ولكن الظالمين بآيات الله يجحدونَ(33)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور آگاه است، که سخنِ ستمکاران، مرا اندوهگین میسازد، ولی آنان در حقیقت مرا دروغگو نمیشمارند، بلکه ستمکاران نشانهها را انکار میکنند.
روشنگری:یَجحَدون = انکار میکنند با آنکه میدانند.
ستیزِ آنان با پیامآور نیست، با نشانههایی است که در خودشان نهاده شده.
ولقد كذبت رسل من قبلك فصبروا على ما كذبوا وأوذوا حتى أتاهم نصرنا ولا مبدل لكلمات الله ولقد جاءك من نبإ المرسلينَ(34)
برداشت از آیه :سخنانِ پروردگارِ مهرپرور دگرگون نمیشود، گزارشِ پیامبران پیشین را بخوبی میدانم، آنان نیز تا رسیدن به پیروزی، در برابر انکارها و آزارها، شکیبایی ورزیدند.
روشنگری:لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِ اللّٰه = سخنانِ او را جایگزینی نیست. به آیهی ۱۱۵ همین سوره و آیهی ۲۹ ق رجوع شود.
وإن كان كبر عليك إعراضهم فإن استطعت أن تبتغي نفقا في الأرض أو سلما في السماء فتأتيهم بآية ولو شاء الله لجمعهم على الهدى فلا تكونن من الجاهلينَ(35)
برداشت از آیه :پس من از نا آگاهان نیستم، و رویگردانیِ ستمگران بر من گراننیاید، و از درونِ زمین و یا آسمان در جستجوی، نشانهی بیشتر نخواهم بود، اگر پروردگارِ مهرپرور خواسته بود، همهی شما مرا باور میکردید.
روشنگری:در آیه 33 همین سوره نیز مضمون این دلداری را به بیانی دیگر مطرح فرمود: آنان که رسالت تو را باور نمی کنند، با تو مشکل ندارند، بلکه با آیات من که پروردگارشان هستم مشکل دارند.
- برداشت از آیه 35 را به ترتیب زیر نیز می توان انگاشت:
پس من از نا آگاهان نیستم، و رویگردانی شما بر من گران نمی آید، و ضرورت ندارد تا از درون زمین و یا آسمان، نشانه ای برایتان بیاورم، اگر مشیت پروردگار مهرپرور بود، همه شما مرا باور می کردید.
نَفَق = راهِ زیرزمینی. سُلَّم = نردبان.
آیه میگوید گرد آوردنِ همه بر یک راه شدنی بود و نشد، چون برگزیدن کارِ خودِ انسان است و آزمون در همین است.
إنما يستجيب الذين يسمعون والموتى يبعثهم الله ثم إليه يرجعونَ(36)
برداشت از آیه :بهراستی آنان که گوشِ شنوا دارند، مرا میپذیرند، و دلمردگان را نیز، پروردگارِ مهرپرور، در روزی که همه بهسویش میآیند، زنده میسازد.
روشنگری:یَستَجیب = پاسخ میدهد و میپذیرد. در این آیه شنیدن شرطِ پذیرفتن است.
مرده در برابرِ شنونده نشسته است، و میتواند همان دلِ ناشنوایی باشد که در آیهی ۲۵ آمد.
وقالوا لولا نزل عليه آية من ربه قل إن الله قادر على أن ينزل آية ولكن أكثرهم لا يعلمونَ(37)
برداشت از آیه :بیشترِ آنان که از من پرسند، چرا پروردگارم نشانهای برایم نمیآورد؟ دانایی ندارند، بهشما میگویم، پروردگارِ مهر پرور بر این کار توانا است.
روشنگری:این استدلال قرآن ممکن است برای برخی شبه ایجاد نماید که چرا پروردگاری که می تواند با آوردن نشانه یا معجزه مشکل انسان های سخت باور را حل کند، صرفا به ذکر توانایی خود در آوردن معجزه اکتفا و از آوردن معجزه خودداری می کند؟ پاسخ در چارچوب جهان بینی قرآنی این چنین به نظر می رسد:
- معجزه برای یک زمان خاص و برای یک عده انسان های خاص در همان زمان وقوع معجزه قابل درک و شناسایی بوده و مشکل کسانی که آنرا نمی بینند همچنان باقی می ماند.
- حتی در زمان وقوع معجزات برخی آن ها را سحر و جادو میخواندند.
وما من دابة في الأرض ولا طائر يطير بجناحيه إلا أمم أمثالكم ما فرطنا في الكتاب من شيء ثم إلى ربهم يحشرونَ(38)
برداشت از آیه :و هیچ جنبندهای در زمین و هیچ پرندهای که با دو بالِ خویش میپرد نیست مگر آنکه گروههایی مانندِ شمایند؛ در کتاب چیزی را فرو نکردهایم، و سپس همه به سویِ پروردگارِ خویش گرد آورده میشوند.
روشنگری:امم = گروه ها، جماعت.
کتاب = نوشته، سرنوشت.
ما فرطنا = بی هیچ گزافی، بی هیچ زیاده روی.
دابّة = جنبنده. أُمَم = گروهها و تیرهها. أمثالُکُم = مانندِ شما، یعنی هر گروه راه و سامانِ خود را دارد.
والذين كذبوا بآياتنا صم وبكم في الظلمات من يشإ الله يضلله ومن يشأ يجعله على صراط مستقيمَ(39)
برداشت از آیه :آنان که نشانههای پروردگارِ مهرپرور را دروغ می انگارند، مانند انسانهای ناشنوا و گنگ، در تاریکی گام برمیدارند، و انسان مسیر ستمگری و یا نیکوکاری را خود بر میگزیند.
روشنگری:ضل = آن که در او خیری نباشد، ستمکار، گمراه
صراط مستقیم = راهی که از ستم دور و به نیکی نزدیک می شود،
صراط = راهی بین دوزخ و فردوس
من یشاء الله یضلله = در جهان بینی قرآن هرگونه خواست و یا عمل انسان خارج از اذن و مشیت الهی به فعل در نمی آید و این جنبه تکوینی دارد. هرکس بدی و ستم و یا نیکی و نیکویی را انتخاب کند، این انتخاب در چارچوب مشیت الهی قابلیت انجام پیدا کرده است، پس پروردگار آنرا به خود منتسب می سازد. (و ما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی).
صُمّ و بُکم = ناشنوا و گنگ. ظلمات = تاریکیها و ستمها.
به آیهی ۱۸ بقره رجوع شود که همین دو واژه را دربارهی ستمکاران میآورد.
قل أرأيتكم إن أتاكم عذاب الله أو أتتكم الساعة أغير الله تدعون إن كنتم صادقينَ(40)
برداشت از آیه :از شما میخواهم تا بیندیشید و حقیقت را بگویید، اگر رستاخیز فرا رسد و یا شما را رنج و دردی باشد، آیا جز پروردگارِ مهرپرور، چه کسی را میخوانید؟
روشنگری:تَدعون = میخوانید و به یاری میطلبید.
بل إياه تدعون فيكشف ما تدعون إليه إن شاء وتنسون ما تشركونَ(41)
برداشت از آیه :در رستاخیز تنها پروردگارِ مهرپرور را میخوانید، و همتایان دروغین محو شدهاند و آنان را از یاد میبرید.
روشنگری:تدعون: خواندن کسی، صدا کردن کسی.
یَکشِف = برمیدارد.
در تنگنا انسان به سرشتِ خویش بازمیگردد و انبازهای ساختگی از یادش میرود.
ولقد أرسلنا إلى أمم من قبلك فأخذناهم بالبأساء والضراء لعلهم يتضرعونَ(42)
برداشت از آیه :بر مردمانِ پیش از من نیز پیامبرانی آمدند و آنان نیز به سختیها و تنگناها آزمون شدند، تا شاید فروتنی پیشه سازند؟
روشنگری:بأساء و ضرّاء = سختی و گزند. یَتَضَرَّعون = فروتنی و زاری.
فلولا إذ جاءهم بأسنا تضرعوا ولكن قست قلوبهم وزين لهم الشيطان ما كانوا يعملونَ(43)
برداشت از آیه :پس چرا آنگاه که سختی به آنان رسید فروتنی نکردند؟ ولی دلهایشان سخت شد و نفسِ بدکنش کردارشان را در چشمشان آراست.
روشنگری:زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیطان = نفسِ بدکنش کردارشان را آراست. به واژهی کلیدیِ نفسِ بدکنش رجوع شود.
فلما نسوا ما ذكروا به فتحنا عليهم أبواب كل شيء حتى إذا فرحوا بما أوتوا أخذناهم بغتة فإذا هم مبلسونَ(44)
برداشت از آیه :پس چون آنچه را یادشان داده بودند از یاد بردند، درهای همه چیز را بر آنان گشودم، تا آنگاه که به آنچه یافتند شادمان شدند، به ناگاه گرفتار آمدند و در نومیدی فرو ماندند.
روشنگری:مُبلِسون = نومید و درمانده.
فراخیِ بییادآوری، خود آزمونی است سختتر از تنگنا.
فقطع دابر القوم الذين ظلموا والحمد لله رب العالمينَ(45)
برداشت از آیه :ستایش برای پروردگارِ مهرپرور، پروردگارِ جهانیان است که گروهِ ستمکار را این چنین بیریشه ساخت.
روشنگری:واژه قطع در این آیه به معنی قطع ریشه ستمکاری و از میان برداشتن آن است.
دابِر = بنیاد و دنباله.
قل أرأيتم إن أخذ الله سمعكم وأبصاركم وختم على قلوبكم من إله غير الله يأتيكم به انظر كيف نصرف الآيات ثم هم يصدفونَ(46)
برداشت از آیه :بنگرید پروردگارِ مهرپرور چگونه نشانههای روشنگرش را بیان میکند و نمیپذیرید؛ آیا اگر شنوایی و بینایی و دانایی به شما نداده بود، کدام پروردگارِ دیگری آنها را به شما باز میگرداند؟
روشنگری:نُصَرِّفُ الآیات = نشانهها را گونهگون میآورم. یَصدِفون = روی میگردانند.
قل أرأيتكم إن أتاكم عذاب الله بغتة أو جهرة هل يهلك إلا القوم الظالمونَ(47)
برداشت از آیه :بهمن بگویید، اگر رستاخیز و مرگ بهناگاه و یا آشکارا فرا رسد، چهکسی غیر از مردمانِ ستمکار زیان می بیند؟
روشنگری:عذاب: آنچه دشوار باشد بر انسان و او را از قصدش باز دارد، جفا، بلا، شکنجه # مرگ
یهلک: مرگ، نابودی دمار، جویندگان آب و علف که راه را گم کرده باشند # زیانکار.
عذاب الله بغتتا او جهرتا: در جهان بینی قرآنی "رستاخیز" و "مرگ" دو پدیده ای هستند که هیچ کس از زمان وقوع آن ها اطلاعی ندارد و برداشت مفهومی از واژه عذاب چه ناگهانی و یا چه با درک و مشاهده لحظه وقوع آن باشد، می تواند بر مرگ یا رستاخیز اطلاق گردد.
برای روشنگری بیشتر به روشنگری ذیل آیه 68 سوره انفال رجوع شود.
- در این آیه عذاب به مفهوم فرا رسیدن مرگ و رستاخیز است.
بَغتَة = ناگهان. جَهرَة = آشکارا.
وما نرسل المرسلين إلا مبشرين ومنذرين فمن آمن وأصلح فلا خوف عليهم ولا هم يحزنونَ(48)
برداشت از آیه :پیامبران جز برای مژده و هشدار نیامدند، پس هرکس باورمند و نیکوکار باشد، بیم و اندوهی نخواهد داشت.
روشنگری:لا نفرق بین احد من رسله در این آیه تبیین گردیده است.
باور به پروردگار مهرپرور و مهربانی محور اصلی رستگاری و پیام همه پیامبران بوده است.
أصلَحَ = به سامان کردن. در این آیه باور تنها بسنده نیست و با سامان دادنِ کردار همراه میآید.
والذين كذبوا بآياتنا يمسهم العذاب بما كانوا يفسقونَ(49)
برداشت از آیه :و در رستاخیز آنان که نشانههای پروردگارِ مهرپرور را دروغ انگاشتند، به خاطر تباهکاری دچارِ رنج و درد خواهند بود.
روشنگری:دروغ انگاری و نادانی دو رویکرد متفاوت است.
قل لا أقول لكم عندي خزائن الله ولا أعلم الغيب ولا أقول لكم إني ملك إن أتبع إلا ما يوحى إلي قل هل يستوي الأعمى والبصير أفلا تتفكرونَ(50)
برداشت از آیه :خردمند باشید، آیا انسانِ بینا با انسانِ نابینا برابر است؟ من گنجینهدار یا محرمِ راز و یا فرشتهی پروردگارِ مهرپرور نیستم، بلکه فقط اراده و سرشتِ او در من به جلوه درآمده و من از آن پیروی میکنم.
روشنگری:خزائن اللّٰه = گنجهای پروردگار. غیب = نهان. ملک = کارگزارِ هستی.
نابینا و بینا در این دفتر نشانهی آن است که دیدنِ راهِ مهر به چشم نیست، به سرشت است.
وأنذر به الذين يخافون أن يحشروا إلى ربهم ليس لهم من دونه ولي ولا شفيع لعلهم يتقونَ(51)
برداشت از آیه :به آنانکه نگران رستاخیز و دیدارِ پروردگارشان هستند اندرز میدهم، شاید به نیکی گرایند، زیرا در رستاخیز جز او پشتیبانی نیست، و جز کردارِ خویش چیزی با انسان نمیآید.
روشنگری:شفیع= پادرمیانی، میانجی، ریش سفیدی، همراهی.
یتقون= پرهیزکاری، پروا، نیکی و مهربانی
ولا تطرد الذين يدعون ربهم بالغداة والعشي يريدون وجهه ما عليك من حسابهم من شيء وما من حسابك عليهم من شيء فتطردهم فتكون من الظالمينَ(52)
برداشت از آیه :آنان را که بامداد و شبانگاه پروردگارِ خویش را میخوانند و رویِ او را میجویند، از خود نمیرانم، که ستمکار خواهم شد، در رستاخیز پاسخگویِ کردارِ خویشتنم و آنان پاسخگویِ کردارشان خواهند بود.
روشنگری:الغَداة و العَشیّ = بامداد و شبانگاه. یُریدونَ وَجهَه = رویِ او را میجویند، یعنی خواستشان خودِ اوست نه بهرهای دیگر.
آیه راندنِ باورمندان را ستم میشمارد، هر چند به نامِ مصلحت باشد.
وكذلك فتنا بعضهم ببعض ليقولوا أهؤلاء من الله عليهم من بيننا أليس الله بأعلم بالشاكرينَ(53)
برداشت از آیه :و اینچنین آنان را با یکدیگر آزمودم، تا بگویند آیا اینانند که از میانِ ما پروردگارِ مهرپرور بر ایشان دهش نهاده است؟ آیا پروردگارِ مهرپرور به سپاسگزاران داناتر نیست؟
روشنگری:مَنَّ اللّٰهُ عَلَیهِم = دهشِ او بر آنان. الشاکرین = سپاسگزاران.
آزمونِ این آیه، آزمونِ مردمان با یکدیگر است؛ برتریجویی خود آزمونی است.
وإذا جاءك الذين يؤمنون بآياتنا فقل سلام عليكم كتب ربكم على نفسه الرحمة أنه من عمل منكم سوءا بجهالة ثم تاب من بعده وأصلح فأنه غفور رحيمَ(54)
برداشت از آیه :و چون باورمندانِ به نشانههای سرشتِ الهی به نزدِ تو آیند، بگو درود بر شما. پروردگارتان مهر را بر خویش نوشته است؛ هر کس از شما از نادانی کارِ بدی کند و سپس پشیمان شود و خویش را به سامان آورد، او خطاپوش و مهربان است.
روشنگری:خوانشِ درونیِ آیه:
درود من به شما باورمندانی که به نزدم می آیید، به شما اطمینان می دهم که پروردگارتان مهربانی را بر خود واجب نموده، و آنگاه که شما از روی ناآگاهی بدی نمودید، چون پشیمان شده و خوبی پیشه نمایید،
این آیه همان مهرِ خودنوشته را در کار نشان میدهد: راهِ بازگشت برای کسی که به نادانی لغزیده، باز است.
«تابَ وَأصلَح» دو چیز است و نه یکی: پشیمانی، و درست کردن. به آیهی ۱۶۰ سورهی بقره و آیهی ۱۳۵ سورهی آل عمران رجوع شود، و به آیهی ۱۲ همین سوره.
او با مهربانی خطایتان را می پوشاند.
یؤمنون =باورمندان
تاب = توبه، پشیمانی از کردار بد و ناشایست.
اصلح = نیکی و مهربانی، خوبی
غفور = پوشانیدن بدی بوسیله خوبی
وكذلك نفصل الآيات ولتستبين سبيل المجرمينَ(55)
برداشت از آیه :و اینچنین نشانهها را روشن میکنم تا راهِ تباهکاران آشکار شود.
روشنگری:نشانه راه(سبیل الله) همان مهربانی است که پروردگار مهرپرور بر خود واجب نموده و نشانه بیراهه(سبیل المجرمین) همان ستمکاری می باشد که کاری خطا است و نباید به آن وارد شد.
نُفَصِّل = جدا جدا و روشن میکنم. لِتَستَبین = تا آشکار شود.
قل إني نهيت أن أعبد الذين تدعون من دون الله قل لا أتبع أهواءكم قد ضللت إذا وما أنا من المهتدينَ(56)
برداشت از آیه :میگویم مرا بازداشتهاند از آنکه آنچه را شما جز پروردگارِ مهرپرور میخوانید پیروی کنم. و میگویم از خواهشهای شما پیروی نمیکنم، که آنگاه گمراه شدهام و از راهیافتگان نیستم.
روشنگری:نُهیتُ = بازداشته شدم. أعبُد = پیروی کنم؛ به واژهی کلیدیِ عبادت رجوع شود. أهواء = خواهشهای نفسِ بدکنش.
قل إني على بينة من ربي وكذبتم به ما عندي ما تستعجلون به إن الحكم إلا لله يقص الحق وهو خير الفاصلينَ(57)
برداشت از آیه :میگویم من بر نشانهای روشن از پروردگارِ خویشم و شما آن را دروغ انگاشتید. آنچه بدان شتاب دارید نزدِ من نیست؛ داوری از آنِ پروردگارِ مهرپرور است، او حقیقت را بازمیگوید و بهترین جداکننده است.
روشنگری:بیّنة = نشانهی روشن. یَقُصُّ الحَقّ = حقیقت را بازمیگوید. خیرُ الفاصِلین = بهترین جداکننده.
آنچه مردمان را از هم جدا میکند کردارِ خودشان است.
قل لو أن عندي ما تستعجلون به لقضي الأمر بيني وبينكم والله أعلم بالظالمينَ(58)
برداشت از آیه :میگویم اگر آنچه بدان شتاب دارید نزدِ من بود، کار میانِ من و شما به پایان رسیده بود؛ و پروردگارِ مهرپرور به ستمکاران داناتر است.
وعنده مفاتح الغيب لا يعلمها إلا هو ويعلم ما في البر والبحر وما تسقط من ورقة إلا يعلمها ولا حبة في ظلمات الأرض ولا رطب ولا يابس إلا في كتاب مبينَ(59)
برداشت از آیه :و کلیدهای نهان نزدِ اوست و جز او کسی آنها را نمیداند. و آنچه در خشکی و دریاست میداند؛ هیچ برگی فرو نمیافتد که او نداند، و هیچ دانهای در تاریکیهای زمین و هیچ تر و خشکی نیست مگر آنکه در نوشتهای روشن است.
روشنگری:مَفاتِحُ الغَیب = کلیدهای نهان. آیه دانشِ او را از بزرگترین — نهانِ هستی تا کوچکترین افتادنِ یک برگ میکشاند. به آیهی ۳ همین سوره و آیهی ۳ سورهی حدید رجوع شود.
وهو الذي يتوفاكم بالليل ويعلم ما جرحتم بالنهار ثم يبعثكم فيه ليقضى أجل مسمى ثم إليه مرجعكم ثم ينبئكم بما كنتم تعملونَ(60)
برداشت از آیه :و اوست که شبهنگام شما را درمیگیرد و آنچه در روز کردهاید میداند، و سپس در روز برمیانگیزدتان تا سرآمدِ نامبرده به پایان رسد؛ آنگاه بازگشتتان به سویِ اوست و از آنچه کردهاید آگاهتان میکند.
روشنگری:یَتَوَفّاکُم بِاللَّیل = شبهنگام شما را درمیگیرد؛ خواب در این آیه مرگی کوچک است.
ما جَرَحتُم = آنچه به دست آوردهاید و کردهاید. أجَلٌ مُسَمّیٰ = سرآمدِ نامبرده، که در آیهی ۲ همین سوره نیز آمد.
وهو القاهر فوق عباده ويرسل عليكم حفظة حتى إذا جاء أحدكم الموت توفته رسلنا وهم لا يفرطونَ(61)
برداشت از آیه :و او بر بندگانِ خویش چیره است، و نگاهبانانی بر شما میفرستد، تا آنگاه که مرگِ یکی از شما فرا رسد، فرستادگانِ من او را درمیگیرند و کوتاهی نمیکنند.
روشنگری:حَفَظَة = نگاهبانان. لا یُفَرِّطون = کوتاهی نمیکنند.
القاهِر در آیهی ۱۸ همین سوره نیز آمده است.
ثم ردوا إلى الله مولاهم الحق ألا له الحكم وهو أسرع الحاسبينَ(62)
برداشت از آیه :و سپس به سویِ پروردگارِ مهرپرور، سرورِ حقیقی خود بازمیگردند، آری او حسابرس و داوری به کمال میباشد.
روشنگری:مولاهُمُ الحَقّ = سرپرستِ راستین. أسرَعُ الحاسِبین = شتابناکترین حسابرسان. به آیهی ۱۷ غافر رجوع شود.
قل من ينجيكم من ظلمات البر والبحر تدعونه تضرعا وخفية لئن أنجانا من هذه لنكونن من الشاكرينَ(63)
برداشت از آیه :میگویم چه کسی شما را از تاریکیهای خشکی و دریا میرهاند، آنگاه که او را با فروتنی و در نهان میخوانید و میگویید اگر از این ما را برهاند بیگمان از سپاسگزاران خواهیم بود؟
روشنگری:تَضَرُّعاً و خُفیَةً = با فروتنی و در نهان.
قل الله ينجيكم منها ومن كل كرب ثم أنتم تشركونَ(64)
برداشت از آیه :میگویم پروردگارِ مهرپرور شما را از آن و از هر اندوهی میرهاند، و باز شما انباز میآورید.
روشنگری:کَرب = اندوه و تنگنا.
قل هو القادر على أن يبعث عليكم عذابا من فوقكم أو من تحت أرجلكم أو يلبسكم شيعا ويذيق بعضكم بأس بعض انظر كيف نصرف الآيات لعلهم يفقهونَ(65)
برداشت از آیه :میگویم او تواناست که رنجی از بالای سرتان یا از زیرِ پایتان بر شما برانگیزد، یا شما را گروه گروه در هم اندازد و تلخیِ یکدیگر را به شما بچشاند. ببین چگونه نشانهها را گونهگون میآورم، تا شاید دریابند.
روشنگری:شِیَعاً = گروه گروه و دسته دسته. یُذیقَ بَعضَکُم بَأسَ بَعض = تلخیِ یکدیگر را به شما بچشاند.
در این دفتر این رنج نیز از کردارِ خودِ مردمان برمیخیزد؛ دستهبندی و دشمنی، خود همان رنج است.
وكذب به قومك وهو الحق قل لست عليكم بوكيلَ(66)
برداشت از آیه :و مردمِ تو آن را دروغ انگاشتند، با آنکه حقیقت است. میگویم من نگاهبانِ شما نیستم.
روشنگری:وکیل = نگاهبان و کارگزار.
رساندنِ پیام کارِ پیامآور است و برگزیدن کارِ شنونده.
لكل نبإ مستقر وسوف تعلمونَ(67)
برداشت از آیه :دیری نپاید که خبر رستاخیز را در می یابید.
روشنگری:مُستَقَرّ = جایگاه و هنگامِ رسیدن.
وإذا رأيت الذين يخوضون في آياتنا فأعرض عنهم حتى يخوضوا في حديث غيره وإما ينسينك الشيطان فلا تقعد بعد الذكرى مع القوم الظالمينَ(68)
برداشت از آیه :و چون کسانی را دیدی که نشانههای سرشتِ الهی را به بازی میگیرند، از آنان روی بگردان تا به سخنی دیگر بپردازند. و اگر نفسِ بدکنش از یادت برد، پس از یادآوری با مردمِ ستمکار منشین.
روشنگری:یَخوضون = به بازی و یاوه میگیرند. الشیطان = نفسِ بدکنش.
ستمکارِ این آیه در برابرِ نیکوکارِ آیهی پس از آن نشسته است، و همین تاییدِ آن است که در این دفتر متقی نیکوکار خوانده میشود.
وما على الذين يتقون من حسابهم من شيء ولكن ذكرى لعلهم يتقونَ(69)
برداشت از آیه :و بر نیکوکاران از حسابِ آنان چیزی نیست، ولی یادآوری باید، تا شاید نیکوکار شوند.
روشنگری:یَتَّقون = نیکوکاران. ذِکریٰ = یادآوری.
وذر الذين اتخذوا دينهم لعبا ولهوا وغرتهم الحياة الدنيا وذكر به أن تبسل نفس بما كسبت ليس لها من دون الله ولي ولا شفيع وإن تعدل كل عدل لا يؤخذ منها أولئك الذين أبسلوا بما كسبوا لهم شراب من حميم وعذاب أليم بما كانوا يكفرونَ(70)
برداشت از آیه :و آنان را که وجدانِ الهیِ خویش را بازی و سرگرمی گرفتند و زندگیِ این جهان فریبشان داد، به خود واگذار. و یادآوری کن، که هر کس به سببِ آنچه به دست آورده در گرو میافتد؛ جز پروردگارِ مهرپرور نه پشتیبانی دارد و نه میانجیای، و هر چه بدهد از او پذیرفته نمیشود و رنجی دردناک، به سببِ همان پوشاندنِ راهِ مهر.
روشنگری:دین = وجدان و سرشتِ الهی. تُبسَل = در گرو افتادن و بازداشته شدن. حَمیم = آبِ سوزان کنایه، از دیدن کردار ستمکارانه.
کفر = پوشاندنِ راهِ مهر؛ به واژهی کلیدیِ کفر رجوع شود.
این آیه هر دو سو را یکجا میآورد: جز او پشتیبانی نیست، و جز کردارِ خویش چیزی با انسان نمیآید.
قل أندعو من دون الله ما لا ينفعنا ولا يضرنا ونرد على أعقابنا بعد إذ هدانا الله كالذي استهوته الشياطين في الأرض حيران له أصحاب يدعونه إلى الهدى ائتنا قل إن هدى الله هو الهدى وأمرنا لنسلم لرب العالمينَ(71)
برداشت از آیه :میگویم آیا جز پروردگارِ مهرپرور چیزی را بخوانیم که نه سودی به ما میرساند و نه زیانی، و پس از آنکه راه یافتیم به عقب بازگردیم؟ همچون کسی که نفسِ بدکنش او را در زمین سرگشته ساخته، و یارانی دارد که او را به راه فرا میخوانند و میگویند به سویِ ما بیا. میگویم راهِ سرشتِ الهی همان راه است، و ما را فرمان رسیده که در برابرِ پروردگارِ مهرپرور سر بسپاریم.
روشنگری:نُرَدُّ عَلیٰ أعقابِنا = به عقب بازگردیم. استَهوَتهُ الشَّیاطین = نفسِ بدکنش او را به دنبالِ خواهشِ خویش کشید. حَیران = سرگشته.
أُمِرنا در این آیه نیز، مانندِ آیهی ۱۴، فرمانی است که از سرشت برمیخیزد. به روشنگریِ آیهی ۱۴ رجوع شود.
وأن أقيموا الصلاة واتقوه وهو الذي إليه تحشرونَ(72)
برداشت از آیه :و اینکه نیایش را برپا دارید و نیکوکاری را پیشه خود سازید؛ و اوست که به سویش گرد آورده میشوید.
روشنگری:صلاة = نماز، نیایش.
اتقوه = پروا، پرهیز، نیکوکاری.
وهو الذي خلق السماوات والأرض بالحق ويوم يقول كن فيكون قوله الحق وله الملك يوم ينفخ في الصور عالم الغيب والشهادة وهو الحكيم الخبيرَ(73)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور فرزانه و آگاه است و دانای نهان و آشکار، و سخنش حقیقت است. آسمانها و زمین را بهدرستی آفرید، و روزی که بگوید باش، همان میشود. فرمانرواییِ آن روز که در صور دمیده میشود از آنِ اوست؛ و همگان دوباره زنده میشوند.
روشنگری:این آیه از سورهی انعام است؛ اگر در صفحهی آن سوره برداشتی ثبت شده باشد، همان یکی در این صفحه هم میآید تا دو جا یکدست بماند.
دمیدن در صور در این آیه و نُه آیهی دیگر آمده و همواره با فی الصّور است و هیچگاه مِن ندارد؛ کارکردش در این دسته فرا خواندنِ همگان در رستاخیز است.
کُن فَیَکون سامانِ یکبارگی را نشان میدهد؛ به واژهی کلیدیِ امر رجوع شود.
غیب و شهادت = نهان و آشکار.
به آیهی ۸۲ سورهی یس رجوع شود که همین اراده و انجام را میآورد.
وإذ قال إبراهيم لأبيه آزر أتتخذ أصناما آلهة إني أراك وقومك في ضلال مبينَ(74)
برداشت از آیه :و آنگاه که ابراهیم به پدرش آزر گفت آیا تندیسها را خدا میگیری؟ من تو و مردمِ تو را در گمراهیِ آشکار میبینم.
روشنگری:أصنام = تندیسها.
وكذلك نري إبراهيم ملكوت السماوات والأرض وليكون من الموقنينَ(75)
برداشت از آیه :و ابراهیم پادشاهیِ آسمانها و زمین را این چنین در نظر آورد، و از باورمندان شد.
روشنگری:ملکوت = پادشاهی
موقنین = باورمندان، گرویدگان
فلما جن عليه الليل رأى كوكبا قال هذا ربي فلما أفل قال لا أحب الآفلينَ(76)
برداشت از آیه :شب چون پرده افکند، ستاره ای دید، پرسید، آیا پروردگار من این است؟ و آنگاه که ستاره پنهان شد، گفت؛ من ناپایداران را دوست ندارم.
روشنگری:با استناد به آیه 74 و فراز پایانی آیه 78 همین سوره، ابراهیم با پدرش و قوم او که به نوعی قوم خودش نیز محسوب می شدند در حال گفتگو در باره خداشناسی می باشد، بنابراین چنین برداشت می شود که کل آیات 74 تا 78 و ادامه آن تا آیه 83 همگی استدلال و گفتگوهای ابراهیم با پدر و مردمانش باشد.
أفَلَ = فرو نشست و پنهان شد.
سه آیهی ۷۶ و ۷۷ و ۷۸ یک راه را نشان میدهند: ابراهیم از دیدنیها آغاز میکند و با فرو نشستنِ هر یک از آن میگذرد، تا به آن میرسد که فرو نمینشیند. شناختِ او از راهِ نگریستن است نه از راهِ شنیدن.
فلما رأى القمر بازغا قال هذا ربي فلما أفل قال لئن لم يهدني ربي لأكونن من القوم الضالينَ(77)
برداشت از آیه :و چون ماه را برآمده دید گفت این پروردگارِ من است؛ و چون فرو نشست گفت اگر پروردگارم راه نمینمود، از مردمِ گمراه میشدم.
فلما رأى الشمس بازغة قال هذا ربي هذا أكبر فلما أفلت قال يا قوم إني بريء مما تشركونَ(78)
برداشت از آیه :و چون خورشید را برآمده دید گفت این پروردگارِ من است، این بزرگتر است؛ و چون فرو نشست گفت ای مردمِ من، من از آنچه انباز میآورید بیزارم.
إني وجهت وجهي للذي فطر السماوات والأرض حنيفا وما أنا من المشركينَ(79)
برداشت از آیه :من رویِ خویش را به سویِ آن کس گرداندم که آسمانها و زمین را پدید آورد، پاک و یکدل، و من از انبازآوران نیستم.
روشنگری:فَطَرَ = پدید آورد. حَنیفاً = پاک و یکدل و بیکژی.
همین ریشه در آیهی ۳۰ روم آمده است، فِطرَتَ اللّٰهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها، یعنی سرشتی که پروردگارِ مهرپرور مردمان را بر آن پدید آورد. پس سرشتِ الهی کارِ او است در انسان، و ابراهیم در این آیه رویِ خویش را به همان پدیدآورنده میگرداند.
وحاجه قومه قال أتحاجوني في الله وقد هدان ولا أخاف ما تشركون به إلا أن يشاء ربي شيئا وسع ربي كل شيء علما أفلا تتذكرونَ(80)
برداشت از آیه :و مردمش با او به ستیز برخاستند. گفت آیا دربارهی پروردگارِ مهرپرور با من میستیزید، با آنکه او مرا راه نموده است؟ و من تا هستم از آنچه انبازش میگیرید نمیترسم، به یاد آورید که دانشِ پروردگارم همه چیز را فرا گرفته است.
روشنگری:حاجَّه = با او ستیزه و چون و چرا کرد. وَسِعَ رَبّی کُلَّ شَیءٍ عِلماً = دانشِ او همه چیز را فرا گرفته است.
وكيف أخاف ما أشركتم ولا تخافون أنكم أشركتم بالله ما لم ينزل به عليكم سلطانا فأي الفريقين أحق بالأمن إن كنتم تعلمونَ(81)
برداشت از آیه :در حالی که شما بی هیچ برهانی از آوردنِ همتا برای پروردگارِ مهرپرور باکی ندارید، من چرا باید از همتایی که برایش میآوردید بهراسم؟ اگر دانا هستید بگویید؛ من یا شما کدامیک به آرامش سزاوارتریم؟
روشنگری:سُلطان = دستاویز و برهان. الأمن = آسودگی و ایمنی.
الذين آمنوا ولم يلبسوا إيمانهم بظلم أولئك لهم الأمن وهم مهتدونَ(82)
برداشت از آیه :به درستی باورمندانی که خود را به ستمِ همتا باوری نیالودهاند، به آرامش دست یافتهاند.
روشنگری:ظلم = همتا آوردن برای پروردگار، ستم
نمونه ظلم در آیه: همتا آوردن برای پروردگار.
ستم در این آیه در برابرِ باور نشسته است، و همان است که در این دفتر پوشاندنِ راهِ مهر خوانده میشود.
لَم یَلبِسوا = نیالودند و درهم نکردند.
وتلك حجتنا آتيناها إبراهيم على قومه نرفع درجات من نشاء إن ربك حكيم عليمَ(83)
برداشت از آیه :پروردگارِ من فرزانه و داناست، و هرکه بخواهد، رتبهی خود را بالا میبرد، و برهانِ ابراهیم در برابر مردم اینگونه بود و جایگاهش اینچنین بالا رفت.
روشنگری:تلک حجتنا اتیناها ابراهیم = این حجت ماست که به ابراهیم در برابر قومش بخشیدیم - برهان ابراهیم در برابر مردم این گونه بود(در برداشت مفهومی از قرآن همانگونه که در پیشگفتار تشریح گردید برهان ابراهیم در برابر مردم همان برهان پروردگار ابراهیم است)
نرفع درجات من نشاء = درجات هرکس را که بخواهیم فرا میبریم،- هرکه بخواهد، رتبه خود را بالا می برد( خواست پروردگار از طریق خواست انسان احسن تقویم که جانشینی پروردگار را در خود محقق نموده بروز و ظهور می یابد)
ووهبنا له إسحاق ويعقوب كلا هدينا ونوحا هدينا من قبل ومن ذريته داوود وسليمان وأيوب ويوسف وموسى وهارون وكذلك نجزي المحسنينَ(84)
برداشت از آیه :نیکوکاران پاداشِ خود را اینگونه مییابند؛ اسحاق و یعقوب و داوود و سلیمان و ایوب و یوسف و موسی و هارون که رهیافته شدند همگی از زاد و رودِ ابراهیم بودند، نوح نیز پیش تر از او رهیافته بود.
روشنگری:پاداشِ نیکوکاران و راهیابی آنان در سایهسارِ مشیتِ الهی محقق گردیده است.
وزكريا ويحيى وعيسى وإلياس كل من الصالحينَ(85)
برداشت از آیه :و زکریا و یحیی و عیسی و الیاس، همگی از نیک کرداران بودند.
وإسماعيل واليسع ويونس ولوطا وكلا فضلنا على العالمينَ(86)
برداشت از آیه :و اسماعیل و یوشع و یونس و لوط همگی بر دیگران برتری یافتند.
روشنگری:برتری بر همه مردمان آن دوران(جهانیان) از کردار نیک آنان حاصل آمد.
ومن آبائهم وذرياتهم وإخوانهم واجتبيناهم وهديناهم إلى صراط مستقيمَ(87)
برداشت از آیه :و برگزیدگانی از پدران، فرزندان و برادرانِ آنان نیز رهیافتند زیرا راه نیکوکاری را برگزیدند.
روشنگری:اجتَبَیناهُم = برگزیدیم. صراط مستقیم = راهِ راست، همان راه و آیینِ مهر. به واژهی کلیدیِ صراط رجوع شود.
ذلك هدى الله يهدي به من يشاء من عباده ولو أشركوا لحبط عنهم ما كانوا يعملونَ(88)
برداشت از آیه :این راهِ سرشتِ الهی است؛ هرکس مهرورزد راهیاب میگردد، و ناباوران کردارشان تباه میشود.
روشنگری:عباد = پیروان پروردگار مهرپرور، مهرورزان(به دلیل دنباله روی از پروردگار مهرپرور)، بندگان و غلامان نیز دنباله رو آقایشان بوده اند.
هُدَی اللّٰه = راهِ سرشتِ الهی. حَبِطَ = تباه و بیبر شد.
در این آیه هر دو کلید کنارِ هم آمده است: راه از آنِ سرشتِ الهی است و راهنمودن کارِ پروردگارِ مهرپرور.
أولئك الذين آتيناهم الكتاب والحكم والنبوة فإن يكفر بها هؤلاء فقد وكلنا بها قوما ليسوا بها بكافرينَ(89)
برداشت از آیه :اگر اینان پیامبران، داوران و کتاب را باور نکنند، دیگرانی خواهندآمد که از آنان پیروی کنند.
روشنگری:بیان دیگری از "لا اکراه فی الدین" و
متاع کفر و دین بی مشتری نیست.
الحُکم = داوری. وَکَّلنا بِها قَوماً = به مردمانی سپردیم.
کفر = پوشاندنِ راهِ مهر؛ به واژهی کلیدیِ کفر رجوع شود.
أولئك الذين هدى الله فبهداهم اقتده قل لا أسألكم عليه أجرا إن هو إلا ذكرى للعالمينَ(90)
برداشت از آیه :ای مردمِ جهان، برای این پند پاداشی از شما نمیخواهم؛ آن پیروان، رهرو راه مهرِ پروردگارِ مهرپرور هستند، پس به راهِ مهرِ ایشان میروم.
روشنگری:اولئک الذین = اشاره به پیروی کنندگان (یعنی به راه آن گروه دوم که در آیه 89 به آنان اشاره گردیده بروید، راه پیروان پیامبران و کتاب های آسمانی، آنان از نگاه پروردگار مهرپرور و قرآن راهیاب شده اند، و باید به آنان اقتدا نمود.)
اقتَدِه = پیروی کن و الگو بگیر. ذِکریٰ = یادآوری.
وما قدروا الله حق قدره إذ قالوا ما أنزل الله على بشر من شيء قل من أنزل الكتاب الذي جاء به موسى نورا وهدى للناس تجعلونه قراطيس تبدونها وتخفون كثيرا وعلمتم ما لم تعلموا أنتم ولا آباؤكم قل الله ثم ذرهم في خوضهم يلعبونَ(91)
برداشت از آیه :آنان که میگویند انسان نمیتواند از سویِ پروردگارِ مهرپرور کتاب بیاورد، او را چنانکه سزای اوست ارج نگذاشتهاند، چون از مرتبهی انسان بیخبرند و به یاوههای خویش سرگرماند. آیا جز این است که موسی توراتِ روشنگر را برای مردمان آورد، و آنان و پدرانشان بیشترش را پنهان کردند؟
روشنگری:
وما قدر الله حق قدره = از مرتبه انسان احسن تقویم در نزد پروردگار مهرپرور بی خبرند.
وهذا كتاب أنزلناه مبارك مصدق الذي بين يديه ولتنذر أم القرى ومن حولها والذين يؤمنون بالآخرة يؤمنون به وهم على صلاتهم يحافظونَ(92)
برداشت از آیه :و این کتابِ پربرکت که از سویِ پروردگارِ مهرپرور بر من فرو آمد، گواهِ آنچه پیش از آن بود، تا با آن مردمِ آن سرزمین و پیرامونش را بیم دهم. و آنان که به آن باور میآورند، به رستاخیز باور دارند و نیایشِ خویش را پاس میدارند.
روشنگری:مصدق = تایید کننده، باور شده
ومن أظلم ممن افترى على الله كذبا أو قال أوحي إلي ولم يوح إليه شيء ومن قال سأنزل مثل ما أنزل الله ولو ترى إذ الظالمون في غمرات الموت والملائكة باسطو أيديهم أخرجوا أنفسكم اليوم تجزون عذاب الهون بما كنتم تقولون على الله غير الحق وكنتم عن آياته تستكبرونَ(93)
برداشت از آیه :هیچ ستمی مانند دروغ بستن به پروردگارِ مهرپرور نیست، یا ادعای دروغینِ تابشِ سرشت و ارادهی الهی برای آوردن کتاب، یا این لاف که من نیز مانندِ آن میآورم. چه هولناک است درد و رنجِ جان دادنِ دروغگویان و خودپرستان و رستاخیزِ آنان.
روشنگری:در جهان بینی قرآن، مصادیق ستم و ستمگر عبارتند از، شرک یا همتاباوری(ان الشرک لظلم عظیم، آیه 13 سوره لقمان)، کفر یا ناباورمندی پروردگار مهرپرور، دروغ بستن به پروردگار، نامهربانی به دیگران و هستی است.
غَمَرات = گرداب و فروافتادگی. عذابُ الهون = رنجِ خواری. تَستَکبِرون = گردنفرازی میکردند.
ستم در این آیه سه چهره دارد: دروغ بستن به او، ادعای دروغینِ وحی، و لافِ همتاسازی با سخنِ او. به آیهی ۱۳ لقمان رجوع شود.
آیه فرازی هم دربارهی دستِ گشودهی کارگزارانِ هستی در هنگامِ جان دادن دارد که در برداشت نیامده است.
ولقد جئتمونا فرادى كما خلقناكم أول مرة وتركتم ما خولناكم وراء ظهوركم وما نرى معكم شفعاءكم الذين زعمتم أنهم فيكم شركاء لقد تقطع بينكم وضل عنكم ما كنتم تزعمونَ(94)
برداشت از آیه :در رستاخیز، تنها و تهیدست، چون روزِ نخستِ آفرینش، به نزدِ پروردگارِ مهرپرور بازمیگردید و پیوندتان با همتایانِ برساخته بریده است.
روشنگری:فُرادیٰ = تنها و یکیک. خَوَّلناکُم = به شما سپردیم.
آنچه در این جهان سپرده بود پشتِ سر میماند و تنها کردار همراه میآید.
إن الله فالق الحب والنوى يخرج الحي من الميت ومخرج الميت من الحي ذلكم الله فأنى تؤفكونَ(95)
برداشت از آیه :این پروردگار مهرپرور شما است که دانه و هسته را میشکافد و از دل مرگ، زندگی و از دل زندگی مرگ را بیرون میآورد، پس به کجا رو میگردانید؟
روشنگری:فالِق = شکافنده. النَّویٰ = هسته.
شکافتنِ دانه و برآمدنِ زندگی از مرگ، دو نشانه از یک کار است: هر آغازی از شکافتنِ چیزی برمیآید.
فالق الإصباح وجعل الليل سكنا والشمس والقمر حسبانا ذلك تقدير العزيز العليمَ(96)
برداشت از آیه :شکافندهی بامداد است، و شب را آرامش ساخت و خورشید و ماه را سنجهی شمار. این است سنجشِ آن توانای دانا.
روشنگری:الشمس والقمر حسبانا = به سبب خورشید و ماه
فالِقُ الإصباح = شکافندهی بامداد. سَکَناً = آرامش. حُسباناً = سنجهی شمارِ زمان. تَقدیر = سنجش و اندازه نهادن.
وهو الذي جعل لكم النجوم لتهتدوا بها في ظلمات البر والبحر قد فصلنا الآيات لقوم يعلمونَ(97)
برداشت از آیه :و اوست که ستارگان را برای شما نهاد تا در تاریکیهای خشکی و دریا بدانها راه بیابید. نشانههایی برای مردمی که میدانند.
وهو الذي أنشأكم من نفس واحدة فمستقر ومستودع قد فصلنا الآيات لقوم يفقهونَ(98)
برداشت از آیه :و اوست که شما را از یک تن پدید آورد، و شما را جایگاهی است و سپردهگاهی؛ نشانههایی روشن برای مردمی که درمییابند.
روشنگری:مُستَقَرّ = جایگاهِ آرام. مُستَودَع = سپردهگاه.
به آیهی ۲۸ لقمان رجوع شود که آفرینشِ همگان را مانندِ آفرینشِ یک تن میآورد.
وهو الذي أنزل من السماء ماء فأخرجنا به نبات كل شيء فأخرجنا منه خضرا نخرج منه حبا متراكبا ومن النخل من طلعها قنوان دانية وجنات من أعناب والزيتون والرمان مشتبها وغير متشابه انظروا إلى ثمره إذا أثمر وينعه إن في ذلكم لآيات لقوم يؤمنونَ(99)
برداشت از آیه :و اوست که از آسمان آبی فرو فرستاد و با آن رویشِ هر چیز: سبزهای و دانههای برهمنشسته، و از شکوفهی خرما خوشههای آویخته، و باغهایی از انگور و زیتون و انار، همگون و ناهمگون. به میوهاش بنگرید آنگاه که بار میآورد و آنگاه که میرسد. در اینها نشانههایی است برای مردمی که باور میآورند.
روشنگری:خَضِر = سبزه. مُتَراکِب = برهمنشسته. طَلع = شکوفهی خرما. قِنوانٌ دانِیَة = خوشههای آویخته و در دسترس. مُشتَبِه و غیرُ مُتَشابِه = همگون و ناهمگون.
وجعلوا لله شركاء الجن وخلقهم وخرقوا له بنين وبنات بغير علم سبحانه وتعالى عما يصفونَ(100)
برداشت از آیه :و برای پروردگارِ مهرپرور، نفسهایی بدکنش را انباز گرفتند، با آنکه او آفریدشان؛ و از نادانی برای او پسران و دختران بافتند. پاک و برتر است از آنچه وصف میکنند.
روشنگری:جن، شیطان، ابلیس و... : نفس وسوسه گر و ستمکارِ انسان، انسان دانایِ بدسرشت، دیو و دیوسیرت که از سرشتِ الهیِ خود پیروی نمیکنند.
الجِنّ در این دفتر نفسِ بدکنش و انسانِ دانای دیوسیرت است؛ به روشنگریِ آیهی ۱۱۲ همین سوره رجوع شود.
خَرَقوا = بافتند و از خود ساختند. سُبحانَهُ و تَعالیٰ = پاک و برتر است.
بديع السماوات والأرض أنى يكون له ولد ولم تكن له صاحبة وخلق كل شيء وهو بكل شيء عليمَ(101)
برداشت از آیه :او که آفریننده هر چیز و بر همه چیز داناست، و در آسمانها و زمین، همنشینی ندارد، چگونه فرزند دارد؟
روشنگری:بَدیع = پدیدآورندهی بینمونه.
این آیه همان را میگوید که آیهی ۳ اخلاص: نه زاده است و نه زاینده.
ذلكم الله ربكم لا إله إلا هو خالق كل شيء فاعبدوه وهو على كل شيء وكيلَ(102)
برداشت از آیه :این است پروردگارِ مهرپرور، پرورشدهندهی شما؛ خدایی جز او نیست، آفرینندهی هر چیز، پس از او پیروی کنید؛ و او بر هر چیز نگاهبان است.
روشنگری:فاعبُدوه = از او پیروی کنید؛ به واژهی کلیدیِ عبادت رجوع شود. وکیل = نگاهبان و کارگزار.
لا تدركه الأبصار وهو يدرك الأبصار وهو اللطيف الخبيرَ(103)
برداشت از آیه :دیدهها او را درنمییابند و او دیدهها را درمییابد؛ و او نازکبین و آگاه است.
روشنگری:لا تُدرِکُهُ الأبصار = دیدهها به او نمیرسند. اللَّطیف = نازکبین، آن که به باریکترین چیزها میرسد.
این آیه در خانوادهی همان نفیهاست: نه به دیده درمیآید و نه همانند دارد. به آیهی ۱۱ شوری رجوع شود.
قد جاءكم بصائر من ربكم فمن أبصر فلنفسه ومن عمي فعليها وما أنا عليكم بحفيظَ(104)
برداشت از آیه :بینشهایی از پروردگارتان به شما رسیده است؛ پس هر که دید، به سودِ خویش دید، و هر که نابینا ماند، به زیانِ خویش. و من نگاهبانِ شما نیستم.
روشنگری:بصائر = آیات، نشانه ها و آنچه باعث روشنگری شود
ابصر =آگاهانه از نشانه ها بهره جستن
عمی = چشم پوشی از نشانه ها
ما علیکم بحفیظ = نمی توانم کاری برایتان بکنم، نیازی به حمایت من نیست.
بصائر = بینشها و روشنکنندهها که از سویِ پروردگار میرسند؛ و آنچه آنها را میبیند سرشتِ الهیِ خودِ انسان است، از همین روست که آیه میگوید هر که دید به سودِ خویش دید.دیدن و نادیدن هر دو به خودِ انسان بازمیگردد؛ به آیهی ۷۹ نساء رجوع شود.
وكذلك نصرف الآيات وليقولوا درست ولنبينه لقوم يعلمونَ(105)
برداشت از آیه :و اینچنین نشانهها را گونهگون میآورم، و آنان خواهند گفت این را از جایی آموختهای؛ و من آن را برای مردمی که میدانند روشن میکنم.
روشنگری:لیقولو = تا بگویند، تا اقرار نمایند، تا بپذیرند
لقوم یعلمون = برای دانایان، برای مردم دانا
لنبینه = تا روشن شود
دَرَستَ = آموختهای و از دیگری فرا گرفتهای.
اتبع ما أوحي إليك من ربك لا إله إلا هو وأعرض عن المشركينَ(106)
برداشت از آیه :از انباز آوران دوری و از نورِ اراده و سرشتِ الهیِ خود پیروی میکنم و میدانم که جز پروردگار مهرپرور، پروردگاری نیست.
ولو شاء الله ما أشركوا وما جعلناك عليهم حفيظا وما أنت عليهم بوكيلَ(107)
برداشت از آیه :اگر پروردگار مهرپرور میخواست، انباز آوران را باورمند میآفرید، بنابراین تو بازدارنده و کارگزار آنان نیستی.
روشنگری:به آیهی ۳۵ همین سوره رجوع شود که همین را میگوید: گرد آوردنِ همه بر یک راه شدنی بود و نشد، چون برگزیدن کارِ خودِ انسان است.
ولا تسبوا الذين يدعون من دون الله فيسبوا الله عدوا بغير علم كذلك زينا لكل أمة عملهم ثم إلى ربهم مرجعهم فينبئهم بما كانوا يعملونَ(108)
برداشت از آیه :و آنان را که جز پروردگارِ مهرپرور میخوانند دشنام مدهید، که از دشمنی و نادانی او را دشنام دهند. اینچنین کردارِ هر گروهی در چشمِ خودش آراسته است؛ و سپس بازگشتشان به سویِ پروردگارشان است و از آنچه میکردند آگاهشان میکند.
روشنگری:لا تَسُبّوا = دشنام مدهید. عَدواً = از دشمنی.
این یکی از روشنترین آیاتِ ادبِ گفتگوست: دشنام راهِ مهر را میبندد و دشنامِ برگشتی میآورد.
وأقسموا بالله جهد أيمانهم لئن جاءتهم آية ليؤمنن بها قل إنما الآيات عند الله وما يشعركم أنها إذا جاءت لا يؤمنونَ(109)
برداشت از آیه :و به پروردگارِ مهرپرور سخت سوگند خوردند که اگر نشانهای برایشان بیاید بدان باور میآورند. میگویم نشانهها نزدِ پروردگارِ مهرپرور است؛ و چه میدانید، شاید چون بیاید باور نیاورند.
روشنگری:جَهدَ أیمانِهِم = سختترین سوگندها.
به آیهی ۷ همین سوره رجوع شود: دیدن و بسودن هم ناباوری را برنمیدارد.
ونقلب أفئدتهم وأبصارهم كما لم يؤمنوا به أول مرة ونذرهم في طغيانهم يعمهونَ(110)
برداشت از آیه :و دلها و دیدههایشان دگرگون میشود، چنانکه نخستین بار باور نیاوردند، و در سرکشیِ خویش سرگشته میمانند.
روشنگری:أفئِدَة = دلها. طُغیان = سرکشی. یَعمَهون = سرگشته میمانند.
در این دفتر این دگرگونی پیامدِ همان ناباوریِ نخستین است، نه کاری از بیرون. به آیهی ۲۵ همین سوره و آیهی ۷ بقره رجوع شود.
ولو أننا نزلنا إليهم الملائكة وكلمهم الموتى وحشرنا عليهم كل شيء قبلا ما كانوا ليؤمنوا إلا أن يشاء الله ولكن أكثرهم يجهلونَ(111)
برداشت از آیه :و اگر کارگزارانِ هستی را بر آنان فرو میآمدند و مردگان با آنان سخن میگفتند و همه چیز رویارویشان گرد میآمد، باور نمیآوردند، مگر آنکه پروردگارِ مهرپرور بخواهد؛ و بیشترشان نادانند.
روشنگری:قُبُلاً = رویاروی و گروه گروه.
به آیهی ۷ همین سوره رجوع شود: ناباوری با دیدن و بسودن برنمیخیزد.
وكذلك جعلنا لكل نبي عدوا شياطين الإنس والجن يوحي بعضهم إلى بعض زخرف القول غرورا ولو شاء ربك ما فعلوه فذرهم وما يفترونَ(112)
برداشت از آیه :و اینچنین هر پیامآوری را دشمنانی بود، نفسهای بدکنش در آدمیان و دانایانِ دیوسیرت، که سخنانِ آراسته را برای فریب به یکدیگر میرساندند. و اگر پروردگار میخواست این چنین نبود؛ پس آنان را با آنچه میبافند به خود واگذار.
روشنگری:شیطان: نفسِ بدکنش و ستمکار انسان.
جن: انسان دانایِ بدسیرت و پیرو نفسِ بدکنش.
وحی: در انسانهای نیکوکار و مهربان وحی تجلی اراده و سرشتِ الهی و مهربانی است و در انسانهای بدسیرت یا پیروان نفسِ بدکنش، وسوسهی نفس و ستمکاری است.
ولتصغى إليه أفئدة الذين لا يؤمنون بالآخرة وليرضوه وليقترفوا ما هم مقترفونَ(113)
برداشت از آیه :تا دلهای آنان که به رستاخیز باور ندارند به آن سخن گرایش یابد و به همان کار دست یازند.
روشنگری:حَکَم = داور. مُفَصَّلاً = روشن و بخشبخش. مُمتَرین = دودلان.
أفغير الله أبتغي حكما وهو الذي أنزل إليكم الكتاب مفصلا والذين آتيناهم الكتاب يعلمون أنه منزل من ربك بالحق فلا تكونن من الممترينَ(114)
برداشت از آیه :من تردیدی در داوری پروردگار مهرپرور ندارم، و یهودیان و مسیحیان نیز درستی این کتاب را که از سوی او برایتان آورده ام می دانند.
روشنگری:حَکَم = داور. مُفَصَّلاً = روشن و بخشبخش. مُمتَرین = دودلان.
وتمت كلمت ربك صدقا وعدلا لا مبدل لكلماته وهو السميع العليمَ(115)
برداشت از آیه :پروردگارم دانا و شنوا است، این کلمات راستی و داد کامل است و جایگزینی ندارد.
روشنگری:تمّت کلمةُ ربّک = سخنِ پروردگارت کامل شد. صدقاً و عدلاً = به راستی و داد. لا مبدّل لکلماته = جایگزینی ندارد.
به آیهی ۲۹ سورهی ق رجوع شود: سخنِ من دیگرگون نمیشود.
وإن تطع أكثر من في الأرض يضلوك عن سبيل الله إن يتبعون إلا الظن وإن هم إلا يخرصونَ(116)
برداشت از آیه :و اگر از بیشترِ مردمِ زمین پیروی کنی، تو را از راهِ سرشتِ الهی به گمراهی میبرند؛ آنان جز از گمان پیروی نمیکنند و جز نادرست نمیسنجند.
روشنگری:سبیل اللّٰه = راهِ سرشتِ الهی. ظَنّ = گمان. یَخرُصون = نادرست میسنجند و از خود میبافند.
شمار نشانهی راستی نیست؛ بیشترینه هم میتواند گمراه باشد.
إن ربك هو أعلم من يضل عن سبيله وهو أعلم بالمهتدينَ(117)
برداشت از آیه :و پروردگار مهرپرور تو بر راه یافتگان و گمراهان آگاه تر است.
فكلوا مما ذكر اسم الله عليه إن كنتم بآياته مؤمنينَ(118)
برداشت از آیه :اگر نشانههایِ سرشتِ الهی را باور دارید، از هر آنچه نام او بر آن یادشده بخورید.
روشنگری:ذُکِرَ اسمُ اللّٰهِ عَلَیه = نامِ او بر آن یاد شده، یعنی خوراکی که با یادِ او و به پاکی به دست آمده است.
وما لكم ألا تأكلوا مما ذكر اسم الله عليه وقد فصل لكم ما حرم عليكم إلا ما اضطررتم إليه وإن كثيرا ليضلون بأهوائهم بغير علم إن ربك هو أعلم بالمعتدينَ(119)
برداشت از آیه :و چرا از آنچه نامِ پروردگارِ مهرپرور بر آن یاد شده نخورید، با آنکه آنچه بر شما ناروا شده روشن کرده است، مگر آنچه به ناچاری افتید؟ و بسیاری از روی خواهشِ خویش و بیدانش دیگران را گمراه میکنند؛ و پروردگارت به از حد گذرندگان داناتر است.
روشنگری:اضطُرِرتُم = به ناچاری افتادید. مُعتَدین = از حد گذرندگان.
ناچاری در این آیه مرزِ ناروایی را برمیدارد.
وذروا ظاهر الإثم وباطنه إن الذين يكسبون الإثم سيجزون بما كانوا يقترفونَ(120)
برداشت از آیه :و آشکار و پنهانِ گناه را رها کنید؛ آنان که گناه به دست میآورند، به همان دستآوردِ خویش پاداش مییابند.
روشنگری:ظاهِرَ الإثمِ و باطِنَه = گناهِ آشکار و نهان.
ولا تأكلوا مما لم يذكر اسم الله عليه وإنه لفسق وإن الشياطين ليوحون إلى أوليائهم ليجادلوكم وإن أطعتموهم إنكم لمشركونَ(121)
برداشت از آیه :و از آنچه نامِ پروردگارِ مهرپرور بر آن یاد نشده مخورید، که نافرمانی است. و نفسهای بدکنش به یارانِ خویش میرسانند تا با شما بستیزند؛ و اگر از آنان پیروی کنید، انبازآورید.
روشنگری:مشرک: انبازباور، انبازآور.
فِسق = نافرمانی و بیرون رفتن از مرز. مشرک = انبازباور و انبازآور.
أومن كان ميتا فأحييناه وجعلنا له نورا يمشي به في الناس كمن مثله في الظلمات ليس بخارج منها كذلك زين للكافرين ما كانوا يعملونَ(122)
برداشت از آیه :ناباوران خود شیفته در مثل مانند مرده ای در تاریکی اند که از آن راه برون رفت ندارند، و مردم باورمند مانند انسان های زنده ای هستند که در روشنایی حرکت می کنند.
روشنگری:مرده در این آیه دلِ ناشنواست و زنده شدن، تجلیِ سرشتِ الهی؛ و آن نور که با آن میانِ مردم راه میرود همان روشنایی است که در آیهی ۳۵ نور آمده. به آیهی ۲۵۷ بقره رجوع شود.
وكذلك جعلنا في كل قرية أكابر مجرميها ليمكروا فيها وما يمكرون إلا بأنفسهم وما يشعرونَ(123)
برداشت از آیه :و اینچنین در هر شهری بزرگانِ تباهکارش را میبینی که در آن نیرنگ میکنند؛ و نیرنگشان جز به خودشان نمیرسد و درنمییابند.
روشنگری:أکابِر = بزرگان و سرانِ شهر. یَمکُرون = نیرنگ میکنند.
نیرنگ در این آیه به نیرنگکننده بازمیگردد، همان قاعده که رنجِ انسان از کردارِ خودِ اوست.
وإذا جاءتهم آية قالوا لن نؤمن حتى نؤتى مثل ما أوتي رسل الله الله أعلم حيث يجعل رسالته سيصيب الذين أجرموا صغار عند الله وعذاب شديد بما كانوا يمكرونَ(124)
برداشت از آیه :و چون نشانهای به آنان رسید گفتند باور نمیآوریم تا همان به ما داده شود که به پیامآورانِ پروردگارِ مهرپرور داده شد. او داناتر است که پیامش را کجا بنهد. تباهکاران را خواری و رنجی سخت در پیِ نیرنگشان خواهد رسید.
روشنگری:صَغار = خواری و کوچکی.
پیام جایی مینشیند که آمادگیاش هست، و این برگزیدن از آنِ اوست نه از آنِ خواهشِ مردم.
فمن يرد الله أن يهديه يشرح صدره للإسلام ومن يرد أن يضله يجعل صدره ضيقا حرجا كأنما يصعد في السماء كذلك يجعل الله الرجس على الذين لا يؤمنونَ(125)
برداشت از آیه :پس آن که راهِ مهر را بخواهد، سینهاش برای سرسپردن گشاده میشود؛ و آن که گمراهی را بخواهد، سینهاش تنگ و گرفته میگردد، چنانکه گویی به آسمان بالا میرود. اینچنین آلودگی بر آنان مینشیند که باور نمیآورند.
روشنگری:یَشرَح صَدرَه = سینه را گشاده میکند. ضَیِّقاً حَرَجاً = تنگ و گرفته. رِجس = آلودگی.
تنگیِ سینه در این آیه پیامدِ خودِ رویگردانی است، چنانکه در آیهی ۲۵ همین سوره و آیهی ۷ بقره آمده.
وهذا صراط ربك مستقيما قد فصلنا الآيات لقوم يذكرونَ(126)
برداشت از آیه :و این روشنگری های مسیر مهربانی پروردگار مهرپرور توست که برای مردم پندآموز بطور کامل بیان شده است.
و این راهِ پروردگارِ تو است، راست و استوار؛ نشانهها برای مردمی که به یاد میآورند روشن است.
لهم دار السلام عند ربهم وهو وليهم بما كانوا يعملونَ(127)
برداشت از آیه :سرایِ آرامش نزدِ پروردگارشان از آنِ ایشان است، و او به پاسِ کردارشان پشتیبانِ آنان است.
روشنگری:دارُ السَّلام = سرایِ آرامش و بیگزندی.
ويوم يحشرهم جميعا يا معشر الجن قد استكثرتم من الإنس وقال أولياؤهم من الإنس ربنا استمتع بعضنا ببعض وبلغنا أجلنا الذي أجلت لنا قال النار مثواكم خالدين فيها إلا ما شاء الله إن ربك حكيم عليمَ(128)
برداشت از آیه :و روزی که رستاخیز برپا شود: ای گروهِ دانایانِ دیوسیرت، از آدمیان بسیاری را به دنبالِ خود کشیدید. و یارانشان از آدمیان میگویند پروردگارا، از یکدیگر بهره بردیم و به سرآمدی رسیدیم که برای ما نهاده بودی. پاسخ میشنوند در آتشِ حسرتِ خود جاودان میمانید، مگر آنچه پروردگارِ مهرپرور بخواهد؛ که او فرزانه و داناست.
روشنگری:مَعشَر = گروه و انجمن. استَکثَرتُم = بسیار را به دنبالِ خود کشیدید. مَثویٰ = جایگاه.
وكذلك نولي بعض الظالمين بعضا بما كانوا يكسبونَ(129)
برداشت از آیه :و اینچنین ستمکاران را به سببِ کردارشان سرپرستِ یکدیگر میکنم.
روشنگری:ظالمین: ستمگران، کافران، مشرکان و انباز باوران.
آیه 129 سوره انعام ظالمین یا ستمگران عنوانی است عام برای دوزخیان، اعم از جن و انس که در آیات قبل از آنها تحت عنوان کافر، مشرک و انباز باور نام برده شده است.
نُوَلّی = سرپرست و یارِ یکدیگر میکنیم.
همراهیِ ستمکاران با یکدیگر خود پیامدِ کردارِ آنان است.
يا معشر الجن والإنس ألم يأتكم رسل منكم يقصون عليكم آياتي وينذرونكم لقاء يومكم هذا قالوا شهدنا على أنفسنا وغرتهم الحياة الدنيا وشهدوا على أنفسهم أنهم كانوا كافرينَ(130)
برداشت از آیه :آیا پیامآورانی از خودتان به شما نرسیدند که نشانههای مرا بازگویند و از این روز بیمتان دهند؟ در رستاخیز دانایانِ بدسیرت و پیروانِ ستمکار آنان، پیروی از نفسِ بدکنشِ را گواهی و از پشت کردن به سرشتِ الهیِ خود پشیمان میشوند.
روشنگری:رُسُلٌ مِنکُم = پیامآورانی از خودتان، یعنی از جنسِ خودِ مردمان؛ به آیهی ۹ همین سوره رجوع شود.
ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم وأهلها غافلونَ(131)
برداشت از آیه :و این از آن روست که پروردگارت مردمِ شهری را به ستم فرو نمیپاشد در حالی که ناآگاه باشند.
روشنگری:غافِلون = ناآگاهان.
آگاهی شرطِ پاسخگویی است؛ تا یادآوری نرسد، بازخواستی نیست.
ولكل درجات مما عملوا وما ربك بغافل عما يعملونَ(132)
برداشت از آیه :و هر کس را از آنچه کرده پایههایی است، و پروردگارت از کردارشان ناآگاه نیست.
وربك الغني ذو الرحمة إن يشأ يذهبكم ويستخلف من بعدكم ما يشاء كما أنشأكم من ذرية قوم آخرينَ(133)
برداشت از آیه :پروردگار مهرپرور بی نیاز و مهربان است، چنانکه شما از تبارِ مردمی دیگر پدید آمدید، جایگزینان شما نیز در راه اند.
روشنگری:الغَنیّ = بینیاز. ذو الرَّحمَة = دارندهی مهر. یَستَخلِف = جانشین میکند.
إن ما توعدون لآت وما أنتم بمعجزينَ(134)
برداشت از آیه :وعده رستاخیز ناگزیر است و شما را گریزی از آن نیست.
قل يا قوم اعملوا على مكانتكم إني عامل فسوف تعلمون من تكون له عاقبة الدار إنه لا يفلح الظالمونَ(135)
برداشت از آیه :به راستی که ستمکاران رستگار نمی گردند و دیر نباشد که نتیجه کار هایمان را در رستاخیز مشاهده کنیم، پس شما به کار خود و من نیز به کار خویش می پردازم.
روشنگری:مَکانَتِکُم = جایگاه و توانِ خویش. عاقِبَةُ الدّار = فرجامِ این سرای.
وجعلوا لله مما ذرأ من الحرث والأنعام نصيبا فقالوا هذا لله بزعمهم وهذا لشركائنا فما كان لشركائهم فلا يصل إلى الله وما كان لله فهو يصل إلى شركائهم ساء ما يحكمونَ(136)
برداشت از آیه :و از کشت و دامی که او پدید آورد، بهرهای برای پروردگارِ مهرپرور نهادند و به گمانِ خویش گفتند این از آنِ او و این از آنِ انبازانِ ما؛ آنگاه آنچه از آنِ انبازانشان بود به او نمیرسید و آنچه از آنِ او بود به انبازانشان میرسید. چه بد داوری میکنند.
روشنگری:فلا یصل الی الله = به تعبیر قرآن آنچه برای بینوایان در نظر گرفته شود به دست خدا می رسد.( سوره توبه آیه 104)
ذَرَأ = پدید آورد و پراکند. حَرث = کشت. أنعام = دام.
آیه نشان میدهد آن بخشبندی هم به سودِ خودشان میچرخید.
وكذلك زين لكثير من المشركين قتل أولادهم شركاؤهم ليردوهم وليلبسوا عليهم دينهم ولو شاء الله ما فعلوه فذرهم وما يفترونَ(137)
برداشت از آیه :و اینچنین انبازانشان کشتنِ فرزندانشان را در چشمِ بسیاری از انبازآوران آراستند، تا نابودشان کنند و وجدانِ الهیشان را بر ایشان بپوشانند. و اگر پروردگارِ مهرپرور میخواست چنین نمیکردند؛ پس آنان را با آنچه میبافند به خود واگذار.
روشنگری:ولو شاء الله ما فعلوه = اگر خداوند می خواست چنین نمی کردند، آنان از روی اراده این کار را می کنند یعنی خداوند آنها را مجبور در این امر نیافریده.
دینهم = دینشان، راه و رسم ایشان.
لِیُردوهُم = تا به نابودیشان کشند. یَلبِسوا عَلَیهِم دینَهُم = وجدانِ الهیشان را بر ایشان بپوشانند. دین = وجدان و سرشتِ الهی.
وقالوا هذه أنعام وحرث حجر لا يطعمها إلا من نشاء بزعمهم وأنعام حرمت ظهورها وأنعام لا يذكرون اسم الله عليها افتراء عليه سيجزيهم بما كانوا يفترونَ(138)
برداشت از آیه :و گفتند این دام و کشت بازداشته است و جز آن که ما بخواهیم از آن نمیخورد، و دامی که سوار شدن بر پشتش ناروا شده، و دامی که نامِ پروردگارِ مهرپرور را بر آن یاد نمیکنند؛ همه از دروغی که بر او میبندند. به سزای همان بافتهها پاداششان میدهد.
روشنگری:حِجر = بازداشته و ممنوع. افتِراء = دروغ بستن.
این مرزها را خودشان ساختند و به نامِ او بستند.
وقالوا ما في بطون هذه الأنعام خالصة لذكورنا ومحرم على أزواجنا وإن يكن ميتة فهم فيه شركاء سيجزيهم وصفهم إنه حكيم عليمَ(139)
برداشت از آیه :و گفتند آنچه در شکمِ این دامهاست ویژهی مردانِ ماست و بر زنانِ ما ناروا؛ و اگر مرده باشد، همه در آن انبازند. به سزای همین وصفهاشان سزا میدهد؛ که او فرزانه و داناست.
روشنگری:خالِصَة = ویژه و دربست. وَصفَهُم = همان وصفهایی که از خود ساختند.
قد خسر الذين قتلوا أولادهم سفها بغير علم وحرموا ما رزقهم الله افتراء على الله قد ضلوا وما كانوا مهتدينَ(140)
برداشت از آیه :آنان چه زیانکار و چه نادان و دور از هدایت بودند، فرزندان خود را به کشتن سپردند و آن چه پروردگار مهرپرور برای آنها آفریده بود را به دروغ بر خود ناروا شمردند.
روشنگری:سَفَهاً = از نابخردی.
این آیه بندِ آیات ۱۳۶ تا ۱۴۰ را میبندد: هر مرزی که انسان از خود بسازد و به نامِ او ببندد، زیانش به خودِ او بازمیگردد.
وهو الذي أنشأ جنات معروشات وغير معروشات والنخل والزرع مختلفا أكله والزيتون والرمان متشابها وغير متشابه كلوا من ثمره إذا أثمر وآتوا حقه يوم حصاده ولا تسرفوا إنه لا يحب المسرفينَ(141)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور بوستان ها و کشتزارهایِ درختان خرما و زیتون و انار در شکل ها و مزه های گوناگون آفریده، از آن ها بهره مند شوید، اما سهم بینوایان را به آنان بدهید، و بدانید که زیاده روی در هرکاری ناپسند است.
روشنگری:مَعروشات = با داربست. آتُوا حَقَّه = حقِ آن را بدهید، یعنی بهرهی نیازمندان. لا تُسرِفوا = گزافکاری نکنید.
دهش و بخشش در این آیه کنارِ هم نشستهاند: هر بهرهای حقی در خود دارد.
ومن الأنعام حمولة وفرشا كلوا مما رزقكم الله ولا تتبعوا خطوات الشيطان إنه لكم عدو مبينَ(142)
برداشت از آیه :و از دامها، باربر و کوچکاندام. از آنچه پروردگارِ مهرپرور روزیِ شما کرد بخورید و پیِ گامهای نفسِ بدکنش مروید؛ که او دشمنِ آشکارِ شماست.
روشنگری:حَمولَة = باربر. فَرش = کوچکاندام و نزدیک به زمین. خُطُواتِ الشَّیطان = گامهای نفسِ بدکنش.
ثمانية أزواج من الضأن اثنين ومن المعز اثنين قل آلذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين نبئوني بعلم إن كنتم صادقينَ(143)
برداشت از آیه :هشت جفت: از گوسفند دو، از بز دو، از شتر دو، از گاو دو. میگویم آیا نرها را ناروا کرده یا مادهها را، یا آنچه در زهدانِ مادههاست؟ از روی دانش به من خبر دهید اگر راست میگویید. یا آنگاه که پروردگارِ مهرپرور چنین سفارش کرد گواه بودید؟ و کدام ستم بزرگتر از آن است که کسی بر او دروغ ببندد تا مردمان را بیدانش گمراه کند؟ پروردگارِ مهرپرور مردمِ ستمکار را راه نمینماید.
روشنگری:الضَّأن = گوسفند. المَعز = بز. الإبِل = شتر. البَقَر = گاو.
این برداشتِ مشترکِ آیههای ۱۴۳ و ۱۴۴ است، چون هر دو یک پرسش را با چهار دام میآورند.
پرسشِ آیه ترازوی سنجش است: هر مرزی باید پشتوانهی دانش داشته باشد، نه گمان.
ومن الإبل اثنين ومن البقر اثنين قل آلذكرين حرم أم الأنثيين أما اشتملت عليه أرحام الأنثيين أم كنتم شهداء إذ وصاكم الله بهذا فمن أظلم ممن افترى على الله كذبا ليضل الناس بغير علم إن الله لا يهدي القوم الظالمينَ(144)
برداشت از آیه :هشت جفت: از گوسفند دو، از بز دو، از شتر دو، از گاو دو. میگویم آیا نرها را ناروا کرده یا مادهها را، یا آنچه در زهدانِ مادههاست؟ از روی دانش به من خبر دهید اگر راست میگویید. یا آنگاه که پروردگارِ مهرپرور چنین سفارش کرد گواه بودید؟ و کدام ستم بزرگتر از آن است که کسی بر او دروغ ببندد تا مردمان را بیدانش گمراه کند؟ پروردگارِ مهرپرور مردمِ ستمکار را راه نمینماید.
روشنگری:الضَّأن = گوسفند. المَعز = بز. الإبِل = شتر. البَقَر = گاو.
این برداشتِ مشترکِ آیههای ۱۴۳ و ۱۴۴ است، چون هر دو یک پرسش را با چهار دام میآورند.
پرسشِ آیه ترازوی سنجش است: هر مرزی باید پشتوانهی دانش داشته باشد، نه گمان.
قل لا أجد في ما أوحي إلي محرما على طاعم يطعمه إلا أن يكون ميتة أو دما مسفوحا أو لحم خنزير فإنه رجس أو فسقا أهل لغير الله به فمن اضطر غير باغ ولا عاد فإن ربك غفور رحيمَ(145)
برداشت از آیه :میگویم هیچ خوردنیِ ناروا و آلودهای نمییابم، مگر مرده، یا خونِ ریخته، یا گوشتِ خوک، یا آنچه از نافرمانی به نامِ جز او سر بریده شده. و هر که به ناچاری افتد، بیآنکه سرکش و از حد گذرنده باشد، پروردگارت خطاپوش و مهربان است.
روشنگری:دَمٌ مَسفوح = خونِ ریخته. رِجس = آلودگی. أُهِلَّ لِغَیرِ اللّٰهِ بِه = به نامِ جز او سر بریده شد.
فهرستِ نارواییها کوتاه است، و همین کوتاهی در برابرِ آن مرزهای ساختگی ایستاده است.
وعلى الذين هادوا حرمنا كل ذي ظفر ومن البقر والغنم حرمنا عليهم شحومهما إلا ما حملت ظهورهما أو الحوايا أو ما اختلط بعظم ذلك جزيناهم ببغيهم وإنا لصادقونَ(146)
برداشت از آیه :و به راستی که ناروا شمردن قسمتهایی از اندامهای درونیِ چارپایان توسطِ یهودیان، نتیجه و جریمه خودسری و سرکشی خودشان بوده است.
روشنگری:ذی ظُفُر = ناخندار. شُحوم = پیهها. الحَوایا = رودهها. بَغی = سرکشی.
برای جزئیات بیشتر به متنِ ترجمههای رسمی مراجعه شود.
فإن كذبوك فقل ربكم ذو رحمة واسعة ولا يرد بأسه عن القوم المجرمينَ(147)
برداشت از آیه :و اگر تو را دروغگو شمردند، بگو پروردگارِ شما مهری فراخ دارد، و سختیِ او از مردمِ تباهکار بازگردانده نمیشود.
روشنگری:ذو رَحمَةٍ واسِعَة = دارندهی مهرِ فراخ. بَأس = سختی.
آیه مهر را پیش میآورد و پیامدِ تباهکاری را پس از آن، همان ترتیبی که در سراسرِ قرآن هست.
سيقول الذين أشركوا لو شاء الله ما أشركنا ولا آباؤنا ولا حرمنا من شيء كذلك كذب الذين من قبلهم حتى ذاقوا بأسنا قل هل عندكم من علم فتخرجوه لنا إن تتبعون إلا الظن وإن أنتم إلا تخرصونَ(148)
برداشت از آیه :انبازآوران خواهند گفت اگر پروردگارِ مهرپرور میخواست، نه ما انباز میآوردیم و نه پدرانمان، و نه چیزی را ناروا میشمردیم. پیشینیانِ آنان نیز همینگونه دروغ انگاشتند تا سختی را چشیدند. میگویم آیا دانشی دارید که برای ما بیرون آورید؟ شما جز از گمان پیروی نمیکنید و جز نادرست نمیسنجید.
روشنگری:این آیه بهانهی خواستِ پروردگار را پاسخ میدهد: آنان خواستِ او را دستاویزِ کردارِ خویش کردند، و پاسخ این است که دانشی در میان نیست و تنها گمان است.
قل فلله الحجة البالغة فلو شاء لهداكم أجمعينَ(149)
برداشت از آیه :میگویم دستاویزِ رسا از آنِ پروردگارِ مهرپرور است؛ و اگر میخواست، همهی شما را راه مینمود.
روشنگری:الحُجَّةُ البالِغَة = دستاویزِ رسا و تمام.
به آیههای ۳۵ و ۱۰۷ همین سوره رجوع شود.
قل هلم شهداءكم الذين يشهدون أن الله حرم هذا فإن شهدوا فلا تشهد معهم ولا تتبع أهواء الذين كذبوا بآياتنا والذين لا يؤمنون بالآخرة وهم بربهم يعدلونَ(150)
برداشت از آیه :میگویم گواهانِ خود را بیاورید که گواهی دهند پروردگارِ مهرپرور این را ناروا کرده است. و اگر گواهی دادند، تو با آنان گواهی مده، و از خواهشِ آنان که نشانههای سرشتِ الهی را دروغ انگاشتند و به رستاخیز باور ندارند پیروی مکن؛ آنان برای پروردگارِ خویش همتا میآورند.
روشنگری:هَلُمَّ = بیاورید. یَعدِلون = همتا میآورند؛ به آیهی ۱ همین سوره رجوع شود.
قل تعالوا أتل ما حرم ربكم عليكم ألا تشركوا به شيئا وبالوالدين إحسانا ولا تقتلوا أولادكم من إملاق نحن نرزقكم وإياهم ولا تقربوا الفواحش ما ظهر منها وما بطن ولا تقتلوا النفس التي حرم الله إلا بالحق ذلكم وصاكم به لعلكم تعقلونَ(151)
برداشت از آیه :میگویم بیایید تا آنچه پروردگارتان ناروا کرده بر شما بخوانم: چیزی را انبازِ او نگیرید؛ به پدر و مادر نیکی کنید؛ فرزندانِ خود را از بیمِ بیچیزی نکشید، که روزیِ شما و آنان از من است؛ به زشتیها نزدیک نشوید، آشکار و پنهانش؛ و کسی را که خونش ناروا شده مکشید، مگر به حق. این است آنچه سفارشتان کرد تا بیندیشید.
و به مالِ یتیم نزدیک نشوید مگر به نیکوترین شیوه، تا به توانِ خویش رسد؛ و پیمانه و ترازو را به داد تمام دهید، که بر هیچ کس بیش از توانش بار نمینهم؛ و چون سخن گویید به داد گویید، هر چند به زیانِ خویشاوند باشد؛ و پیمانِ پروردگارِ مهرپرور را به سر برید. این است آنچه سفارشتان کرد تا به یاد آورید.
و این راهِ راستِ من است، پس از آن پیروی کنید و پیِ راههای دیگر مروید که شما را از راهِ او پراکنده میکند. این است آنچه سفارشتان کرد تا نیکوکار شوید.
روشنگری:إملاق = بیچیزی و تنگدستی. فَواحِش = زشتیها. أشُدّ = توانمندی و رسیدگی. وُسع = توان. السُّبُل = راههای پراکنده.
عَهدِ اللّٰه = همان پیمانِ الست.
این برداشتِ مشترکِ سه آیه است، و هر سه با یک جمله بسته میشوند: این است آنچه سفارشتان کرد.
این سه آیه در برابرِ آیات ۱۳۶ تا ۱۵۰ نشستهاند: آنجا مرزهای ساختگی بود و اینجا مرزهای راستین، و همه از جنسِ مهر و داد است نه از جنسِ خوراک.
چکیده سه آیه 151تا153:
- پروردگارتان را آفریننده و برتر از هرکس و هر چیز دانسته و به پیمان او وفادار بمانید.
- به پدر و مادر خود زیاده نیکوئی کنید.
- فرزندان خود را از بيم تنگدستى به نابودی نکشانید، روزی شما و آنان دستیاب است.
- به كارهاى ناپسند چه آشکارا و چه پنهان نزدیک مشويد.
- کشتن انسان ها مگر برای دفع ستم ناروا باشد.
- به مال يتيم که به حد رشد نرسیده، جز به نحوى نیکو نزدیک مشويد.
- پيمانه و ترازو را به عدالت تمام بپيماييد.
- چون گواهی دهید به دادگرى باشد، هر چند درباره خويشاوندتان باشد.
ولا تقربوا مال اليتيم إلا بالتي هي أحسن حتى يبلغ أشده وأوفوا الكيل والميزان بالقسط لا نكلف نفسا إلا وسعها وإذا قلتم فاعدلوا ولو كان ذا قربى وبعهد الله أوفوا ذلكم وصاكم به لعلكم تذكرونَ(152)
برداشت از آیه :میگویم بیایید تا آنچه پروردگارتان ناروا کرده بر شما بخوانم: چیزی را انبازِ او نگیرید؛ به پدر و مادر نیکی کنید؛ فرزندانِ خود را از بیمِ بیچیزی نکشید، که روزیِ شما و آنان از من است؛ به زشتیها نزدیک نشوید، آشکار و پنهانش؛ و کسی را که خونش ناروا شده مکشید، مگر به حق. این است آنچه سفارشتان کرد تا بیندیشید.
و به مالِ یتیم نزدیک نشوید مگر به نیکوترین شیوه، تا به توانِ خویش رسد؛ و پیمانه و ترازو را به داد تمام دهید، که بر هیچ کس بیش از توانش بار نمینهم؛ و چون سخن گویید به داد گویید، هر چند به زیانِ خویشاوند باشد؛ و پیمانِ پروردگارِ مهرپرور را به سر برید. این است آنچه سفارشتان کرد تا به یاد آورید.
و این راهِ راستِ من است، پس از آن پیروی کنید و پیِ راههای دیگر مروید که شما را از راهِ او پراکنده میکند. این است آنچه سفارشتان کرد تا نیکوکار شوید.
روشنگری:إملاق = بیچیزی و تنگدستی. فَواحِش = زشتیها. أشُدّ = توانمندی و رسیدگی. وُسع = توان. السُّبُل = راههای پراکنده.
عَهدِ اللّٰه = همان پیمانِ الست.
این برداشتِ مشترکِ سه آیه است، و هر سه با یک جمله بسته میشوند: این است آنچه سفارشتان کرد.
این سه آیه در برابرِ آیات ۱۳۶ تا ۱۵۰ نشستهاند: آنجا مرزهای ساختگی بود و اینجا مرزهای راستین، و همه از جنسِ مهر و داد است نه از جنسِ خوراک.
چکیده سه آیه 151تا153:
- پروردگارتان را آفریننده و برتر از هرکس و هر چیز دانسته و به پیمان او وفادار بمانید.
- به پدر و مادر خود زیاده نیکوئی کنید.
- فرزندان خود را از بيم تنگدستى به نابودی نکشانید، روزی شما و آنان دستیاب است.
- به كارهاى ناپسند چه آشکارا و چه پنهان نزدیک مشويد.
- کشتن انسان ها مگر برای دفع ستم ناروا باشد.
- به مال يتيم که به حد رشد نرسیده، جز به نحوى نیکو نزدیک مشويد.
- پيمانه و ترازو را به عدالت تمام بپيماييد.
- چون گواهی دهید به دادگرى باشد، هر چند درباره خويشاوندتان باشد.
وأن هذا صراطي مستقيما فاتبعوه ولا تتبعوا السبل فتفرق بكم عن سبيله ذلكم وصاكم به لعلكم تتقونَ(153)
برداشت از آیه :میگویم بیایید تا آنچه پروردگارتان ناروا کرده بر شما بخوانم: چیزی را انبازِ او نگیرید؛ به پدر و مادر نیکی کنید؛ فرزندانِ خود را از بیمِ بیچیزی نکشید، که روزیِ شما و آنان از من است؛ به زشتیها نزدیک نشوید، آشکار و پنهانش؛ و کسی را که خونش ناروا شده مکشید، مگر به حق. این است آنچه سفارشتان کرد تا بیندیشید.
و به مالِ یتیم نزدیک نشوید مگر به نیکوترین شیوه، تا به توانِ خویش رسد؛ و پیمانه و ترازو را به داد تمام دهید، که بر هیچ کس بیش از توانش بار نمینهم؛ و چون سخن گویید به داد گویید، هر چند به زیانِ خویشاوند باشد؛ و پیمانِ پروردگارِ مهرپرور را به سر برید. این است آنچه سفارشتان کرد تا به یاد آورید.
و این راهِ راستِ من است، پس از آن پیروی کنید و پیِ راههای دیگر مروید که شما را از راهِ او پراکنده میکند. این است آنچه سفارشتان کرد تا نیکوکار شوید.
روشنگری:إملاق = بیچیزی و تنگدستی. فَواحِش = زشتیها. أشُدّ = توانمندی و رسیدگی. وُسع = توان. السُّبُل = راههای پراکنده.
عَهدِ اللّٰه = همان پیمانِ الست.
این برداشتِ مشترکِ سه آیه است، و هر سه با یک جمله بسته میشوند: این است آنچه سفارشتان کرد.
این سه آیه در برابرِ آیات ۱۳۶ تا ۱۵۰ نشستهاند: آنجا مرزهای ساختگی بود و اینجا مرزهای راستین، و همه از جنسِ مهر و داد است نه از جنسِ خوراک.
چکیده سه آیه 151تا153:
- پروردگارتان را آفریننده و برتر از هرکس و هر چیز دانسته و به پیمان او وفادار بمانید.
- به پدر و مادر خود زیاده نیکوئی کنید.
- فرزندان خود را از بيم تنگدستى به نابودی نکشانید، روزی شما و آنان دستیاب است.
- به كارهاى ناپسند چه آشکارا و چه پنهان نزدیک مشويد.
- کشتن انسان ها مگر برای دفع ستم ناروا باشد.
- به مال يتيم که به حد رشد نرسیده، جز به نحوى نیکو نزدیک مشويد.
- پيمانه و ترازو را به عدالت تمام بپيماييد.
- چون گواهی دهید به دادگرى باشد، هر چند درباره خويشاوندتان باشد.
ثم آتينا موسى الكتاب تماما على الذي أحسن وتفصيلا لكل شيء وهدى ورحمة لعلهم بلقاء ربهم يؤمنونَ(154)
برداشت از آیه :برای آن که دیدارِ پروردگارشان در رستاخیز را باور نمایند، موسی در جایگاهِ احسنِ تقویم، کتابی کامل و راهنما که در آن راهِ رسیدن به مهربانی برای هرچیز روشن بود را آورد.
روشنگری:به نظر می رسد منظور "علی الذی احسن" همان موسی است که به مقام احسن یا احسن تقویم که اعلی مرتبه مقام انسان و همان رتبه جانشینی پروردگار مهرپرور باشد، رسیده است.
وهذا كتاب أنزلناه مبارك فاتبعوه واتقوا لعلكم ترحمونَ(155)
برداشت از آیه :و تا این که به مهربانی و نیکوکاری گرائید، پیامبر این کتابِ فرخنده را آورد.
روشنگری:واتقوا = نیکوکاری
ترحمون = به مهربانی گرائید.
أن تقولوا إنما أنزل الكتاب على طائفتين من قبلنا وإن كنا عن دراستهم لغافلينَ(156)
برداشت از آیه :تا نگویید کتاب تنها بر دو گروهِ پیش از ما فرو آمد و ما از آموزههای آنان بیخبر بودیم.
روشنگری:طائِفَتَین = دو گروه، یعنی کتابدارانِ پیشین. دِراسَة = آموزه و درس.
أو تقولوا لو أنا أنزل علينا الكتاب لكنا أهدى منهم فقد جاءكم بينة من ربكم وهدى ورحمة فمن أظلم ممن كذب بآيات الله وصدف عنها سنجزي الذين يصدفون عن آياتنا سوء العذاب بما كانوا يصدفونَ(157)
برداشت از آیه :یا نگویید اگر کتاب بر ما فرو میآمد، راهیافتهتر از آنان میشدیم. پس نشانهای روشن از پروردگارتان به شما رسید و راهنما و مهر. و کدام ستم بزرگتر از آن است که کسی نشانههای سرشتِ الهی را دروغ انگارد و از آن روی بگرداند؟ رویگردانان را به سزای همان رویگردانی رنجی بد خواهد رسید.
روشنگری:صَدَفَ = روی گرداند.
هل ينظرون إلا أن تأتيهم الملائكة أو يأتي ربك أو يأتي بعض آيات ربك يوم يأتي بعض آيات ربك لا ينفع نفسا إيمانها لم تكن آمنت من قبل أو كسبت في إيمانها خيرا قل انتظروا إنا منتظرونَ(158)
برداشت از آیه :آیا جز این را چشم دارند که کارگزارانِ هستی به نزدشان آیند، یا پروردگارت، یا پارهای از نشانههای او؟ روزی که پارهای از نشانههای پروردگارت بیاید، باورِ کسی که پیش از آن باور نیاورده یا در باورِ خویش نیکی نیندوخته، سودش نمیدهد. میگویم چشم به راه باشید، من نیز چشم به راهم.
روشنگری:باور در واپسین دم سودی ندارد، چون باور بی کردارِ نیکو میوه نمیدهد؛ و آیه خودِ این شرط را میآورد: یا در باورِ خویش نیکی اندوخته باشد.
إن الذين فرقوا دينهم وكانوا شيعا لست منهم في شيء إنما أمرهم إلى الله ثم ينبئهم بما كانوا يفعلونَ(159)
برداشت از آیه :آنان که وجدانِ الهیِ خویش را پاره پاره کردند و دسته دسته شدند، من را با آنان کاری نیست؛ آنان از آنچه میکردند در رستاخیز آگاه میشوند.
من جاء بالحسنة فله عشر أمثالها ومن جاء بالسيئة فلا يجزى إلا مثلها وهم لا يظلمونَ(160)
برداشت از آیه :هر که نیکی آورد، ده برابرش از آنِ اوست؛ و هر که بدی آورد، جز همانندش سزا نمییابد، و بر آنان ستم نمیرود.
روشنگری:مهر در ترازو سنگینتر است: نیکی ده برابر و بدی به اندازهی خود.
قل إنني هداني ربي إلى صراط مستقيم دينا قيما ملة إبراهيم حنيفا وما كان من المشركينَ(161)
برداشت از آیه :میگویم سرشتِ الهی مرا به راهِ راست راه نمود، به آیینی استوار، به راه و رسمِ ابراهیمِ پاک و یکدل، که از انبازآوران نبود.
روشنگری:دیناً قِیَماً = آیینی استوار. مِلَّة = راه و رسم. حَنیفاً = پاک و یکدل؛ به آیهی ۷۹ همین سوره رجوع شود.
دین، راه و رسم و آئینِ منتخبِ سرشتِ الهیِ انسان( دین الله) است. مهربانی(ملائکة الله) و یا ستمکاری( نفس بدکنش/شیطان) را انسان به کمک ارادهی الهیِ خود (امرالله) انتخاب مینماید.
منشاء سرشتِ الهی انسان (فطرة الله) است که در هنگام آفرینش در وی دمیده شده است( روح الله).
تجلیِ سرشتِ الهی در انسان(اذن الله) است.
مجموع کنشهای بالا، راه و آئینِ مهرِ پروردگارِ مهرپرور (صراط الله/صراط مستقیم) است.
قل إن صلاتي ونسكي ومحياي ومماتي لله رب العالمينَ(162)
برداشت از آیه :میگویم نیایشم و کردارِ نیایشیام و زندگیام و مرگم از آنِ پروردگارِ مهرپرور است، پرورشدهندهی جهانیان.
روشنگری:نُسُک = کردارِ نیایشی و پیشکش.
لله رب العالمین همان صراط مستقیم و همان سبیل الله و همان راه مهر و خواست پروردگار مهرپرور است.
لا شريك له وبذلك أمرت وأنا أول المسلمينَ(163)
برداشت از آیه :او را انبازی نیست؛ و مرا بر همین فرمان رسیده و من نخستین سرسپردهام.
روشنگری:أُمِرتُ = فرمان یافتم؛ فرمانی که از سرشت برمیخیزد، همانکه در آیهی ۱۴ آمد.
به نظر می رسد آیه اشاره به الست بربکم و قالوا بلی دارد. در جهان بینی قرآنی و در آفرینش انسان این میثاق در سرشت انسانها شکل گرفته اما تبعیت یا انکار آن همچنان به اراده و انتخاب او وابسته است.
قل أغير الله أبغي ربا وهو رب كل شيء ولا تكسب كل نفس إلا عليها ولا تزر وازرة وزر أخرى ثم إلى ربكم مرجعكم فينبئكم بما كنتم فيه تختلفونَ(164)
برداشت از آیه :میگویم آیا جز پروردگارِ مهرپرور را پرورشدهنده بجویم، و او پرورشدهندهی هر چیز است؟ و هر کس آنچه کند به گردنِ خودِ اوست، و هیچ کس بارِ دیگری را برنمیدارد. بازگشتِ همگان به سویِ اوست و از آنچه در آن اختلاف میکردید آگاه خواهید شد.
روشنگری:لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزرَ أُخریٰ = هیچ کس بارِ دیگری را برنمیدارد؛ به آیهی ۳۹ نجم رجوع شود.
وهو الذي جعلكم خلائف الأرض ورفع بعضكم فوق بعض درجات ليبلوكم في ما آتاكم إن ربك سريع العقاب وإنه لغفور رحيمَ(165)
برداشت از آیه :پروردگارِ شما مهربان و خطاپوش است و رستاخیز دور نخواهد بود؛ شما را جانشینانِ زمین کرد و بیشبرخورداریِ برخی از شما نسبت به برخی دیگر آزمونی برای مهربانیِ شماست.
روشنگری:خَلائِفَ الأرض = جانشینانِ زمین. خلیفگی در قرآن در زمین است و عبارتِ خلیفةَ اللّٰه در قرآن نیامده؛ به واژهی کلیدیِ انسان رجوع شود.
عِقاب = کیفر.
سوره با همان نکته بسته میشود که در سراسرِ آن تکرار شد: برتریها و دهشها آزموناند و پاسخگویی بر دوشِ خودِ انسان است.
نظرات کاربران