سوره الشوری
فاطر السماوات والأرض جعل لكم من أنفسكم أزواجا ومن الأنعام أزواجا يذرؤكم فيه ليس كمثله شيء وهو السميع البصيرَ
برداشت از آیه :پروردگار مهرپرور شنوا و بينا است و همانندی ندارد، او هستی را آفرید و برای ادامه نسل انسانها و حیوانات آنها را نر و ماده قرار داد.
روشنگری:فاطر = پدیدآورنده. یذرؤکم فیه = نسلِ شما را در آن میگستراند. لیس کمثله شیء = هیچ چیز همانندِ او نیست.
این آیه یکی از سه نفیِ قرآن دربارهی اوست، همراه با آیههای ۳ و ۴ سورهی اخلاص: نه تبار دارد، نه همتا، نه همانند.
شرع لكم من الدين ما وصى به نوحا والذي أوحينا إليك وما وصينا به إبراهيم وموسى وعيسى أن أقيموا الدين ولا تتفرقوا فيه كبر على المشركين ما تدعوهم إليه الله يجتبي إليه من يشاء ويهدي إليه من ينيبَ
برداشت از آیه :بدون هیچ اختلافی راه و رسم سرشتِ مهربانِ الهیِ من، یکسان با راه و رسم الهیِ نوح و ابراهیم و موسی و عیسی است، آنان راهیاب و پیرو سرشتِ الهی خود بودند هرچند ستمکاران را ناخوش آید.
أم لهم شركاء شرعوا لهم من الدين ما لم يأذن به الله ولولا كلمة الفصل لقضي بينهم وإن الظالمين لهم عذاب أليمَ
برداشت از آیه :مقرر فرمود تا زمان مرگ و رستاخیز، انسان راه و رسم خود را با پیروی از سرشتِ الهی و دوری از نفسِ بدکنش برگزیند، به درستی که ستمگران را رنج و درد فراوان در پیش است.
روشنگری:برداشت مفهومی این آیه با توجه با مفهوم آیات پیش و پس آیه نگارش گردیده است.
فإن أعرضوا فما أرسلناك عليهم حفيظا إن عليك إلا البلاغ وإنا إذا أذقنا الإنسان منا رحمة فرح بها وإن تصبهم سيئة بما قدمت أيديهم فإن الإنسان كفورَ
برداشت از آیه :پیامِ سرشتِ الهیِ من این است که انسان آزاد آفریده شده و به سببِ آن باید که شادان باشد، ناشادی از نفسِ بدکنش است که انسان را به بند میکشد.
وما كان لبشر أن يكلمه الله إلا وحيا أو من وراء حجاب أو يرسل رسولا فيوحي بإذنه ما يشاء إنه علي حكيمَ
برداشت از آیه :انسان سخنِ پروردگارِ مهرپرور را جز از سه راه نمیشنود: یا از راهِ تجلیِ سرشتِ الهیِ خویش، یا از پسِ پرده، یا از زبانِ فرستادهای که به اذنِ او هر چه بخواهد میرساند؛ و او بلندمرتبه و فرزانه است.
روشنگری:این آیه واژهی روح را ندارد و برای کامل شدنِ آیهی ۵۲ آمده است.
سه راه در خودِ آیه شمرده شده و هیچیک نباید از برداشت بیفتد، و ترتیبشان به ترتیبِ فاصله است: نخست بیواسطه، سپس از پسِ پرده، سپس با فرستاده.
دربارهی راهِ دوم، یک احتمال این است که آن پرده بر فهمِ انسان باشد و سخن از راهِ چیزهای این جهان به او برسد، بی دیدنِ گوینده؛ قرینهاش اسراء ۴۴ است که هم گفتنِ همهی چیزها را ثبت میکند و هم نفهمیدنِ ما را، وَلٰکِن لا تَفقَهونَ تَسبیحَهُم، و نمونهاش قصص ۳۰ که در آن صدا از درختی به موسی رسید. این تنها یک احتمال است و متن آن را تصریح نکرده.
در راهِ سوم، فعلِ فَیوحِیَ بر پیامِ رسیده هم اطلاق شده؛ پس وحی در متن دو کاربرد دارد، یکی آن رسانشِ بیواسطه و دیگری خودِ پیام. به واژهی کلیدیِ وحی رجوع شود.
قیدِ بِإذنِه این آیه را به واژهی کلیدیِ اذن میپیوندد.
وكذلك أوحينا إليك روحا من أمرنا ما كنت تدري ما الكتاب ولا الإيمان ولكن جعلناه نورا نهدي به من نشاء من عبادنا وإنك لتهدي إلى صراط مستقيمَ
برداشت از آیه :و اینچنین بود که روحی از امرِ او بر من رسید؛ نه کتاب را میدانستم و نه باورمندی را، ولی همان روح نور شد تا با آن هر یک از بندگان را که بخواهد راه نماید؛ و من به راهِ راست راه مینمایم.
روشنگری:گونههای وحی در متن، به تفکیکِ گیرنده و فرستنده:
وحی بر پیامآور، آنچه بر دلِ او فرود میآید: إن هُوَ إلّا وَحیٌ یوحیٰ (نجم ۳ و ۴؛ نیز نجم ۱۰ و ۱۱، و نساء ۱۶۳).
وحی بر انسانی که پیامآور نیست: بر دلِ مادرِ موسی (طه ۳۸، قصص ۷) و بر یارانِ عیسی (مائده ۱۱۱).
وحی بر کارگزارانِ هستی: إذ یوحی رَبُّکَ إلَی المَلائِکَة (انفال ۱۲).
وحی بر جاندار و بر آسمان و زمین: زنبور (نحل ۶۸)، آسمانها (فصلت ۱۲)، زمین (زلزله ۵).
وحی میانِ آدمیان به یکدیگر، که جهتش فریب است: یوحی بَعضُهُم إلیٰ بَعضٍ زُخرُفَ القَول (انعام ۱۱۲؛ آیهی ۱۱۳ سیاقِ آن است).
پس وحی در متن شیوهی رسانش است و جهت و ارزشش را از فرستنده میگیرد، نه از خودِ رسانش.
و گیرندهی آن هیچ نشانِ ظاهری ندارد که او را از دیگران جدا کند؛ خودِ پیامآور میگوید قُل إنَّما أنا بَشَرٌ مِثلُکُم یوحیٰ إلَیّ (کهف ۱۱۰؛ نیز انعام ۹۳ در نکوهشِ دروغ بستنِ وحی).
و سه راهِ سخن گفتن در شوری ۵۱ شمرده شده است: بیواسطه، از پسِ پرده، و با فرستاده؛ در راهِ سوم، فعلِ فَیوحِیَ بر خودِ پیامِ رسیده هم اطلاق شده.
برداشتِ دفتر: آنچه بر پیامآور رسید از جنسِ روح است، روحاً مِن أمرِنا (شوری ۵۲)، و همان جنس است که در آفرینشِ انسان دمیده شد، نَفَختُ فیهِ مِن روحی (حجر ۲۹). بر این پایه، وحی بر انسان از راهِ تجلیِ همان سرشتِ دمیدهشده رخ میدهد، و مِن أمر در هر دو سو تکرار شده است (اسراء ۸۵، نحل ۲، غافر ۱۵
این آیه یکی از چهار موضعی است که روح را به امر میبندد؛ سه موضعِ دیگر اسراء ۸۵، نحل ۲ و غافر ۱۵ است و در هر چهار حرفِ مِن آمده.
و صریحترین جایی است که متن کارکردِ روح را نام میبرد: نور شدن و راه نمودن.
دو نادانیِ پیشین در خودِ آیه آمده، نادانی از کتاب و از باورمندی، و با ولکن به آن روشنایی وصل شده است؛ پس آن دانش از راهِ تجلیِ سرشتِ الهی به دست آمد و نه از آموختنِ پیشین.
جملهی پایانی راه نمودن را به خودِ پیامآور نسبت میدهد.
صراط الله الذي له ما في السماوات وما في الأرض ألا إلى الله تصير الأمورَ
برداشت از آیه :راه او که هستی از آنِ اوست و همهی کارها بهسوی او بازمیگردد.
نظرات کاربران