اذن

چکیده ی مفهوم واژه :یگانه پروردگار مهرپرور، فرمانروای آسمان‌ها و زمین، بی‌خواب، بی‌مرگ، والا‌مرتبه، بزرگ، زنده، داننده‌ی پیدا و پنهان و بخشنده‌ی دانش، سپهر را در اندکی از زمان بیافرید و سپس جانِ انسان را با خرد آمیخت و جانشینی پروردگار محقق و انسان با تجلیِ سرشتِ الهیِ خود، هم‌راه او گردد و فرموده تا زمین و دریا و آسمان سامان یابد و فرمان‌بردار انسانِ آگاه باشد و مقرر فرمود تا انسان سخنِ پروردگارِ مهرپرور، بلند‌مرتبه و فرزانه را تنها از راهِ تجلیِ سرشتِ الهیِ خود و یا از پیامِ پیامبران بشنود، و مقرر فرمود آنگاه که سرشتِ الهیِ خویش را پُرکُنش سازیم سخن الهی گردد و راهِ مهرِ آن پادشاه ستودنی را نشان دهد و انسان‌ها را از تاریکیِ ستم به سوی روشنایِ مهر رهنمون سازد، مردم حق‌شناس می‌دانند که سرشتِ الهی مانند نسیم و باران، پربار و نفسِ بدکنش مانند شوره‌زار، سترون باشد.ستمکارانِ پیرو نفسِ بدکنش، تا روز رستاخیز پیوسته در رنج و سختی باشند و پروردگار چنین اراده فرمود که زندگی انسان با مرگ به پایان رسد، بهره‌ی انسانِ سپاسگزار از هر دو جهان به اراده و انتخاب خود اوست و آن مهربان چنین مقرر فرموده تا در رستاخیز آنان‌که سرشت و اراده‌ی الهی‌شان متجلی و نیکو گفتار بوده‌اند، با او هم‌راه شوند وتنها انسانِ پیرو سرشتِ الهی با پروردگار مهرپرور نیکو سخن بگوید و آنچه پروردگار مهرپرور مقرر فرماید سزاوار است.

پروردگار مهرپرور اراده فرموده که انسان‌های باورمند، شکیبا و پیرو سرشتِ الهی هر چند اندک باشند، بر انسان‌های ناباورمند و پیرو نفسِ بدکنش هرچند بسیار، پیروز گردند و مقرر فرموده، آنگاه که انسان از نفسِ بدکنش پیروی کند، سرشتِ الهی از پیروزی باز می‌ماند و این آزمونی برای انسان است و از برخورد سرشت‌ِ الهی و نفس‌ِ بدکنش باورمندان شناخته شوند و هرکس که از سرشتِ الهی خویش پیروی کند از تاریکی ستم به نور صلح و آشتی و خشنودی رهنمون گردد. او مقرر فرموده، توانِ پیروِ شکیبایِ سرشتِ الهی، بیش از ده برابر توانِ پیروِ نفسِ بدکنش باشد و انسانِ کامل بر دانایانِ بدسیرت و پدیده‌ها و معادنِ طبیعت چیره باشد.

مقرر فرمود تا سرشتِ الهیِ مریم، کودکش را از خردسالی کتاب و دانائی بیاموزد و عیسی نیز با سرشتِ الهیِ خویش پرنده آفرید، بیماران را بهبود بخشید و مرگ را بیرون ساخت ولی ستمکاران او را افسونگر پنداشتند، برای باورمندان، آفرینش پرنده از خاک، بهبودی بیماران، جان بخشیدن به مردگان و آگاهی از امور پنهان همه از نشانه‌های تجلیِ سرشتِ الهیِ عیسی است، پیامبران انسان‌هایی هستند که به سرشتِ الهیِ خویش پشتگرم و آن را اراد‌ه‌ی پروردگار می‌دانند و در کردار و گفتار از آن پیروی کنند.




روشنگری‌های بیشتر:
الف- برداشت از مفهوم اذن عبارت از پرکُنش ساختن سرشتِ الهی انسان است، اجازه بالقوه پروردگار مهرپرور به انسان را در خود به فعل درآوردن و به مرتبه‌ی نوعی از نبوغ و آفرینش دست یافتن. اذن در انسان‌ها دارای مراتب است و مرتبه‌ی هرکس بستگی به میزان کنشِ سرشت و اراده‌ی الهی اوست، پیامبران به بالاترین مرتبه‌ی اذن دست یافته و به‌مرتبه‌ی شفاعت رسیده و شفیع یا هم‌راه پروردگار مهرپرور می‌شوند و برخی به آفرینش دست می‌یازند همان‌گونه که عیسی پرنده خلق نمود و یا محمد به معراج رفت.
اذن و مشیت الهی این‌گونه است که انسان دارای فطرتی الهی باشد و فطرتِ الهی انسان اگر با نفس(شیطان) بدکنش او همراه نگردد می‌تواند تجلی یابد و از خدمت فرشتگان سجده کننده وی بهره مند گردد و شفیع و هم‌راه پروردگارش باشد و مانند برخی از پیامبران به مرحله‌ی آفرینش و عبور از قانون علیت برسد .
ب- اذن الهی همان اسباب و وسایلی است که به‌صورت تکوینی برای انسان فراهم گردیده است و از آن جمله‌اند:
1- وجود سرشت و فطرت الهی در انسان است.
2- مرحله وحی و تجلی فطرت و سرشت الهی در انسان. در این مرحله انسان دانای اسماء شده و به آگاهی کامل می‌رسد.
3- مرحله روح و اراده و رسیدن به آفرینش(معجزه) و هم‌راهی با پروردگار مهرپرور. در این مرحله انسان از خدمت فرشتگان سجده کننده‌اش بهره‌مند می‌گردد.
ج- و پروردگار مهرپرور آنگاه که انسان را آفرید از فطرت و سرشت خود در وجود وی نهاد و فرشتگان را در خدمت او قرار داد و از روح خود در او دمید.
انسان با مهربانی و دوری از نفس بدکنش و ستمگر سرشت الهی خود را متجلی ساخته و به آگاهی می‌رسد و پیامبران روح الهی و یا فرشتگان را نیز در کنار سرشتِ الهی در خود متجلی ساخته و به انسان احسن تقویم تبدیل گشته و با پروردگار مهرپرور هم‌راه(شفیع) شده و سخن او را می شنود و می‌گوید و می‌آفریند.
د- داستان آفریدن پرنده توسط عیسی مشابهت کاملی با داستان خلقت و آفرینش آدم یا انسان توسط پروردگار دارد. جسم پرنده از طین یا خاک و همان ماده‌ی اولیه جسم آدم است و نفخ و دمیده شدن روح عیسی در جسم خاکی پرنده و جان گرفتن و پرواز پرنده، مشابه دمیدن روح پروردگار در آدم است، عیسی جانشین پروردگار و انسان احسن تقویم است که سرشت و اراده پروردگار در وی متجلی گردیده.
ه- حضور و کارکرد فرشتگان(روح) در محضر انسانی که سرشت الهی وی متجلی و به انسان احسن تقویم، ناب، جانشین پروردگار و پیامبر تبدیل گردیده، همان ظرفیت انجام معجزه است(آیه 29 حجر)
و- انسان آنگاه که تجلی سرشت الهی و روح را در خود بارور می‌سازد، ظرفیت جانشینی پروردگار مهرپرور را در خود ایجاد می‌نماید و به دیدار و هم‌سخنی(شفاعت) نایل می‌آید.
ز- دو آیه 99 و 100 سوره یونس بر اختیار انسان تاکید دارد.
ح- و پروردگار مهرپرور آنگاه که انسان را آفرید از فطرت و سرشت خود در وجود وی نهاد و فرشتگان را در خدمت او قرار داد و از روح خود در او دمید.
ط- اشاره به شبی است که فرشته‌ی مقرب در خدمت انسانِ باورمندِ نیکوکارِ احسن تقویم می‌رسد و روح پروردگار در انسان متجلی گشته و اختیارات جانشین پروردگار در انسان به فعل در می‌آید.

آیات روشنگر

42 آیه روشنگر

1 | آیه 97 - سوره البقره

واژگان کلیدی: الله - بشر - اذن

قل من كان عدوا لجبريل فإنه نزله على قلبك بإذن الله مصدقا لما بين يديه وهدى وبشرى للمؤمنين

برداشت از آیه :بر سامانِ نهاده‌ی آفرینش، سرشتِ الهیِ انسانِ کامل بارور می‌شود و کتاب بر دلِ او فرو می‌نشیند؛ آیا با کارگزارِ برگزیده‌ی هستی دشمنی می‌ورزید، که این کتاب را بر دل فرو می‌نشاند، کتابی که راستگوی پیشینیان و رهنمون و مژده‌ای برای باورمندان است؟


روشنگری:- اذن پرکنش ساختن سرشتِ الهیِ انسان است، روح و امر بالقوه را در خود به فعل درآوردن و به مرتبه‌ی نبوغ و آفرینش دست یافتن. مرتبه‌ی اذن هرکس بستگی به میزان کنشِ سرشت و اراده‌ی الهی وی دارد، پیامبران به بالاترین مرتبه اذن دست یافته و همراه پروردگار مهرپرور می‌شوند و برخی به آفرینش دست می‌یازند.
- اذن در انسانِ کامل متجلی( سجده‌ی فرشتگان) و او را همراه پروردگارش می‌سازد او نفسِ بدکنش(شیطان) خود را مهار می‌نماید .
- انسان با ظرفیت دانش (علم الاسماء) پا به عرصه‌ی وجود می‌گذارد و سپس ظرفیت عمل نیک و بد را دارا می‌شود و آنگاه در مسیر رشد با ناب شدن به مرتبه‌ی انسانِ احسن تقویم(کامل) دست می‌یابد و سرشتِ الهیِ او بارور می‌گردد( فرشتگان برگزیده یا مقربِ روح القدس یا جبرئیل باو سجده و در خدمت او در می‌آیند).

2 | آیه 102 - سوره البقره

واژگان کلیدی: الله - ناس - نفس - اذن

واتبعوا ما تتلو الشياطين على ملك سليمان وما كفر سليمان ولكن الشياطين كفروا يعلمون الناس السحر وما أنزل على الملكين ببابل هاروت وماروت وما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلا تكفر فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء وزوجه وما هم بضارين به من أحد إلا بإذن الله ويتعلمون ما يضرهم ولا ينفعهم ولقد علموا لمن اشتراه ما له في الآخرة من خلاق ولبئس ما شروا به أنفسهم لو كانوا يعلمون

برداشت از آیه :پیروانِ نفسِ بدکنش افسون‌گری آموختند و به مردمان آموزاندند، و سلیمان چنین نکرد؛ بدان افسون میانِ مرد و همسرش جدایی می‌افکندند، و به هیچ کس زیانی نمی‌رسانند جز به اذنِ پروردگارِ مهرپرور؛ و چیزی می‌آموزند که زیانشان می‌رساند و سودشان نمی‌دهد.


روشنگری:شیاطین: پیروانِ نفسِ بدکنش.
سحر: افسون و چشم‌بندی؛ دانشی که کارش فریب است.
فتنة: آزمون.
ما یفرق به بین المرء وزوجه: نمونه‌ی کارِ آن دانش، گسستنِ نزدیک‌ترین پیوندِ آدمی.
در آیه نامِ بابل و هاروت و ماروت آمده است؛ اینها نام‌هایی تاریخی‌اند و مفهومِ آیه بر آنها استوار نیست، از این‌رو در برداشت نیامده‌اند.
آیه این دانش را به سلیمان نسبت نمی‌دهد و آن نسبت را رد می‌کند؛ بستنِ کردارِ تاریکِ خود به نامِ انسانِ کامل، خود بخشی از همان کارِ تاریک است.
آموزنده پیش از آموختن هشدار یافته بود که این آزمون است و راهِ ستم مپیماید؛ پس گزینش با آگاهی بوده و بارِ آن بر خودِ او است.
سامانِ پروردگارِ مهرپرور: قانونی که یک بار در آفرینش نهاده شده و کارها در چارچوبِ آن روی می‌دهند. یکی از بندهای این سامان آن است که هیچ نیرویی از بیرون به گزینشِ انسان راه ندارد و زیان تنها از دری که خودِ او می‌گشاید به او می‌رسد.
نمونه‌اش در همین آیه: افسونگر می‌تواند بدگمانی میانِ مرد و همسر بکارد، اما آن بذر تنها در دلی می‌روید که خودش به آن راه دهد. کار از نفسِ بدکنشِ خودِ آن دو برمی‌آید، نه از افسون؛ و دلی که به سرشتِ الهیِ خویش پشتگرم است، این بذر در آن نمی‌گیرد.
اذن در این آیه مرزِ کار است، نه پروانه‌ی کار: زیانِ افسون تا آنجا پیش می‌رود که این سامان راه می‌دهد و از آن فراتر نمی‌رود. همین را آیه‌ی ۱۰ سوره‌ی مجادله می‌آورد، آنجا با تکیه بر پشتگرمیِ باورمندان؛ و آیه‌ی ۹۹ سوره‌ی نحل و آیه‌ی ۶۵ سوره‌ی اسراء همین را می‌گویند که نفسِ بدکنش بر باورمندان سروری ندارد.
داوریِ پایانیِ آیه بر خودِ آموزنده است، نه بر آسیب‌دیده: چیزی می‌آموزند که زیانشان می‌رساند و سودشان نمی‌دهد. دانشِ جداکننده نخست به جانِ دارنده‌اش می‌زند.
به واژه‌های کلیدیِ اذن و شیطان و نفس رجوع شود.

3 | آیه 249 - سوره البقره

واژگان کلیدی: الله - اذن

فلما فصل طالوت بالجنود قال إن الله مبتليكم بنهر فمن شرب منه فليس مني ومن لم يطعمه فإنه مني إلا من اغترف غرفة بيده فشربوا منه إلا قليلا منهم فلما جاوزه هو والذين آمنوا معه قالوا لا طاقة لنا اليوم بجالوت وجنوده قال الذين يظنون أنهم ملاقو الله كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة بإذن الله والله مع الصابرين

برداشت از آیه :بر سامانِ نهاده‌ی هستی، آزمونی خویشتن‌داران را از ناشکیبان جدا می‌کند و سپس همان اندکِ شکیبا و پیروِ سرشتِ الهی بر انبوهِ پیروانِ نفسِ بدکنش چیره می‌گردد.


4 | آیه 255 - سوره البقره

واژگان کلیدی: الله - اذن

الله لا إله إلا هو الحي القيوم لا تأخذه سنة ولا نوم له ما في السماوات وما في الأرض من ذا الذي يشفع عنده إلا بإذنه يعلم ما بين أيديهم وما خلفهم ولا يحيطون بشيء من علمه إلا بما شاء وسع كرسيه السماوات والأرض ولا يئوده حفظهما وهو العلي العظيم

برداشت از آیه :یگانه پروردگارِ مهرپرور، که آسمان‌ها و زمین از آنِ اوست، بی‌خواب، بی‌مرگ، والامرتبه، بزرگ، زنده، داننده‌ی پیدا و پنهان و بخشنده‌ی دانش، چنین سامان نهاده که انسان با تجلیِ سرشتِ الهیِ خود هم‌راهِ او گردد؛ و این هم‌راهی با میانجیِ بیرونی به دست نمی‌آید.


روشنگری:من ذا الذی یشفع عنده إلا بإذنه = کسی نزدِ او پادرمیانی نمی‌کند جز به اذنِ او. شفاعت در این دفتر هم‌راهی است، و این فراز راهِ میانجیِ بیرونی را می‌بندد و هم‌راهی را به اذن، یعنی به پرکنش شدنِ سرشتِ خودِ انسان، وابسته می‌کند.
اذنِ الهی، اسبابی است که به تکوین برای انسان فراهم گردیده و از آن جمله‌اند:
یکم، بهره از سرشت و فطرتِ الهی.
دوم، بهره از وحی و تجلیِ سرشتِ الهی و دانای اسماء شدن و به آگاهیِ کامل رسیدن.
سوم، بهره از پرکنش شدنِ روح و اراده و دست یافتن به فرایندِ آفرینش و هم‌راهی با پروردگارِ مهرپرور.
چهار آیه‌ی دیگر همین را می‌گویند و پادرمیانی را پشتِ اذن می‌نشانند: آیه‌ی ۳ سوره‌ی یونس، ۱۰۹ سوره‌ی طه، ۲۳ سوره‌ی سبأ و ۲۶ سوره‌ی نجم. و در آیه‌ی ۴۸ سوره‌ی بقره آمده که در رستاخیز نه یاری در میان است و نه پادرمیانی.
فرازِ ولا یحیطون بشیء من علمه إلا بما شاء همین ساختِ مرز را درباره‌ی دانش می‌آورد: دانشِ انسان تا آنجاست که سامان راه می‌دهد.

5 | آیه 279 - سوره البقره

واژگان کلیدی: الله - اذن

فإن لم تفعلوا فأذنوا بحرب من الله ورسوله وإن تبتم فلكم رءوس أموالكم لا تظلمون ولا تظلمون

برداشت از آیه :آنکه از ربا بازگردد اصلِ سرمایه‌ از آنِ وی است، و نه ستمکار و نه ستمدیده‌ است، و رباخوار با سرشتِ الهی در نبرد است.


روشنگری:نمونه‌ی ستم در آیه: رباخواری.
فأذنوا: بدانید و آگاه باشید؛ اذن در این آیه از معنای اعلام و به گوش رساندن است، که هسته‌ی این ریشه است. همین کاربرد در آیه‌ی ۲ سوره‌ی انشقاق و آیه‌ی ۴۴ سوره‌ی اعراف و آیه‌ی ۲۷ سوره‌ی حج نیز آمده.
از همین روست که اذنِ پروردگار قاعده‌ای اعلام‌شده است و نه اجازه‌ای نهانی و موردی؛ در آیه‌ی ۱۶۷ سوره‌ی اعراف و آیه‌ی ۷ سوره‌ی ابراهیم همین با صورتِ تأذن آمده است.
واژگانِ اذن، امر، وحی، روح و نفخ همه به ظرفیتِ دانش و اراده‌ای اشاره دارند که پروردگارِ مهرپرور در آفرینش به انسان داده و او را به جانشینیِ خویش رسانیده است.

6 | آیه 49 - سوره آل عمران

واژگان کلیدی: الله - نفخ - اذن

ورسولا إلى بني إسرائيل أني قد جئتكم بآية من ربكم أني أخلق لكم من الطين كهيئة الطير فأنفخ فيه فيكون طيرا بإذن الله وأبرئ الأكمه والأبرص وأحيي الموتى بإذن الله وأنبئكم بما تأكلون وما تدخرون في بيوتكم إن في ذلك لآية لكم إن كنتم مؤمنين

برداشت از آیه :و پیام‌آوری به سویِ فرزندانِ اسرائیل: نشانه‌ای از پروردگارتان برایتان آورده‌ام. بر سامانِ نهاده‌ی آفرینش، از گِل چیزی به شکلِ پرنده می‌سازم و در آن می‌دمم و پرنده می‌شود؛ و کور و پیس را بهبود می‌بخشم و مردگان را بر همان سامان زنده می‌کنم، و از آنچه می‌خورید و در خانه‌هایتان می‌اندوزید خبر می‌دهم. در این، اگر باورمند باشید، نشانه‌ای برای شماست.


روشنگری:آفریدنِ پرنده به دستِ عیسی همانندیِ کامل با آفرینشِ آدم دارد: جسمِ پرنده از همان مایه‌ی نخستین است، و دمیدنِ روحِ عیسی در آن و جان گرفتن و پروازش، همانندِ دمیدنِ روحِ پروردگار در آدم. به آیه‌ی ۲۹ سوره‌ی حجر رجوع شود.
عیسی که سرشتِ الهیِ خود را متجلی کرده، انسانِ احسنِ تقویم و جانشینِ پروردگار بر زمین است.
ساختِ کار همان ساختِ آفرینشِ انسان است، نخست شکل دادن از گِل و سپس دمیدن.
در دمیدنِ عیسی تنها فیه و فیها آمده، ولی در دمیدن در انسان همواره مِن روحی افزوده شده است (حجر ۲۹، ص ۷۲، سجده ۹). همین افزوده دو کار را از هم جدا می‌کند.
قیدِ بإذن الله در این آیه دو بار آمده و در آیه‌ی ۱۱۰ سوره‌ی مائده چهار بار؛ پرتکرارترین جای اذن در یک آیه. به واژه‌ی کلیدیِ اذن رجوع شود.
دمیدن در این آیه کارِ خودِ عیسی است و قیدِ اذن دو بار کنارش نشسته؛ یعنی این کار بر سامانِ نهاده‌ی آفرینش روی می‌دهد و نه بیرون از آن.
نشانه بودنِ آن کارها در خودِ آیه با قیدِ باورمندی بسته شده است.

7 | آیه 145 - سوره آل عمران

واژگان کلیدی: الله - نفس - اذن

وما كان لنفس أن تموت إلا بإذن الله كتابا مؤجلا ومن يرد ثواب الدنيا نؤته منها ومن يرد ثواب الآخرة نؤته منها وسنجزي الشاكرين

برداشت از آیه :بر سامانِ نهاده‌ی هستی، زندگیِ انسان در این جهان با مرگ به پایان می‌رسد؛ و بهره‌ی انسانِ سپاسگزار از هر دو جهان، به کردار و انتخابِ خودِ اوست.


روشنگری:کتاباً مؤجلاً: مدت‌دار بودن، که سامانِ هر چیزِ آفریده است؛ هر چیز رفتنی است و هستی أجل دارد. به آیه‌ی ۸۸ سوره‌ی قصص و ۲۶ و ۲۷ سوره‌ی رحمن و ۸ سوره‌ی روم رجوع شود.
نقشِ اذن در این آیه آن است که محدود بودنِ زندگی قاعده‌ی هستی است و نه قرارِ موردی؛ از این‌رو ترس از مرگ چیزی را جابجا نمی‌کند و جایی در گزینشِ انسان ندارد.
دو هدفِ این آیه، بهره‌ی این جهان و بهره‌ی رستاخیز، همان دو گروهِ آیه‌های ۲۰۰ و ۲۰۱ سوره‌ی بقره‌اند؛ و سپاسگزار آن است که نیکیِ هر دو جهان را با هم می‌خواهد.
رسیدن به آن بهره به کردار و گزینشِ خودِ انسان بسته است. به آیه‌ی ۳۹ سوره‌ی نجم رجوع شود: انسان را جز کوششِ خودش نیست.
به واژه‌ی کلیدیِ اذن رجوع شود.

8 | آیه 152 - سوره آل عمران

واژگان کلیدی: الله - اذن

ولقد صدقكم الله وعده إذ تحسونهم بإذنه حتى إذا فشلتم وتنازعتم في الأمر وعصيتم من بعد ما أراكم ما تحبون منكم من يريد الدنيا ومنكم من يريد الآخرة ثم صرفكم عنهم ليبتليكم ولقد عفا عنكم والله ذو فضل على المؤمنين

برداشت از آیه :بر سامانِ نهاده‌ی هستی، پیروزی از آنِ پیروانِ سرشتِ الهی است؛ و چون سستی در میان آمد و انسان از نفسِ بدکنش پیروی کرد، پیروزی از او برگشت. برخی این جهان را می‌خواهند و برخی جهانِ جاویدان را، و راهِ پوشاندنِ خطا با کردارِ نیک باز ماند؛ که دهشِ پروردگارِ مهرپرور بر باورمندان است.


روشنگری:نزاع در امر: نزاعِ سرشتِ الهیِ انسان با نفسِ بدکنش. به واژه‌ی کلیدیِ امر رجوع شود.
نقشِ اذن در این آیه آن است که پیروزی بر قاعده روی می‌دهد و نه به دلخواه؛ همان قاعده‌ای که در آیه‌های ۱۲۴ و ۱۲۵ همین سوره با شرطِ شکیبایی و نیکوکاری آمده است.
آیه شکست را به سستی و سرپیچیِ خودِ انسان بازمی‌گرداند، نه به بیرون. هم‌راستا با آیه‌ی ۱۶۵ همین سوره: از خودِ شماست.
دو خواستِ این آیه همان دو گروهِ آیه‌های ۲۰۰ و ۲۰۱ سوره‌ی بقره‌اند.
به واژه‌ی کلیدیِ اذن رجوع شود.

9 | آیه 166 - سوره آل عمران

واژگان کلیدی: الله - اذن

وما أصابكم يوم التقى الجمعان فبإذن الله وليعلم المؤمنين

برداشت از آیه :بر سامانِ نهاده‌ی هستی، آنچه در رویاروییِ سرشتِ الهی و نفسِ بدکنش بر شما رسید، شناخته شدنِ باورمندان بود.


روشنگری:یوم التقی الجمعان: روزِ رویاروییِ دو گروه، که در برداشت به رویاروییِ درونیِ سرشت و نفس برگردانده شده است.
نقشِ اذن در این آیه آن است که آن رنج بیرون از سامان روی نداد و خود بخشی از همان پالایش بود، نه کیفری از بیرون.
به آیه‌ی ۱۵۲ همین سوره و آیه‌ی ۱۴۱ رجوع شود که همین پالایش و بازشناسی را می‌آورند.
به واژه‌ی کلیدیِ اذن رجوع شود.

10 | آیه 64 - سوره النسا

واژگان کلیدی: الله - نفس - اذن

وما أرسلنا من رسول إلا ليطاع بإذن الله ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توابا رحيما

برداشت از آیه :بر سامانِ نهاده‌ی هستی، پیام‌آور برانگیخته می‌شود تا از او پیروی شود؛ و اگر آنگاه که بر خود ستم کردند پشیمان می‌شدند و لغزشِ خود را با نیکی می‌پوشاندند، پذیرفته می‌شد.


روشنگری:لیطاع بإذن الله: پیروی بر سامانِ نهاده روی می‌دهد و نه با اجبار؛ از این‌رو کسی را به پیروی نمی‌توان واداشت و بارِ آن بر خودِ او است. به آیه‌ی ۸۰ همین سوره رجوع شود که نگاهبانیِ ایمانِ کسی را بر دوشِ پیام‌آور نمی‌نهد، و به آیه‌ی ۲۵۶ سوره‌ی بقره: در راه و رسم اجبار نیست.
استغفار: پشیمانی و پوشاندنِ لغزش با کردارِ نیک. به روشنگریِ آیه‌ی ۹۹ همین سوره رجوع شود.
به واژه‌ی کلیدیِ اذن رجوع شود.

11 | آیه 16 - سوره المائده

واژگان کلیدی: الله - اذن

يهدي به الله من اتبع رضوانه سبل السلام ويخرجهم من الظلمات إلى النور بإذنه ويهديهم إلى صراط مستقيم

برداشت از آیه :بر سامانِ نهاده‌ی هستی، هرکس از سرشتِ الهیِ خویش پیروی کند، خشنودیِ پروردگارِ مهرپرور را می‌جوید و از تاریکیِ ستم به روشناییِ آشتی و راستی رهنمون می‌گردد.


روشنگری:سبل السلام: راه‌های آشتی و آرامش.
نقشِ اذن در این آیه آن است که بیرون آمدن از تاریکی به روشنایی بر سامانِ نهاده روی می‌دهد و با پیرویِ خودِ انسان، نه با کشاندنِ او از بیرون؛ آیه خودش این را به جستنِ خشنودی بسته است.
همین عبارت در آیه‌ی ۱ سوره‌ی ابراهیم با همان قیدِ اذن آمده، و در آیه‌ی ۲۵۷ سوره‌ی بقره بدونِ آن قید.
به واژه‌ی کلیدیِ اذن رجوع شود.

12 | آیه 110 - سوره المائده

واژگان کلیدی: الله - ناس - روح - نفخ - اذن - نعمت

إذ قال الله يا عيسى ابن مريم اذكر نعمتي عليك وعلى والدتك إذ أيدتك بروح القدس تكلم الناس في المهد وكهلا وإذ علمتك الكتاب والحكمة والتوراة والإنجيل وإذ تخلق من الطين كهيئة الطير بإذني فتنفخ فيها فتكون طيرا بإذني وتبرئ الأكمه والأبرص بإذني وإذ تخرج الموتى بإذني وإذ كففت بني إسرائيل عنك إذ جئتهم بالبينات فقال الذين كفروا منهم إن هذا إلا سحر مبين

برداشت از آیه :بر سامانِ نهاده‌ی آفرینش، عیسی پسرِ مریم دهشِ پروردگارِ مهرپرور را بر خود و بر مادرش به یاد آورد: از کارگزارِ برگزیده‌ی هستی نیرو گرفت و در گهواره و در میانسالی با مردمان سخن گفت؛ کتاب و فرزانگی آموخت؛ از گِل چیزی به شکلِ پرنده ساخت و در آن دمید و پرنده شد؛ کور و پیس را بهبود بخشید و مردگان را برخیزاند؛ و از گزندِ فرزندانِ اسرائیل در امان ماند. و چون نشانه‌های روشن آورد، ناباورانشان گفتند این جز افسونی آشکار نیست.


روشنگری:روح القدس: کارگزارِ برگزیده‌ی هستی؛ همان برگردانِ آیه‌های ۸۷ و ۲۵۳ سوره‌ی بقره.
آیه از عیسی می‌خواهد دهشِ پروردگار را به یاد آورد، نه آنکه دهشِ تازه‌ای به او برسد؛ پس اذن و دهش از پیش نهاده شده‌اند و کارِ انسان یادآوری و بارور کردنِ آنهاست.
سخن گفتن در گهواره و در میانسالی، دو سرِ یک عمر را کنارِ هم می‌نهد: آن نیرو در همه‌ی زندگیِ او کنشگر بود.
قیدِ بإذنی چهار بار در این آیه آمده و در آیه‌ی ۴۹ سوره‌ی آل عمران دو بار؛ پرتکرارترین جای اذن در یک آیه. اینجا بر هر دو گام نشسته است، هم بر ساختن و هم بر پرنده شدن.
ساختِ آفریدنِ پرنده همان ساختِ آفرینشِ انسان است، نخست شکل دادن از گِل و سپس دمیدن. به آیه‌ی ۲۹ سوره‌ی حجر و ۷۲ سوره‌ی ص رجوع شود؛ با این تفاوت که در دمیدن در انسان همواره مِن روحی افزوده شده و در دمیدنِ عیسی نیامده است.
این دهش ویژه‌ی یک تن نیست: نیرو گرفتن با روح برای باورمندان نیز آمده (مجادله ۲۲)، آن دمیدن در آفرینشِ هر انسان است (سجده ۹)، و الهامِ دو راه در هر نفس (شمس ۷ و ۸). عیسی آن را با شایستگی بارور ساخت، و در این دفتر رسیدن به چنین مقامی پس از به کمال رساندنِ خویش گزارش شده است: فأتمهن (بقره ۱۲۴) و لما بلغ أشده (یوسف ۲۲ و قصص ۱۴).
ناباوران همین کارها را افسون خواندند؛ تفاوتِ نشانه و افسون در آن است که نشانه از سرشتِ الهی برمی‌آید و افسون از فریب.
به واژگانِ روح، نفخ، انسان و اذن رجوع شود.

13 | آیه 58 - سوره الاعراف

واژگان کلیدی: اذن

والبلد الطيب يخرج نباته بإذن ربه والذي خبث لا يخرج إلا نكدا كذلك نصرف الآيات لقوم يشكرون

برداشت از آیه :مردمان سپاسگزار می‌دانند که بر سامانِ نهاده‌ی هستی، سرشتِ الهی مانند نسیم و باران زاینده است و نفسِ بدکنش مانند بادِ سوزان و شوره‌زار سترون.


روشنگری:البلد الطیب و الذی خبث: زمینِ پاک و زمینِ شوره، که در برداشت به سرشتِ الهی و نفسِ بدکنش برگردانده شده‌اند.
نکد: اندک و بی‌بر.
نقشِ اذن در این آیه آن است که رویشِ زمین بر قانونِ خودِ طبیعت روی می‌دهد؛ روشن‌ترین نمونه‌ی اذن به معنای سامان، نه اجازه‌ی موردی. همین را آیه‌ی ۲۵ سوره‌ی ابراهیم با قیدِ کل حین می‌آورد.
به آیه‌ی ۵۷ همین سوره رجوع شود که جفتِ این آیه است و باد و باران و زمینِ مرده را می‌آورد.
به واژه‌ی کلیدیِ اذن رجوع شود.

14 | آیه 167 - سوره الاعراف

واژگان کلیدی: اذن

وإذ تأذن ربك ليبعثن عليهم إلى يوم القيامة من يسومهم سوء العذاب إن ربك لسريع العقاب وإنه لغفور رحيم

برداشت از آیه :بر سامانِ نهاده‌ی هستی، ستم پیوسته رنج می‌زاید و ستمکاران تا روزِ رستاخیز در رنج‌اند، که پیامدِ کردار دیر نمی‌رسد؛ و با این همه راهِ پوشاندنِ خطا با نیکی باز است.


روشنگری:تأذن: اعلام کردن و به گوش رساندن. همین صورت در آیه‌ی ۷ سوره‌ی ابراهیم نیز آمده، آنجا با ساختی شرطی. این دو آیه نشان می‌دهند اذنِ پروردگار قاعده‌ای اعلام‌شده است و نه اجازه‌ای نهانی و موردی.
یسومهم سوء العذاب: در رنج و تنگی افتادن؛ پیامدِ کردارِ خودشان است و نه کیفری از بیرون.
آیه در پایان غفور و رحیم را می‌آورد، پس راهِ پوشاندنِ خطا با کردارِ نیک بسته نمی‌شود.
به واژه‌ی کلیدیِ اذن رجوع شود.

15 | آیه 66 - سوره الانفال

واژگان کلیدی: الله - اذن

الآن خفف الله عنكم وعلم أن فيكم ضعفا فإن يكن منكم مائة صابرة يغلبوا مائتين وإن يكن منكم ألف يغلبوا ألفين بإذن الله والله مع الصابرين

برداشت از آیه :بر سامانِ نهاده‌ی هستی، شکیبایی توان را چند برابر می‌کند و این توان با سستیِ انسان سبک می‌شود؛ شکیبایان بر دو برابرِ خویش چیره می‌گردند.


روشنگری:آیه‌ی ۶۵ همین سوره نسبت را ده برابر می‌آورد، بیست بر دویست و صد بر هزار؛ و این آیه آن را به دو برابر سبک می‌کند، صد بر دویست و هزار بر دوهزار. علتش را خودِ آیه می‌گوید، سستی در میان بود.
نقشِ اذن در این آیه آن است که چیرگی بر قاعده روی می‌دهد و آن قاعده با حالِ انسان سنجیده می‌شود، نه بی‌حساب.
پایان‌بندِ آیه شرط را می‌گوید: پروردگارِ مهرپرور با شکیبایان است. همین پایان‌بند در آیه‌ی ۲۴۹ سوره‌ی بقره نیز آمده.
به واژه‌ی کلیدیِ اذن رجوع شود.

16 | آیه 43 - سوره التوبه

واژگان کلیدی: الله - اذن

عفا الله عنك لم أذنت لهم حتى يتبين لك الذين صدقوا وتعلم الكاذبين

برداشت از آیه :با پیروی از سرشتِ الهی خطای خود را پوشاندم؛ چرا پیش از آنکه راستگویان از دروغگویان بازشناخته شوند به آنان رخصت دادم؟


روشنگری:اذن در این آیه رخصتِ موردیِ یک انسان است و نه اذنِ پروردگار؛ همین کاربرد در آیه‌ی ۶۲ سوره‌ی نور نیز آمده. تفاوتِ این دو برای فهمِ این واژه کلیدی است: اذنِ انسان موردی و لحظه‌ای است و اذنِ پروردگار قاعده‌ای نهاده و همگانی.
عفا الله عنک: پوشیده شدنِ خطا، که در این دفتر پوشاندنِ خطا با کردارِ نیک است. به روشنگریِ آیه‌ی ۹۹ سوره‌ی نساء رجوع شود.
به واژه‌ی کلیدیِ اذن رجوع شود.

17 | آیه 3 - سوره یونس

واژگان کلیدی: الله - اذن

إن ربكم الله الذي خلق السماوات والأرض في ستة أيام ثم استوى على العرش يدبر الأمر ما من شفيع إلا من بعد إذنه ذلكم الله ربكم فاعبدوه أفلا تذكرون

برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور آسمان‌ها و زمین را در زمانی اندک آفرید و بر پهنه‌ی هستی استوار ساخت و کار را سامان داد؛ و هم‌راهی با او جز با پرکنش شدنِ سرشتِ الهیِ انسان به دست نمی‌آید. این است پروردگارِ شما، پس راهِ مهرِ او را بپیمایید؛ آیا به یاد نمی‌آورید؟


روشنگری:فی ستة ایام: در زمانی اندک.
استوی علی العرش: بر پهنه‌ی هستی استوار ساخت.
یدبر الأمر: کار را سامان می‌دهد. به واژه‌ی کلیدیِ امر رجوع شود.
شفیع: هم‌راه؛ شفاعت در این دفتر هم‌راهی است و نه پادرمیانیِ بیرونی.
من بعد إذنه: هم‌راهی در گروِ پرکنش شدنِ سرشتِ الهی است. اذن در انسان‌ها مرتبه دارد و مرتبه‌ی هر کس به میزانِ کنشِ سرشت و اراده‌ی الهیِ او بسته است؛ پیام‌آوران به بالاترین مرتبه رسیده‌اند.
همین را آیه‌ی ۲۵۵ سوره‌ی بقره و ۱۰۹ سوره‌ی طه و ۲۳ سوره‌ی سبأ نیز می‌آورند.
ذلکم الله ربکم فاعبدوه: راهِ مهرِ پروردگارِ مهرپرور را بپیمایید.

18 | آیه 100 - سوره یونس

واژگان کلیدی: الله - نفس - اذن

وما كان لنفس أن تؤمن إلا بإذن الله ويجعل الرجس على الذين لا يعقلون

برداشت از آیه :بر سامانِ نهاده‌ی هستی، باور آوردن کارِ خودِ انسان است و از راهِ سرشتِ الهیِ او برمی‌آید، پس کسی را به باور نمی‌توان واداشت؛ و آلودگی بر کسانی می‌نشیند که خرد به کار نمی‌برند.


روشنگری:این آیه و آیه‌ی پیش از آن بر اختیارِ انسان تاکید دارند.
ولو شاء ربک لآمن من فی الأرض کلهم جمیعاً: اگر پروردگارم خواسته بود همه‌ی مردمان را باورمند می‌آفرید.
أفأنت تکره الناس: پس من چگونه توانم آنان را به باورمندی وادار کنم؟
ما کان لنفس أن تؤمن إلا بإذن الله: باورمندی در سرشتِ الهیِ انسان است و از آن برمی‌آید.
یجعل الرجس علی الذین لا یعقلون: نفسِ بدکنش گزینه‌ی نابخردان است.
این آیه از روشن‌ترین جاهایی است که اذن را سامانِ درونیِ انسان نشان می‌دهد، نه اجازه‌ای از بیرون؛ چون خودِ آیه راهِ اجبار را می‌بندد.
به واژه‌ی کلیدیِ اذن رجوع شود.

19 | آیه 105 - سوره هود

واژگان کلیدی: نفس - اذن

يوم يأت لا تكلم نفس إلا بإذنه فمنهم شقي وسعيد

برداشت از آیه :بر سامانِ نهاده‌ی هستی، در روزِ رستاخیز کسی سخن نمی‌گوید جز آنکه سرشتِ الهی‌اش کنشگر شده باشد؛ و مردمان دو گروه‌اند، بدفرجام و نیک‌فرجام.


روشنگری:لا تکلم نفس إلا بإذنه: سخن گفتن در آن روز به اذن است و گوینده خودِ نفس است.
نقشِ اذن در این آیه آن است که توانِ سخن از پرکنش شدنِ سرشتِ الهی برمی‌آید. همین را آیه‌ی ۳۸ سوره‌ی نبأ با دو شرط می‌آورد، اذن و درستیِ سخن؛ و آیه‌ی ۱۰۹ سوره‌ی طه با اذن و پسندیده بودنِ گفتار.
شقی و سعید: بدفرجام و نیک‌فرجام.
به واژه‌ی کلیدیِ اذن رجوع شود.

20 | آیه 1 - سوره ابراهیم

واژگان کلیدی: الله - ناس - اذن

بسم الله الرحمن الرحيم الر كتاب أنزلناه إليك لتخرج الناس من الظلمات إلى النور بإذن ربهم إلى صراط العزيز الحميد

برداشت از آیه :به‌ نام پروردگاری که مهر و مهرپرور است،
چنین اراده فرموده؛ آنگاه که سرشتِ الهیِ خویش را پُرکُنش سازیم سخن الهی گردد و راهِ مهرِ آن پادشاه ستودنی را نشان دهد و انسان‌ها را از تاریکیِ ستم بسوی روشنایِ مهر رهنمون سازد.


21 | آیه 7 - سوره ابراهیم

واژگان کلیدی: اذن

وإذ تأذن ربكم لئن شكرتم لأزيدنكم ولئن كفرتم إن عذابي لشديد

برداشت از آیه :چنین اراده فرموده؛ سپاس، خجستگی و ستم اندوه فراوان به بار آورد.


22 | آیه 11 - سوره ابراهیم

واژگان کلیدی: الله - بشر - اذن

قالت لهم رسلهم إن نحن إلا بشر مثلكم ولكن الله يمن على من يشاء من عباده وما كان لنا أن نأتيكم بسلطان إلا بإذن الله وعلى الله فليتوكل المؤمنون

برداشت از آیه :پیامبران انسان‌هایی هستند که به سرشتِ الهیِ خویش پشتگرم و آن را اراد‌ه‌ی پروردگار می‌دانند و در کردار و گفتار از آن پیروی کنند.


23 | آیه 23 - سوره ابراهیم

واژگان کلیدی: اذن

وأدخل الذين آمنوا وعملوا الصالحات جنات تجري من تحتها الأنهار خالدين فيها بإذن ربهم تحيتهم فيها سلام

برداشت از آیه :و چنین اراده فرموده تا نیکوکاران و پیروانِ سرشتِ الهی را رستاخیزی زیبا و دلپذیر باشد.


24 | آیه 25 - سوره ابراهیم

واژگان کلیدی: الله - ناس - اذن

تؤتي أكلها كل حين بإذن ربها ويضرب الله الأمثال للناس لعلهم يتذكرون

برداشت از آیه :چنین اراده فرموده تا درختِ سرشتِ الهی همواره میوه‌های نیکو دهد، و مثال‌ها برای پندآموزی است.


25 | آیه 109 - سوره طه

واژگان کلیدی: اذن

يومئذ لا تنفع الشفاعة إلا من أذن له الرحمن ورضي له قولا

برداشت از آیه :آن مهربان چنین مقرر فرموده تا در رستاخیز آنان‌که سرشت و اراده‌ی الهی‌شان متجلی و نیکو گفتار بوده‌اند، با او هم‌راه شوند.


روشنگری:این آیه شفاعت و تجویز آن‌ را بصورت عام برای همه‌ی انسان‌ها بیان می‌کند(اذن)، نه برای افراد ویژه.

26 | آیه 39 - سوره الحج

واژگان کلیدی: الله - اذن

أذن للذين يقاتلون بأنهم ظلموا وإن الله على نصرهم لقدير

برداشت از آیه :مقرر فرموده مبارزه با ستم و توان پیروزی بر ستمگر در سرشتِ الهیِ انسان باشد.


روشنگری:اذن ظرفیت و توانایی تکوینی و عام در انسان‌ها است.

27 | آیه 65 - سوره الحج

واژگان کلیدی: الله - ناس - اذن

ألم تر أن الله سخر لكم ما في الأرض والفلك تجري في البحر بأمره ويمسك السماء أن تقع على الأرض إلا بإذنه إن الله بالناس لرءوف رحيم

برداشت از آیه :آن مهربان چنین مقرر فرموده تا زمین و دریا و آسمان سامان یابد و فرمان‌بردار انسانِ آگاه باشد.


روشنگری:اذن = به روشنگری ذیل "آیات روشنگر" واژه "اذن" از جمله آیه 97 سوره بقره رجوع شود.

28 | آیه 36 - سوره النور

واژگان کلیدی: الله - اذن

في بيوت أذن الله أن ترفع ويذكر فيها اسمه يسبح له فيها بالغدو والآصال

برداشت از آیه :مقرر فرموده تا در دل‌های سرشار از سرشتِ الهی، همواره یاد و نام پروردگارِ مهرپرور در فراز باشد.


29 | آیه 62 - سوره النور

واژگان کلیدی: الله - اذن

إنما المؤمنون الذين آمنوا بالله ورسوله وإذا كانوا معه على أمر جامع لم يذهبوا حتى يستأذنوه إن الذين يستأذنونك أولئك الذين يؤمنون بالله ورسوله فإذا استأذنوك لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم واستغفر لهم الله إن الله غفور رحيم

برداشت از آیه :باورمندان به سرشتِ مهربان و بخشاینده‌ی الهی، کردارشان با اراده‌ی انسانِ کامل سازگار است و او نیز خواست آنان را پاس می‌دارد و کج‌رفتاری ایشان را با کردارِ نیک می‌پوشاند.


30 | آیه 12 - سوره سبا

واژگان کلیدی: اذن

ولسليمان الريح غدوها شهر ورواحها شهر وأسلنا له عين القطر ومن الجن من يعمل بين يديه بإذن ربه ومن يزغ منهم عن أمرنا نذقه من عذاب السعير

برداشت از آیه :مقرر فرموده تا انسانِ کامل بر دانایانِ بدسیرت و پدیده‌ها و معادنِ طبیعت چیره باشد.


روشنگری:انسانِ کامل باورمندی است که سرشتِ الهیِ او متجلی، نفسِ بدکنش او مهار و به رتبه‌ی پیامبری، جانشینیِ پروردگار و احسنِ تقویم رسیده باشد.

31 | آیه 23 - سوره سبا

واژگان کلیدی: اذن

ولا تنفع الشفاعة عنده إلا لمن أذن له حتى إذا فزع عن قلوبهم قالوا ماذا قال ربكم قالوا الحق وهو العلي الكبير

برداشت از آیه :پروردگارم بلندمرتبه و بزرگ است و چنین مقرر فرموده؛ تا در رستاخیز آن‌گاه که دل‌ها بی‌شکیب است، هرکه سرشتِ الهی‌اش تجلّی یافته، دلی آرام دارد و از هم‌راهی او برخوردار است.


32 | آیه 32 - سوره فاطر

واژگان کلیدی: الله - نفس - اذن

ثم أورثنا الكتاب الذين اصطفينا من عبادنا فمنهم ظالم لنفسه ومنهم مقتصد ومنهم سابق بالخيرات بإذن الله ذلك هو الفضل الكبير

برداشت از آیه :مقرر فرمود تا میراثِ پیامبران برای انسان‌ها کتاب آنان باشد، ولی انسان‌ها برخی پیروِ نفسِ بدکنش، برخی میانه‌رو و برخی پیروِ سرشتِ مهربانِ الهی می‌شوند.


33 | آیه 78 - سوره غافر

واژگان کلیدی: الله - اذن - امر

ولقد أرسلنا رسلا من قبلك منهم من قصصنا عليك ومنهم من لم نقصص عليك وما كان لرسول أن يأتي بآية إلا بإذن الله فإذا جاء أمر الله قضي بالحق وخسر هنالك المبطلون

برداشت از آیه :مقرر فرمود تا سخنِ پیامبران سخن او باشد، آنگاه که رستاخیز برپا گردد، داوری بحق شود و بدکاران زیانکار گردند.


34 | آیه 21 - سوره الشوری

واژگان کلیدی: الله - اذن

أم لهم شركاء شرعوا لهم من الدين ما لم يأذن به الله ولولا كلمة الفصل لقضي بينهم وإن الظالمين لهم عذاب أليم

برداشت از آیه :مقرر فرمود تا زمان مرگ و رستاخیز، انسان راه و رسم خود را با پیروی از سرشتِ الهی و دوری از نفسِ بدکنش برگزیند، به درستی که ستمگران را رنج و درد فراوان در پیش است.


روشنگری:برداشت مفهومی این آیه با توجه با مفهوم آیات پیش و پس آیه نگارش گردیده است.

35 | آیه 51 - سوره الشوری

واژگان کلیدی: الله - بشر - اذن

وما كان لبشر أن يكلمه الله إلا وحيا أو من وراء حجاب أو يرسل رسولا فيوحي بإذنه ما يشاء إنه علي حكيم

برداشت از آیه :انسان سخنِ پروردگارِ مهرپرور را جز از سه راه نمی‌شنود: یا از راهِ تجلیِ سرشتِ الهیِ خویش، یا از پسِ پرده، یا از زبانِ فرستاده‌ای که به اذنِ او هر چه بخواهد می‌رساند؛ و او بلندمرتبه و فرزانه است.


روشنگری:این آیه واژه‌ی روح را ندارد و برای کامل شدنِ آیه‌ی ۵۲ آمده است.
سه راه در خودِ آیه شمرده شده و هیچ‌یک نباید از برداشت بیفتد، و ترتیبشان به ترتیبِ فاصله است: نخست بی‌واسطه، سپس از پسِ پرده، سپس با فرستاده.
درباره‌ی راهِ دوم، یک احتمال این است که آن پرده بر فهمِ انسان باشد و سخن از راهِ چیزهای این جهان به او برسد، بی دیدنِ گوینده؛ قرینه‌اش اسراء ۴۴ است که هم گفتنِ همه‌ی چیزها را ثبت می‌کند و هم نفهمیدنِ ما را، وَلٰکِن لا تَفقَهونَ تَسبیحَهُم، و نمونه‌اش قصص ۳۰ که در آن صدا از درختی به موسی رسید. این تنها یک احتمال است و متن آن را تصریح نکرده.
در راهِ سوم، فعلِ فَیوحِیَ بر پیامِ رسیده هم اطلاق شده؛ پس وحی در متن دو کاربرد دارد، یکی آن رسانشِ بی‌واسطه و دیگری خودِ پیام. به واژه‌ی کلیدیِ وحی رجوع شود.
قیدِ بِإذنِه این آیه را به واژه‌ی کلیدیِ اذن می‌پیوندد.

36 | آیه 26 - سوره النجم

واژگان کلیدی: الله - اذن

وكم من ملك في السماوات لا تغني شفاعتهم شيئا إلا من بعد أن يأذن الله لمن يشاء ويرضى

برداشت از آیه :مقرر فرمود تا در رستاخیز جز انسان که سرشتِ الهیِ او متجلی شده باشد، هیچ نیرویی با او هم‌راه و هم‌سخن نگردد.


37 | آیه 10 - سوره المجادله

واژگان کلیدی: الله - شيطان - اذن

إنما النجوى من الشيطان ليحزن الذين آمنوا وليس بضارهم شيئا إلا بإذن الله وعلى الله فليتوكل المؤمنون

برداشت از آیه :مقرر فرموده تا باورمندانِ پشتگرم به سرشتِ الهی را پچ پچِ ملال‌آورِ نفسِ بدکنش زیان نرساند.


38 | آیه 5 - سوره الحشر

واژگان کلیدی: الله - اذن

ما قطعتم من لينة أو تركتموها قائمة على أصولها فبإذن الله وليخزي الفاسقين

برداشت از آیه :مقرر فرمود پیروان سرشتِ الهی با ستم‌پیشگان مبارزه کنند، هرچند دارایی ستمگران نابود یا برجای بماند.


39 | آیه 11 - سوره التغابن

واژگان کلیدی: الله - اذن

ما أصاب من مصيبة إلا بإذن الله ومن يؤمن بالله يهد قلبه والله بكل شيء عليم

برداشت از آیه :پروردگار مهرپرور دانا به تمام هستی مقرر فرمود تا باورمندان به‌سوی سرشتِ مهربانِ الهیِ خود رهنمون شوند و از نفسِ بدکنش که همه رنج و سختی است دوری گزینند.


40 | آیه 38 - سوره النبا

واژگان کلیدی: ملائكة - روح - اذن

يوم يقوم الروح والملائكة صفا لا يتكلمون إلا من أذن له الرحمن وقال صوابا

برداشت از آیه :مقرر فرموده تا از میان حاضران در رستاخیز تنها انسانِ پیرو سرشتِ الهی با پروردگار مهرپرور نیکو سخن بگوید.
روزی که روح و کارگزارانِ هستی در صف می‌ایستند و کسی سخن نمی‌گوید، مگر آن که پروردگارِ مهرپرور به او اذن داده باشد و سخنِ درست بگوید؛ و آن کس انسانی است که سرشتِ الهی را در خود بالانده است.


روشنگری:دو شرط برای سخن گفتن در خودِ آیه آمده و هر دو در برداشت نگه داشته شد: اذنِ او، و درستیِ سخن.
روح در این آیه کنارِ کارگزارانِ هستی آمده است، چنان‌که در معارج ۴ و قدر ۴.
قیدِ اذن این آیه را به واژه‌ی کلیدیِ اذن می‌پیوندد.
بالیدنِ سرشت در آن کس، برداشتِ دفتر است و در خودِ آیه نامی از آن نیامده.

41 | آیه 2 - سوره الانشقاق

واژگان کلیدی: اذن

وأذنت لربها وحقت

برداشت از آیه :و آنچه پروردگار مهرپرور مقرر فرماید سزاوار است.


42 | آیه 4 - سوره القدر

واژگان کلیدی: ملائكة - روح - اذن - امر

تنزل الملائكة والروح فيها بإذن ربهم من كل أمر

برداشت از آیه :در آن شب کارگزارانِ هستی و روح، به اذنِ پروردگارشان و از هر امری، فرود می‌آیند؛ و سرشت و اراده‌ی الهی در انسان نمودار می‌شود و جانشینیِ او در زمین به کار می‌افتد.


روشنگری:اشاره به شبی است که روحِ الهی یا فرشته‌ی برگزیده به‌خدمت انسانِ باورمندِ نیکوکارِ احسن تقویم می‌رسد و در او متجلی و جانشینی پروردگار در انسان به فعل در می‌آید.
فعلِ تَنَزَّلُ مضارع است و بر فرودی پیوسته دلالت دارد، نه بر یک رویدادِ یگانه؛ از این روست که برداشت‌های این سوره به زمانِ حال نوشته شده‌اند.
دو قیدِ این آیه کلیدِ دو واژه‌ی دیگر است: بِإذنِ رَبِّهِم که به اذن می‌رود و مِن کُلِّ أمر که به امر.
روح در این آیه کنارِ کارگزارانِ هستی آمده است، چنان‌که در معارج ۴ و نبأ ۳۸.
جانشینی در این دفتر جانشینی در زمین است؛ به واژه‌ی کلیدیِ خلیفه رجوع شود.