نفخ
چکیده ی مفهوم واژه :پروردگارِ مهرپرور به کارگزارانِ هستی فرمود چون کالبدِ انسان را سامان دادم و از روحِ خود در او دمیدم، برایش به خاک افتید؛ و از آن پس آنان در خدمتِ انساناند. نتیجهی آن دمیدن در خودِ متن نام برده شده است: شنوایی و بینایی و دل به انسان داده شد، و افسوس که اندک سپاس میگزارد.
این دمیدن ویژهی آدم نیست. مریم دامنِ خود را پاک نگاه داشت و سخنان و نوشتههای پروردگارش را راست شمرد و از سرسپردگان بود؛ پس در او از روحِ الهی دمیده شد و او و پسرش نشانهای برای جهانیان گردیدند. در هر دو گزارش، کارِ خودِ او پیش از آن دهش آمده است.
و همین دمیدن یک بار به دستِ انسان گزارش شده است: عیسی از گِل چیزی به شکلِ پرنده ساخت و در آن دمید و به اذنِ پروردگارِ مهرپرور پرنده شد، و کور و پیس را بهبود بخشید و مردگان را به اذنِ او زنده کرد. در این دسته، قیدِ اذن همواره همراهِ کار است.
معنای پایهی این واژه نیز در متن دیده میشود: ذوالقرنین به همراهانش گفت پارههای آهن بیاورید، و چون میانِ دو دیواره را همتراز کرد گفت بدمید، و چون آن را آتش کرد گفت مسِ گداخته بیاورید. دمیدنِ باد در کوره، کارِ آدمیان و بی هیچ قید.
و در پایانِ کار، دمیدن در صور میآید. در صور دمیده شد و همه را یکجا گرد آوردیم؛ و از گورها شتابان به سوی پروردگارشان روان میشوند و گروه گروه میآیند. آن روز نه پیوندِ خویشاوندی میانشان میماند و نه از یکدیگر میپرسند؛ هر که در آسمانها و زمین است جز نیکوکاران به هراس میافتد و همه فروتنانه به سوی او میآیند. یک بار دمیده میشود و همه از هوش میروند و بارِ دیگر دمیده میشود و برخاسته و نگران میایستند؛ و این همان روزِ هشدار است. فرمانرواییِ آن روز از آنِ پروردگارِ مهرپرور است، دانای نهان و آشکار، که آسمانها و زمین را بهدرستی آفرید و چون بگوید باش، همان میشود.
کارکردِ نفخ در زندگیِ انسان
یک واژه، سه ایستگاه. در آغاز، با دمیدن از روح، انسان شنوایی و بینایی و دل یافت و سنجشِ نیکی و بدی در او الهام شد؛ این ایستگاه دستِ خودِ او نبود. در پایان، با دمیدن در صور، برمیخیزد و در صف میایستد و کردارش را میبیند؛ این ایستگاه نیز دستِ او نیست. میانِ آن دو، ایستگاهی است که تنها دستِ خودِ اوست: به کار بردنِ آنچه گرفته است.
و این ایستگاهِ میانی شکلی روشن دارد. چیزی تازه به انسان داده نمیشود، زیرا ابزار از همان دمیدنِ نخست در او هست؛ کار این است که آن ابزار از کار نیفتد. کسی که دل و چشم و گوش دارد و به کارشان نمیاندازد فرو میافتد، و درمانش یادآوری است که در پیِ آن بینایی میآید.
گامِ بعد، پاکی و استواری است، و این همواره کارِ خودِ انسان است و در متن پیش از هر دهشی میآید. مریم نخست خود را پاک و پرهیخته و سرسپرده ساخت، و آنگاه آن توان در او نمودار شد. ابراهیم نخست آزمون را به پایان رساند، و آنگاه مقامِ پیشوایی به او داده شد. قانونِ عام هم همین است: تا درون تغییر نکند، بیرون تغییر نمیکند، و هدایتِ افزون در پیِ راه افتادن میآید، نه پیش از آن.
در آن نقطه اذن میرسد، و کار، کارِ خودِ انسان است. آنجا که متن آفریدن و دمیدن را به عیسی نسبت میدهد، فعل را از او نمیگیرد و اذن را کنارش میگذارد. و این توان ویژهی یک تن نیست؛ همان نیرو گرفتن برای باورمندانِ نیکوکار نیز گزارش شده است، با شرطِ خودش: باورمندی که در دل نوشته شود، و دوری از همراهی با دشمنانِ راهِ مهر.
پس آن سرشت، گرفتنی است و بالاندن نیست؛ بالاندنش کارِ خودِ انسان است. و تا بالیده نشود، به بار نمینشیند.
آیات روشنگر
ورسولا إلى بني إسرائيل أني قد جئتكم بآية من ربكم أني أخلق لكم من الطين كهيئة الطير فأنفخ فيه فيكون طيرا بإذن الله وأبرئ الأكمه والأبرص وأحيي الموتى بإذن الله وأنبئكم بما تأكلون وما تدخرون في بيوتكم إن في ذلك لآية لكم إن كنتم مؤمنين
برداشت از آیه :و پیامآوری به سویِ فرزندانِ اسرائیل: نشانهای از پروردگارتان برایتان آوردهام. بر سامانِ نهادهی آفرینش، از گِل چیزی به شکلِ پرنده میسازم و در آن میدمم و پرنده میشود؛ و کور و پیس را بهبود میبخشم و مردگان را بر همان سامان زنده میکنم، و از آنچه میخورید و در خانههایتان میاندوزید خبر میدهم. در این، اگر باورمند باشید، نشانهای برای شماست.
روشنگری:آفریدنِ پرنده به دستِ عیسی همانندیِ کامل با آفرینشِ آدم دارد: جسمِ پرنده از همان مایهی نخستین است، و دمیدنِ روحِ عیسی در آن و جان گرفتن و پروازش، همانندِ دمیدنِ روحِ پروردگار در آدم. به آیهی ۲۹ سورهی حجر رجوع شود.
عیسی که سرشتِ الهیِ خود را متجلی کرده، انسانِ احسنِ تقویم و جانشینِ پروردگار بر زمین است.
ساختِ کار همان ساختِ آفرینشِ انسان است، نخست شکل دادن از گِل و سپس دمیدن.
در دمیدنِ عیسی تنها فیه و فیها آمده، ولی در دمیدن در انسان همواره مِن روحی افزوده شده است (حجر ۲۹، ص ۷۲، سجده ۹). همین افزوده دو کار را از هم جدا میکند.
قیدِ بإذن الله در این آیه دو بار آمده و در آیهی ۱۱۰ سورهی مائده چهار بار؛ پرتکرارترین جای اذن در یک آیه. به واژهی کلیدیِ اذن رجوع شود.
دمیدن در این آیه کارِ خودِ عیسی است و قیدِ اذن دو بار کنارش نشسته؛ یعنی این کار بر سامانِ نهادهی آفرینش روی میدهد و نه بیرون از آن.
نشانه بودنِ آن کارها در خودِ آیه با قیدِ باورمندی بسته شده است.
إذ قال الله يا عيسى ابن مريم اذكر نعمتي عليك وعلى والدتك إذ أيدتك بروح القدس تكلم الناس في المهد وكهلا وإذ علمتك الكتاب والحكمة والتوراة والإنجيل وإذ تخلق من الطين كهيئة الطير بإذني فتنفخ فيها فتكون طيرا بإذني وتبرئ الأكمه والأبرص بإذني وإذ تخرج الموتى بإذني وإذ كففت بني إسرائيل عنك إذ جئتهم بالبينات فقال الذين كفروا منهم إن هذا إلا سحر مبين
برداشت از آیه :بر سامانِ نهادهی آفرینش، عیسی پسرِ مریم دهشِ پروردگارِ مهرپرور را بر خود و بر مادرش به یاد آورد: از کارگزارِ برگزیدهی هستی نیرو گرفت و در گهواره و در میانسالی با مردمان سخن گفت؛ کتاب و فرزانگی آموخت؛ از گِل چیزی به شکلِ پرنده ساخت و در آن دمید و پرنده شد؛ کور و پیس را بهبود بخشید و مردگان را برخیزاند؛ و از گزندِ فرزندانِ اسرائیل در امان ماند. و چون نشانههای روشن آورد، ناباورانشان گفتند این جز افسونی آشکار نیست.
روشنگری:روح القدس: کارگزارِ برگزیدهی هستی؛ همان برگردانِ آیههای ۸۷ و ۲۵۳ سورهی بقره.
آیه از عیسی میخواهد دهشِ پروردگار را به یاد آورد، نه آنکه دهشِ تازهای به او برسد؛ پس اذن و دهش از پیش نهاده شدهاند و کارِ انسان یادآوری و بارور کردنِ آنهاست.
سخن گفتن در گهواره و در میانسالی، دو سرِ یک عمر را کنارِ هم مینهد: آن نیرو در همهی زندگیِ او کنشگر بود.
قیدِ بإذنی چهار بار در این آیه آمده و در آیهی ۴۹ سورهی آل عمران دو بار؛ پرتکرارترین جای اذن در یک آیه. اینجا بر هر دو گام نشسته است، هم بر ساختن و هم بر پرنده شدن.
ساختِ آفریدنِ پرنده همان ساختِ آفرینشِ انسان است، نخست شکل دادن از گِل و سپس دمیدن. به آیهی ۲۹ سورهی حجر و ۷۲ سورهی ص رجوع شود؛ با این تفاوت که در دمیدن در انسان همواره مِن روحی افزوده شده و در دمیدنِ عیسی نیامده است.
این دهش ویژهی یک تن نیست: نیرو گرفتن با روح برای باورمندان نیز آمده (مجادله ۲۲)، آن دمیدن در آفرینشِ هر انسان است (سجده ۹)، و الهامِ دو راه در هر نفس (شمس ۷ و ۸). عیسی آن را با شایستگی بارور ساخت، و در این دفتر رسیدن به چنین مقامی پس از به کمال رساندنِ خویش گزارش شده است: فأتمهن (بقره ۱۲۴) و لما بلغ أشده (یوسف ۲۲ و قصص ۱۴).
ناباوران همین کارها را افسون خواندند؛ تفاوتِ نشانه و افسون در آن است که نشانه از سرشتِ الهی برمیآید و افسون از فریب.
به واژگانِ روح، نفخ، انسان و اذن رجوع شود.
3 | آیه 73 - سوره الانعام
وهو الذي خلق السماوات والأرض بالحق ويوم يقول كن فيكون قوله الحق وله الملك يوم ينفخ في الصور عالم الغيب والشهادة وهو الحكيم الخبير
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور فرزانه و آگاه است و دانای نهان و آشکار، و سخنش حقیقت است. آسمانها و زمین را بهدرستی آفرید، و روزی که بگوید باش، همان میشود. فرمانرواییِ آن روز که در صور دمیده میشود از آنِ اوست؛ و همگان دوباره زنده میشوند.
روشنگری:این آیه از سورهی انعام است؛ اگر در صفحهی آن سوره برداشتی ثبت شده باشد، همان یکی در این صفحه هم میآید تا دو جا یکدست بماند.
دمیدن در صور در این آیه و نُه آیهی دیگر آمده و همواره با فی الصّور است و هیچگاه مِن ندارد؛ کارکردش در این دسته فرا خواندنِ همگان در رستاخیز است.
کُن فَیَکون سامانِ یکبارگی را نشان میدهد؛ به واژهی کلیدیِ امر رجوع شود.
غیب و شهادت = نهان و آشکار.
به آیهی ۸۲ سورهی یس رجوع شود که همین اراده و انجام را میآورد.
فإذا سويته ونفخت فيه من روحي فقعوا له ساجدين
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور به کارگزارانِ هستی فرمود چون کالبدِ انسان را سامان دادم و از روحِ خود در او دمیدم، برایش به خاک افتید؛ و از آن پس آنان در خدمتِ انساناند.
روشنگری:متنِ این آیه با ص ۷۲ یکی است، پس برداشتشان هم یکی ثبت میشود.
حرفِ مِن در مِن روحی آمده است و تعلق به او را میرساند، نه پارهای از او بودن.
نتیجهی این دمیدن در سجده ۹ نام برده شده است: شنوایی و بینایی و دل.
به خاک افتادنِ کارگزارانِ هستی در این دفتر به خدمت درآمدنِ آنان است؛ به واژهی کلیدیِ ملائکة رجوع شود.
5 | آیه 96 - سوره الکهف
آتوني زبر الحديد حتى إذا ساوى بين الصدفين قال انفخوا حتى إذا جعله نارا قال آتوني أفرغ عليه قطرا
برداشت از آیه :گفت پارههای آهن برایم بیاورید؛ و چون میانِ دو دیواره را همتراز کرد، گفت بدمید؛ و چون آن را آتش کرد، گفت مسِ گداخته بیاورید تا بر آن بریزم.
روشنگری:معنای پایهی نفخ در این آیه دیده میشود: دمیدنِ باد در کوره، کارِ آدمیان و بی هیچ قید.
همین واژه سه آیه بعد، در کهف ۹۹، برای صور به کار رفته است؛ پس دو کاربردِ دور از هم در یک سوره کنارِ هم نشستهاند و همین تفاوتشان را روشن میکند.
زُبَرَ الحَدید = پارههای آهن. الصَّدَفَین = دو دیوارهی کوه. قِطر = مسِ گداخته.
6 | آیه 99 - سوره الکهف
وتركنا بعضهم يومئذ يموج في بعض ونفخ في الصور فجمعناهم جمعا
برداشت از آیه :در آن روز آنان را رها کردیم تا در یکدیگر موج زنند، و در صور دمیده شد و همه را یکجا گرد آوردیم.
روشنگری:این آیه از دستهی دمیدن در صور است، و در آن مِن نیامده؛ حرفِ اضافهاش فی الصّور است.
کارکردِ آن در خودِ آیه آمده است: گرد آوردنِ همگان.
سه آیه پیشتر، در کهف ۹۶، همین واژه برای دمیدن در کوره به کار رفته است.
7 | آیه 102 - سوره طه
يوم ينفخ في الصور ونحشر المجرمين يومئذ زرقا
برداشت از آیه :روزی که در صور دمیده میشود و در آن روز ستمکاران با چشمانی کبود گرد میآیند.
روشنگری:این آیه از دستهی دمیدن در صور است و حرفِ اضافهاش فی الصّور.
زُرق = کبودچشم، نشانِ هراس و درماندگی در آن روز.
کارکردِ آن دمیدن در این آیه نیز گرد آوردن است، چنانکه در کهف ۹۹.
والتي أحصنت فرجها فنفخنا فيها من روحنا وجعلناها وابنها آية للعالمين
برداشت از آیه :و آن زن که دامنِ خود را پاک نگاه داشت؛ پس در او از روحِ الهی دمیده شد و او و پسرش نشانهای برای جهانیان گردیدند؛ یعنی سرشت و ارادهی الهی در او بالید و توانِ زندگیبخشی یافت.
روشنگری:ترتیبِ آیه خواندنی است: پاکدامنی کارِ خودِ او است و با حرفِ فَ، آن دمیدن پس از آن میآید.
همین رویداد در تحریم ۱۲ نیز آمده، با یک تفاوت در ضمیر و با افزودنِ کارهای دیگرِ او: راست شمردنِ سخنان و نوشتههای پروردگارش، و از سرسپردگان بودن.
قالبِ دمیدن از روح همان قالبِ آفرینشِ انسان است (حجر ۲۹، ص ۷۲، سجده ۹)؛ پس در متن ویژهی آدم نیست.
جملهی پایانی برآمدِ کار را نام میبرد: نشانه شدنِ او و پسرش برای جهانیان.
9 | آیه 101 - سوره المومنون
فإذا نفخ في الصور فلا أنساب بينهم يومئذ ولا يتساءلون
برداشت از آیه :پس چون در صور دمیده شود، در آن روز نه پیوندِ خویشاوندی میانشان میماند و نه از یکدیگر میپرسند.
روشنگری:این آیه از دستهی دمیدن در صور است و حرفِ اضافهاش فی الصّور.
دو نفی در آیه آمده و هر دو در برداشت نگه داشته شد: نبودِ پیوندِ خویشاوندی، و نپرسیدن از یکدیگر.
این با فردیتِ پاسخگویی در رستاخیز میخواند؛ به انعام ۹۴ و ۱۶۴ رجوع شود.
ويوم ينفخ في الصور ففزع من في السماوات ومن في الأرض إلا من شاء الله وكل أتوه داخرين
برداشت از آیه :و روزی که در صور دمیده شود، هر که در آسمانها و زمین است جز نیکوکاران به هراس میافتد؛ و همه فروتنانه به سوی او میآیند.
روشنگری:این آیه از دستهی دمیدن در صور است و حرفِ اضافهاش فی الصّور.
دامنهی آن هراس در آیه همگانی است، آسمانها و زمین، و یک استثنا هم دارد که در برداشت نگه داشته شد.
داخِرین = فروتن و سرافکنده.
آیههای ۸۸ و ۸۹ و ۹۰ واژهی نفخ را ندارند و برای کامل شدنِ همین آیه آمدهاند.
عبارتِ آیه إلّا مَن شاءَ اللّٰه است؛ یکی گرفتنِ آن با نیکوکاران برداشتِ دفتر است.
ثم سواه ونفخ فيه من روحه وجعل لكم السمع والأبصار والأفئدة قليلا ما تشكرون
برداشت از آیه :آنگاه کالبدِ انسان سامان یافت و از روحِ الهی در او دمیده شد و شنوایی و بینایی و دل به شما داده شد؛ افسوس که اندک سپاس میگزارید.
روشنگری:این آیه نتیجهی آن دمیدن را بیفاصله نام میبرد: شنوایی و بینایی و دل. پس حاصلِ آن در متن، توانِ دریافت است.
حرفِ مِن در از روحِ الهی نگه داشته شده، چنانکه در حجر ۲۹ و ص ۷۲ و انبیاء ۹۱ و تحریم ۱۲.
کارکردِ دوم را شمس ۷ و ۸ میآورد، یعنی توانِ سنجش میانِ دو راه؛ و کارکردِ سوم را قیامت ۱۴ و ۱۵، یعنی آگاهی بر درونِ خویش.
همین ابزارهاست که تعطیلشان در اعراف ۱۷۹ سببِ فرو افتادنِ انسان شمرده شده است.
12 | آیه 51 - سوره یس
ونفخ في الصور فإذا هم من الأجداث إلى ربهم ينسلون
برداشت از آیه :و در صور دمیده شد، و آنگاه از گورها شتابان به سوی پروردگارشان روان میشوند.
روشنگری:این آیه از دستهی دمیدن در صور است و حرفِ اضافهاش فی الصّور.
أجداث = گورها. یَنسِلون = شتابان روان شدن.
کارکردِ آن دمیدن در این آیه برانگیخته شدن است، چنانکه در کهف ۹۹ گرد آوردن بود.
فإذا سويته ونفخت فيه من روحي فقعوا له ساجدين
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور به کارگزارانِ هستی فرمود چون کالبدِ انسان را سامان دادم و از روحِ خود در او دمیدم، برایش به خاک افتید؛ و از آن پس آنان در خدمتِ انساناند.
روشنگری:متنِ این آیه با حجر ۲۹ یکی است، پس برداشتشان هم یکی ثبت میشود.
حرفِ مِن در مِن روحی آمده است و تعلق به او را میرساند، نه پارهای از او بودن.
نتیجهی این دمیدن در سجده ۹ نام برده شده است: شنوایی و بینایی و دل.
به خاک افتادنِ کارگزارانِ هستی در این دفتر به خدمت درآمدنِ آنان است؛ به واژهی کلیدیِ ملائکة رجوع شود.
رتبهها و دهشهایی که متن برای انسان برمیشمارد:
۱. انسان را جانشین در زمین میخواند، و تکلیفِ این جانشینی داوری به حق است (بقره ۳۰، ص ۲۶).
۲. دانشِ کارگزارانِ هستی را بسته و دانشِ انسان را گشوده نشان میدهد؛ آنان خود میگویند جز آنچه به ما آموختی دانشی نداریم (بقره ۳۱ و ۳۲).
۳. با آموزشِ همهی نامها، دانشِ بالقوه بر هستی را به انسان میدهد (بقره ۳۱).
۴. فزونیِ دانشِ انسان را در برابرِ آنان به نمایش میگذارد (بقره ۳۳).
۵. فرمود تا کارگزارانِ هستی در خدمتِ انسان درآیند (بقره ۳۴، ص ۷۲).
۶. فرزندانِ آدم را گرامی داشت و بر بسیاری از آفریدگان برتری بخشید (اسراء ۷۰).
۷. آنان را در خشکی و دریا برنشاند و از پاکیزهها روزی داد (اسراء ۷۰).
۸. آفرینشِ انسان را با فرخنده خواندنِ خویش مهر کرد: فَتَبارَکَ اللّٰهُ أحسَنُ الخالِقین (مومنون ۱۴).
۹. پس از آفرینشِ نخستین، از روحِ خود در انسان دمید (ص ۷۲، حجر ۲۹، سجده ۹).
۱۰. انسان را بر سرشتِ الهی آفرید و همان را دینِ استوار خواند (روم ۳۰).
۱۱. امانتی را بر او نهاد که آسمانها و زمین و کوهها از پذیرفتنش سر باز زدند (احزاب ۷۲).
۱۲. بهرهی انسان را همان کوششِ خودش قرار داد و بس (نجم ۳۹).
۱۳. انسان را بر درونِ خویش آگاه ساخت، هرچند بهانه بتراشد (قیامت ۱۴ و ۱۵).
۱۴. فرمود انسان با رنج و کوششِ فراوان به پروردگارش خواهد رسید (انشقاق ۶).
۱۵. سنجشِ بدکاری و نیکوکاری را در او الهام کرد (شمس ۷ و ۸).
۱۶. آفرینشِ انسان را نیکوترین مرتبه خواند، و همین انسان است که به پستترین مرتبه هم فرو میافتد (تین ۴ و ۵).
۱۷. در رستاخیز هر کس هموزنِ ذرهای نیکی یا بدی کرده باشد، همان را خواهد دید (زلزله ۷ و ۸).
۱۸. و با این همه، انسان در برابرِ پروردگارش ناسپاس است (عادیات ۶).
ونفخ في الصور فصعق من في السماوات ومن في الأرض إلا من شاء الله ثم نفخ فيه أخرى فإذا هم قيام ينظرون
برداشت از آیه :و در صور دمیده شد و هر که در آسمانها و زمین است جز نیکوکاران از هوش رفت؛ سپس بارِ دیگر در آن دمیده شد و آنگاه برخاسته و نگران ایستادند.
روشنگری:این تنها آیهای است که دو دمیدن را پشتِ هم میآورد، یکی که همه را از هوش میبرد و دیگری که همه را برمیخیزاند؛ پس واژه در این آیه دو بار آمده است.
صَعِقَ = از هوش رفتن و فرو افتادن. یَنظُرون = چشمبهراه و نگران ایستادن.
همان استثنای نمل ۸۷ در این آیه نیز آمده است، إلّا مَن شاءَ اللّٰه.
و حاقه ۱۳ همین دمیدن را با نامِ نَفخَةٌ واحِدَة میآورد.
15 | آیه 20 - سوره ق
ونفخ في الصور ذلك يوم الوعيد
برداشت از آیه :و در صور دمیده شد؛ این همان روزِ هشدار است.
روشنگری:کوتاهترین آیهی این دسته است و نامِ آن روز را یکجا میدهد: یَومُ الوَعید، روزی که هشدارش داده شده بود.
و در روشنگریِ همین صفحه، یکی گرفتنِ استثنای إلّا مَن شاءَ اللّٰه با نیکوکاران در نمل ۸۷ و زمر ۶۸ برداشتِ دفتر است و در خودِ آن دو آیه چنین قیدی نیامده.
ومريم ابنت عمران التي أحصنت فرجها فنفخنا فيه من روحنا وصدقت بكلمات ربها وكتبه وكانت من القانتين
برداشت از آیه :و مریم دخترِ عمران، که دامنِ خود را پاک نگاه داشت؛ پس در او از روحِ الهی دمیده شد، و سخنان و نوشتههای پروردگارش را راست شمرد و از سرسپردگان بود؛ یعنی سرشت و ارادهی الهی در او بالید و توانِ زندگیبخشی یافت.
روشنگری:همین رویداد در انبیاء ۹۱ نیز آمده است، با دو تفاوت: آنجا ضمیر فیها است و اینجا فیه، و اینجا دو کارِ دیگرِ او هم نام برده شده، راست شمردنِ سخنان و نوشتهها، و از سرسپردگان بودن.
ترتیب در هر دو یکی است: کارِ خودِ او نخست، و با حرفِ فَ، آن دمیدن پس از آن.
قالبِ دمیدن از روح همان قالبِ آفرینشِ انسان است (حجر ۲۹، ص ۷۲، سجده ۹)؛ پس در متن ویژهی آدم نیست.
17 | آیه 13 - سوره الحاقه
فإذا نفخ في الصور نفخة واحدة
برداشت از آیه :پس چون در صور یک دمیدن دمیده شود.
روشنگری:در این آیه واژه دو بار آمده است، یک بار فعل و یک بار نامِ نَفخَة؛ و این تنها جایی است که آن نام در متن به کار رفته.
قیدِ واحِدَة شمارِ آن را یک میکند، در حالی که زمر ۶۸ دو دمیدن را پشتِ هم میآورد؛ پس شمار در متن بسته به صحنه است.
آیههای پس از این، برچیده شدنِ زمین و کوهها را میآورند و سیاقِ همین دمیدناند.
18 | آیه 18 - سوره النبا
يوم ينفخ في الصور فتأتون أفواجا
برداشت از آیه :روزی که در صور دمیده شود و شما گروه گروه میآیید.
روشنگری:کارکردِ آن دمیدن در این آیه آمدنِ همگان است، گروه گروه؛ چنانکه در کهف ۹۹ گرد آوردن بود و در یس ۵۱ برانگیخته شدن.
أفواجاً = گروه گروه و دسته دسته.