ملائكة
چکیده ی مفهوم واژه :و پروردگارِ مهرپرور آن دانایِ کلّ، انسان را به سانِ خود و با کالبدی از موادی کمبها و قابلِ دیدن و پیش از انسان فرشته را از حرارت و نادیدنی آفرید، پروردگارِ مهرپرور انسان را در زمین گماشت و در سرشتِ او دانشی نهاد که همهی هستی از آن بیبهره بود و دیگر هیچ موجودی در هستی به اندازه انسان دانا نبود و انسانِ نابِ برخوردار از سرشتِ الهی و سرشار از داناییِ پروردگار مهرپرور بر بسیاری از پدیدههای آشکار و پنهان هستی آگاه شد و آنگاه پروردگارِ مهرپرور نیروهای هستی را بهخدمت انسان گمارد و نفسِ بدکنشِ انسان خودخواهی و ستم پیشهکرد و او میدانست نفسِ بدکنشِ انسان ستمکار است، سرشت و ارادهی الهیی انسان در پنهان و آشکار انسان را برای انجام نیکی و مهربانی همراهی و پاسداری میکند، مگر آنکه انسان از نفسِ بدکنش پیروی کند، سرشتِ الهیی انسان و فرشتگانِ درخدمتِ او آذرخشوار نشانههایِ پروردگارِ مهرپرور را به خواهندگان میرسانند و انسان دربارهی سرشتِ الهیی خویش چهمیداند؟ سرشتِ الهیی انسان بهسختی بهتصور آید، سرشتِ الهی مانند برقِ آسمان در میان بیم و امید بر دلِ انسان نمایان و هدایایِ الهی را در وی متجلی میسازد و آنگاه که سرشتِ مهربانِ پروردگارِ مهرپرور در انسان متجلی و فرشتگان به خدمتِ انسان آیند، انسانِ احسنتقویم با پروردگارِ مهرپرور همراه و گفتگویی نیکو خواهدداشت، در آن شبی که سرشتِ مهربان و اراده و اختیارِ الهی در انسان تجلی مییابد و جانشینیِ پروردگار در او محقق میگردد تا سپیدهدمان، پر از درود و آشتی است
نفسِ ستمکار از سرشتِ الهیِ انسان پیروی نمیکند زیرا نفسِ بدکنشِ انسان خود بزرگبین و بیرون از سرشتِ الهیِ اوست و وسوسهی نفسِ بدکنش تا هنگامِ مرگِ انسان ادامه دارد تا آنگاه که رستاخیز فرا رسد و نبرد و دوریِ سرشتِ الهیِ انسان از نفسِ بدکنشِ او تا هنگامهی رستاخیز ادامه دارد، نفس بدکنشِ فریبکار، دنیا را در چشمانِ انسان چنان می آراید تا فریفتهی آن گردد و تنها پیروانِ نابِ سرشتِ مهربانِ الهی از فریبِ نفسِ بدکنش در امان هستند، پیروی از سرشتِ مهربانِ الهی تنها راه به سوی پروردگار مهرپرور است، پیروانِ سرشتِ مهربانِ الهی از نفسِ بدکنش پیروی نمیکنند و آنان که پیرویکنند از ستمکارانند و فریب خوردگانِ نفسِ بدکنش در رستاخیز افسوس میخورند.
من شما را بهباورمندی و دوری از ستم میخوانم، فرشتگان در خدمتِ انسان و پیامبران نمونهی انسانِ کامل هستند، آنان پروردگارِ انسان نیستند، فرشتهی برگزیدهی الهی را باور کنید، من سرشتِ الهیام را با او پُرکُنش میسازم و سخنم در راستای سخن پیامبران پیشین است و به باورمندان مژده بهروزی میدهم، هر کس باور ندارد پیامبران دارای سرشتِ مهربانِ الهی، و برخوردار از کنشِ فرشتگان برگزیده هستند، خود را از دیدار پروردگارِ مهرپرور در رستاخیز بیبهره میسازد، آنگاه که کارگزارانِ هستی جانِ انسان را میستانند، خودناتوان پندارانِ خانهنشین دریابند که بهخویشتن ستم کردهاند و از اینکه مهاجرت نکردهاند خود را سرزنش نموده و در دوزخ مییابند، بهشما میگویم که دیدنِ پروردگار مهرپرور، فرشتگان و برخی از نشانهها در این جهان میسر نیست اما چشمانِ باورمندانِ نیکوکار در رستاخیز توانمند میگردد و آنروز برای ناباورمندانِ ستمکار سودی دربر ندارد، سرشت و ارادهی الهیی باورمندانِ نیکوکار بارور و آنان را ثابتقدم در حالیکه وجودِ ستمگرانِ ناباورمند را سرتاپا ترس و دلهره فرا می گیرد، بهباورمندان گفتم، زمانی نیرویِ شما برابر سههزار انسان با سرشتِ الهیی ناب خواهد بود، آری در نبرد با ستمکاران توانِ شکیبایانِ نیکوکار بسیار افزایش مییابد، ستایش میکنم پروردگارِ مهرپرور را که توانا، فزاینده و آفریننده آسمانها و زمین است و فرشتگان با تواناییهای گوناگون سفیران او و در رستاخیز گواهِ نیکوکاران و بدکاران خواهند بود، فرشتگان گواهی میدهند که بدکاران از نفسِ بدکنشِ خود پیروی کردهاند.
موسی و عیسی با بهرهگیری از سرشت و ارادهی الهی و ارایهی نشانهها از جمله سخنگفتن با پروردگار جایگاه برتر انسان را به نمایش گزاردند تا راه و رسم ستم و خونریزی از میان برود، اما بیشتر انسانها با پیروی از نفسِ بدکنش ستمکار و خونریز و برخی با پیروی از سرشتِ الهی باورمند و مهربان شدند، نه مسیح نه فرشتگان برگزیده هرگز از باورمندی تننزدند، خودپسندانِ ناباورمند در رستاخیز کردارِ خود را خواهند دید، عیسی فرزند مریم با سرشتِ الهی و توانِ الهیی خویش از خردسالی تا میانسالی، کتاب، دانائی، تورات و انجیل را آموخت و سخن گفت و با کمک ارادهی الهیی خویش و فرشتهی برگزیده پرنده آفرید و کور و پیس را بهبود بخشید و مرگ را بیرون ساخت و در برابرِ ستمگرانِ بنیاسرائیل که او را افسونگر میخواندند، پایداری نمود.
آیات روشنگر
1 | آیه 30 - سوره البقره
وإذ قال ربك للملائكة إني جاعل في الأرض خليفة قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها ويسفك الدماء ونحن نسبح بحمدك ونقدس لك قال إني أعلم ما لا تعلمون
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور به کارگزارانِ هستی فرمود من در زمین جانشینی میگمارم. گفتند آیا کسی را میگماری که در آن تباهی کند و خون بریزد، و ما تو را میستاییم و پاک میدانیم؟ فرمود من چیزی میدانم که شما نمیدانید.
روشنگری:پروردگار مهرپرور از آیه 30 تا آیه 34 سوره بقره، آیه 70 الاسراء، آیه 14 مؤمنون، آیه 72 ص، آیه 30 روم، آیه 72 احزاب، آیه 39 نجم، آیات 14 و 15 قیامت، آیه 6 انشقاق، آیه 8 شمس، آیه 4و5 تین، آیات 6،7،8 زلزله و آیه 6 عادیات، رتبهها و امتیازات اعطایی به انسان را نام میبرد:
1- انسان را جانشین خود بر روی زمین معرفی میکند.
2- فرشتگان را از شناخت کامل انسان عاجز قلمداد میکند.
3- با آموزش اسماء، دانایی انسان را به کمال میرساند.
4- افزونی دانایی انسان را نسبت به فرشتگان به نمایش میگذارد.
5- فرمود تا فرشتگان انسان را ستایش نموده و در خدمت او قرارگیرند.
6- فرمود فرزندان آدم را گرامی داشته و بر بسیاری برتری بخشیده.
7- پروردگار مهرپرور خشکی و دریا را تحت سلطه فرزندان آدم قرار داد و چیزهای پاکیزه را روزی او نمود.
8- پروردگار بخاطر کمال خلقت انسان برخود درود و آفرین میگوید.
9- پروردگار پس از آفرینش اولیه انسان از روح خود در انسان میدمد.
10- پروردگار انسان را بر سرشتِ مهرِ خویش آفریده است.
11- انسان کوچک اندام چه شجاع و پرتوان است، او اراده و سرشتِ الهی را که عظمت کهکشانها در برابرش ناچیز است را با خود دارد.
12- فرمود انسان هرچه را بخواهد از راه تلاش بهدست آورد.
13- فرمود انسان بر درون خود آگاه است.
14- فرمود انسان حتی آنگاه که بهانه میتراشد، بر درون خود آگاه است.
15- فرمود اگرچه با رنج و تلاش فراوان، لیکن انسان به پروردگارش خواهد رسید.
16- اختیار بدکاری و نیکوکاری در وجود انسان بنا نهاده شده است.
17- آفرینش انسان نیکو ترین مرتبه از آفرینش هستی است.
18- آفرینشِ انسان نیکوترین مرتبهی آفرینشِ هستی است (احسن تقویم)، و همین انسان به پستترین مرتبه نیز فرو میافتد (اسفل سافلین). احسن تقویم حدِ اعلای سرشتِ الهی در انسان است و اسفل سافلین پایینترین حدِ نفسِ بدکنش، همان که در آیهی ۱۷۹ سورهی اعراف و آیهی ۴۴ سورهی فرقان «کالانعام بل هم اضل» خوانده شده. آیهی ۱۷۹ اعراف سببِ آن را خود میگوید: دل دارند و با آن درنمییابند، چشم دارند و نمیبینند، گوش دارند و نمیشنوند. به آیات ۸ تا ۱۰ سورهی شمس نیز رجوع شود که هر دو راه را در خودِ نفس مینهد، و به آیهی ۶ سورهی تین که راهِ بازگشت را باور و کردارِ شایسته میخوانَد.
19- در روز رستاخیز هر کس به اندازه وزن ذره ای نیکی کرده آن را خواهد دید ، و هرکس به اندازه وزن ذره ای بدی نموده آن را خواهد دید.
20- و با این همه انسان در برابر پروردگارش ناسپاس است
وعلم آدم الأسماء كلها ثم عرضهم على الملائكة فقال أنبئوني بأسماء هؤلاء إن كنتم صادقين
برداشت از آیه :و پروردگارِ مهرپرور، همهٔ دانشِ بالقوه در هستی را در انسان نهاد، چندانکه هیچ موجودی در هستی بهاندازهی او دانا نبود.
روشنگری:به روشنگری آیه 30 رجوع شود.
ملائکه = فرشتگان = کارگزاران هستی.
3 | آیه 32 - سوره البقره
قالوا سبحانك لا علم لنا إلا ما علمتنا إنك أنت العليم الحكيم
برداشت از آیه :گفتند تو پاکی؛ ما را دانشی نیست جز آنچه تو به ما آموختی، و تو دانا و فرزانهای. پس دانشِ آنان بسته است و دانشِ انسان گشوده.
روشنگری:گفتهی خودِ کارگزارانِ هستی در برداشت نگه داشته شد، چون همین جمله تفاوتِ آن دو دانش را نشان میدهد: لا عِلمَ لَنا إلّا ما عَلَّمتَنا.
4 | آیه 33 - سوره البقره
قال يا آدم أنبئهم بأسمائهم فلما أنبأهم بأسمائهم قال ألم أقل لكم إني أعلم غيب السماوات والأرض وأعلم ما تبدون وما كنتم تكتمون
برداشت از آیه :فرمود ای آدم، نامهایشان را به آنان بگو؛ و چون گفت، فرمود آیا نگفتم که من نهانِ آسمانها و زمین را میدانم و آنچه آشکار میکنید و آنچه پنهان میدارید؟ و انسانِ ناب از دانشِ هستی برخوردار شد.
روشنگری:دانستنِ نهانِ آسمانها و زمین در این آیه از آنِ پروردگارِ مهرپرور است؛ بهرهمندیِ انسانِ ناب از دانشِ هستی در پیِ آموختنِ نامها میآید.
وإذ قلنا للملائكة اسجدوا لآدم فسجدوا إلا إبليس أبى واستكبر وكان من الكافرين
برداشت از آیه :و آنگاه پروردگارِ مهرپرور کارگزارانِ هستی را در خدمتِ مهربانیِ انسان گمارد؛ جز آنکه نفسِ بدکنشِ او خودخواهی و ستم پیشه کرد.
روشنگری:ابلیس = نفسِ بدکنشِ انسان.
کافر = ناباورمندی که به خود ستم کرده، و این ستم به دیگران نیز سرایت میکند.
ملائکة = کارگزارانِ هستی؛ همین برگردان در سراسرِ دفتر به کار میرود.
قل من كان عدوا لجبريل فإنه نزله على قلبك بإذن الله مصدقا لما بين يديه وهدى وبشرى للمؤمنين
برداشت از آیه :بر سامانِ نهادهی آفرینش، سرشتِ الهیِ انسانِ کامل بارور میشود و کتاب بر دلِ او فرو مینشیند؛ آیا با کارگزارِ برگزیدهی هستی دشمنی میورزید، که این کتاب را بر دل فرو مینشاند، کتابی که راستگوی پیشینیان و رهنمون و مژدهای برای باورمندان است؟
روشنگری:- اذن پرکنش ساختن سرشتِ الهیِ انسان است، روح و امر بالقوه را در خود به فعل درآوردن و به مرتبهی نبوغ و آفرینش دست یافتن. مرتبهی اذن هرکس بستگی به میزان کنشِ سرشت و ارادهی الهی وی دارد، پیامبران به بالاترین مرتبه اذن دست یافته و همراه پروردگار مهرپرور میشوند و برخی به آفرینش دست مییازند.
- اذن در انسانِ کامل متجلی( سجدهی فرشتگان) و او را همراه پروردگارش میسازد او نفسِ بدکنش(شیطان) خود را مهار مینماید .
- انسان با ظرفیت دانش (علم الاسماء) پا به عرصهی وجود میگذارد و سپس ظرفیت عمل نیک و بد را دارا میشود و آنگاه در مسیر رشد با ناب شدن به مرتبهی انسانِ احسن تقویم(کامل) دست مییابد و سرشتِ الهیِ او بارور میگردد( فرشتگان برگزیده یا مقربِ روح القدس یا جبرئیل باو سجده و در خدمت او در میآیند).
7 | آیه 98 - سوره البقره
من كان عدوا لله وملائكته ورسله وجبريل وميكال فإن الله عدو للكافرين
برداشت از آیه :هرکس به سرشتِ الهی و نیروهایِ خدمتگزارِ هستی و پیامآوران باور ندارد، از نفسِ بدکنشِ خود پیروی میکند.
روشنگری:انسان با ظرفیت دانش (علم الاسماء) پا به عرصه وجود میگذارد و سپس ظرفیت (ملائکه یا نیروی نیکی و ابلیس یا نیروی بدی) عمل نیک و بد را دارا میشود و آنگاه در مسیر رشد انسان با ناب شدن در مهر پروردگار و با پس زدن وسوسه های درونی به مرتبه انسان احسن تقویم دست مییابد و از آن پس فرشتگان برگزیده یا مقربِ روح القدس و روح الامین و جبرئیل به خدمت او در میآیند.
تلك الرسل فضلنا بعضهم على بعض منهم من كلم الله ورفع بعضهم درجات وآتينا عيسى ابن مريم البينات وأيدناه بروح القدس ولو شاء الله ما اقتتل الذين من بعدهم من بعد ما جاءتهم البينات ولكن اختلفوا فمنهم من آمن ومنهم من كفر ولو شاء الله ما اقتتلوا ولكن الله يفعل ما يريد
برداشت از آیه :برخی از این پیامآوران بر برخی برتری یافتند؛ با برخی سخن گفته شد و پایههای برخی برتر رفت. و عیسی پسرِ مریم نشانههای روشن آورد و از کارگزارِ برگزیدهی هستی نیرو گرفت. اگر پروردگارِ مهرپرور میخواست، آیندگانشان پس از آن نشانههای روشن به جنگِ یکدیگر نمیرفتند؛ ولی اختلاف کردند، پس برخی باور آوردند و برخی ناباور شدند. و اگر میخواست به جنگِ یکدیگر نمیرفتند؛ ولی او هر چه بخواهد همان میکند.
روشنگری:ساختِ آیه دو بار لَو شاءَ دارد و هر بار یک ولکن در پیاش. ولکنِ یکم کار را به مردمان میدهد، اختلاف کردند و برخی باور آوردند و برخی ناباور شدند؛ ولکنِ دوم چارچوب را نزدِ پروردگار نگه میدارد. و چون لَو شاءَ شرطِ خلافِ واقع است، یعنی آن جلوگیری رخ نداده و میدان باز مانده است؛ همانگونه که در یونس ۹۹ پس از لَو شاءَ بیدرنگ وادار کردن رد میشود.
آن جنگ پس از آمدنِ نشانههای روشن رخ داده است، نه پیش از آن.
این آیه همسنگِ بقره ۸۷ و مائده ۱۱۰ است و آن سهگانه را کامل میکند؛ در هر سه، نیرو گرفتنِ عیسی با همان ترکیبِ أیَّدَ همراه با بِروحِ القُدُس آمده است.
إذ قالت الملائكة يا مريم إن الله يبشرك بكلمة منه اسمه المسيح عيسى ابن مريم وجيها في الدنيا والآخرة ومن المقربين
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور به زبانِ سرشتِ الهیِ مریم او را مژده داد به فرزندی که از ارادهی او پدید میآید: نامش مسیح، عیسی پسرِ مریم؛ آبرومند در این جهان و در رستاخیز، و از نزدیکانِ او.
روشنگری:ملائکة = کارگزارانِ هستی و سرشتِ الهیِ انسان؛ به واژههای کلیدیِ «ملائکة» و «روح» رجوع شود. فرشتگان مژده را میرسانند و مژده از پروردگارِ مهرپرور است.
کلمة = ارادهی پدیدآورنده؛ به آیهی ۱۷۱ سورهی نساء رجوع شود: «وَکَلِمَتُهُ ألقاها إلیٰ مَریَم».
ورسولا إلى بني إسرائيل أني قد جئتكم بآية من ربكم أني أخلق لكم من الطين كهيئة الطير فأنفخ فيه فيكون طيرا بإذن الله وأبرئ الأكمه والأبرص وأحيي الموتى بإذن الله وأنبئكم بما تأكلون وما تدخرون في بيوتكم إن في ذلك لآية لكم إن كنتم مؤمنين
برداشت از آیه :و پیامآوری به سویِ فرزندانِ اسرائیل: نشانهای از پروردگارتان برایتان آوردهام. بر سامانِ نهادهی آفرینش، از گِل چیزی به شکلِ پرنده میسازم و در آن میدمم و پرنده میشود؛ و کور و پیس را بهبود میبخشم و مردگان را بر همان سامان زنده میکنم، و از آنچه میخورید و در خانههایتان میاندوزید خبر میدهم. در این، اگر باورمند باشید، نشانهای برای شماست.
روشنگری:آفریدنِ پرنده به دستِ عیسی همانندیِ کامل با آفرینشِ آدم دارد: جسمِ پرنده از همان مایهی نخستین است، و دمیدنِ روحِ عیسی در آن و جان گرفتن و پروازش، همانندِ دمیدنِ روحِ پروردگار در آدم. به آیهی ۲۹ سورهی حجر رجوع شود.
عیسی که سرشتِ الهیِ خود را متجلی کرده، انسانِ احسنِ تقویم و جانشینِ پروردگار بر زمین است.
ساختِ کار همان ساختِ آفرینشِ انسان است، نخست شکل دادن از گِل و سپس دمیدن.
در دمیدنِ عیسی تنها فیه و فیها آمده، ولی در دمیدن در انسان همواره مِن روحی افزوده شده است (حجر ۲۹، ص ۷۲، سجده ۹). همین افزوده دو کار را از هم جدا میکند.
قیدِ بإذن الله در این آیه دو بار آمده و در آیهی ۱۱۰ سورهی مائده چهار بار؛ پرتکرارترین جای اذن در یک آیه. به واژهی کلیدیِ اذن رجوع شود.
دمیدن در این آیه کارِ خودِ عیسی است و قیدِ اذن دو بار کنارش نشسته؛ یعنی این کار بر سامانِ نهادهی آفرینش روی میدهد و نه بیرون از آن.
نشانه بودنِ آن کارها در خودِ آیه با قیدِ باورمندی بسته شده است.
11 | آیه 80 - سوره آل عمران
ولا يأمركم أن تتخذوا الملائكة والنبيين أربابا أيأمركم بالكفر بعد إذ أنتم مسلمون
برداشت از آیه :و شما را فرمان نمیدهد که فرشتگان و پیامبران را پروردگارِ خود بگیرید. آیا پس از آشتی، شما را به ناباوری فرمان میدهد؟
روشنگری:ارباب = پروردگاران.
فرشتگان کارگزارانِ هستی و در خدمتِ سرشتِ الهیِ انساناند. به واژهی کلیدیِ «ملائکة» و به آیهی ۱۷۲ سورهی نساء رجوع شود که میگوید نه مسیح و نه فرشتگانِ برگزیده از باورمندی تن نزدند.
12 | آیه 124 - سوره آل عمران
إذ تقول للمؤمنين ألن يكفيكم أن يمدكم ربكم بثلاثة آلاف من الملائكة منزلين
برداشت از آیه :به باورمندان گفتم: آیا بس نیست که پروردگارِ مهرپرور شما را با سه هزار از کارگزارانِ فرودآمدهی خویش یاری کند؟ پیروی از سرشتِ الهی، توانِ شما را چندین برابر میکند.
روشنگری:فرشتگان با سجده به انسانِ الهی و ناب برای همیشه به خدمتِ او درآمدند؛ پس یاریِ آنان همان پیروی از سرشتِ الهی است. به واژهی کلیدیِ «ملائکة» رجوع شود.
این یاری خودکار نیست و در خودِ متن دو شرط دارد: شکیبایی و پرهیز از ستم (ان تصبروا و تتقوا). به آیهی ۱۶۵ همین سوره نیز توجه گردد که شکست را به کردارِ خودِ انسان بازمیگرداند، و به آیهی ۱۱ سورهی رعد که دگرگونی را به دگرگونیِ درونِ انسان میبندد.
بلى إن تصبروا وتتقوا ويأتوكم من فورهم هذا يمددكم ربكم بخمسة آلاف من الملائكة مسومين
برداشت از آیه :و اگر شکیبایی و پرهیز از ستم پیشه کنید، این پشتیبانی فزونی مییابد.
إن الذين توفاهم الملائكة ظالمي أنفسهم قالوا فيم كنتم قالوا كنا مستضعفين في الأرض قالوا ألم تكن أرض الله واسعة فتهاجروا فيها فأولئك مأواهم جهنم وساءت مصيرا
برداشت از آیه :آنان که بر خود ستم کردند، چون جانشان ستانده شود میگویند در زمین ناتوان بودیم؛ پاسخ میشنوند که مگر زمینِ پروردگارِ مهرپرور فراخ نبود تا در آن کوچ کنید؟ پس آتشِ حسرت جایگاهِ آنان است، مگر ناتوانانِ راستین از مردان و زنان و کودکان که چارهای نداشتند و راهی نمییافتند.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۹۷ و ۹۸ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
آیه، ناتوانی را بهانه نمیپذیرد مگر ناتوانیِ راستین؛ و میانِ این دو جدایی مینهد.
15 | آیه 172 - سوره النسا
لن يستنكف المسيح أن يكون عبدا لله ولا الملائكة المقربون ومن يستنكف عن عبادته ويستكبر فسيحشرهم إليه جميعا
برداشت از آیه :نه مسیح از پیرویِ پروردگارِ مهرپرور سر باز زد و نه کارگزارانِ برگزیدهی هستی؛ و هرکه از پیروی سر باز زند و خود را برتر بشمارد، به نزدِ او گرد خواهند آمد.
روشنگری:به آیهی ۸۰ سورهی آل عمران رجوع شود: کارگزارانِ هستی و پیامآوران، پروردگارِ انسان نیستند.
إذ قال الله يا عيسى ابن مريم اذكر نعمتي عليك وعلى والدتك إذ أيدتك بروح القدس تكلم الناس في المهد وكهلا وإذ علمتك الكتاب والحكمة والتوراة والإنجيل وإذ تخلق من الطين كهيئة الطير بإذني فتنفخ فيها فتكون طيرا بإذني وتبرئ الأكمه والأبرص بإذني وإذ تخرج الموتى بإذني وإذ كففت بني إسرائيل عنك إذ جئتهم بالبينات فقال الذين كفروا منهم إن هذا إلا سحر مبين
برداشت از آیه :بر سامانِ نهادهی آفرینش، عیسی پسرِ مریم دهشِ پروردگارِ مهرپرور را بر خود و بر مادرش به یاد آورد: از کارگزارِ برگزیدهی هستی نیرو گرفت و در گهواره و در میانسالی با مردمان سخن گفت؛ کتاب و فرزانگی آموخت؛ از گِل چیزی به شکلِ پرنده ساخت و در آن دمید و پرنده شد؛ کور و پیس را بهبود بخشید و مردگان را برخیزاند؛ و از گزندِ فرزندانِ اسرائیل در امان ماند. و چون نشانههای روشن آورد، ناباورانشان گفتند این جز افسونی آشکار نیست.
روشنگری:روح القدس: کارگزارِ برگزیدهی هستی؛ همان برگردانِ آیههای ۸۷ و ۲۵۳ سورهی بقره.
آیه از عیسی میخواهد دهشِ پروردگار را به یاد آورد، نه آنکه دهشِ تازهای به او برسد؛ پس اذن و دهش از پیش نهاده شدهاند و کارِ انسان یادآوری و بارور کردنِ آنهاست.
سخن گفتن در گهواره و در میانسالی، دو سرِ یک عمر را کنارِ هم مینهد: آن نیرو در همهی زندگیِ او کنشگر بود.
قیدِ بإذنی چهار بار در این آیه آمده و در آیهی ۴۹ سورهی آل عمران دو بار؛ پرتکرارترین جای اذن در یک آیه. اینجا بر هر دو گام نشسته است، هم بر ساختن و هم بر پرنده شدن.
ساختِ آفریدنِ پرنده همان ساختِ آفرینشِ انسان است، نخست شکل دادن از گِل و سپس دمیدن. به آیهی ۲۹ سورهی حجر و ۷۲ سورهی ص رجوع شود؛ با این تفاوت که در دمیدن در انسان همواره مِن روحی افزوده شده و در دمیدنِ عیسی نیامده است.
این دهش ویژهی یک تن نیست: نیرو گرفتن با روح برای باورمندان نیز آمده (مجادله ۲۲)، آن دمیدن در آفرینشِ هر انسان است (سجده ۹)، و الهامِ دو راه در هر نفس (شمس ۷ و ۸). عیسی آن را با شایستگی بارور ساخت، و در این دفتر رسیدن به چنین مقامی پس از به کمال رساندنِ خویش گزارش شده است: فأتمهن (بقره ۱۲۴) و لما بلغ أشده (یوسف ۲۲ و قصص ۱۴).
ناباوران همین کارها را افسون خواندند؛ تفاوتِ نشانه و افسون در آن است که نشانه از سرشتِ الهی برمیآید و افسون از فریب.
به واژگانِ روح، نفخ، انسان و اذن رجوع شود.
هل ينظرون إلا أن تأتيهم الملائكة أو يأتي ربك أو يأتي بعض آيات ربك يوم يأتي بعض آيات ربك لا ينفع نفسا إيمانها لم تكن آمنت من قبل أو كسبت في إيمانها خيرا قل انتظروا إنا منتظرون
برداشت از آیه :آیا جز این را چشم دارند که کارگزارانِ هستی به نزدشان آیند، یا پروردگارت، یا پارهای از نشانههای او؟ روزی که پارهای از نشانههای پروردگارت بیاید، باورِ کسی که پیش از آن باور نیاورده یا در باورِ خویش نیکی نیندوخته، سودش نمیدهد. میگویم چشم به راه باشید، من نیز چشم به راهم.
روشنگری:باور در واپسین دم سودی ندارد، چون باور بی کردارِ نیکو میوه نمیدهد؛ و آیه خودِ این شرط را میآورد: یا در باورِ خویش نیکی اندوخته باشد.
إذ يوحي ربك إلى الملائكة أني معكم فثبتوا الذين آمنوا سألقي في قلوب الذين كفروا الرعب فاضربوا فوق الأعناق واضربوا منهم كل بنان
برداشت از آیه :در نبردها سرشتِ الهی دلهای باورمندان را ثابتقدم میکند و نفسِ بدکنش دلهای ستمگران را به دلهره میاندازد.
19 | آیه 10 - سوره الرعد
سواء منكم من أسر القول ومن جهر به ومن هو مستخف بالليل وسارب بالنهار
برداشت از آیه :اینکه شما در شبِ تاریک و در نهان سخن بهرمز بگویید یا در روزِ روشن به آوایِ بلند، یکسان است.
له معقبات من بين يديه ومن خلفه يحفظونه من أمر الله إن الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم وإذا أراد الله بقوم سوءا فلا مرد له وما لهم من دونه من وال
برداشت از آیه :پروردگار مهرپرور یگانه یاور انسان و ارادهاش بیبرگشت است، او سرنوشتِ آنان را رقم نمیزند، سرشت و ارادهی الهیِ انسان، پنهان و آشکار از مهربانی پاسداری میکند، مگر آنکه انسان از نفسِ بدکنش پیروی کند.
روشنگری:- این آیه در ادامه آیه 10 سوره رعد است.
- معقبات اشاره به نیروهای درون انسان که در بدو آفرینش در خدمت وی در آمدند.
- وحی و امر با یکدیگر مرتبط میباشند، واژه "امر"، ارادهی پروردگار و ارادهی انسان در کردار نیک و مهربانانه است.
- امر الله = روح الهی، اراده الهی، که در انسان دمیده و نهادینه شده است.
21 | آیه 12 - سوره الرعد
هو الذي يريكم البرق خوفا وطمعا وينشئ السحاب الثقال
برداشت از آیه :سرشتِ الهی مانند برقِ آسمان در میان بیم و امید بر دلِ انسان نمایان و هدایایِ الهی را در وی متجلی میسازد.
ويسبح الرعد بحمده والملائكة من خيفته ويرسل الصواعق فيصيب بها من يشاء وهم يجادلون في الله وهو شديد المحال
برداشت از آیه :و سرشتِ الهیی انسان و فرشتگانِ درخدمتِ او آذرخشوار نشانههایِ پروردگارِ مهرپرور را به خواهندگان میرسانند و انسان دربارهی سرشتِ الهیی خویش چهمیداند؟ سرشتِ الهیی انسان بهسختی بهتصور آید.
23 | آیه 6 - سوره الحجر
وقالوا يا أيها الذي نزل عليه الذكر إنك لمجنون
برداشت از آیه :قرآن سرشتِ الهیِ من است و دانایِ بدسیرت نیستم.
24 | آیه 7 - سوره الحجر
لو ما تأتينا بالملائكة إن كنت من الصادقين
برداشت از آیه :و اگر راست میگویی چرا فرشتگان و سرشتِ الهی خود را بهما نشان نمیدهی؟
25 | آیه 8 - سوره الحجر
ما ننزل الملائكة إلا بالحق وما كانوا إذا منظرين
برداشت از آیه :فرشتگانِ در خدمتِ انسان را در زمان رستاخیز خواهید دید و انتظارِ شما بهپایان میرسد.
26 | آیه 26 - سوره الحجر
ولقد خلقنا الإنسان من صلصال من حمإ مسنون
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور کالبدِ انسان را از موادی کمبها و قابلِ دیدن آفرید.
روشنگری:جسم انسان از ماده ای کم ارزش ساخته شده و آنچه به انسان اعتبار می بخشد روح الهی است که در وی دمیده شده و وجود او را ارزشمند ساخته.
27 | آیه 27 - سوره الحجر
والجان خلقناه من قبل من نار السموم
برداشت از آیه :و سیرتِ بد مانند آتشِ زیر خاکستر است.
وإذ قال ربك للملائكة إني خالق بشرا من صلصال من حمإ مسنون
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور کالبدِ انسان را از مواد و عناصر طبیعت آفرید.
فإذا سويته ونفخت فيه من روحي فقعوا له ساجدين
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور به کارگزارانِ هستی فرمود چون کالبدِ انسان را سامان دادم و از روحِ خود در او دمیدم، برایش به خاک افتید؛ و از آن پس آنان در خدمتِ انساناند.
روشنگری:متنِ این آیه با ص ۷۲ یکی است، پس برداشتشان هم یکی ثبت میشود.
حرفِ مِن در مِن روحی آمده است و تعلق به او را میرساند، نه پارهای از او بودن.
نتیجهی این دمیدن در سجده ۹ نام برده شده است: شنوایی و بینایی و دل.
به خاک افتادنِ کارگزارانِ هستی در این دفتر به خدمت درآمدنِ آنان است؛ به واژهی کلیدیِ ملائکة رجوع شود.
30 | آیه 30 - سوره الحجر
فسجد الملائكة كلهم أجمعون
برداشت از آیه :و از آن پس کارگزارانِ هستی بهخدمتِ انسان درآمدند.
31 | آیه 31 - سوره الحجر
إلا إبليس أبى أن يكون مع الساجدين
برداشت از آیه :نفسِ ستمکار از سرشتِ الهیِ انسان پیروی نمیکند.
32 | آیه 32 - سوره الحجر
قال يا إبليس ما لك ألا تكون مع الساجدين
برداشت از آیه :نفسِ ستمکار از سرشتِ الهیِ انسان پیروی نمیکند.
33 | آیه 33 - سوره الحجر
قال لم أكن لأسجد لبشر خلقته من صلصال من حمإ مسنون
برداشت از آیه :نفسِ بدکنش و خودخواه انسان با سرشتِ الهیِ در ستیز است.
34 | آیه 34 - سوره الحجر
قال فاخرج منها فإنك رجيم
برداشت از آیه :انسان باید که نفسِ بدکنشِ را از خود دور سازد.
35 | آیه 35 - سوره الحجر
وإن عليك اللعنة إلى يوم الدين
برداشت از آیه :انسان باید که پیش از رستاخیز نفسِ بدکنشِ را از خود دور سازد.
روشنگری:لعنت: نفرین، دور باش.
36 | آیه 36 - سوره الحجر
قال رب فأنظرني إلى يوم يبعثون
برداشت از آیه :و نبرد سرشتِ الهیِ انسان با نفسِ بدکنشِ او تا هنگامهی رستاخیز ادامه دارد.
37 | آیه 37 - سوره الحجر
قال فإنك من المنظرين
برداشت از آیه :و وسوسهی نفسِ بدکنش تا هنگامِ مرگِ انسان ادامه دارد.
38 | آیه 38 - سوره الحجر
إلى يوم الوقت المعلوم
برداشت از آیه :تا آنگاه که رستاخیز فرا رسد.
39 | آیه 39 - سوره الحجر
قال رب بما أغويتني لأزينن لهم في الأرض ولأغوينهم أجمعين
برداشت از آیه :نفسِ بدکنشِ فریبکار، دنیا را در چشمانِ انسان چنان میآراید تا فریفتهی آن گردد.
روشنگری:آیه 16 سوره اعراف و آیه 39 الحجر مضمونی مشابه دارند، پروردگار مهرپرور ابلیس یا نفس بدکنش را فریب نداد بلکه او با خودپرستی خود را فریب داد.
40 | آیه 40 - سوره الحجر
إلا عبادك منهم المخلصين
برداشت از آیه :تنها پیروانِ نابِ سرشتِ مهربانِ الهی از فریبِ نفسِ بدکنش در امان هستند.
41 | آیه 41 - سوره الحجر
قال هذا صراط علي مستقيم
برداشت از آیه :و پیروی از سرشتِ مهربانِ الهی تنها راه بهسوی پروردگارِ مهرپرور است.
روشنگری:کار نیک انسان پیروی از سرشت مهربان الهی و کار بد او پیروی از راه نفس بدکنش است.
42 | آیه 42 - سوره الحجر
إن عبادي ليس لك عليهم سلطان إلا من اتبعك من الغاوين
برداشت از آیه :پیروانِ سرشتِ مهربانِ الهی از نفسِ بدکنش پیروی نمیکنند و آنان که پیرویکنند از ستمکارانند.
43 | آیه 43 - سوره الحجر
وإن جهنم لموعدهم أجمعين
برداشت از آیه :و فریب خوردگانِ نفسِ بدکنش در رستاخیز افسوس میخورند.
ينزل الملائكة بالروح من أمره على من يشاء من عباده أن أنذروا أنه لا إله إلا أنا فاتقون
برداشت از آیه :این کتاب از سرچشمهی پروردگارم و بهدرستی، با کارگزارِ برگزیدهی هستی بر دلم فرود آمد، تا باورمندان را استوار بدارد و رهنمون و مژدهای برای صلحجویان باشد.
روشنگری:روح القدس = کارگزارِ برگزیدهی هستی؛ همان برگردانِ بقره ۸۷، بقره ۲۵۳ و مائده ۱۱۰.
قیدِ مِن رَبِّک خاستگاه را نشان میدهد، نه نویسنده و نه مجریِ کار؛ و جایگاهِ فرود را شعراء ۱۹۴ با عَلیٰ قَلبِک معین میکند.
در این دفتر، آن فرود از راهِ سرشتِ الهیِ خودِ پیامآور خوانده میشود؛ پشتوانهاش شوری ۵۲ است که همان آورده را روحاً مِن أمرِنا میخواند، و قاعدهی ثبتشدهی انعام ۹۱ و ۱۴۵. این بخش برداشتِ دفتر است و در خودِ این آیه نیامده.
سه کارکرد در خودِ آیه نام برده شده است: استوار کردنِ باورمندان، رهنمونی، و مژده.
45 | آیه 32 - سوره النحل
الذين تتوفاهم الملائكة طيبين يقولون سلام عليكم ادخلوا الجنة بما كنتم تعملون
برداشت از آیه :و در هنگام مرگ فرشتگان به نیکوکارانِ باورمند درود فرستاده و آنان به فردوس جاویدِ خود وارد میشوند.
46 | آیه 49 - سوره النحل
ولله يسجد ما في السماوات وما في الأرض من دابة والملائكة وهم لا يستكبرون
برداشت از آیه :و تمامِ افلاک و آنچه در آنهاست به اراده پروردگارِ مهرپرور هست شدهاند.
47 | آیه 50 - سوره النحل
يخافون ربهم من فوقهم ويفعلون ما يؤمرون
برداشت از آیه :و آنان آفریده پروردگارِ مهرپرور هستند و هستیی آنان به ارادهی اوست.
قل نزله روح القدس من ربك بالحق ليثبت الذين آمنوا وهدى وبشرى للمسلمين
برداشت از آیه :به شما باورمندانِ صلحجو بشارتباد که سرشت و فرشتهی برگزیده یا ارادهی الهی در شما پدیدار و شما به آرامش خواهید رسید.
49 | آیه 40 - سوره سبا
ويوم يحشرهم جميعا ثم يقول للملائكة أهؤلاء إياكم كانوا يعبدون
برداشت از آیه :در رستاخیز سرشتِ الهی، گواهِ پیروی انسان از سرشتِ الهی و یا نفسِ بدکنش است.
روشنگری:ملائکه نمادِ روح، اراده و سرشتِ الهی در وجود انسانِ مهربان و نیکوکار و جن، شیطان و ابلیس نماد نفسِ بدکنش، بدسیرت در وجود انسانِ نامهربان و ستمکار است و در رستاخیز کردارِ نیک یا بد انسان با سرشتِ الهیاش داوری میشود.
50 | آیه 41 - سوره سبا
قالوا سبحانك أنت ولينا من دونهم بل كانوا يعبدون الجن أكثرهم بهم مؤمنون
برداشت از آیه :در رستاخیز سرشتِ الهی، گواهِ پیروی انسان از سرشتِ الهی و یا نفسِ بدکنش است.
روشنگری:ملائکه نمادِ روح، اراده و سرشتِ الهی در وجود انسانِ مهربان و نیکوکار و جن، شیطان و ابلیس نماد نفسِ بدکنش، بدسیرت در وجود انسانِ نامهربان و ستمکار است و در رستاخیز کردارِ نیک یا بد انسان با سرشتِ الهیاش داوری میشود.
بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله فاطر السماوات والأرض جاعل الملائكة رسلا أولي أجنحة مثنى وثلاث ورباع يزيد في الخلق ما يشاء إن الله على كل شيء قدير
برداشت از آیه :ستایش میکنم پروردگارِ مهرپرور را که توانا، فزاینده و آفریننده آسمانها و زمین است و فرشتگان با تواناییهای گوناگون سفیران او هستند.
تعرج الملائكة والروح إليه في يوم كان مقداره خمسين ألف سنة
برداشت از آیه :کارگزارانِ هستی و روح در روزی که اندازهی آن پنجاه هزار سال است به سوی او بالا میروند.
روشنگری:روح در این آیه کنارِ کارگزارانِ هستی آمده است، چنانکه در نبأ ۳۸ و قدر ۴؛ در هر سه، آن دو با هم نام برده میشوند.
اندازهی آن روز در خودِ آیه آمده و نشان میدهد سخن از مقیاسی جز مقیاسِ این جهان است.
فعلِ بالا رفتن در این آیه است و فرود آمدن در قدر ۴؛ همان رفت و برگشت میانِ دو سامان.
يوم يقوم الروح والملائكة صفا لا يتكلمون إلا من أذن له الرحمن وقال صوابا
برداشت از آیه :مقرر فرموده تا از میان حاضران در رستاخیز تنها انسانِ پیرو سرشتِ الهی با پروردگار مهرپرور نیکو سخن بگوید.
روزی که روح و کارگزارانِ هستی در صف میایستند و کسی سخن نمیگوید، مگر آن که پروردگارِ مهرپرور به او اذن داده باشد و سخنِ درست بگوید؛ و آن کس انسانی است که سرشتِ الهی را در خود بالانده است.
روشنگری:دو شرط برای سخن گفتن در خودِ آیه آمده و هر دو در برداشت نگه داشته شد: اذنِ او، و درستیِ سخن.
روح در این آیه کنارِ کارگزارانِ هستی آمده است، چنانکه در معارج ۴ و قدر ۴.
قیدِ اذن این آیه را به واژهی کلیدیِ اذن میپیوندد.
بالیدنِ سرشت در آن کس، برداشتِ دفتر است و در خودِ آیه نامی از آن نیامده.
تنزل الملائكة والروح فيها بإذن ربهم من كل أمر
برداشت از آیه :در آن شب کارگزارانِ هستی و روح، به اذنِ پروردگارشان و از هر امری، فرود میآیند؛ و سرشت و ارادهی الهی در انسان نمودار میشود و جانشینیِ او در زمین به کار میافتد.
روشنگری:اشاره به شبی است که روحِ الهی یا فرشتهی برگزیده بهخدمت انسانِ باورمندِ نیکوکارِ احسن تقویم میرسد و در او متجلی و جانشینی پروردگار در انسان به فعل در میآید.
فعلِ تَنَزَّلُ مضارع است و بر فرودی پیوسته دلالت دارد، نه بر یک رویدادِ یگانه؛ از این روست که برداشتهای این سوره به زمانِ حال نوشته شدهاند.
دو قیدِ این آیه کلیدِ دو واژهی دیگر است: بِإذنِ رَبِّهِم که به اذن میرود و مِن کُلِّ أمر که به امر.
روح در این آیه کنارِ کارگزارانِ هستی آمده است، چنانکه در معارج ۴ و نبأ ۳۸.
جانشینی در این دفتر جانشینی در زمین است؛ به واژهی کلیدیِ خلیفه رجوع شود.
55 | آیه 5 - سوره القدر
سلام هي حتى مطلع الفجر
برداشت از آیه :آنشب تا سپیدهدمان، پر از درود و آشتی است.