ادم
چکیده ی مفهوم واژه :چکیده های واژه " ادم "
و پروردگارِ مهرپرور آن دانایِ کلّ، اراده کرد تا در زمین انسان را از مرد و زن به سانِ خود و برای جانشینیی خود از یک گوهر بیافریند، پس در سرشتِ انسان دانشی نهاد که همهی هستی از آن بیبهره و دیگر هیچ موجودی به اندازه او دانا نبود، انسانِ ناب بر بسیاری از پدیدههای آشکار و پنهان هستی آگاه و از خشکی و دریا برخوردار و بر بسیاری از آفریدگان برتری یافت.
آنگاه پروردگار مهرپرور کارگزاران و نیروهای هستی را در خدمتِ انسان نهاد ولی نفسِ بدکنشِ انسان با خودپسندی ستم آغازید، خودخواهی و خودپرستی از دستاویزهای نفسِبدکنش برای پیروی نکردن از سرشتِ الهی هستند.
انسانها اعم از زن یا مرد در زمین پر نعمت و زیبا جای گرفتند و میثاق آنها با پروردگارشان مهربانی و دوری از نفسِ بدکنش و ستمکار بود، هرکس از سرشتِ مهربانِ الهیِ خویش روگرداند، زندگی بر وی تلخ و در رستاخیز نیکی نمیبیند. سرشتِ مهربانِ انسان گواهی میدهد که پروردگار مهرپرور آفریدگار اوست و در رستاخیز دستاویزی برای ستمهای خود ندارد، انسان هرگاه که سرشتِ الهیِ خود را اراده میکند، از ستم پشیمان و با نیکی بدیهای خود را میپوشاند.
نفسِ بدکنش تا گاهِ رستاخیز میجنبد و انسان را از باغِ مهربانی به گردابِ ستم و تبعیض فرومیکشد و با دشمنی میآلاید و از آشتی دور میکند.انسان با پیروی از نفسِ بدکنش خود را به دوزخ میافکند، اما اگر پشیمان شود و به سرشتِ الهیِ خویش بازگردد، نگرانی و اندوه او از میان میرود. آنانکه ندایِ سرشتِ خود را نشنیده و به طمع پادشاهی و عمر جاوید فریبِ نفسِ بدکنش را میخورند شرمسار میشوند، سرشتِ الهی برتر از نفسِ بدکنش است ولی با وجودِ سرشتِ الهی و امکانِ جانشینیِ پروردگارِ مهرپرور، بیشتر انسانهایِ خودخواه راهِ نفسِ بدکنش را برمیگزینند.
یادآوری: چکیده مفهومی این واژه کلیدی در چکیده مفهومی واژه کلیدی انسان ادغام گردیده است. آیات روشنگر واژه کلیدی آدم در همین صفحه ملاحظه می شود.
آیات روشنگر
1 | آیه 30 - سوره البقره
وإذ قال ربك للملائكة إني جاعل في الأرض خليفة قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها ويسفك الدماء ونحن نسبح بحمدك ونقدس لك قال إني أعلم ما لا تعلمون
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور به کارگزارانِ هستی فرمود من در زمین جانشینی میگمارم. گفتند آیا کسی را میگماری که در آن تباهی کند و خون بریزد، و ما تو را میستاییم و پاک میدانیم؟ فرمود من چیزی میدانم که شما نمیدانید.
روشنگری:پروردگار مهرپرور از آیه 30 تا آیه 34 سوره بقره، آیه 70 الاسراء، آیه 14 مؤمنون، آیه 72 ص، آیه 30 روم، آیه 72 احزاب، آیه 39 نجم، آیات 14 و 15 قیامت، آیه 6 انشقاق، آیه 8 شمس، آیه 4و5 تین، آیات 6،7،8 زلزله و آیه 6 عادیات، رتبهها و امتیازات اعطایی به انسان را نام میبرد:
1- انسان را جانشین خود بر روی زمین معرفی میکند.
2- فرشتگان را از شناخت کامل انسان عاجز قلمداد میکند.
3- با آموزش اسماء، دانایی انسان را به کمال میرساند.
4- افزونی دانایی انسان را نسبت به فرشتگان به نمایش میگذارد.
5- فرمود تا فرشتگان انسان را ستایش نموده و در خدمت او قرارگیرند.
6- فرمود فرزندان آدم را گرامی داشته و بر بسیاری برتری بخشیده.
7- پروردگار مهرپرور خشکی و دریا را تحت سلطه فرزندان آدم قرار داد و چیزهای پاکیزه را روزی او نمود.
8- پروردگار بخاطر کمال خلقت انسان برخود درود و آفرین میگوید.
9- پروردگار پس از آفرینش اولیه انسان از روح خود در انسان میدمد.
10- پروردگار انسان را بر سرشتِ مهرِ خویش آفریده است.
11- انسان کوچک اندام چه شجاع و پرتوان است، او اراده و سرشتِ الهی را که عظمت کهکشانها در برابرش ناچیز است را با خود دارد.
12- فرمود انسان هرچه را بخواهد از راه تلاش بهدست آورد.
13- فرمود انسان بر درون خود آگاه است.
14- فرمود انسان حتی آنگاه که بهانه میتراشد، بر درون خود آگاه است.
15- فرمود اگرچه با رنج و تلاش فراوان، لیکن انسان به پروردگارش خواهد رسید.
16- اختیار بدکاری و نیکوکاری در وجود انسان بنا نهاده شده است.
17- آفرینش انسان نیکو ترین مرتبه از آفرینش هستی است.
18- آفرینشِ انسان نیکوترین مرتبهی آفرینشِ هستی است (احسن تقویم)، و همین انسان به پستترین مرتبه نیز فرو میافتد (اسفل سافلین). احسن تقویم حدِ اعلای سرشتِ الهی در انسان است و اسفل سافلین پایینترین حدِ نفسِ بدکنش، همان که در آیهی ۱۷۹ سورهی اعراف و آیهی ۴۴ سورهی فرقان «کالانعام بل هم اضل» خوانده شده. آیهی ۱۷۹ اعراف سببِ آن را خود میگوید: دل دارند و با آن درنمییابند، چشم دارند و نمیبینند، گوش دارند و نمیشنوند. به آیات ۸ تا ۱۰ سورهی شمس نیز رجوع شود که هر دو راه را در خودِ نفس مینهد، و به آیهی ۶ سورهی تین که راهِ بازگشت را باور و کردارِ شایسته میخوانَد.
19- در روز رستاخیز هر کس به اندازه وزن ذره ای نیکی کرده آن را خواهد دید ، و هرکس به اندازه وزن ذره ای بدی نموده آن را خواهد دید.
20- و با این همه انسان در برابر پروردگارش ناسپاس است
وعلم آدم الأسماء كلها ثم عرضهم على الملائكة فقال أنبئوني بأسماء هؤلاء إن كنتم صادقين
برداشت از آیه :و پروردگارِ مهرپرور، همهٔ دانشِ بالقوه در هستی را در انسان نهاد، چندانکه هیچ موجودی در هستی بهاندازهی او دانا نبود.
روشنگری:به روشنگری آیه 30 رجوع شود.
ملائکه = فرشتگان = کارگزاران هستی.
3 | آیه 32 - سوره البقره
قالوا سبحانك لا علم لنا إلا ما علمتنا إنك أنت العليم الحكيم
برداشت از آیه :گفتند تو پاکی؛ ما را دانشی نیست جز آنچه تو به ما آموختی، و تو دانا و فرزانهای. پس دانشِ آنان بسته است و دانشِ انسان گشوده.
روشنگری:گفتهی خودِ کارگزارانِ هستی در برداشت نگه داشته شد، چون همین جمله تفاوتِ آن دو دانش را نشان میدهد: لا عِلمَ لَنا إلّا ما عَلَّمتَنا.
4 | آیه 33 - سوره البقره
قال يا آدم أنبئهم بأسمائهم فلما أنبأهم بأسمائهم قال ألم أقل لكم إني أعلم غيب السماوات والأرض وأعلم ما تبدون وما كنتم تكتمون
برداشت از آیه :فرمود ای آدم، نامهایشان را به آنان بگو؛ و چون گفت، فرمود آیا نگفتم که من نهانِ آسمانها و زمین را میدانم و آنچه آشکار میکنید و آنچه پنهان میدارید؟ و انسانِ ناب از دانشِ هستی برخوردار شد.
روشنگری:دانستنِ نهانِ آسمانها و زمین در این آیه از آنِ پروردگارِ مهرپرور است؛ بهرهمندیِ انسانِ ناب از دانشِ هستی در پیِ آموختنِ نامها میآید.
وإذ قلنا للملائكة اسجدوا لآدم فسجدوا إلا إبليس أبى واستكبر وكان من الكافرين
برداشت از آیه :و آنگاه پروردگارِ مهرپرور کارگزارانِ هستی را در خدمتِ مهربانیِ انسان گمارد؛ جز آنکه نفسِ بدکنشِ او خودخواهی و ستم پیشه کرد.
روشنگری:ابلیس = نفسِ بدکنشِ انسان.
کافر = ناباورمندی که به خود ستم کرده، و این ستم به دیگران نیز سرایت میکند.
ملائکة = کارگزارانِ هستی؛ همین برگردان در سراسرِ دفتر به کار میرود.
6 | آیه 35 - سوره البقره
وقلنا يا آدم اسكن أنت وزوجك الجنة وكلا منها رغدا حيث شئتما ولا تقربا هذه الشجرة فتكونا من الظالمين
برداشت از آیه :زن و مرد، هر دو، در زمینی پر دهش و زیبا جای گرفتند؛ و میثاقِ آنان با پروردگارشان، مهربانی و دوری از نفسِ بدکنشِ ستمکار بود.
روشنگری:باغ، طبیعتِ زیبا و پر دهش است؛ و درخت، نمادِ اراده و اختیارِ انسان در پیرویِ نفسِ بدکنش یا سرشتِ الهی. به واژهی کلیدیِ «امر» رجوع شود.
انسان در ازل و در مراحلِ تکوین از مهربانی در سرشتِ خود سرشار گردید. به آیهی ۱۷۲ سورهی اعراف رجوع شود.
- شیطان، نمادِ نفسِ بدکنشِ انسان است. به واژه شیطان رجوع شود.
7 | آیه 36 - سوره البقره
فأزلهما الشيطان عنها فأخرجهما مما كانا فيه وقلنا اهبطوا بعضكم لبعض عدو ولكم في الأرض مستقر ومتاع إلى حين
برداشت از آیه :نفسِ بدکنش تا گاهِ رستاخیز در کمین است؛ انسان را از باغِ مهربانی به گردابِ ستم و تبعیض فرو میکشد، به دشمنی میآلاید و از آشتی دور میسازد.
روشنگری:انسان با سرشتِ الهی و صاحبِ اراده و اختیار آفریده شد، و نفسِ او که به نامِ شیطان و ابلیس خوانده میشود، خودخواهی و ستم را به او القا میکند.
جهان پر از دهش است، و انسان با خودخواهی به دیگران ستم میکند و تنگدستی و دشمنی میپراکند.
به واژگانِ کلیدیِ شیطان، ابلیس، جن، ملائکه، روح، وحی، امر و نفخ رجوع شود.
8 | آیه 37 - سوره البقره
فتلقى آدم من ربه كلمات فتاب عليه إنه هو التواب الرحيم
برداشت از آیه :انسان، آنگاه که سرشتِ الهیِ خود را اراده کند، از ستمِ خویش پشیمان میشود و با نیکی، بدیهایِ خود را میپوشاند.
9 | آیه 38 - سوره البقره
قلنا اهبطوا منها جميعا فإما يأتينكم مني هدى فمن تبع هداي فلا خوف عليهم ولا هم يحزنون
برداشت از آیه :انسان با پیروی از نفسِ بدکنش خود را به دوزخ میافکند، اما اگر پشیمان شود و به سرشتِ الهیِ خویش بازگردد، اندوهش از میان میرود.
إن مثل عيسى عند الله كمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له كن فيكون
برداشت از آیه :داستانِ عیسی در نزدِ پروردگارِ مهرپرور همانندِ داستانِ آدم است: او را از خاک آفرید و گفت باش، و شد.
روشنگری:این آیه، آفرینشِ عیسی را با آفرینشِ آدم میسنجد: اگر بیپدر بودن کسی را از جنسِ خدایی میکرد، آدم که نه پدر داشت و نه مادر، سزاوارتر میبود. مفسران این آیه را پاسخِ استدلالی به مسیحیانِ نجران دانستهاند.
به آیات ۱۷ تا ۲۱ سورهی مریم رجوع شود که همین رخداد را از زبانِ خودِ مریم میآورد، و به واژهی کلیدیِ «روح».
کن فیکون = ارادهی پروردگار که انجام است. به آیهی ۸۲ سورهی یس نیز توجه گردد.
ولقد خلقناكم ثم صورناكم ثم قلنا للملائكة اسجدوا لآدم فسجدوا إلا إبليس لم يكن من الساجدين
برداشت از آیه :پروردگار مهرپرور آنگاه که انسان را برای جانشینیی خود آفرید و نیروهای هستی را در خدمت او نهاد، نفسِ بدکنشِ انسان با خودپسندی ستم آغازید.
روشنگری:به آیهی ۲۲ سورهی ابراهیم رجوع شود: نفسِ بدکنش سلطهای ندارد و تنها میخواند؛ سرزنش بر خودِ انسان است.
12 | آیه 12 - سوره الاعراف
قال ما منعك ألا تسجد إذ أمرتك قال أنا خير منه خلقتني من نار وخلقته من طين
برداشت از آیه :خودخواهی و خودپرستی از دستاویزهای نفسِبدکنش برای پیروی نکردن از سرشتِ الهی هستند.
روشنگری:در آفرینش انسان آنگاه که روح پروردگار مهرپرور در انسان دمیده شد و انسان به جایگاه جانشینی پروردگار مهرپرور رسید و فرشتگان به خدمت انسان در آمدند، نفسِ بدکنشِ انسان مهربانی را برنتابید و ستمکار گردید. انسان با خوبی و مهربانی به راه و سرشت پروردگار مهرپرور میرود و با بدی و ستمکاری از نفس بدکنش پیروی میکند.
دستاویزِ نفسِ بدکنش برتریجویی است: خود را از آتش و انسان را از خاک میخواند. به آیهی ۱۱ همین سوره رجوع شود.
13 | آیه 19 - سوره الاعراف
ويا آدم اسكن أنت وزوجك الجنة فكلا من حيث شئتما ولا تقربا هذه الشجرة فتكونا من الظالمين
برداشت از آیه :ای انسانها در این جهانِ زیبا زندگی و برخوردار شوید، ولی از وسوسهی نفسِ بدکنش بپرهیزید تا ستمکار نشوید.
روشنگری:در داستان آدم و حوا هوای نفس آنان یا شیطان به طمع پادشاهی و حیات جاوید آن دو را فریب داد تا از راه مهر پروردگار مهرپرور دور شدند.
14 | آیه 20 - سوره الاعراف
فوسوس لهما الشيطان ليبدي لهما ما ووري عنهما من سوآتهما وقال ما نهاكما ربكما عن هذه الشجرة إلا أن تكونا ملكين أو تكونا من الخالدين
برداشت از آیه :آنانکه ندایِ سرشتِ خود را نشنیده و به طمع پادشاهی و عمر جاوید فریبِ نفسِ بدکنش را میخورند شرمسار میشوند.
روشنگری:فرشته شدن آرزویی فروتر از جایگاهِ انسان است، زیرا فرشتگان بر انسان سر فرود آوردند.
به آیهی ۱۲۰ سورهی طه رجوع شود که پادشاهی را تصریح میکند.
فوسوس لهما الشیطان = انسان ندای سرشتِ خود را ناشنیده میگیرد و راهِ نفس را برمیگزیند؛ و همین بر اختیارِ او گواهی میدهد.
لیبدی لهما ما ووری عنهما سواتهما = آشکار شدنِ شرمگاه، کنایه از رسواییِ کردارِ بد و شرمساریِ آن است.
15 | آیه 22 - سوره الاعراف
فدلاهما بغرور فلما ذاقا الشجرة بدت لهما سوآتهما وطفقا يخصفان عليهما من ورق الجنة وناداهما ربهما ألم أنهكما عن تلكما الشجرة وأقل لكما إن الشيطان لكما عدو مبين
برداشت از آیه :انسان فریفتهی وسوسهی نفسِ بدکنش میشود و شرمسار میگردد، با آنکه پیش از آن هشدار یافته بود که نفسِ بدکنش دشمنِ آشکارِ اوست.
16 | آیه 23 - سوره الاعراف
قالا ربنا ظلمنا أنفسنا وإن لم تغفر لنا وترحمنا لنكونن من الخاسرين
برداشت از آیه :مرد و زن چون به سرشتِ الهیِ خویش بازگردند، از ستم پشیمان میشوند و ستمها را با نیکوکاری میپوشانند.
روشنگری:ظلم = پیروی نکردن از سرشتِ الهی، که ستم به خودِ انسان است.
17 | آیه 24 - سوره الاعراف
قال اهبطوا بعضكم لبعض عدو ولكم في الأرض مستقر ومتاع إلى حين
برداشت از آیه :ای انسانها از نفسِ بدکنش و دشمنی با یکدیگر بپرهیزید و تا روز رستاخیز با مهربانی زندگی و از آن برخوردار شوید.
18 | آیه 25 - سوره الاعراف
قال فيها تحيون وفيها تموتون ومنها تخرجون
برداشت از آیه :مرگ پایانِ زندگیِ این جهان و رستاخیز آغازِ زندگیِ جاویدانِ انسان است.
يا بني آدم قد أنزلنا عليكم لباسا يواري سوآتكم وريشا ولباس التقوى ذلك خير ذلك من آيات الله لعلهم يذكرون
برداشت از آیه :انسان بداند که سرشت او از نیکی است و نیکوکاری چون پوشاکی زیبا او را از شرمگین شدن در امان میدارد.
روشنگری:لباس در آیات ۲۶ و ۲۷ تنپوش نیست: در ۲۶ پوششِ مهربانی است و در ۲۷ پوششِ بدی.
تقوا = نیکوکاری.
ریش = نیکو کردنِ حالِ کسی و بخشیدنِ دارایی به او؛ با لباس التقوی یک معنا را میرسانند.
نیکی و مهربانی پوشانندهی خطاست. به واژهی کلیدیِ تقوا رجوع شود.
يا بني آدم لا يفتننكم الشيطان كما أخرج أبويكم من الجنة ينزع عنهما لباسهما ليريهما سوآتهما إنه يراكم هو وقبيله من حيث لا ترونهم إنا جعلنا الشياطين أولياء للذين لا يؤمنون
برداشت از آیه :نفسِ بدکنش همواره و در نهان، انسان را از نیکی و مهربانی دور و بسوی ستم و دشمنی فریب میدهد و بر ناباورمندان سروری دارد.
روشنگری:ینزع عنهما لباسهما = اگر نیکی را رها کنید، بدی جای آن را میگیرد.
در آیهی ۲۲ سخن از آشکار شدنِ شرمگاه است و در این آیه از کندنِ لباس؛ ناسازگاری ظاهری است، چون لباس همان نیکی است که بدی را میپوشاند. به آیهی ۱۱۴ سورهی هود رجوع شود.
شیطان = کنایه از نفسِ انسان که وسوسه و شبهه در او میافکند، و انسان در پذیرفتن یا نپذیرفتنِ آن مختار است. به آیهی ۱۲۱ سورهی انعام رجوع شود که همین افکندن را به شیاطین نسبت میدهد.
وإذ أخذ ربك من بني آدم من ظهورهم ذريتهم وأشهدهم على أنفسهم ألست بربكم قالوا بلى شهدنا أن تقولوا يوم القيامة إنا كنا عن هذا غافلين
برداشت از آیه :سرشتِ مهربانِ انسان خود گواهی میدهد که پروردگارِ مهرپرور آفریدگارِ اوست؛ پس در رستاخیز دستاویزی برای ستمهایِ خود ندارد.
روشنگری:این گواهی همان پیمانِ الست است؛ انسان بر نفسِ خود بیناست. به آیهی ۱۴ سورهی قیامت رجوع شود.
هو الذي خلقكم من نفس واحدة وجعل منها زوجها ليسكن إليها فلما تغشاها حملت حملا خفيفا فمرت به فلما أثقلت دعوا الله ربهما لئن آتيتنا صالحا لنكونن من الشاكرين
برداشت از آیه :زن و مرد از یک گوهرند تا در آرامش و مهر با یکدیگر زندگی کنند؛ و افسوس که انسان در ناتوانی باورمند و نیایشگر است و در توانایی همتاآور و ناسپاس. و پروردگارِ مهرپرور برتر از آن است که همتایی برایش بنهند.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۱۸۹ و ۱۹۰ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
وإذ قلنا للملائكة اسجدوا لآدم فسجدوا إلا إبليس قال أأسجد لمن خلقت طينا
برداشت از آیه :نفسِ بدکنش انسان را از سرشتِ مهربان و جانشینیی پروردگار ناکام میکند.
24 | آیه 62 - سوره الاسرا
قال أرأيتك هذا الذي كرمت علي لئن أخرتن إلى يوم القيامة لأحتنكن ذريته إلا قليلا
برداشت از آیه :با وجودِ سرشتِ الهی و امکانِ جانشینیِ پروردگارِ مهرپرور، بیشتر انسانهایِ خودخواه راهِ نفسِ بدکنش را برمیگزینند.
روشنگری:سرشتِ مهربان، امکانِ جانشینیی پروردگار، وجود خرد و اراده و... در انسان از کرامت های پروردگار مهرپرور به انسان است.
25 | آیه 70 - سوره الاسرا
ولقد كرمنا بني آدم وحملناهم في البر والبحر ورزقناهم من الطيبات وفضلناهم على كثير ممن خلقنا تفضيلا
برداشت از آیه :و انسان که از خشکی و دریا برخوردار است، آشکارا با سرشتِ مهربانِ خود بر بسیاری از آفریدگان برتری دارد.
روشنگری:پروردگار مهرپرور از آیه 31 تا آیه 34 سوره بقره، آیه 70 الاسراء، آیه 14 سوره المؤمنون، آیه 72 سوره ص، آیه 30 سوره الروم، آیه 72 احزاب، آیه 39 نجم، آیات 14 و 15 قیامت، آیه 6 انشقاق، آیه 8 شمس، آیه 4و5 تین، آیات 6،7،8 زلزله، آیه 6 عادیات، رتبه های اعطایی به انسان را نام می برد:
1- انسان را جانشین خود بر روی زمین معرفی می کند.
2- فرشتگان را از شناخت کامل انسان عاجز قلمداد می کند.
3- با آموزش اسماء دانایی انسان را به کمال می رساند.
4- افزونی دانایی انسان را نسبت به فرشتگان به نمایش می گذارد.
5- فرمود تا فرشتگان انسان را ستایش نموده و در خدمت او قرار گیرند.
6- فرمود فرزندان آدم را گرامی داشته و بر بسیاری برتری بخشیده.
7- پروردگار مهرپرور خشکی و دریا را تحت سلطه فرزندان آدم قرار داد و چیزهای پاکیزه را روزی او نمود.
8- پروردگار بخاطر کمال خلقت انسان برخود درود و آفرین می گوید.
9- پروردگار پس از آفرینش اولیه انسان از روح خود در انسان می دمد.
10- پروردگار انسان را بر سرشت مهر خویش آفریده است.
11- انسان کوچک اندام چه شجاع و پرتوان است، او اراده و سرشت الهی را که عظمت کهکشانها در برابرش ناچیز است را با خود دارد.
12- فرمود انسان هرچه را بخواهد از راه تلاش به دست آورد.
13- فرمود انسان بر درون خود آگاه است.
14- فرمود انسان حتی آنگاه که بهانه می تراشد، بر درون خود آگاه است.
15- فرمود اگرچه با رنج و تلاش فراوان، لیکن انسان به پروردگارش خواهد رسید.
16- اختیار بدکاری و نیکوکاری در وجود انسان بنا نهاده شده است.
17- آفرینش انسان نیکو ترین مرتبه از آفرینش هستی است.
18- اما همین انسان نیکوترین مرتبه، به پست ترین مرتبه آفرینش نیز فرو می افتد.
19- در روز رستاخیز هر کس به اندازه وزن ذره ای نیکی کرده آن را خواهد دید ، و هرکس به اندازه وزن ذره ای بدی نموده آن را خواهد دید.
20- و با این همه انسان در برابر پروردگارش ناسپاس است
26 | آیه 115 - سوره طه
ولقد عهدنا إلى آدم من قبل فنسي ولم نجد له عزما
برداشت از آیه :بهراستی که انسان پیوند سرشتِ مهربان و ارادهی پروردگارِ خود را استوار نمیدارد و آنرا به فراموشی میسپارد.
روشنگری:آیات 172 اعراف و 60 یس به این پیمان پروردگار مهرپرور با انسان اشاره دارد.
27 | آیه 117 - سوره طه
فقلنا يا آدم إن هذا عدو لك ولزوجك فلا يخرجنكما من الجنة فتشقى
برداشت از آیه :مرد و زن میدانند که نفسِ بدکنش دشمن است و آنان را تیرهبخت و از پردیس دور میسازد.
فوسوس إليه الشيطان قال يا آدم هل أدلك على شجرة الخلد وملك لا يبلى
برداشت از آیه :نفسِ بدکنش با نویدِ زندگیِ جاوید و پادشاهیِ بیپایان انسان را وسوسه و او را از سرشتِ مهربانِ الهی دور میکند.
29 | آیه 121 - سوره طه
فأكلا منها فبدت لهما سوآتهما وطفقا يخصفان عليهما من ورق الجنة وعصى آدم ربه فغوى
برداشت از آیه :فریبخوردگانِ نفسِ بدکنش چون پشیمان شوند، بدی را با نیکی میپوشانند.
روشنگری:فاکلا منها و عصی ربه: از سرشت مهرپرور خود سر پیچید.
فبدت لهما سواتهما: بدی خود را مشاهده نمودند.
فغوی: فرمان از نفس بدکنش بردند.
و طفقا....: کوشش برای پوشش بدی خود.
-برای روشنگری بیشتر به واژگان کلیدی انسان، ملائکه، شیطان، ابلیس و جن مراجعه شود.
30 | آیه 122 - سوره طه
ثم اجتباه ربه فتاب عليه وهدى
برداشت از آیه :انسان چون از بدی پشیمان و به نیکی روآورد از گمراهی نجات مییابد.
31 | آیه 123 - سوره طه
قال اهبطا منها جميعا بعضكم لبعض عدو فإما يأتينكم مني هدى فمن اتبع هداي فلا يضل ولا يشقى
برداشت از آیه :دشمنی زاییدهی نفسِ بدکنش و دوری از پردیس است و مهربانی پیروی از سرشتِ مهربانِ الهی و راهِ پردیس است.
32 | آیه 124 - سوره طه
ومن أعرض عن ذكري فإن له معيشة ضنكا ونحشره يوم القيامة أعمى
برداشت از آیه :هرکس از سرشتِ مهربانِ الهیِ خویش روگردان شود، زندگی بر وی تلخ و در رستاخیز نیکی نمیبیند.