سوره یونس

آیه 2 - سوره یونس
واژگان کلیدی: وحي - ناس - بشر

أكان للناس عجبا أن أوحينا إلى رجل منهم أن أنذر الناس وبشر الذين آمنوا أن لهم قدم صدق عند ربهم قال الكافرون إن هذا لساحر مبينَ

برداشت از آیه :چه‌جای شگفت که اراده و سرشتِ الهی در کسی از جنس خودتان هویدا و شما را هشیار و باورمندان را مژده‌ی جایگاهی راستین در رستاخیز دهد؟ دریغا که ستمکاران این را افسون می‌نامند.


روشنگری:اوحینا: اراده و سرشتِ الهی تجلی و تابش یافت. (وحی و امر یک توان الهی و ویژه کسانی است که به سوی انسان احسن تقویم سیر می کنند)

آیه 3 - سوره یونس
واژگان کلیدی: الله - اذن

إن ربكم الله الذي خلق السماوات والأرض في ستة أيام ثم استوى على العرش يدبر الأمر ما من شفيع إلا من بعد إذنه ذلكم الله ربكم فاعبدوه أفلا تذكرونَ

برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور آسمان‌ها و زمین را در زمانی اندک آفرید و بر پهنه‌ی هستی استوار ساخت و کار را سامان داد؛ و هم‌راهی با او جز با پرکنش شدنِ سرشتِ الهیِ انسان به دست نمی‌آید. این است پروردگارِ شما، پس راهِ مهرِ او را بپیمایید؛ آیا به یاد نمی‌آورید؟


روشنگری:فی ستة ایام: در زمانی اندک.
استوی علی العرش: بر پهنه‌ی هستی استوار ساخت.
یدبر الأمر: کار را سامان می‌دهد. به واژه‌ی کلیدیِ امر رجوع شود.
شفیع: هم‌راه؛ شفاعت در این دفتر هم‌راهی است و نه پادرمیانیِ بیرونی.
من بعد إذنه: هم‌راهی در گروِ پرکنش شدنِ سرشتِ الهی است. اذن در انسان‌ها مرتبه دارد و مرتبه‌ی هر کس به میزانِ کنشِ سرشت و اراده‌ی الهیِ او بسته است؛ پیام‌آوران به بالاترین مرتبه رسیده‌اند.
همین را آیه‌ی ۲۵۵ سوره‌ی بقره و ۱۰۹ سوره‌ی طه و ۲۳ سوره‌ی سبأ نیز می‌آورند.
ذلکم الله ربکم فاعبدوه: راهِ مهرِ پروردگارِ مهرپرور را بپیمایید.

آیه 15 - سوره یونس
واژگان کلیدی: نفس

وإذا تتلى عليهم آياتنا بينات قال الذين لا يرجون لقاءنا ائت بقرآن غير هذا أو بدله قل ما يكون لي أن أبدله من تلقاء نفسي إن أتبع إلا ما يوحى إلي إني أخاف إن عصيت ربي عذاب يوم عظيمَ

برداشت از آیه :این قرآن روشنگر نورِ سرشت و اراده‌ی الهیِ من است و وسوسه‌ی نفسِ بدکنش نمی‌باشد و آن را برای خوش‌آمد ناباورمندان تغییر نمی‌دهم و رستاخیز خود را رنج‌آور نمی‌سازم.


روشنگری:يوحى = تجلی سرشت و اراده الهی انسان

آیه 18 - سوره یونس
واژگان کلیدی: الله

ويعبدون من دون الله ما لا يضرهم ولا ينفعهم ويقولون هؤلاء شفعاؤنا عند الله قل أتنبئون الله بما لا يعلم في السماوات ولا في الأرض سبحانه وتعالى عما يشركونَ

برداشت از آیه :آن‌چه را می‌دانم و شما نمی‌دانید را می‌گویم؛ پروردگارِ هستی آفرین یگانه است و همتایی ندارد، راهِ مهرِ او را بپیمایید، نه راهِ آنان که در رستاخیز نه سود و زیان دارند و نه پادرمیانی توانند.


آیه 19 - سوره یونس
واژگان کلیدی: ناس

وما كان الناس إلا أمة واحدة فاختلفوا ولولا كلمة سبقت من ربك لقضي بينهم فيما فيه يختلفونَ

برداشت از آیه :سرشتِ انسانها یگانه و از مهر است، اختلاف آنان به دلیل پیروی از نفسِ بدکنش و ستمگری است و رستاخیز روز داوری درباره اختلافات است.


آیه 44 - سوره یونس
واژگان کلیدی: الله - ناس - نفس

إن الله لا يظلم الناس شيئا ولكن الناس أنفسهم يظلمونَ

برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور به مردمان هیچ ستمی نمی‌کند؛ این مردمانند که بر خویش ستم می‌کنند.


روشنگری:خوانشِ درونیِ آیه:
به درستی که در سرشت الهی هیچ کس ذره ای ستم نباشد و ستمها از نفسِ بدکنشِ انسان است.

این آیه دو نیمه دارد و نیمه‌ی دومش بار را می‌کشد: ستم هست، ولی سرچشمه‌اش خودِ انسان است. به آیه‌های ۱۰۸ و ۱۸۲ سوره‌ی آل عمران، آیه‌ی ۷۹ سوره‌ی نساء، آیه‌ی ۴۶ سوره‌ی فصلت و آیه‌ی ۲۹ سوره‌ی ق رجوع شود.

آیه 99 - سوره یونس
واژگان کلیدی: ناس

ولو شاء ربك لآمن من في الأرض كلهم جميعا أفأنت تكره الناس حتى يكونوا مؤمنينَ

برداشت از آیه :مهر و اراده و اختیار در سرشت الهی انسان است و من نمی توانم برخلاف اراده آنان عمل کنم.


روشنگری:دو آیه 99 و 100 بر اختیار انسان تاکید دارد.
ولو شاء ربك لامن من في الارض كلهم جميعا = و اگر پروردگارت [به اراده حتمی‌] می‌خواست، تمامی اهل زمین ایمان می‌آوردند = اگر پروردگارم خواسته بود، همه انسان ها را باورمند می آفرید.
افانت تكره الناس حتى يكونوا مؤمنين = پس آیا تو مردم را به اکراه وامی‌داری تا اینکه مؤمن شوند؟ = بنابراین من چگونه توانم آنان را وادار به باورمندی کنم؟
ما كان لنفس ان تؤمن الا باذن الله = حال آنکه هیچ کسی را نرسد که جز به اذن [و توفیق‌] الهی ایمان آورد = باورمندیِ هرکس به خواست خودش می باشد.
يجعل الرجس على الذين لا يعقلون = پلیدی را بر کسانی که تعقل نمی‌کنند = چرا خردورزی نمی کنید؟

آیه 100 - سوره یونس
واژگان کلیدی: الله - نفس - اذن

وما كان لنفس أن تؤمن إلا بإذن الله ويجعل الرجس على الذين لا يعقلونَ

برداشت از آیه :بر سامانِ نهاده‌ی هستی، باور آوردن کارِ خودِ انسان است و از راهِ سرشتِ الهیِ او برمی‌آید، پس کسی را به باور نمی‌توان واداشت؛ و آلودگی بر کسانی می‌نشیند که خرد به کار نمی‌برند.


روشنگری:این آیه و آیه‌ی پیش از آن بر اختیارِ انسان تاکید دارند.
ولو شاء ربک لآمن من فی الأرض کلهم جمیعاً: اگر پروردگارم خواسته بود همه‌ی مردمان را باورمند می‌آفرید.
أفأنت تکره الناس: پس من چگونه توانم آنان را به باورمندی وادار کنم؟
ما کان لنفس أن تؤمن إلا بإذن الله: باورمندی در سرشتِ الهیِ انسان است و از آن برمی‌آید.
یجعل الرجس علی الذین لا یعقلون: نفسِ بدکنش گزینه‌ی نابخردان است.
این آیه از روشن‌ترین جاهایی است که اذن را سامانِ درونیِ انسان نشان می‌دهد، نه اجازه‌ای از بیرون؛ چون خودِ آیه راهِ اجبار را می‌بندد.
به واژه‌ی کلیدیِ اذن رجوع شود.

آیه 109 - سوره یونس
واژگان کلیدی: الله

واتبع ما يوحى إليك واصبر حتى يحكم الله وهو خير الحاكمينَ

برداشت از آیه :پروردگار مهرپرور برترین پادشاه است و من از تابشِ سرشت و اراده الهی‌ خود پیروی می‌کنم و تا روز رستاخیز شکیبا می‌مانم.