روح
چکیده ی مفهوم واژه :پروردگارِ مهرپرور به کارگزارانِ هستی فرمود چون کالبدِ انسان را سامان دادم و از روحِ خود در او دمیدم، برایش به خاک افتید؛ و از آن پس آنان در خدمتِ انساناند. نتیجهی آن دمیدن در خودِ متن نام برده شده است: شنوایی و بینایی و دل به انسان داده شد، و افسوس که اندک سپاس میگزارد. این دمیدن ویژهی آدم نیست؛ همان قالب دربارهی مریم هم آمده است.
از من دربارهی روح میپرسند؛ میگویم روح از امرِ پروردگارم است، و از دانش جز اندکی به شما داده نشده است. متن از چیستیِ روح سخن نمیگوید و کارکردش را بازمیگوید: توان بخشیدن در آفرینش، جان بخشیدن، نیرو دادن و استوار کردن، رساندنِ پیام و بیدار کردن، و روشنایی و راه نمودن.
کارگزارانِ هستی را با روح، که از امرِ اوست، بر هر یک از بندگانش که بخواهد فرو میفرستد تا بیم دهند که خدایی جز او نیست، پس پروا کنید. او که پایهها را بالا میبرد و فرمانروای هستی است، از آغاز چنین مقرر فرمود که روح بر هر یک از بندگانش که بخواهد افکنده شود تا روزِ دیدار را بیم دهد؛ و آن بنده کسی است که سرشت و ارادهی الهی را در خود بالانده است. این سامان پیوسته است و دریافتش گشوده، و نامی از کسی برده نشده.
و اینچنین بود که روحی از امرِ او بر پیامآور رسید؛ نه کتاب را میدانست و نه باورمندی را، ولی همان روح نور شد تا با آن هر یک از بندگان را که بخواهد راه نماید. این کتاب از سرچشمهی پروردگار و بهدرستی، با کارگزارِ برگزیدهی هستی بر دلِ او فرود آمد، به زبانِ عربیِ روشن، تا باورمندان را استوار بدارد و رهنمون و مژدهای برای صلحجویان باشد.
موسی کتاب آورد و پس از او پیامآورانی پی در پی آمدند، و عیسی نشانههای روشن آورد و از کارگزارِ برگزیدهی هستی نیرو گرفت؛ به اذنِ او از گِل چیزی به شکلِ پرنده ساخت و در آن دمید و به اذنِ او پرنده شد، و کور و پیس را بهبود بخشید و مردگان را بیرون آورد. و این نیرو گرفتن ویژهی یک تن نیست: باورمندانی که باورمندی در دلهایشان نوشته شد نیز با روحی از او نیرو گرفتند، و او از آنان خشنود است و آنان از او.
مریم از مردم کناره گرفت و پردهای میانِ خود و ایشان نهاد؛ پس توانِ زندگیبخشی به او رسید و سرشت و ارادهی الهی در او به پیکرِ انسانی تماماندام نمودار شد و به او مژدهی پسری پاکیزه داد. او دامنِ خود را پاک نگاه داشت و سخنان و نوشتههای پروردگارش را راست شمرد و از سرسپردگان بود؛ پس در او از روحِ الهی دمیده شد و او و پسرش نشانهای برای جهانیان گردیدند. در هر دو گزارش، کارِ خودِ او پیش از آن دهش آمده است.
و در شبِ ارجمند، کارگزارانِ هستی و روح به اذنِ پروردگارشان و از هر امری فرود میآیند؛ سرشت و ارادهی الهی در انسان نمودار میشود و جانشینیِ او در زمین به کار میافتد، و آن شب از هزار ماه نیکوتر است و تا سپیدهدمان سراسر درود و آشتی. و در رستاخیز، روح و کارگزارانِ هستی در صف میایستند و کسی سخن نمیگوید مگر آن که مهرپرور به او اذن داده باشد و سخنِ درست بگوید؛ و آنان در روزی که اندازهاش پنجاه هزار سال است به سوی او بالا میروند.
توضیح: روح دو کاربرد دارد که نباید با یکدیگر جابجا شوند. یکی آن سرشت و ارادهی دمیدهشده که با امر میآید، و دیگری کارگزارِ برگزیدهی هستی که آن را میرساند و با دو نامِ پاک و امانتدار خوانده شده است. و در هر دو سو تعلق به او را میرساند و نه پارهای از او را.
رتبهها و دهشهایی که متن برای انسان برمیشمارد:
۱. انسان را جانشین در زمین میخواند، و تکلیفِ این جانشینی داوری به حق است (بقره ۳۰، ص ۲۶).
۲. دانشِ کارگزارانِ هستی را بسته و دانشِ انسان را گشوده نشان میدهد؛ آنان خود میگویند جز آنچه به ما آموختی دانشی نداریم (بقره ۳۱ و ۳۲).
۳. با آموزشِ همهی نامها، دانشِ بالقوه بر هستی را به انسان میدهد (بقره ۳۱).
۴. فزونیِ دانشِ انسان را در برابرِ آنان به نمایش میگذارد (بقره ۳۳).
۵. فرمود تا کارگزارانِ هستی در خدمتِ انسان درآیند (بقره ۳۴، ص ۷۲).
۶. فرزندانِ آدم را گرامی داشت و بر بسیاری از آفریدگان برتری بخشید (اسراء ۷۰).
۷. آنان را در خشکی و دریا برنشاند و از پاکیزهها روزی داد (اسراء ۷۰).
۸. آفرینشِ انسان را با فرخنده خواندنِ خویش مهر کرد: فَتَبارَکَ اللّٰهُ أحسَنُ الخالِقین (مومنون ۱۴).
۹. پس از آفرینشِ نخستین، از روحِ خود در انسان دمید (ص ۷۲، حجر ۲۹، سجده ۹).
۱۰. انسان را بر سرشتِ الهی آفرید و همان را دینِ استوار خواند (روم ۳۰).
۱۱. امانتی را بر او نهاد که آسمانها و زمین و کوهها از پذیرفتنش سر باز زدند (احزاب ۷۲).
۱۲. بهرهی انسان را همان کوششِ خودش قرار داد و بس (نجم ۳۹).
۱۳. انسان را بر درونِ خویش آگاه ساخت، هرچند بهانه بتراشد (قیامت ۱۴ و ۱۵).
۱۴. فرمود انسان با رنج و کوششِ فراوان به پروردگارش خواهد رسید (انشقاق ۶).
۱۵. سنجشِ بدکاری و نیکوکاری را در او الهام کرد (شمس ۷ و ۸).
۱۶. آفرینشِ انسان را نیکوترین مرتبه خواند، و همین انسان است که به پستترین مرتبه هم فرو میافتد (تین ۴ و ۵).
۱۷. در رستاخیز هر کس هموزنِ ذرهای نیکی یا بدی کرده باشد، همان را خواهد دید (زلزله ۷ و ۸).
۱۸. و با این همه، انسان در برابرِ پروردگارش ناسپاس است (عادیات ۶).
آیات روشنگر
ولقد آتينا موسى الكتاب وقفينا من بعده بالرسل وآتينا عيسى ابن مريم البينات وأيدناه بروح القدس أفكلما جاءكم رسول بما لا تهوى أنفسكم استكبرتم ففريقا كذبتم وفريقا تقتلون
برداشت از آیه :موسی کتاب آورد و پس از او پیامآورانی پی در پی آمدند، و عیسی پسرِ مریم نشانههای روشن آورد و از کارگزارِ برگزیدهی هستی نیرو گرفت. پس چرا هر بار پیامآوری چیزی آورد که خوشایندِ نفسِ بدکنشتان نبود گردنکشی کردید؟ گروهی را دروغگو خواندید و گروهی را میکشید.
روشنگری:برای مشاهده آیات روشنگر به واژه "روح" در واژه نامه رجوع شود.
روح القدس = کارگزارِ برگزیدهی هستی؛ همین برگردان در بقره ۲۵۳، مائده ۱۱۰، نحل ۱۰۲ و شعراء ۱۹۳ هم به کار میرود.
نیرو گرفتن از آن کارگزار ویژهی عیسی نیست؛ همان ترکیب برای باورمندان نیز آمده است: وَأیَّدَهُم بِروحٍ مِنه (مجادله ۲۲).
عبارتِ بِما لا تَهویٰ أنفُسُکُم خودِ واژهی نفس را در آیه آورده و این آیه را به واژهی کلیدیِ نفسِ بدکنش میپیوندد.
کَذَّبتُم گذشته است و تَقتُلون اکنون؛ این تفاوتِ زمان در برداشت نگه داشته شد.
تلك الرسل فضلنا بعضهم على بعض منهم من كلم الله ورفع بعضهم درجات وآتينا عيسى ابن مريم البينات وأيدناه بروح القدس ولو شاء الله ما اقتتل الذين من بعدهم من بعد ما جاءتهم البينات ولكن اختلفوا فمنهم من آمن ومنهم من كفر ولو شاء الله ما اقتتلوا ولكن الله يفعل ما يريد
برداشت از آیه :برخی از این پیامآوران بر برخی برتری یافتند؛ با برخی سخن گفته شد و پایههای برخی برتر رفت. و عیسی پسرِ مریم نشانههای روشن آورد و از کارگزارِ برگزیدهی هستی نیرو گرفت. اگر پروردگارِ مهرپرور میخواست، آیندگانشان پس از آن نشانههای روشن به جنگِ یکدیگر نمیرفتند؛ ولی اختلاف کردند، پس برخی باور آوردند و برخی ناباور شدند. و اگر میخواست به جنگِ یکدیگر نمیرفتند؛ ولی او هر چه بخواهد همان میکند.
روشنگری:ساختِ آیه دو بار لَو شاءَ دارد و هر بار یک ولکن در پیاش. ولکنِ یکم کار را به مردمان میدهد، اختلاف کردند و برخی باور آوردند و برخی ناباور شدند؛ ولکنِ دوم چارچوب را نزدِ پروردگار نگه میدارد. و چون لَو شاءَ شرطِ خلافِ واقع است، یعنی آن جلوگیری رخ نداده و میدان باز مانده است؛ همانگونه که در یونس ۹۹ پس از لَو شاءَ بیدرنگ وادار کردن رد میشود.
آن جنگ پس از آمدنِ نشانههای روشن رخ داده است، نه پیش از آن.
این آیه همسنگِ بقره ۸۷ و مائده ۱۱۰ است و آن سهگانه را کامل میکند؛ در هر سه، نیرو گرفتنِ عیسی با همان ترکیبِ أیَّدَ همراه با بِروحِ القُدُس آمده است.
يا أهل الكتاب لا تغلوا في دينكم ولا تقولوا على الله إلا الحق إنما المسيح عيسى ابن مريم رسول الله وكلمته ألقاها إلى مريم وروح منه فآمنوا بالله ورسله ولا تقولوا ثلاثة انتهوا خيرا لكم إنما الله إله واحد سبحانه أن يكون له ولد له ما في السماوات وما في الأرض وكفى بالله وكيلا
برداشت از آیه :همهی آنچه در آسمانها و زمین است از آنِ پروردگارِ مهرپرور است و او کارسازی بسنده. ای اهلِ کتاب، در رسم و آیینِ خود زیادهروی مکنید و دربارهی او جز راست مگویید و او را سهگانه مخوانید؛ او بیهمتا و از داشتنِ فرزند مبراست. عیسی مسیح، پسرِ مریم، پیامبری با سرشت و ارادهی الهی است، و مریم نیز با همان سرشت و ارادهی الهی باردار شد. پس به او و فرستادگانش باور آورید.
روشنگری:کلمة = ارادهی پدیدآورنده؛ همین برگردان در آیهی ۴۵ سورهی آل عمران ثبت شده و آیهی ۵۹ همان سوره با کن فیکون آن را نشان میدهد.
روح منه از دستهی نخستِ کاربردِ روح در این دفتر است، یعنی سرشت و ارادهی دمیدهشده، نه کارگزارِ برگزیده؛ همین ترکیب برای باورمندان نیز آمده است، در آیهی ۲۲ سورهی مجادله.
نفیِ فرزند در این آیه نفیِ هرگونه همانندی است. به آیهی ۱۱۶ سورهی بقره رجوع شود.
کلمة = ارادهی پدیدآورنده؛ همین برگردان در آیهی ۴۵ سورهی آل عمران ثبت شده و آیهی ۵۹ همان سوره با کن فیکون آن را نشان میدهد. زمخشری در کشاف نیز کلمة را نه سخنِ گفتهشده، که همان کن و ارادهی پدیدآورنده دانسته است.
إذ قال الله يا عيسى ابن مريم اذكر نعمتي عليك وعلى والدتك إذ أيدتك بروح القدس تكلم الناس في المهد وكهلا وإذ علمتك الكتاب والحكمة والتوراة والإنجيل وإذ تخلق من الطين كهيئة الطير بإذني فتنفخ فيها فتكون طيرا بإذني وتبرئ الأكمه والأبرص بإذني وإذ تخرج الموتى بإذني وإذ كففت بني إسرائيل عنك إذ جئتهم بالبينات فقال الذين كفروا منهم إن هذا إلا سحر مبين
برداشت از آیه :بر سامانِ نهادهی آفرینش، عیسی پسرِ مریم دهشِ پروردگارِ مهرپرور را بر خود و بر مادرش به یاد آورد: از کارگزارِ برگزیدهی هستی نیرو گرفت و در گهواره و در میانسالی با مردمان سخن گفت؛ کتاب و فرزانگی آموخت؛ از گِل چیزی به شکلِ پرنده ساخت و در آن دمید و پرنده شد؛ کور و پیس را بهبود بخشید و مردگان را برخیزاند؛ و از گزندِ فرزندانِ اسرائیل در امان ماند. و چون نشانههای روشن آورد، ناباورانشان گفتند این جز افسونی آشکار نیست.
روشنگری:روح القدس: کارگزارِ برگزیدهی هستی؛ همان برگردانِ آیههای ۸۷ و ۲۵۳ سورهی بقره.
آیه از عیسی میخواهد دهشِ پروردگار را به یاد آورد، نه آنکه دهشِ تازهای به او برسد؛ پس اذن و دهش از پیش نهاده شدهاند و کارِ انسان یادآوری و بارور کردنِ آنهاست.
سخن گفتن در گهواره و در میانسالی، دو سرِ یک عمر را کنارِ هم مینهد: آن نیرو در همهی زندگیِ او کنشگر بود.
قیدِ بإذنی چهار بار در این آیه آمده و در آیهی ۴۹ سورهی آل عمران دو بار؛ پرتکرارترین جای اذن در یک آیه. اینجا بر هر دو گام نشسته است، هم بر ساختن و هم بر پرنده شدن.
ساختِ آفریدنِ پرنده همان ساختِ آفرینشِ انسان است، نخست شکل دادن از گِل و سپس دمیدن. به آیهی ۲۹ سورهی حجر و ۷۲ سورهی ص رجوع شود؛ با این تفاوت که در دمیدن در انسان همواره مِن روحی افزوده شده و در دمیدنِ عیسی نیامده است.
این دهش ویژهی یک تن نیست: نیرو گرفتن با روح برای باورمندان نیز آمده (مجادله ۲۲)، آن دمیدن در آفرینشِ هر انسان است (سجده ۹)، و الهامِ دو راه در هر نفس (شمس ۷ و ۸). عیسی آن را با شایستگی بارور ساخت، و در این دفتر رسیدن به چنین مقامی پس از به کمال رساندنِ خویش گزارش شده است: فأتمهن (بقره ۱۲۴) و لما بلغ أشده (یوسف ۲۲ و قصص ۱۴).
ناباوران همین کارها را افسون خواندند؛ تفاوتِ نشانه و افسون در آن است که نشانه از سرشتِ الهی برمیآید و افسون از فریب.
به واژگانِ روح، نفخ، انسان و اذن رجوع شود.
فإذا سويته ونفخت فيه من روحي فقعوا له ساجدين
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور به کارگزارانِ هستی فرمود چون کالبدِ انسان را سامان دادم و از روحِ خود در او دمیدم، برایش به خاک افتید؛ و از آن پس آنان در خدمتِ انساناند.
روشنگری:متنِ این آیه با ص ۷۲ یکی است، پس برداشتشان هم یکی ثبت میشود.
حرفِ مِن در مِن روحی آمده است و تعلق به او را میرساند، نه پارهای از او بودن.
نتیجهی این دمیدن در سجده ۹ نام برده شده است: شنوایی و بینایی و دل.
به خاک افتادنِ کارگزارانِ هستی در این دفتر به خدمت درآمدنِ آنان است؛ به واژهی کلیدیِ ملائکة رجوع شود.
6 | آیه 1 - سوره النحل
بسم الله الرحمن الرحيم أتى أمر الله فلا تستعجلوه سبحانه وتعالى عما يشركون
برداشت از آیه :به نامِ پروردگارِ مهرپرورِ مهربان
فرمانِ پروردگارِ مهرپرور آمده است، پس شتاب مکنید. او پاک و برتر است از آنچه همتایش میگیرند.
روشنگری:این آیه واژهی روح را ندارد و برای کامل شدنِ آیهی ۲ آمده است.
امر در این آیه رویدادِ مقرر است که به وقتِ خود سر میرسد، چنانکه در غافر ۷۸ و هود ۴۰ و بقره ۱۰۹ با همان فعلهای آمدن آمده؛ و در آیهی بعد، امر خاستگاهِ روح است. دو کاربرد در دو آیهی پیاپی. به واژهی کلیدیِ امر رجوع شود.
فعلِ أتیٰ گذشته است، در حالی که سخن از چیزی است که در پیش است؛ گذشته آوردنش نشانهی قطعی بودنِ آن است و نهیِ شتاب در پیِ آن میآید.
ينزل الملائكة بالروح من أمره على من يشاء من عباده أن أنذروا أنه لا إله إلا أنا فاتقون
برداشت از آیه :این کتاب از سرچشمهی پروردگارم و بهدرستی، با کارگزارِ برگزیدهی هستی بر دلم فرود آمد، تا باورمندان را استوار بدارد و رهنمون و مژدهای برای صلحجویان باشد.
روشنگری:روح القدس = کارگزارِ برگزیدهی هستی؛ همان برگردانِ بقره ۸۷، بقره ۲۵۳ و مائده ۱۱۰.
قیدِ مِن رَبِّک خاستگاه را نشان میدهد، نه نویسنده و نه مجریِ کار؛ و جایگاهِ فرود را شعراء ۱۹۴ با عَلیٰ قَلبِک معین میکند.
در این دفتر، آن فرود از راهِ سرشتِ الهیِ خودِ پیامآور خوانده میشود؛ پشتوانهاش شوری ۵۲ است که همان آورده را روحاً مِن أمرِنا میخواند، و قاعدهی ثبتشدهی انعام ۹۱ و ۱۴۵. این بخش برداشتِ دفتر است و در خودِ این آیه نیامده.
سه کارکرد در خودِ آیه نام برده شده است: استوار کردنِ باورمندان، رهنمونی، و مژده.
ويسألونك عن الروح قل الروح من أمر ربي وما أوتيتم من العلم إلا قليلا
برداشت از آیه :از من دربارهی روح میپرسند؛ میگویم روح از امرِ پروردگارم است، و از دانش جز اندکی به شما داده نشده است.
روشنگری:این آیه از چیستیِ روح سخن نمیگوید و در پیِ پرسش، اندک بودنِ دانش را یادآور میشود. کارکردِ روح را آیاتِ دیگرِ همین واژه نشان میدهند، و متن در آنها پنج کار برای روح نام میبرد:
توان بخشیدن در آفرینش؛ پس از دمیدن، شنوایی و بینایی و دل نام برده میشود (سجده ۹).
جان بخشیدن و پدید آوردن (انبیاء ۹۱، تحریم ۱۲).
استوار کردن و نیرو دادن؛ دربارهی عیسی (بقره ۸۷، بقره ۲۵۳، مائده ۱۱۰) و دربارهی باورمندان (مجادله ۲۲، نحل ۱۰۲).
رساندنِ پیام و بیدار کردن (نحل ۲، غافر ۱۵، نحل ۱۰۲، شعراء ۱۹۳).
روشنایی و رهنمونی؛ وَلٰکِن جَعَلناهُ نوراً نَهدی بِهِ مَن نَشاء (شوری ۵۲).
امر = سامانِ یکبارگی و فرمانِ پدیدآورنده؛ به اعراف ۵۴ و یس ۸۲ رجوع شود.
این آیه یکی از چهار موضعی است که روح را به امر میبندد؛ سه موضعِ دیگر نحل ۲، شوری ۵۲ و غافر ۱۵ است و در هر چهار حرفِ مِن آمده. همین حرف در هر پنج موضعِ دمیدن نیز هست: حجر ۲۹، ص ۷۲، سجده ۹، انبیاء ۹۱ و تحریم ۱۲. تعلق به او را میرساند، نه پارهای از او بودن.
فاتخذت من دونهم حجابا فأرسلنا إليها روحنا فتمثل لها بشرا سويا
برداشت از آیه :مریم از آنان کناره گرفت و پردهای میانِ خود و ایشان نهاد؛ پس توانِ زندگیبخشی به او رسید و سرشت و ارادهی الهی در او به پیکرِ انسانی تماماندام نمودار شد.
روشنگری:توانِ زندگیبخشی از همین رویداد در دو جای دیگر به دست میآید: فَنَفَخنا فیها مِن روحِنا وَجَعَلناها وَابنَها آیَةً لِلعالَمین (انبیاء ۹۱) و تحریم ۱۲. در مائده ۱۱۰ نیز همان توان برای عیسی آمده است، با قیدِ اذن.
ترتیبِ آیه خواندنی است: کناره گرفتن و پرده نهادن کارِ خودِ مریم است و با حرفِ فَ، آن رسیدن پس از آن میآید.
تَمَثَّلَ یعنی به صورتی نمودار شدن که آدمی آن را دریابد.
مریم ۱۸ و ۱۹ سیاقِ این آیهاند و گفتگوی پس از آن را میآورند.
برداشتِ مفهومیِ روح = ارادهی پروردگار مهرپرور که در انسان به امانت گذارده شده.
پروردگار مهرپرور روح خویش را در سرشت انسان قرارداده است( ونفخت فیه من روحی) و آنگاه که انسان از ناباورمندی به باورمندی کامل و از ستمکاری به نیکوکاری خالص گردد، این روح و ارادهی الهی در وی ظهور و تجلی یافته، و در مقام جانشینی پروردگار، و در جایگاه انسانِ احسنِ تقویم، به آفرینش میپردازد.
10 | آیه 18 - سوره مریم
قالت إني أعوذ بالرحمن منك إن كنت تقيا
برداشت از آیه :مریم گفت من از تو به مهرپرور پناه میبرم، اگر نیکومنش باشی؛ و آن پناه، روی آوردن به سرشتِ الهیِ خودِ او بود.
روشنگری:این آیه واژهی روح را ندارد و برای کامل شدنِ آیهی ۱۷ آمده است.
11 | آیه 19 - سوره مریم
قال إنما أنا رسول ربك لأهب لك غلاما زكيا
برداشت از آیه :گفت من فرستادهی پروردگارِ تو هستم تا تو را پسری پاکیزه بخشم؛ یعنی سرشت و ارادهی الهی که در مریم بالیده بود، در او توانِ زندگیبخشی پدید آورد.
روشنگری:این آیه واژهی روح را ندارد و برای کامل شدنِ آیههای ۱۷ و ۱۸ آمده است.
همین رویداد در انبیاء ۹۱ و تحریم ۱۲ با فَنَفَخنا فیها مِن روحِنا آمده است، و در همان دو آیه کارهای خودِ مریم نیز نام برده شده: پاکدامنی، راست شمردنِ سخنانِ پروردگارش، و از سرسپردگان بودن. پس آن توان در خودِ او بالیده بود.
همسنگش کارِ عیسی است که متن فعلها را به او داده و قیدِ اذن را کنارش گذاشته (مائده ۱۱۰).
والتي أحصنت فرجها فنفخنا فيها من روحنا وجعلناها وابنها آية للعالمين
برداشت از آیه :و آن زن که دامنِ خود را پاک نگاه داشت؛ پس در او از روحِ الهی دمیده شد و او و پسرش نشانهای برای جهانیان گردیدند؛ یعنی سرشت و ارادهی الهی در او بالید و توانِ زندگیبخشی یافت.
روشنگری:ترتیبِ آیه خواندنی است: پاکدامنی کارِ خودِ او است و با حرفِ فَ، آن دمیدن پس از آن میآید.
همین رویداد در تحریم ۱۲ نیز آمده، با یک تفاوت در ضمیر و با افزودنِ کارهای دیگرِ او: راست شمردنِ سخنان و نوشتههای پروردگارش، و از سرسپردگان بودن.
قالبِ دمیدن از روح همان قالبِ آفرینشِ انسان است (حجر ۲۹، ص ۷۲، سجده ۹)؛ پس در متن ویژهی آدم نیست.
جملهی پایانی برآمدِ کار را نام میبرد: نشانه شدنِ او و پسرش برای جهانیان.
13 | آیه 193 - سوره الشعرا
نزل به الروح الأمين
برداشت از آیه :آن را کارگزارِ برگزیدهی هستی بر دلم فرود آورد، به زبانِ عربیِ روشن، تا از بیمدهندگان باشم.
روشنگری:این سه آیه یک جملهاند، پس برداشتشان یکی ثبت میشود.
الرّوحُ الأمین = کارگزارِ برگزیدهی هستی، همان که در بقره ۸۷ و مائده ۱۱۰ و نحل ۱۰۲ با نامِ روحُ القُدُس آمده است. متن دو نام برای آن آورده، یکی پاک و دیگری امانتدار.
جایگاهِ فرود در خودِ آیه معین شده است: عَلیٰ قَلبِک، یعنی بر دل. و هدف نیز نام برده شده: بیم دادن.
14 | آیه 194 - سوره الشعرا
على قلبك لتكون من المنذرين
برداشت از آیه :آن را کارگزارِ برگزیدهی هستی بر دلم فرود آورد، به زبانِ عربیِ روشن، تا از بیمدهندگان باشم.
روشنگری:این سه آیه یک جملهاند، پس برداشتشان یکی ثبت میشود.
الرّوحُ الأمین = کارگزارِ برگزیدهی هستی، همان که در بقره ۸۷ و مائده ۱۱۰ و نحل ۱۰۲ با نامِ روحُ القُدُس آمده است. متن دو نام برای آن آورده، یکی پاک و دیگری امانتدار.
جایگاهِ فرود در خودِ آیه معین شده است: عَلیٰ قَلبِک، یعنی بر دل. و هدف نیز نام برده شده: بیم دادن.
15 | آیه 195 - سوره الشعرا
بلسان عربي مبين
برداشت از آیه :آن را کارگزارِ برگزیدهی هستی بر دلم فرود آورد، به زبانِ عربیِ روشن، تا از بیمدهندگان باشم.
روشنگری:این سه آیه یک جملهاند، پس برداشتشان یکی ثبت میشود.
الرّوحُ الأمین = کارگزارِ برگزیدهی هستی، همان که در بقره ۸۷ و مائده ۱۱۰ و نحل ۱۰۲ با نامِ روحُ القُدُس آمده است. متن دو نام برای آن آورده، یکی پاک و دیگری امانتدار.
جایگاهِ فرود در خودِ آیه معین شده است: عَلیٰ قَلبِک، یعنی بر دل. و هدف نیز نام برده شده: بیم دادن.
ثم سواه ونفخ فيه من روحه وجعل لكم السمع والأبصار والأفئدة قليلا ما تشكرون
برداشت از آیه :آنگاه کالبدِ انسان سامان یافت و از روحِ الهی در او دمیده شد و شنوایی و بینایی و دل به شما داده شد؛ افسوس که اندک سپاس میگزارید.
روشنگری:این آیه نتیجهی آن دمیدن را بیفاصله نام میبرد: شنوایی و بینایی و دل. پس حاصلِ آن در متن، توانِ دریافت است.
حرفِ مِن در از روحِ الهی نگه داشته شده، چنانکه در حجر ۲۹ و ص ۷۲ و انبیاء ۹۱ و تحریم ۱۲.
کارکردِ دوم را شمس ۷ و ۸ میآورد، یعنی توانِ سنجش میانِ دو راه؛ و کارکردِ سوم را قیامت ۱۴ و ۱۵، یعنی آگاهی بر درونِ خویش.
همین ابزارهاست که تعطیلشان در اعراف ۱۷۹ سببِ فرو افتادنِ انسان شمرده شده است.
فإذا سويته ونفخت فيه من روحي فقعوا له ساجدين
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور به کارگزارانِ هستی فرمود چون کالبدِ انسان را سامان دادم و از روحِ خود در او دمیدم، برایش به خاک افتید؛ و از آن پس آنان در خدمتِ انساناند.
روشنگری:متنِ این آیه با حجر ۲۹ یکی است، پس برداشتشان هم یکی ثبت میشود.
حرفِ مِن در مِن روحی آمده است و تعلق به او را میرساند، نه پارهای از او بودن.
نتیجهی این دمیدن در سجده ۹ نام برده شده است: شنوایی و بینایی و دل.
به خاک افتادنِ کارگزارانِ هستی در این دفتر به خدمت درآمدنِ آنان است؛ به واژهی کلیدیِ ملائکة رجوع شود.
رتبهها و دهشهایی که متن برای انسان برمیشمارد:
۱. انسان را جانشین در زمین میخواند، و تکلیفِ این جانشینی داوری به حق است (بقره ۳۰، ص ۲۶).
۲. دانشِ کارگزارانِ هستی را بسته و دانشِ انسان را گشوده نشان میدهد؛ آنان خود میگویند جز آنچه به ما آموختی دانشی نداریم (بقره ۳۱ و ۳۲).
۳. با آموزشِ همهی نامها، دانشِ بالقوه بر هستی را به انسان میدهد (بقره ۳۱).
۴. فزونیِ دانشِ انسان را در برابرِ آنان به نمایش میگذارد (بقره ۳۳).
۵. فرمود تا کارگزارانِ هستی در خدمتِ انسان درآیند (بقره ۳۴، ص ۷۲).
۶. فرزندانِ آدم را گرامی داشت و بر بسیاری از آفریدگان برتری بخشید (اسراء ۷۰).
۷. آنان را در خشکی و دریا برنشاند و از پاکیزهها روزی داد (اسراء ۷۰).
۸. آفرینشِ انسان را با فرخنده خواندنِ خویش مهر کرد: فَتَبارَکَ اللّٰهُ أحسَنُ الخالِقین (مومنون ۱۴).
۹. پس از آفرینشِ نخستین، از روحِ خود در انسان دمید (ص ۷۲، حجر ۲۹، سجده ۹).
۱۰. انسان را بر سرشتِ الهی آفرید و همان را دینِ استوار خواند (روم ۳۰).
۱۱. امانتی را بر او نهاد که آسمانها و زمین و کوهها از پذیرفتنش سر باز زدند (احزاب ۷۲).
۱۲. بهرهی انسان را همان کوششِ خودش قرار داد و بس (نجم ۳۹).
۱۳. انسان را بر درونِ خویش آگاه ساخت، هرچند بهانه بتراشد (قیامت ۱۴ و ۱۵).
۱۴. فرمود انسان با رنج و کوششِ فراوان به پروردگارش خواهد رسید (انشقاق ۶).
۱۵. سنجشِ بدکاری و نیکوکاری را در او الهام کرد (شمس ۷ و ۸).
۱۶. آفرینشِ انسان را نیکوترین مرتبه خواند، و همین انسان است که به پستترین مرتبه هم فرو میافتد (تین ۴ و ۵).
۱۷. در رستاخیز هر کس هموزنِ ذرهای نیکی یا بدی کرده باشد، همان را خواهد دید (زلزله ۷ و ۸).
۱۸. و با این همه، انسان در برابرِ پروردگارش ناسپاس است (عادیات ۶).
رفيع الدرجات ذو العرش يلقي الروح من أمره على من يشاء من عباده لينذر يوم التلاق
برداشت از آیه :او که پایهها را بالا میبرد و فرمانروای هستی است، از آغاز چنین مقرر فرمود که روح، که از امرِ اوست، بر هر یک از بندگانش که بخواهد افکنده شود تا روزِ دیدار را بیم دهد؛ و آن بنده کسی است که سرشت و ارادهی الهی را در خود بالانده است.
روشنگری:رفيع الدرجات = آفریدگار هستی، فرمانروای هستی.
ذوالعرش = آفریدگار هستی، فرمانروای هستی.
الروح = از "امر" پروردگار است و "امر" بیانگر اراده و "روح" که با "نفخه" پروردگار در انسان دمیده شده می تواند تسری اراده پروردگار در انسانِ "احسن تقویم" باشد. فعلِ یُلقی مضارع است و بر کاری پیوسته دلالت دارد، و گیرندهی آن طبقهای گشوده است و نامی از کسی برده نشده؛ همین ساخت در نحل ۲ نیز آمده.
پس آنچه این آیه نشان میدهد پیوستگیِ سامانِ دهش و گشوده بودنِ دریافتِ آن توسط انسان است.
وما كان لبشر أن يكلمه الله إلا وحيا أو من وراء حجاب أو يرسل رسولا فيوحي بإذنه ما يشاء إنه علي حكيم
برداشت از آیه :انسان سخنِ پروردگارِ مهرپرور را جز از سه راه نمیشنود: یا از راهِ تجلیِ سرشتِ الهیِ خویش، یا از پسِ پرده، یا از زبانِ فرستادهای که به اذنِ او هر چه بخواهد میرساند؛ و او بلندمرتبه و فرزانه است.
روشنگری:این آیه واژهی روح را ندارد و برای کامل شدنِ آیهی ۵۲ آمده است.
سه راه در خودِ آیه شمرده شده و هیچیک نباید از برداشت بیفتد، و ترتیبشان به ترتیبِ فاصله است: نخست بیواسطه، سپس از پسِ پرده، سپس با فرستاده.
دربارهی راهِ دوم، یک احتمال این است که آن پرده بر فهمِ انسان باشد و سخن از راهِ چیزهای این جهان به او برسد، بی دیدنِ گوینده؛ قرینهاش اسراء ۴۴ است که هم گفتنِ همهی چیزها را ثبت میکند و هم نفهمیدنِ ما را، وَلٰکِن لا تَفقَهونَ تَسبیحَهُم، و نمونهاش قصص ۳۰ که در آن صدا از درختی به موسی رسید. این تنها یک احتمال است و متن آن را تصریح نکرده.
در راهِ سوم، فعلِ فَیوحِیَ بر پیامِ رسیده هم اطلاق شده؛ پس وحی در متن دو کاربرد دارد، یکی آن رسانشِ بیواسطه و دیگری خودِ پیام. به واژهی کلیدیِ وحی رجوع شود.
قیدِ بِإذنِه این آیه را به واژهی کلیدیِ اذن میپیوندد.
وكذلك أوحينا إليك روحا من أمرنا ما كنت تدري ما الكتاب ولا الإيمان ولكن جعلناه نورا نهدي به من نشاء من عبادنا وإنك لتهدي إلى صراط مستقيم
برداشت از آیه :و اینچنین بود که روحی از امرِ او بر من رسید؛ نه کتاب را میدانستم و نه باورمندی را، ولی همان روح نور شد تا با آن هر یک از بندگان را که بخواهد راه نماید؛ و من به راهِ راست راه مینمایم.
روشنگری:گونههای وحی در متن، به تفکیکِ گیرنده و فرستنده:
وحی بر پیامآور، آنچه بر دلِ او فرود میآید: إن هُوَ إلّا وَحیٌ یوحیٰ (نجم ۳ و ۴؛ نیز نجم ۱۰ و ۱۱، و نساء ۱۶۳).
وحی بر انسانی که پیامآور نیست: بر دلِ مادرِ موسی (طه ۳۸، قصص ۷) و بر یارانِ عیسی (مائده ۱۱۱).
وحی بر کارگزارانِ هستی: إذ یوحی رَبُّکَ إلَی المَلائِکَة (انفال ۱۲).
وحی بر جاندار و بر آسمان و زمین: زنبور (نحل ۶۸)، آسمانها (فصلت ۱۲)، زمین (زلزله ۵).
وحی میانِ آدمیان به یکدیگر، که جهتش فریب است: یوحی بَعضُهُم إلیٰ بَعضٍ زُخرُفَ القَول (انعام ۱۱۲؛ آیهی ۱۱۳ سیاقِ آن است).
پس وحی در متن شیوهی رسانش است و جهت و ارزشش را از فرستنده میگیرد، نه از خودِ رسانش.
و گیرندهی آن هیچ نشانِ ظاهری ندارد که او را از دیگران جدا کند؛ خودِ پیامآور میگوید قُل إنَّما أنا بَشَرٌ مِثلُکُم یوحیٰ إلَیّ (کهف ۱۱۰؛ نیز انعام ۹۳ در نکوهشِ دروغ بستنِ وحی).
و سه راهِ سخن گفتن در شوری ۵۱ شمرده شده است: بیواسطه، از پسِ پرده، و با فرستاده؛ در راهِ سوم، فعلِ فَیوحِیَ بر خودِ پیامِ رسیده هم اطلاق شده.
برداشتِ دفتر: آنچه بر پیامآور رسید از جنسِ روح است، روحاً مِن أمرِنا (شوری ۵۲)، و همان جنس است که در آفرینشِ انسان دمیده شد، نَفَختُ فیهِ مِن روحی (حجر ۲۹). بر این پایه، وحی بر انسان از راهِ تجلیِ همان سرشتِ دمیدهشده رخ میدهد، و مِن أمر در هر دو سو تکرار شده است (اسراء ۸۵، نحل ۲، غافر ۱۵
این آیه یکی از چهار موضعی است که روح را به امر میبندد؛ سه موضعِ دیگر اسراء ۸۵، نحل ۲ و غافر ۱۵ است و در هر چهار حرفِ مِن آمده.
و صریحترین جایی است که متن کارکردِ روح را نام میبرد: نور شدن و راه نمودن.
دو نادانیِ پیشین در خودِ آیه آمده، نادانی از کتاب و از باورمندی، و با ولکن به آن روشنایی وصل شده است؛ پس آن دانش از راهِ تجلیِ سرشتِ الهی به دست آمد و نه از آموختنِ پیشین.
جملهی پایانی راه نمودن را به خودِ پیامآور نسبت میدهد.
لا تجد قوما يؤمنون بالله واليوم الآخر يوادون من حاد الله ورسوله ولو كانوا آباءهم أو أبناءهم أو إخوانهم أو عشيرتهم أولئك كتب في قلوبهم الإيمان وأيدهم بروح منه ويدخلهم جنات تجري من تحتها الأنهار خالدين فيها رضي الله عنهم ورضوا عنه أولئك حزب الله ألا إن حزب الله هم المفلحون
برداشت از آیه :مردمی را نمییابی که به پروردگارِ مهرپرور و رستاخیز باور داشته باشند و با دشمنانِ او و پیامآورش دوستی کنند، هرچند پدران و فرزندان و برادران و خویشانشان باشند. باورمندی در دلهایشان نوشته شد و با روحی از او نیرو گرفتند، و در فردوس جاویدانند. او از آنان خشنود است و آنان از او؛ اینان همراهانِ پروردگارِ مهرپرورند و رستگاران همینهایند.
روشنگری:ترکیبِ أیَّدَ همراه با بِروح در این آیه برای باورمندانِ معمولی آمده است، و همین ترکیب سه بار دربارهی عیسی به کار رفته (بقره ۸۷، بقره ۲۵۳، مائده ۱۱۰). پس آن نیرو گرفتن در متن ویژهی یک تن نیست.
بِروحٍ مِنه از دستهی نخستِ کاربردِ روح است، یعنی سرشت و ارادهی دمیدهشده، و نه کارگزارِ برگزیده؛ و همان حرفِ مِن در آن هست.
شرطِ آن نیرو گرفتن در خودِ آیه آمده است: باور، و دوستی نکردن با دشمنانِ راه، حتی اگر از نزدیکترین خویشان باشند.
خشنودیِ دوسویه در آیه تصریح شده و در برداشت نگه داشته شد.
حزب الله = همراهانِ پروردگارِ مهرپرور.
ومريم ابنت عمران التي أحصنت فرجها فنفخنا فيه من روحنا وصدقت بكلمات ربها وكتبه وكانت من القانتين
برداشت از آیه :و مریم دخترِ عمران، که دامنِ خود را پاک نگاه داشت؛ پس در او از روحِ الهی دمیده شد، و سخنان و نوشتههای پروردگارش را راست شمرد و از سرسپردگان بود؛ یعنی سرشت و ارادهی الهی در او بالید و توانِ زندگیبخشی یافت.
روشنگری:همین رویداد در انبیاء ۹۱ نیز آمده است، با دو تفاوت: آنجا ضمیر فیها است و اینجا فیه، و اینجا دو کارِ دیگرِ او هم نام برده شده، راست شمردنِ سخنان و نوشتهها، و از سرسپردگان بودن.
ترتیب در هر دو یکی است: کارِ خودِ او نخست، و با حرفِ فَ، آن دمیدن پس از آن.
قالبِ دمیدن از روح همان قالبِ آفرینشِ انسان است (حجر ۲۹، ص ۷۲، سجده ۹)؛ پس در متن ویژهی آدم نیست.
تعرج الملائكة والروح إليه في يوم كان مقداره خمسين ألف سنة
برداشت از آیه :کارگزارانِ هستی و روح در روزی که اندازهی آن پنجاه هزار سال است به سوی او بالا میروند.
روشنگری:روح در این آیه کنارِ کارگزارانِ هستی آمده است، چنانکه در نبأ ۳۸ و قدر ۴؛ در هر سه، آن دو با هم نام برده میشوند.
اندازهی آن روز در خودِ آیه آمده و نشان میدهد سخن از مقیاسی جز مقیاسِ این جهان است.
فعلِ بالا رفتن در این آیه است و فرود آمدن در قدر ۴؛ همان رفت و برگشت میانِ دو سامان.
يوم يقوم الروح والملائكة صفا لا يتكلمون إلا من أذن له الرحمن وقال صوابا
برداشت از آیه :مقرر فرموده تا از میان حاضران در رستاخیز تنها انسانِ پیرو سرشتِ الهی با پروردگار مهرپرور نیکو سخن بگوید.
روزی که روح و کارگزارانِ هستی در صف میایستند و کسی سخن نمیگوید، مگر آن که پروردگارِ مهرپرور به او اذن داده باشد و سخنِ درست بگوید؛ و آن کس انسانی است که سرشتِ الهی را در خود بالانده است.
روشنگری:دو شرط برای سخن گفتن در خودِ آیه آمده و هر دو در برداشت نگه داشته شد: اذنِ او، و درستیِ سخن.
روح در این آیه کنارِ کارگزارانِ هستی آمده است، چنانکه در معارج ۴ و قدر ۴.
قیدِ اذن این آیه را به واژهی کلیدیِ اذن میپیوندد.
بالیدنِ سرشت در آن کس، برداشتِ دفتر است و در خودِ آیه نامی از آن نیامده.
25 | آیه 1 - سوره القدر
بسم الله الرحمن الرحيم إنا أنزلناه في ليلة القدر
برداشت از آیه :در آن شبِ بلند مرتبه سرشتِ مهربانِ الهی در تو متجلی میگردد.
روشنگری:اشاره به نزول "روح" همان نفخه الهی در آفرینش آدم که پتانسیل انسان برتر و احسن تقویم است دارد و در آیه 4 به ان تصریح شده است.
26 | آیه 2 - سوره القدر
وما أدراك ما ليلة القدر
برداشت از آیه :و تو چه فهم میکنی از شبی که گرانقدر است؟
27 | آیه 3 - سوره القدر
ليلة القدر خير من ألف شهر
برداشت از آیه :آن شب از هزار ماه نیکوتر است.
روشنگری:شاید هزار ماه کنایه از طول متوسط عمر انسان باشد.
تنزل الملائكة والروح فيها بإذن ربهم من كل أمر
برداشت از آیه :در آن شب کارگزارانِ هستی و روح، به اذنِ پروردگارشان و از هر امری، فرود میآیند؛ و سرشت و ارادهی الهی در انسان نمودار میشود و جانشینیِ او در زمین به کار میافتد.
روشنگری:اشاره به شبی است که روحِ الهی یا فرشتهی برگزیده بهخدمت انسانِ باورمندِ نیکوکارِ احسن تقویم میرسد و در او متجلی و جانشینی پروردگار در انسان به فعل در میآید.
فعلِ تَنَزَّلُ مضارع است و بر فرودی پیوسته دلالت دارد، نه بر یک رویدادِ یگانه؛ از این روست که برداشتهای این سوره به زمانِ حال نوشته شدهاند.
دو قیدِ این آیه کلیدِ دو واژهی دیگر است: بِإذنِ رَبِّهِم که به اذن میرود و مِن کُلِّ أمر که به امر.
روح در این آیه کنارِ کارگزارانِ هستی آمده است، چنانکه در معارج ۴ و نبأ ۳۸.
جانشینی در این دفتر جانشینی در زمین است؛ به واژهی کلیدیِ خلیفه رجوع شود.
29 | آیه 5 - سوره القدر
سلام هي حتى مطلع الفجر
برداشت از آیه :آنشب تا سپیدهدمان، پر از درود و آشتی است.