امر
چکیده ی مفهوم واژه :چکیدهی واژه " امر "
پروردگار مهرپرور آن پدید آورنده هستی، پرورش دهنده و صاحباختیارِ مهربانِ جهان فرخنده باد، او چون اراده کند نیست هست میشود، او در زمانی اندک آسمانها و زمین و هستی را با گرانشی شتابناک در افلاک پدید آورد و ارادهی خود را بر خورشید و ماه وستارگان چیره و تاریکی را با نور بپوشاند و اراده و مهر را با خرد در سرشتِ انسان آمیخت، باشد که راهِ مهرِ او را بپیماید، سرشت و ارادهی الهی انسان از همان سرشت و ارادهی پروردگار مهرپرور است و ما دانش کمی از آن داریم، سرشت الهیِ انسان سرچشمهی ارادهها است، آنگاه که نمایان گردد ارادهی الهیِ انسان آفرینش آغاز کند و چون نفسِ بدکنش بداندیشی نماید، سرشتِ الهیِ انسان بینوا گردد، نفسهای بدکنش، ارادهی الهی انسانها را سترون میسازند، پروردگار مهرپرور سرنوشتِ انسان را رقم نمیزند، در انسانهایِ باورمند و نیکوکار اراده و سرشتِ الهی تجلی مییابد تا باورمندی و نیکوکاری را ترویج نمایند، زمان تحول و تکامل انسان با سرشت و ارادهی الهی مانند زمان برهم زدن چشم و کوتاهتر از آن است، هرگاه سرشتِ مهربان و اراده و اختیارِ الهی در انسان تجلی یابد، جانشینیِ پروردگار در او محقق میگردد.از پیروانِ پروردگارِ مهرپرور هر کس سرشت و ارادهی او را در خود هویدا سازد، بلندمرتبه گردد و رستاخیز را به انسانها یادآور شود.
آرزو نداشته باشید تا پروردگار مهرپرور و فرشتگان سوار بر ابرها بجای انسان اراده کنند، تمام سخن مردانِ الهی این بود که پروردگارا از ستمکاری و زیادهروی در ارادهی الهیِ خود پشیمانیم، پس ستمهای پیشین را با نیکی میپوشانیم و گامهایمان را در نیکی استوار میداریم و آرزوی ما پیروزی بر مردم ستمپیشه است.
سرشت و ارادهی الهیِ انسان برتری دهنده باورمندان، خطاپوش و درست پیمان است، انسان چون از سرشت و ارادهی الهیِ خود پیروی کند، شجاع و پیروز است و چون از نفسِ بدکنش خود پیروی کند سست و ترسان میشود و این آزمونی برای انسان است.
من درحالیکه باورمند نبودم و کتابی را نمیدانستم، بهسوی نیکوکاری، راهِ پروردگارِ مهرپرور رهسپار شدم و اینچنین بود که نورِ سرشت و ارادهی او در من متجلی و انسانها را به باورمندی، نیکوکاری و رستاخیز رهنمون شدم، من از سرشت و ارادهی الهی خود پیروی می کنم نه از نفسِ بدکنشِ ناآگاهان.
آیات روشنگر
1 | آیه 117 - سوره البقره
بديع السماوات والأرض وإذا قضى أمرا فإنما يقول له كن فيكون
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور، آن پدیدآورندهی هستی، چون اراده کند، نیست هست میشود.
هل ينظرون إلا أن يأتيهم الله في ظلل من الغمام والملائكة وقضي الأمر وإلى الله ترجع الأمور
برداشت از آیه :در آرزوی دیدنِ ارادهی پروردگار و فرشتگان در زیر سایبانی از ابر نباشید، ارادهی آنان را در سرشتِ الهیِ خود بجویید.
3 | آیه 128 - سوره آل عمران
ليس لك من الأمر شيء أو يتوب عليهم أو يعذبهم فإنهم ظالمون
برداشت از آیه :من را در این کار اختیاری نیست؛ انسان خود باید مهربانی را اراده کند یا رنجِ ستمِ خویش را بیند.
روشنگری:امر = اراده و اختیار. گزینشِ راه به دستِ خودِ انسان است، نه به دستِ دیگری. به آیهی ۹۹ و ۱۰۰ سورهی یونس و آیهی ۱۰۳ سورهی یوسف رجوع شود که همین اختیار را تصریح میکنند.
مفسران این آیه را در پیِ رخدادِ اُحد دانستهاند؛ نکتهاش این است که حتی پیامبر نیز در دگرگون کردنِ دلِ کسی اختیاری ندارد.
4 | آیه 147 - سوره آل عمران
وما كان قولهم إلا أن قالوا ربنا اغفر لنا ذنوبنا وإسرافنا في أمرنا وثبت أقدامنا وانصرنا على القوم الكافرين
برداشت از آیه :و تمامِ سخنِ مردانِ الهی این بود: پروردگارا، از ستمکاری و زیادهرویِ خود در بهکار بردنِ ارادهی الهی پشیمانیم؛ خطاهای ما را بپوشان، و گامهایمان را در نیکی استوار دار، و ما را بر مردمِ ستمپیشه یاری کن.
روشنگری:اسرافنا فی امرنا = زیادهروی در بهکار بردنِ ارادهی الهی.
ثبت اقدامنا = استواریِ گامها؛ همراستا با آیهی ۲۵۰ سورهی بقره
ولقد صدقكم الله وعده إذ تحسونهم بإذنه حتى إذا فشلتم وتنازعتم في الأمر وعصيتم من بعد ما أراكم ما تحبون منكم من يريد الدنيا ومنكم من يريد الآخرة ثم صرفكم عنهم ليبتليكم ولقد عفا عنكم والله ذو فضل على المؤمنين
برداشت از آیه :بر سامانِ نهادهی هستی، پیروزی از آنِ پیروانِ سرشتِ الهی است؛ و چون سستی در میان آمد و انسان از نفسِ بدکنش پیروی کرد، پیروزی از او برگشت. برخی این جهان را میخواهند و برخی جهانِ جاویدان را، و راهِ پوشاندنِ خطا با کردارِ نیک باز ماند؛ که دهشِ پروردگارِ مهرپرور بر باورمندان است.
روشنگری:نزاع در امر: نزاعِ سرشتِ الهیِ انسان با نفسِ بدکنش. به واژهی کلیدیِ امر رجوع شود.
نقشِ اذن در این آیه آن است که پیروزی بر قاعده روی میدهد و نه به دلخواه؛ همان قاعدهای که در آیههای ۱۲۴ و ۱۲۵ همین سوره با شرطِ شکیبایی و نیکوکاری آمده است.
آیه شکست را به سستی و سرپیچیِ خودِ انسان بازمیگرداند، نه به بیرون. همراستا با آیهی ۱۶۵ همین سوره: از خودِ شماست.
دو خواستِ این آیه همان دو گروهِ آیههای ۲۰۰ و ۲۰۱ سورهی بقرهاند.
به واژهی کلیدیِ اذن رجوع شود.
ثم أنزل عليكم من بعد الغم أمنة نعاسا يغشى طائفة منكم وطائفة قد أهمتهم أنفسهم يظنون بالله غير الحق ظن الجاهلية يقولون هل لنا من الأمر من شيء قل إن الأمر كله لله يخفون في أنفسهم ما لا يبدون لك يقولون لو كان لنا من الأمر شيء ما قتلنا هاهنا قل لو كنتم في بيوتكم لبرز الذين كتب عليهم القتل إلى مضاجعهم وليبتلي الله ما في صدوركم وليمحص ما في قلوبكم والله عليم بذات الصدور
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور به رازِ دلها آگاه است؛ انسان اگرچه برخوردار از اراده و سرشتِ الهی است، او را گریزی از مرگ نیست. دل و رستاخیز، دو جایگاهِ آزمون و داوریِ انساناند.
روشنگری:امر = اراده و اختیاری که در سرشتِ الهیِ انسان نهاده شده.
لیبتلی… ولیمحص = آزمون و پالایش. همراستا با آیهی ۱۴۱ همین سوره که همان پالایش را میآورد، و با آیهی ۱۴۵ که گریزناپذیریِ مرگ را.
7 | آیه 159 - سوره آل عمران
فبما رحمة من الله لنت لهم ولو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم واستغفر لهم وشاورهم في الأمر فإذا عزمت فتوكل على الله إن الله يحب المتوكلين
برداشت از آیه :نرمخوییِ من از مهرِ پروردگارِ مهرپرور و تجلیِ سرشتِ الهی است؛ اگر درشتخو و سختدل میبودم، از گردِ من پراکنده میشدید. پس از لغزشتان درمیگذرم و پوشیده شدنِ خطایتان را میخواهم و در کارها با شما رایزنی میکنم، و چون آهنگِ کاری کنم بر پروردگارِ مهرپرور پشتگرم میشوم؛ که او دلگرمان را دوست میدارد.
روشنگری:امر = اراده، اختیار، تصمیم و آهنگِ کاری کردن؛ همخوان با واژهی «عزمت» که در ادامهی همین آیه آمده است.
به آیهی ۳۸ سورهی شوری («وامرهم شوری بینهم») رجوع شود که رایزنی را از نشانههای باورمندان میشمارد، و به آیهی ۸۳ سورهی نساء.
این آیه از روشنترین نمونههای نرمخویی در قرآن است؛ درست آنجا که انتظارِ سرزنش میرفت، سخن از بخشش و رایزنی است.
برای روشنگری بیشتر به واژگان کلیدی: امر، روح، وحی، اذن و نفخ رجوع شود.
يا أيها الذين آمنوا أطيعوا الله وأطيعوا الرسول وأولي الأمر منكم فإن تنازعتم في شيء فردوه إلى الله والرسول إن كنتم تؤمنون بالله واليوم الآخر ذلك خير وأحسن تأويلا
برداشت از آیه :از سرشتِ الهیِ خود پیروی کنید و از پیامآور و از کارگزارانِ خود؛ و اگر در چیزی ناسازگار شدید، آن را به سرشتِ الهی و پیامآور بازگردانید، اگر به پروردگارِ مهرپرور و رستاخیز باور دارید. این بهتر و نیکفرجامتر است.
روشنگری:اولی الامر = کارگزاران و گردانندگانِ کار. به واژهی کلیدیِ امر رجوع شود.
آیه بازگشتگاهِ ناسازگاری را سرشتِ الهی و پیامآور میداند، نه خودِ کارگزاران؛ یعنی فرمانبریِ آنان مشروط است، نه بیقید.
موضوعِ داور و داوری در بروزِ ناسازگاری، از این آیه تا آیهی ۷۰ همین سوره پی گرفته شده است.
وإذا جاءهم أمر من الأمن أو الخوف أذاعوا به ولو ردوه إلى الرسول وإلى أولي الأمر منهم لعلمه الذين يستنبطونه منهم ولولا فضل الله عليكم ورحمته لاتبعتم الشيطان إلا قليلا
برداشت از آیه :و چون خبری از آرامش یا بیم به آنان رسد، آن را میپراکنند؛ اگر به پیامآور و کارگزارانِ خود بازمیگرداندند، کسانی که اهلِ دریافتاند آن را درمییافتند. اگر دهشِ سرشتِ الهی نبود، جز اندکی از نفسِ بدکنش پیروی میکردید.
روشنگری:امر: مهر و اراده الهی.
اولی الامر: صاحبِ سرشتِ مهربان و ارادهی الهی.
استنباط: ژرفای اندیشه.
لعلمه الذین یستنبطونه منهم = کسانی که توانِ دریافت و استنباط دارند. آیه، پراکندنِ شایعه را در برابرِ بازگرداندنِ خبر به اهلِ آن مینهد.
به آیهی ۵۹ همین سوره رجوع شود.
إن الذين فرقوا دينهم وكانوا شيعا لست منهم في شيء إنما أمرهم إلى الله ثم ينبئهم بما كانوا يفعلون
برداشت از آیه :آنان که وجدانِ الهیِ خویش را پاره پاره کردند و دسته دسته شدند، من را با آنان کاری نیست؛ آنان از آنچه میکردند در رستاخیز آگاه میشوند.
11 | آیه 54 - سوره الاعراف
إن ربكم الله الذي خلق السماوات والأرض في ستة أيام ثم استوى على العرش يغشي الليل النهار يطلبه حثيثا والشمس والقمر والنجوم مسخرات بأمره ألا له الخلق والأمر تبارك الله رب العالمين
برداشت از آیه :فرخنده باد پروردگارِ جهانیان، آفرینندهی هستی، که افلاک را در گردشی زیبا و بسامان روان داشت؛ و آفرینش و فرمان، هر دو، از آنِ اوست.
روشنگری:في ستة أيام = در زمانی اندک.
ثم استوى على العرش = افلاک استقرار یافت.
يغشي الليل النهار = تاریکی را با نور بپوشاند.
يطلبه حثيثا = با گرانشی شتابناک.
مسخراتٍ بأمرِه = به فرمانِ او روانند.
له الخلق والأمر = صاحب اختیار جهان.
إذ أنتم بالعدوة الدنيا وهم بالعدوة القصوى والركب أسفل منكم ولو تواعدتم لاختلفتم في الميعاد ولكن ليقضي الله أمرا كان مفعولا ليهلك من هلك عن بينة ويحيى من حي عن بينة وإن الله لسميع عليم
برداشت از آیه :پروردگار مهرپرور شنوایِ داناست، عامل اصلی پیروزی در نبرد، سرشت و ارادهی الهیِ انسان است و جنگاوران و جنگافزارها فرع بر آن است، زندگی و مرگ انسان نیز با این اصل قابل تبیین است.
13 | آیه 43 - سوره الانفال
إذ يريكهم الله في منامك قليلا ولو أراكهم كثيرا لفشلتم ولتنازعتم في الأمر ولكن الله سلم إنه عليم بذات الصدور
برداشت از آیه :تا آنکه ارادهی الهیِ شما در نبرد سست نگردد، شمار دشمنان را اندک نمایاند، سرشتِ الهی به رازِ دلها آگاه و شما را بیگزند میخواهد.
14 | آیه 44 - سوره الانفال
وإذ يريكموهم إذ التقيتم في أعينكم قليلا ويقللكم في أعينهم ليقضي الله أمرا كان مفعولا وإلى الله ترجع الأمور
برداشت از آیه :سرشت الهیِ انسان سرچشمهی ارادهها است، آنگاه که نمایان گردد، ارادهی الهی در انسان پدیدار شود و چون نفسِ بدکنش بداندیشی نماید، بینوا گردد.
لقد ابتغوا الفتنة من قبل وقلبوا لك الأمور حتى جاء الحق وظهر أمر الله وهم كارهون
برداشت از آیه :نفسهای بدکنش، ارادهی الهی انسانها را سترون میسازند و آنگاه که سرشتِ الهی نمایان گردد، ارادهی الهی آفرینش آغاز کند.
16 | آیه 50 - سوره التوبه
إن تصبك حسنة تسؤهم وإن تصبك مصيبة يقولوا قد أخذنا أمرنا من قبل ويتولوا وهم فرحون
برداشت از آیه :نفسهای بدکنش نیکی را خوش ندارند، ارادهی آنان در ستمکاری خشنود میشود.
إن ربكم الله الذي خلق السماوات والأرض في ستة أيام ثم استوى على العرش يدبر الأمر ما من شفيع إلا من بعد إذنه ذلكم الله ربكم فاعبدوه أفلا تذكرون
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور آسمانها و زمین را در زمانی اندک آفرید و بر پهنهی هستی استوار ساخت و کار را سامان داد؛ و همراهی با او جز با پرکنش شدنِ سرشتِ الهیِ انسان به دست نمیآید. این است پروردگارِ شما، پس راهِ مهرِ او را بپیمایید؛ آیا به یاد نمیآورید؟
روشنگری:فی ستة ایام: در زمانی اندک.
استوی علی العرش: بر پهنهی هستی استوار ساخت.
یدبر الأمر: کار را سامان میدهد. به واژهی کلیدیِ امر رجوع شود.
شفیع: همراه؛ شفاعت در این دفتر همراهی است و نه پادرمیانیِ بیرونی.
من بعد إذنه: همراهی در گروِ پرکنش شدنِ سرشتِ الهی است. اذن در انسانها مرتبه دارد و مرتبهی هر کس به میزانِ کنشِ سرشت و ارادهی الهیِ او بسته است؛ پیامآوران به بالاترین مرتبه رسیدهاند.
همین را آیهی ۲۵۵ سورهی بقره و ۱۰۹ سورهی طه و ۲۳ سورهی سبأ نیز میآورند.
ذلکم الله ربکم فاعبدوه: راهِ مهرِ پروردگارِ مهرپرور را بپیمایید.
18 | آیه 76 - سوره هود
يا إبراهيم أعرض عن هذا إنه قد جاء أمر ربك وإنهم آتيهم عذاب غير مردود
برداشت از آیه :ابراهیم از آنان رویگردان شد زیرا آنان ستمگری و رنجِ رستاخیز را بجای اراده و مهرِ پروردگار برگزیدند.
19 | آیه 112 - سوره هود
فاستقم كما أمرت ومن تاب معك ولا تطغوا إنه بما تعملون بصير
برداشت از آیه :پروردگار مهرپرور به کردار همگان بینا و آگاه است، من و پیروانم با پرهیز از کژی، در راهِ مهر که ارادهی اوست پایدار خواهیم ماند.
20 | آیه 123 - سوره هود
ولله غيب السماوات والأرض وإليه يرجع الأمر كله فاعبده وتوكل عليه وما ربك بغافل عما تعملون
برداشت از آیه :پروردگار مهرپرور دانای پنهان و آشکار و به کردارِ همگان آگاه است، سرشتِ مهربانِ انسانها از ارادهی اوست، من به او پشتگرم و راهِ مهر او را میپویم.
روشنگری:یرجع الامر کله = ارادهی انسانها از جنسِ ارادهی پروردگار مهرپرور است.
وقال الذي اشتراه من مصر لامرأته أكرمي مثواه عسى أن ينفعنا أو نتخذه ولدا وكذلك مكنا ليوسف في الأرض ولنعلمه من تأويل الأحاديث والله غالب على أمره ولكن أكثر الناس لا يعلمون
برداشت از آیه :خریدار یوسف به همسر خود گفت او را فرزند گرامی خویش دار، باشد که از او بهره یابیم، و بدین سان یوسف با پیروی از سرشت و ارادهی الهیِ خود به فرزانگی، دانایی و توانگری رسید و این پاداش نیکوکاران است هرچند بسیاری از انسانها آن را در نمییابند.
روشنگری:بسیاری از مردم نمی دانند که انسان سرنوشت خود را با کمک اراده و سرشت الهی خویش در دست دارد.
له معقبات من بين يديه ومن خلفه يحفظونه من أمر الله إن الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بأنفسهم وإذا أراد الله بقوم سوءا فلا مرد له وما لهم من دونه من وال
برداشت از آیه :پروردگار مهرپرور یگانه یاور انسان و ارادهاش بیبرگشت است، او سرنوشتِ آنان را رقم نمیزند، سرشت و ارادهی الهیِ انسان، پنهان و آشکار از مهربانی پاسداری میکند، مگر آنکه انسان از نفسِ بدکنش پیروی کند.
روشنگری:- این آیه در ادامه آیه 10 سوره رعد است.
- معقبات اشاره به نیروهای درون انسان که در بدو آفرینش در خدمت وی در آمدند.
- وحی و امر با یکدیگر مرتبط میباشند، واژه "امر"، ارادهی پروردگار و ارادهی انسان در کردار نیک و مهربانانه است.
- امر الله = روح الهی، اراده الهی، که در انسان دمیده و نهادینه شده است.
23 | آیه 66 - سوره الحجر
وقضينا إليه ذلك الأمر أن دابر هؤلاء مقطوع مصبحين
برداشت از آیه :و لوط با سرشتِ الهیِ خود اراده کرد، زودا همهی آنان ریشهکن شوند.
ينزل الملائكة بالروح من أمره على من يشاء من عباده أن أنذروا أنه لا إله إلا أنا فاتقون
برداشت از آیه :این کتاب از سرچشمهی پروردگارم و بهدرستی، با کارگزارِ برگزیدهی هستی بر دلم فرود آمد، تا باورمندان را استوار بدارد و رهنمون و مژدهای برای صلحجویان باشد.
روشنگری:روح القدس = کارگزارِ برگزیدهی هستی؛ همان برگردانِ بقره ۸۷، بقره ۲۵۳ و مائده ۱۱۰.
قیدِ مِن رَبِّک خاستگاه را نشان میدهد، نه نویسنده و نه مجریِ کار؛ و جایگاهِ فرود را شعراء ۱۹۴ با عَلیٰ قَلبِک معین میکند.
در این دفتر، آن فرود از راهِ سرشتِ الهیِ خودِ پیامآور خوانده میشود؛ پشتوانهاش شوری ۵۲ است که همان آورده را روحاً مِن أمرِنا میخواند، و قاعدهی ثبتشدهی انعام ۹۱ و ۱۴۵. این بخش برداشتِ دفتر است و در خودِ این آیه نیامده.
سه کارکرد در خودِ آیه نام برده شده است: استوار کردنِ باورمندان، رهنمونی، و مژده.
ولله غيب السماوات والأرض وما أمر الساعة إلا كلمح البصر أو هو أقرب إن الله على كل شيء قدير
برداشت از آیه :هرآنچه پنهان است، پروردگار مهرپرور داننده آنست و او بر همه چیز تواناست، زمان تحول و تکامل انسان با سرشت و ارادهی الهی مانند زمان برهم زدن چشم و کوتاهتر از آن است.
26 | آیه 16 - سوره الاسرا
وإذا أردنا أن نهلك قرية أمرنا مترفيها ففسقوا فيها فحق عليها القول فدمرناها تدميرا
برداشت از آیه :آنگاه که انسانهای برخوردار به ستمگری گرایند، همزمان نابودی شهرهای خود اراده نموده اند.
ويسألونك عن الروح قل الروح من أمر ربي وما أوتيتم من العلم إلا قليلا
برداشت از آیه :از من دربارهی روح میپرسند؛ میگویم روح از امرِ پروردگارم است، و از دانش جز اندکی به شما داده نشده است.
روشنگری:این آیه از چیستیِ روح سخن نمیگوید و در پیِ پرسش، اندک بودنِ دانش را یادآور میشود. کارکردِ روح را آیاتِ دیگرِ همین واژه نشان میدهند، و متن در آنها پنج کار برای روح نام میبرد:
توان بخشیدن در آفرینش؛ پس از دمیدن، شنوایی و بینایی و دل نام برده میشود (سجده ۹).
جان بخشیدن و پدید آوردن (انبیاء ۹۱، تحریم ۱۲).
استوار کردن و نیرو دادن؛ دربارهی عیسی (بقره ۸۷، بقره ۲۵۳، مائده ۱۱۰) و دربارهی باورمندان (مجادله ۲۲، نحل ۱۰۲).
رساندنِ پیام و بیدار کردن (نحل ۲، غافر ۱۵، نحل ۱۰۲، شعراء ۱۹۳).
روشنایی و رهنمونی؛ وَلٰکِن جَعَلناهُ نوراً نَهدی بِهِ مَن نَشاء (شوری ۵۲).
امر = سامانِ یکبارگی و فرمانِ پدیدآورنده؛ به اعراف ۵۴ و یس ۸۲ رجوع شود.
این آیه یکی از چهار موضعی است که روح را به امر میبندد؛ سه موضعِ دیگر نحل ۲، شوری ۵۲ و غافر ۱۵ است و در هر چهار حرفِ مِن آمده. همین حرف در هر پنج موضعِ دمیدن نیز هست: حجر ۲۹، ص ۷۲، سجده ۹، انبیاء ۹۱ و تحریم ۱۲. تعلق به او را میرساند، نه پارهای از او بودن.
28 | آیه 44 - سوره القصص
وما كنت بجانب الغربي إذ قضينا إلى موسى الأمر وما كنت من الشاهدين
برداشت از آیه :آنگاه که سرشت و ارادهی الهی موسی متجلی گردید من در جمع گواهان نبودم.
29 | آیه 5 - سوره السجده
يدبر الأمر من السماء إلى الأرض ثم يعرج إليه في يوم كان مقداره ألف سنة مما تعدون
برداشت از آیه :در هر هزاره، چرخهی تکاملیِ تجلیِ اراده پروردگار مهرپرور در میان انسانها هویدا میگردد.
رفيع الدرجات ذو العرش يلقي الروح من أمره على من يشاء من عباده لينذر يوم التلاق
برداشت از آیه :او که پایهها را بالا میبرد و فرمانروای هستی است، از آغاز چنین مقرر فرمود که روح، که از امرِ اوست، بر هر یک از بندگانش که بخواهد افکنده شود تا روزِ دیدار را بیم دهد؛ و آن بنده کسی است که سرشت و ارادهی الهی را در خود بالانده است.
روشنگری:رفيع الدرجات = آفریدگار هستی، فرمانروای هستی.
ذوالعرش = آفریدگار هستی، فرمانروای هستی.
الروح = از "امر" پروردگار است و "امر" بیانگر اراده و "روح" که با "نفخه" پروردگار در انسان دمیده شده می تواند تسری اراده پروردگار در انسانِ "احسن تقویم" باشد. فعلِ یُلقی مضارع است و بر کاری پیوسته دلالت دارد، و گیرندهی آن طبقهای گشوده است و نامی از کسی برده نشده؛ همین ساخت در نحل ۲ نیز آمده.
پس آنچه این آیه نشان میدهد پیوستگیِ سامانِ دهش و گشوده بودنِ دریافتِ آن توسط انسان است.
ولقد أرسلنا رسلا من قبلك منهم من قصصنا عليك ومنهم من لم نقصص عليك وما كان لرسول أن يأتي بآية إلا بإذن الله فإذا جاء أمر الله قضي بالحق وخسر هنالك المبطلون
برداشت از آیه :مقرر فرمود تا سخنِ پیامبران سخن او باشد، آنگاه که رستاخیز برپا گردد، داوری بحق شود و بدکاران زیانکار گردند.
32 | آیه 12 - سوره فصلت
فقضاهن سبع سماوات في يومين وأوحى في كل سماء أمرها وزينا السماء الدنيا بمصابيح وحفظا ذلك تقدير العزيز العليم
برداشت از آیه :آن پادشاه پیروز و دانا با نورِ ارادهی خود آسمانها را در زمان کمی استوار و دنیا را با چراغِ ستارگان آراسته و بر پا گردانید.
روشنگری:برای روشنگری بیشتر به واژگان کلیدی وحی، امر، روح و اذن رجوع شود.
وكذلك أوحينا إليك روحا من أمرنا ما كنت تدري ما الكتاب ولا الإيمان ولكن جعلناه نورا نهدي به من نشاء من عبادنا وإنك لتهدي إلى صراط مستقيم
برداشت از آیه :و اینچنین بود که روحی از امرِ او بر من رسید؛ نه کتاب را میدانستم و نه باورمندی را، ولی همان روح نور شد تا با آن هر یک از بندگان را که بخواهد راه نماید؛ و من به راهِ راست راه مینمایم.
روشنگری:گونههای وحی در متن، به تفکیکِ گیرنده و فرستنده:
وحی بر پیامآور، آنچه بر دلِ او فرود میآید: إن هُوَ إلّا وَحیٌ یوحیٰ (نجم ۳ و ۴؛ نیز نجم ۱۰ و ۱۱، و نساء ۱۶۳).
وحی بر انسانی که پیامآور نیست: بر دلِ مادرِ موسی (طه ۳۸، قصص ۷) و بر یارانِ عیسی (مائده ۱۱۱).
وحی بر کارگزارانِ هستی: إذ یوحی رَبُّکَ إلَی المَلائِکَة (انفال ۱۲).
وحی بر جاندار و بر آسمان و زمین: زنبور (نحل ۶۸)، آسمانها (فصلت ۱۲)، زمین (زلزله ۵).
وحی میانِ آدمیان به یکدیگر، که جهتش فریب است: یوحی بَعضُهُم إلیٰ بَعضٍ زُخرُفَ القَول (انعام ۱۱۲؛ آیهی ۱۱۳ سیاقِ آن است).
پس وحی در متن شیوهی رسانش است و جهت و ارزشش را از فرستنده میگیرد، نه از خودِ رسانش.
و گیرندهی آن هیچ نشانِ ظاهری ندارد که او را از دیگران جدا کند؛ خودِ پیامآور میگوید قُل إنَّما أنا بَشَرٌ مِثلُکُم یوحیٰ إلَیّ (کهف ۱۱۰؛ نیز انعام ۹۳ در نکوهشِ دروغ بستنِ وحی).
و سه راهِ سخن گفتن در شوری ۵۱ شمرده شده است: بیواسطه، از پسِ پرده، و با فرستاده؛ در راهِ سوم، فعلِ فَیوحِیَ بر خودِ پیامِ رسیده هم اطلاق شده.
برداشتِ دفتر: آنچه بر پیامآور رسید از جنسِ روح است، روحاً مِن أمرِنا (شوری ۵۲)، و همان جنس است که در آفرینشِ انسان دمیده شد، نَفَختُ فیهِ مِن روحی (حجر ۲۹). بر این پایه، وحی بر انسان از راهِ تجلیِ همان سرشتِ دمیدهشده رخ میدهد، و مِن أمر در هر دو سو تکرار شده است (اسراء ۸۵، نحل ۲، غافر ۱۵
این آیه یکی از چهار موضعی است که روح را به امر میبندد؛ سه موضعِ دیگر اسراء ۸۵، نحل ۲ و غافر ۱۵ است و در هر چهار حرفِ مِن آمده.
و صریحترین جایی است که متن کارکردِ روح را نام میبرد: نور شدن و راه نمودن.
دو نادانیِ پیشین در خودِ آیه آمده، نادانی از کتاب و از باورمندی، و با ولکن به آن روشنایی وصل شده است؛ پس آن دانش از راهِ تجلیِ سرشتِ الهی به دست آمد و نه از آموختنِ پیشین.
جملهی پایانی راه نمودن را به خودِ پیامآور نسبت میدهد.
34 | آیه 17 - سوره الجاثیه
وآتيناهم بينات من الأمر فما اختلفوا إلا من بعد ما جاءهم العلم بغيا بينهم إن ربك يقضي بينهم يوم القيامة فيما كانوا فيه يختلفون
برداشت از آیه :به روشنی در سرشت انسان دانایی و ارادهی الهی نهاده شده است، ناسازگاری انسانها بخاطر برتری جویی و ستمگری آنان است و رستاخیز روز داوری خواهد بود.
35 | آیه 18 - سوره الجاثیه
ثم جعلناك على شريعة من الأمر فاتبعها ولا تتبع أهواء الذين لا يعلمون
برداشت از آیه :بنابراین من نیز از سرشت و ارادهی الهی خود پیروی می کنم نه از نفسِ بدکنشِ ناآگاهان.
ويرزقه من حيث لا يحتسب ومن يتوكل على الله فهو حسبه إن الله بالغ أمره قد جعل الله لكل شيء قدرا
برداشت از آیه :همه چیز اندازه دارد، نیکوکاران را پشتگرمی به سرشتِ الهی بسنده، اراده و اختیار الهی آنان رسنده و روزی آنان بیشمار است.
ذلك أمر الله أنزله إليكم ومن يتق الله يكفر عنه سيئاته ويعظم له أجرا
برداشت از آیه :آنگاه که ارادهی الهیِ انسان سرشتِ الهیِ او را متجلی میسازد، انسان با نیکی و مهربانی بدی را میزداید و رستاخیز خود را سرشار از خوبی و زیبایی میسازد.
روشنگری:یتق الله: به راه مهر پروردگار رفتن، نیکوکاری کاردن.
یکفر: پوشاندن و زدودن.
- نیکی بدی را می زداید(ان الحسنات یذهبن السیئات) و تقوی همان حسنات و راه مهر پروردگار یا نیکوکاری است که بدی(سیئات) را می پوشاند(یکفر).
- دین = وجدان الهی انسان( دین الله) که امکان مقایسه مهربانی(ملائکة الله) و ستمکاری( نفس بدکنش/شیطان) را برای انجام کاری به انسان می بخشد و انسان به کمک ارادهی الهی خود (امرالله) آن کار را به انجام میرساند. منشاء وجدان انسان سرشتِ الهی انسان (فطرة الله) است که در هنگام آفرینش در وی دمیده شده است( روح الله) و تجلی سرشتِ الهی در انسان(اذن الله) است و این سلسله مراتب (نعمت الله) و راه و آئینِ مهرِ پروردگارِ مهرپرور (صراط الله/مستقیم) است.
38 | آیه 9 - سوره الطلاق
فذاقت وبال أمرها وكان عاقبة أمرها خسرا
برداشت از آیه :آنان که با اراده و اختیار الهیِ خود به دیگران ستم میکنند سرانجامی زیانبار خواهند داشت.
39 | آیه 12 - سوره الطلاق
الله الذي خلق سبع سماوات ومن الأرض مثلهن يتنزل الأمر بينهن لتعلموا أن الله على كل شيء قدير وأن الله قد أحاط بكل شيء علما
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرورِ دانا بر هرکار توانا است، او آفریدگار آسمانها و زمین و مانند آنهاست و پرتو اراده و اختیار خود را بر آنها میافکند.
تنزل الملائكة والروح فيها بإذن ربهم من كل أمر
برداشت از آیه :در آن شب کارگزارانِ هستی و روح، به اذنِ پروردگارشان و از هر امری، فرود میآیند؛ و سرشت و ارادهی الهی در انسان نمودار میشود و جانشینیِ او در زمین به کار میافتد.
روشنگری:اشاره به شبی است که روحِ الهی یا فرشتهی برگزیده بهخدمت انسانِ باورمندِ نیکوکارِ احسن تقویم میرسد و در او متجلی و جانشینی پروردگار در انسان به فعل در میآید.
فعلِ تَنَزَّلُ مضارع است و بر فرودی پیوسته دلالت دارد، نه بر یک رویدادِ یگانه؛ از این روست که برداشتهای این سوره به زمانِ حال نوشته شدهاند.
دو قیدِ این آیه کلیدِ دو واژهی دیگر است: بِإذنِ رَبِّهِم که به اذن میرود و مِن کُلِّ أمر که به امر.
روح در این آیه کنارِ کارگزارانِ هستی آمده است، چنانکه در معارج ۴ و نبأ ۳۸.
جانشینی در این دفتر جانشینی در زمین است؛ به واژهی کلیدیِ خلیفه رجوع شود.