سوره الانعام

آیه 1 - سوره الانعام
واژگان کلیدی: الله

بسم الله الرحمن الرحيم الحمد لله الذي خلق السماوات والأرض وجعل الظلمات والنور ثم الذين كفروا بربهم يعدلونَ

برداشت از آیه :ستایش از آنِ پروردگارِ مهرپرور است که آسمان‌ها و زمین را آفرید و تاریکی و روشنایی را پدید آورد؛ با این همه، ستمگران برای پروردگارِ خویش همتا می‌آورند.


روشنگری:حمد = ستایش از دل. یعدلون = همتا می‌آورند و برابر می‌نهند.
در این دفتر تاریکی نشانِ ستم است و روشنایی نشانِ مهر. پس پدید آوردنِ هر دو یعنی انسان میانِ دو راه نهاده شده است و برگزیدن کارِ خودِ اوست. به آیه‌ی ۲۵۷ بقره رجوع شود.

آیه 2 - سوره الانعام
واژگان کلیدی:

هو الذي خلقكم من طين ثم قضى أجلا وأجل مسمى عنده ثم أنتم تمترونَ

برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور کالبدِ انسان را از ماده‌ای ناچیز آفرید و برای او سرآمدی معین نهاد، و سرآمدی دیگر نزدِ خودِ اوست؛ با این همه انسان دو دل می‌ماند.


روشنگری:طین = ماده‌ای ناچیز. أجل = سرآمد و پایانِ زمان. تمترون = دو دلی و تردید.
در این آیه دو سرآمد آمده است: یکی که برای انسان مقرر شده، و یکی که نزدِ او نام‌برده است.

آیه 3 - سوره الانعام
واژگان کلیدی: الله

وهو الله في السماوات وفي الأرض يعلم سركم وجهركم ويعلم ما تكسبونَ

برداشت از آیه :و او پروردگارِ مهرپرورِ تمامِ هستی است، پنهان و آشکارِ انسان‌ها را می‌داند و از کار و بارِ آنان باخبر است.


روشنگری:سرّ و جهر = پنهان و آشکار. ما تکسبون = آنچه به دست می‌آورید.
دانشِ او به پنهان و آشکار در آیه‌ی ۷۳ همین سوره و آیه‌ی ۲۲ حشر نیز آمده است.

آیه 4 - سوره الانعام
واژگان کلیدی:

وما تأتيهم من آية من آيات ربهم إلا كانوا عنها معرضينَ

برداشت از آیه :هیچ نشانه‌ای از نشانه‌های سرشتِ الهی به آنان نمی‌رسد که از آن روی برنگردانند.


روشنگری:آیه = نشانه. معرضین = روی‌گردانان.
نشانه‌های پروردگار همان نشانه‌های سرشتِ الهی است که در خودِ انسان نهاده شده. به آیه‌ی ۱۰۸ آل عمران رجوع شود.

آیه 5 - سوره الانعام
واژگان کلیدی:

فقد كذبوا بالحق لما جاءهم فسوف يأتيهم أنباء ما كانوا به يستهزئونَ

برداشت از آیه :نشانه های الهی را، دروغ انگاشتند، زودا که در رستاخیز، از آنچه که ریشخند می نمایند آگاه شوند.


روشنگری:راستی را که به آنان رسید دروغ انگاشتند؛ و به زودی خبرِ آنچه را به ریشخند می‌گرفتند خواهند یافت.

آیه 6 - سوره الانعام
واژگان کلیدی:

ألم يروا كم أهلكنا من قبلهم من قرن مكناهم في الأرض ما لم نمكن لكم وأرسلنا السماء عليهم مدرارا وجعلنا الأنهار تجري من تحتهم فأهلكناهم بذنوبهم وأنشأنا من بعدهم قرنا آخرينَ

برداشت از آیه :آیا ندیدند که پیش از آنان چه نسل‌ها فروپاشیدند؟ آنان را در زمین توانی داده بودیم که شما را نداده‌ایم، و باران را بر ایشان پیوسته فرو فرستادیم و رودها را زیرِ پایشان روان ساختیم؛ آن‌گاه به کیفرِ کردارِ خویش فروپاشیدند و نسلی دیگر از پسِ آنان برآمد.


روشنگری:قرن = نسل، مردمانِ یک روزگار. مدراراً = پرباران و پیوسته. بذنوبهم = به سببِ کردارِ خودشان.
پایانِ آیه همان قاعده‌ای را می‌گوید که در سراسرِ قرآن تکرار می‌شود: رنجی که بر انسان می‌آید از کردارِ خودِ اوست. به آیه‌ی ۷۹ نساء و ۱۶۵ آل عمران رجوع شود.

آیه 7 - سوره الانعام
واژگان کلیدی:

ولو نزلنا عليك كتابا في قرطاس فلمسوه بأيديهم لقال الذين كفروا إن هذا إلا سحر مبينَ

برداشت از آیه :و اگر نوشته‌ای بر کاغذ بر تو فرو می‌فرستادیم و آن را با دستِ خویش می‌سودند، باز ستمگران می‌گفتند این جز افسونی آشکار نیست.


روشنگری:قرطاس = کاغذ و برگِ نوشتن. سحر مبین = افسونی آشکار.
ناباوری با دیدن و بسودن برنمی‌خیزد، چون ریشه‌اش در نادیده گرفتن است نه در ندیدن.

آیه 8 - سوره الانعام
واژگان کلیدی:

وقالوا لولا أنزل عليه ملك ولو أنزلنا ملكا لقضي الأمر ثم لا ينظرونَ

برداشت از آیه :گفتند چرا کارگزاری از هستی بر او فرود نیامد؟ و اگر کارگزاری می‌فرستادیم، کار به پایان می‌رسید و دیگر درنگی نمی‌ماند.


روشنگری:ملک = کارگزارِ هستی. لقضی الأمر = کار به پایان می‌رسید.
یعنی جای آزمون و مهلت نمی‌ماند؛ و آزمون همان جایی است که انسان خود برمی‌گزیند.

آیه 9 - سوره الانعام
واژگان کلیدی:

ولو جعلناه ملكا لجعلناه رجلا وللبسنا عليهم ما يلبسونَ

برداشت از آیه :و اگر او را کارگزاری از هستی می‌کردیم، باز او را مردی می‌ساختیم، و همان سرگشتگی که دارند بر ایشان می‌ماند.


روشنگری:راهنما باید از جنسِ راه‌پویان باشد تا پیروی از او شدنی باشد؛ از همین رو پیام‌آور انسان است. به آیه‌ی ۹۴ اسراء و آیه‌ی ۱۱۰ کهف رجوع شود.

آیه 10 - سوره الانعام
واژگان کلیدی:

ولقد استهزئ برسل من قبلك فحاق بالذين سخروا منهم ما كانوا به يستهزئونَ

برداشت از آیه :پیام‌آورانِ پیش از تو را نیز به ریشخند گرفتند، و سرانجام همان چیزی که ریشخندش می‌کردند، ریشخندکنندگان را فرا گرفت.