کفر
چکیده ی مفهوم واژه :مقدمه: متن زیر چکیده برداشت پژوهشگر از مجموعه ای شامل 33 آیه روشنگر و منتخب از کل قرآن است که از نگاه او تمام مفاهیم واژه کفر و مشتقات آن را نمایندگی می کنند ضمنا مجموعه آیات روشنگر مذکور و برداشتهای مفهومی هر یک از آیات در همین صفحه قابل مشاهده است، همچنین توضیحات بیشتری درباره برخی از واژگان تحت عنوان "روشنگریهای بیشتر" در پایان متن آمده است :
و چون پروردگار مهرپرور فرشتگان را در خدمت سرشت الهی انسان نهاد، ابلیس در خدمتِ نفسِ خودخواهِ ستمکارِ انسان درآمد و خودپرستی نمود و ستم پیشه کرد، سرشتِ الهی ی باورمندان آنان را از تاریکی ستم به روشنائی ی مهر و نفسِ بدکنشِ ستمکاران آنان را از روشنائی ی مهر به تاریکی ستم و رستاخیزِ پر حسرت می رساند، آنان که ادعا می کنند دل هاشان سرشتِ مهربانِ الهی را در نمی یابد، بدان خاطر است که دلهایشان را غبار ستم پوشانده است، هرکه پروردگار مهرپرور، فرشتگانِ در خدمتِ انسان، پیامبران و فرشتگانِ برگزیده جبراییل و میکاییل را باور ندارد از دیدار پروردگار مهرپرور در رستاخیز بی بهره می ماند، جبرئیل فرشته ی برگزیده الهی را باور کنید، من سرشتِ الهی ام را با او پُرکُنش می سازم و اینگونه است که سخنم در راستای سخن پیامبران پیشین است و باورمندان را سودمند می افتد. همه نیازهای انسان فراهم گردیده و هدایایِ الهی ی او بی شمار است و انسان ناسپاس و ستمکار است، انسانهایی که یکدیگر را دشمن داشته و به قتل می رسانند و به ناحق مورد تجاوز قرار میدهند، جز این نیست که سرشت مهربان خود را نادیده و از نفسِ بدکُنشِ خود پیروی می کنند، هدایایِ پروردگار مهرپرور به انسان را به یاد آوریم و از ستم پرهیز کنیم و به هستی مهر بورزیم و از موهبت هایش برخوردار شویم، پروردگار بسیار مهربان است، ستمکارانی که به سرشت الهی خود بازگشته و مهر بورزند در سایه مهر او خواهند بود. ای باورمندانِ مهربان پيش از فرا رسیدن مرگ و پایان داد و ستد، دوستی و پادرمیانی، عاشقانه از داشته های خویش به دیگران ببخشید تا از ناسپاسان و ستمکاران نباشید، پروردگار مهرپرور از کردار انسانها آگاه است، مهرورزی آشکار یا پنهان نسبت به تهیدستان چه نیکو و پوشاننده بدی هاست، این اراده ی الهی است که در انسان تجلی می یابد و انسان با نیکی و مهربانی، بدی را می زداید و رستاخیز خود را سرشار از خوبی و زیبایی می سازد، وظیفه هرکس به اندازه توانایی اوست، و هر کس پاسخگوی کردار خویش است و هیچکس بخاطر فراموشی و اشتباه بازخواست نشود و کسی بار گران را جز به اندازه توانایی بر دوش نگیرد اگرچه پیشینیان چنین کرده باشند، پروردگار مهرپرور مهربان و بدیها را با خوبی ها می پوشاند، آرزو داریم مهر پروردگار در سرشتِ ما متجلی و بر نفسِ بدکنشِ ستمکاران پیروز گردد، به درستی که پیام های من روشنگر و تنها نابکاران آن را نادیده می گیرند.
پیروی انسان ها از پیامبر پیروی از پروردگار مهرپرور است و اگر رویگردان شوند و انکار ورزند از مهر پروردگار بی بهره می شوند، آنان که آفرینش و هدایای ی الهی انسان و نوشته های راهگشای پیامبران را پوشیده می دارند از پروردگار مهرپرور و فرشتگان او دور می شوند، پروردگار مهرپرور نیکوکاران را می داند و کردار نیکو پوشیده نماند و سپاس آن گذارده شود، باورمندان به مهرِ پروردگار مهرپرور پالایش می شوند و ناباورمندان در تاریکی فرو می شوند، دل انسان اگر به هدایای الهی آرام نیابد، وسوسه های نفسِ بدکُنش و ستمکار او تا گاهِ مرگ فزونی می یابد، با آنکه انسان هدایایِ الهی ی خود را می شناسد اما آنها را ندیده انگاشته و چه بسیار که ستمکار می شوند، آیا می دانستی که نفسِ بدکنشِ انسان چگونه او را برای ستمکاری وسوسه می کند؟ هرکس نابخردانه به جای سرشتِ الهیِ نفسِ بدکنش را بخواند به خود ستم نموده و رستگار نمی شود، آنگاه که انسان از هر سو در خطر می افتد، وجدانِ الهی او سرشتِ مهربانِ الهی را می خواند و چون رهایی می یابد از نفسِ بدکنشِ خود پیروی می کند، ستمکاران خود را از مهرِ پروردگار مهرپرور دور می سازند و رستاخیزی پر رنج برای خود فراهم می آورند، اگرچه وجدان و سرشتِ مهربانِ انسان الهی است، اما برخی پروردگارِ مهرپرور را در همتایانِ خود ساخته می جویند، کردار انسان در رستاخیز داوری می شود و ستمکارانِ دروغ زن رستگار نمی شوند. اگرچه ناباورمندانِ ستمکار را ناخوش می آید، اما من با وجدان و سرشتِ مهربانِ الهی ی خویش پروردگارِ مهرپرور را می خوانم و چنین است که پروردگارِ مهرپرور باورمندانِ مهربان را دوست می دارد و ناباورمندانِ ستمکار دوستی ندارند، انسانی که با وسوسه ی نفسِ بد کنشِ خود ستم می کند در رستاخیز کردار خود را می بیند و از کردارِ خود بیزار می شود و پاسخی در برابر سرشتِ الهی خود ندارد، پروردگار مهرپرور انسان را آفرید، برخی پیرو سرشتِ مهربانِ الهی و برخی پیرو نفسِ ابلیسی و ستمکار شدند، ناباورمندانی که در ناباورمندی مرگ به سراغشان می آید خود را از دیدار پروردگار مهرپرور، فرشتگان و مهربانان محروم ساخته اند، در رستاخیز چهره هایی غمگین و چهره هایی شاد است، چهره ی آنان که هدایای الهی خود را نادیده انگاشته اند غمگین و ستمکاران را رنجی فراوان است.
روشنگری های بیشتر:
- ملائکة الله = با دمیده شدن روح پروردگار مهرپرور انسان صاحب سرشت مهربان الهی و جانشین پروردگارش گردید، و از خدمت فرشتگان توانا گردید اما نفس بدکنش( شیطان) او را به سرکشی و ستمکاری وسوسه نمود.
- کافرین جمع کافر و در قرآن با دو مفهوم ناباورمند به پروردگار و دیگری ستمکار به کار رفته است.، با یک نگرش کلی تر از کفر می توان مفهوم ستم به خود و یا دیگران را برداشت نمود، آنگاه که انسان نسبت به پروردگار کفر می ورزد و پروردگارش را باور نمی کند به خود ستم می نماید و آنگاه که کفر به دیگران نسبت دارد مفهوم ستم به دیگران از آن برداشت می شود. از کفر مفاهیم انکار کردن و ناسپاسی را نیز میتوان برداشت کرد.
- شیطان = در قصه ی آفرینش ابلیس یا شیطان پس از آفرینش انسان و از جمع فرشتگان نقش آفرین و بجای خدمت به سرشتِ الهی انسان در خدمت نفسِ انسان در می آید، انسانی که با سوء استفاده از ظرفیتِ اختیارِ جانشینی پروردگار کارکرد فرشتگان را در خود تعیین و نقش شر و ستم را به شیطان، ابلیس یا جن واگذار می کند.
- اذن الله = مفهوم اذن عبارت از پُرکُنش ساختن سرشت الهی انسان و اجازه بالقوه پروردگار مهر پرور به انسان را در خود به فعل درآوردن و به مرتبه نوعی از نبوغ و آفرینش دست یافتن است. اذن در انسانها دارای مراتب و مرتبه هرکس بستگی به میزان کنش سرشت و اراده الهی او دارد، پیامبران بالاترین مرتبه اذن را به دست آورده و به مرتبه شفاعت یا همراهی با پروردگار مهرپرور می رسند و توان آفرینش می یابند همانگونه که موسی با پروردگار مهرپرور سخن گفت و عیسی پرنده خلق نمود و یا محمد به معراج رفت.
اذن تجلی سرشت و فطرت الهی در انسان است و فطرت الهی انسان اگر با نفس(شیطان) بدکنش او همراه نگردد تجلی می یابد و از خدمت فرشتگان بهره مند و شفیع و همراه پروردگارش می شود و مانند برخی از پیامبران به مرحله آفرینش و خلق می رسد.
- روح القدس = انسان با ظرفیت دانش (علم الاسماء) پا به عرصه وجود می گذارد و سپس با خدمت فرشتگان(خادمان سرشت الهی ی انسان یا مهربانی) از جمله شیطان(خادم نفس انسانی یا نامهربانی و ستم) ظرفیت کردار نیک و بد را دارا می شود و آنگاه در مسیر رشد و ناب شدن در مهر پروردگار و با پس زدن ابلیس درون به مرتبه انسان احسن تقویم دست می یابد و در این مرتبه فرشتگان برگزیده یا مقربِ روح القدس و روح الامین و جبرئیل به کمک او می آیند.
- نعمت الله = وجدان الهی انسان( دین الله) امکان مقایسه مهربانی(ملائکة الله) و ستمکاری( نفس بدکنش/شیطان) را به انسان می بخشد و انسان به کمک اراده ی الهی خود (امرالله) کردار نیک و بد را به انجام می رساند. سرشت الهی انسان (فطرة الله) به وسیله ( روح الله) در هنگام آفرینش در انسان دمیده شده است و تجلی سرشتِ الهی در انسان(اذن الله) است و مجموعه هدایای الهی مذکور در بالا (نعمت الله) است و انسان را در مسیر و راه و آئینِ مهرِ پروردگارِ مهرپرور (صراط الله/مستقیم) قرار می دهد.
آیات روشنگر
وإذ قلنا للملائكة اسجدوا لآدم فسجدوا إلا إبليس أبى واستكبر وكان من الكافرين
برداشت از آیه :و آنگاه پروردگارِ مهرپرور کارگزارانِ هستی را در خدمتِ مهربانیِ انسان گمارد؛ جز آنکه نفسِ بدکنشِ او خودخواهی و ستم پیشه کرد.
روشنگری:ابلیس = نفسِ بدکنشِ انسان.
کافر = ناباورمندی که به خود ستم کرده، و این ستم به دیگران نیز سرایت میکند.
ملائکة = کارگزارانِ هستی؛ همین برگردان در سراسرِ دفتر به کار میرود.
ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم وتخرجون فريقا منكم من ديارهم تظاهرون عليهم بالإثم والعدوان وإن يأتوكم أسارى تفادوهم وهو محرم عليكم إخراجهم أفتؤمنون ببعض الكتاب وتكفرون ببعض فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلا خزي في الحياة الدنيا ويوم القيامة يردون إلى أشد العذاب وما الله بغافل عما تعملون
برداشت از آیه :آیا جز این است که سرشتِ مهربانِ خود را زیرِ پا گذاردند و از نفسِ بدکنش و ستمگرِ خویش پیروی کردند؟ سزایِ چنین کسی جز خواری در این جهان و رنجِ فراوان در رستاخیز چیست؟
3 | آیه 88 - سوره البقره
وقالوا قلوبنا غلف بل لعنهم الله بكفرهم فقليلا ما يؤمنون
برداشت از آیه :ناباورمندانِ ستمگر، دلهاشان سخت میشود و سرشتِ مهربانِ الهی را درنمییابند.
قل من كان عدوا لجبريل فإنه نزله على قلبك بإذن الله مصدقا لما بين يديه وهدى وبشرى للمؤمنين
برداشت از آیه :بر سامانِ نهادهی آفرینش، سرشتِ الهیِ انسانِ کامل بارور میشود و کتاب بر دلِ او فرو مینشیند؛ آیا با کارگزارِ برگزیدهی هستی دشمنی میورزید، که این کتاب را بر دل فرو مینشاند، کتابی که راستگوی پیشینیان و رهنمون و مژدهای برای باورمندان است؟
روشنگری:- اذن پرکنش ساختن سرشتِ الهیِ انسان است، روح و امر بالقوه را در خود به فعل درآوردن و به مرتبهی نبوغ و آفرینش دست یافتن. مرتبهی اذن هرکس بستگی به میزان کنشِ سرشت و ارادهی الهی وی دارد، پیامبران به بالاترین مرتبه اذن دست یافته و همراه پروردگار مهرپرور میشوند و برخی به آفرینش دست مییازند.
- اذن در انسانِ کامل متجلی( سجدهی فرشتگان) و او را همراه پروردگارش میسازد او نفسِ بدکنش(شیطان) خود را مهار مینماید .
- انسان با ظرفیت دانش (علم الاسماء) پا به عرصهی وجود میگذارد و سپس ظرفیت عمل نیک و بد را دارا میشود و آنگاه در مسیر رشد با ناب شدن به مرتبهی انسانِ احسن تقویم(کامل) دست مییابد و سرشتِ الهیِ او بارور میگردد( فرشتگان برگزیده یا مقربِ روح القدس یا جبرئیل باو سجده و در خدمت او در میآیند).
5 | آیه 98 - سوره البقره
من كان عدوا لله وملائكته ورسله وجبريل وميكال فإن الله عدو للكافرين
برداشت از آیه :هرکس به سرشتِ الهی و نیروهایِ خدمتگزارِ هستی و پیامآوران باور ندارد، از نفسِ بدکنشِ خود پیروی میکند.
روشنگری:انسان با ظرفیت دانش (علم الاسماء) پا به عرصه وجود میگذارد و سپس ظرفیت (ملائکه یا نیروی نیکی و ابلیس یا نیروی بدی) عمل نیک و بد را دارا میشود و آنگاه در مسیر رشد انسان با ناب شدن در مهر پروردگار و با پس زدن وسوسه های درونی به مرتبه انسان احسن تقویم دست مییابد و از آن پس فرشتگان برگزیده یا مقربِ روح القدس و روح الامین و جبرئیل به خدمت او در میآیند.
6 | آیه 99 - سوره البقره
ولقد أنزلنا إليك آيات بينات وما يكفر بها إلا الفاسقون
برداشت از آیه :بهدرستی که پیامِ پیامبر روشنگر است، و تنها بدکاران آن را باور ندارند.
7 | آیه 152 - سوره البقره
فاذكروني أذكركم واشكروا لي ولا تكفرون
برداشت از آیه :سرشتِ الهیِ خود را به یاد آورید تا در شما جلوهگر شود؛ سپاسگزارِ دهشِ آن باشید و ستم نورزید.
روشنگری:- یاد کردن، به یاد آوردنِ دهشِ پروردگار است؛ و سپاس، مهر ورزیدن به هستی.
- لا تكفرون = از ستم پرهیز کنیم
- فاذكروني = هدایای پروردگار مهرپرور ( نعمت الله) به انسان را به یاد آوریم
- اشكروا لي = به هستی مهر بورزیم
- أذكركم = از موهبت های الهی برخوردار شویم
إن الذين يكتمون ما أنزلنا من البينات والهدى من بعد ما بيناه للناس في الكتاب أولئك يلعنهم الله ويلعنهم اللاعنون
برداشت از آیه :آنانکه دهشِ سرشتِ الهی و رهنمودهایِ پیامبران را پوشیده میدارند، نفسِ بدکنش بر آنان چیره گشته است.
روشنگری:لعنت در این آیه، دورباش گفتنِ پروردگارِ مهرپرور در رستاخیز است، یعنی دیگر به نزدِ من راه نداری؛ در برابرِ نیکوکاران و باورمندان که پروردگار دوست و نزدیکِ آنان است.
یکتمون = پوشیده داشتن.
بینات = به واژهی کلیدیِ «آیات» رجوع شود. آفرینشِ شگفتانگیزِ انسان و دهشِ الهی که تا جانشینیِ پروردگارِ مهرپرور امتداد مییابد، از نشانههای الهی است.
يلعنهم الله ويلعنهم اللاعنون = از پروردگار مهرپرور و فرشتگان او دور میشوند/نفسِ بدکنش بر آنان چیره گشته است.
9 | آیه 160 - سوره البقره
إلا الذين تابوا وأصلحوا وبينوا فأولئك أتوب عليهم وأنا التواب الرحيم
برداشت از آیه :ستمکارانی که به سرشتِ الهیِ خود بازگشته و مهر ورزیده و از ستم پشیمان باشند، خطاهایشان پوشیده میگردد.
روشنگری:توبه به معنای پشیمانی از کردار ستمکارانه و جبران آن با کردار مهربانانه است.
إن الذين كفروا وماتوا وهم كفار أولئك عليهم لعنة الله والملائكة والناس أجمعين
برداشت از آیه :ستمکارانی که تا زمان مرگ بر ستم و نفسِ بدکنش پای فشرده اند، در رستاخیز از دیدار پروردگارِ مهرپرور بیبهرهاند.
11 | آیه 254 - سوره البقره
يا أيها الذين آمنوا أنفقوا مما رزقناكم من قبل أن يأتي يوم لا بيع فيه ولا خلة ولا شفاعة والكافرون هم الظالمون
برداشت از آیه :باورمندان پيش از رستاخیز و بازماندن از یاری و همراهی، با مهربانی از داشتههای خویش به نیازمندان میبخشند.
12 | آیه 257 - سوره البقره
الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات إلى النور والذين كفروا أولياؤهم الطاغوت يخرجونهم من النور إلى الظلمات أولئك أصحاب النار هم فيها خالدون
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور پشتوانهی باورمندان است و آنان را از تاریکیِ ستم به روشناییِ مهر میکشاند؛ و نفسِ بدکنش، پشتوانهی ناباوران است و آنان را از روشناییِ مهر به تاریکیِ ستم و رستاخیزِ پرحسرت میرساند.
روشنگری:خوانشِ درونیِ آیه:
سرشتِ الهی، باورمندانِ مهربان را از تاریکی به سویِ روشنائی میکشاند و نفسِ بدکنش، ناباورمندانِ ستمگر را از روشنائی به تاریکی و رستاخیزِ پرحسرت میرساند.
ظلمات = تاریکیها = ستم ها
نور = روشنایی = مهربانی
نمونه ظلم در آیه: فرو شدن در تاریکی ستم و ندیدن نور مهر پروردگار.
13 | آیه 271 - سوره البقره
إن تبدوا الصدقات فنعما هي وإن تخفوها وتؤتوها الفقراء فهو خير لكم ويكفر عنكم من سيئاتكم والله بما تعملون خبير
برداشت از آیه :کمک به تهیدستان، چه آشکار و چه پنهان، نیکوست و بدیهای انسان را میپوشاند؛ و پروردگارِ مهرپرور از کردارِ انسان آگاه است.
لا يكلف الله نفسا إلا وسعها لها ما كسبت وعليها ما اكتسبت ربنا لا تؤاخذنا إن نسينا أو أخطأنا ربنا ولا تحمل علينا إصرا كما حملته على الذين من قبلنا ربنا ولا تحملنا ما لا طاقة لنا به واعف عنا واغفر لنا وارحمنا أنت مولانا فانصرنا على القوم الكافرين
برداشت از آیه :وظیفهی هرکس به اندازهی توانایی اوست، و هرکس پاسخگوی کردارِ خویش است؛ انسان بدیهای خود را با نیکیها میپوشاند، باشد که سرشتِ مهربانِ الهی متجلی گردد و بر نفسِ بدکنشِ ستمکار پیروز شود.
15 | آیه 32 - سوره آل عمران
قل أطيعوا الله والرسول فإن تولوا فإن الله لا يحب الكافرين
برداشت از آیه :پیروی از پیامبر، پیروی از سرشتِ الهی است؛ و رویگردانی از آن، بیبهره شدن از مهرِ آن.
روشنگری:پیروی از پیامبر همان پیروی از سرشتِ الهی است؛ زیرا سرشتِ الهیِ پیامبر متجلی گشته و سخنِ او همان سخنِ سرشتِ الهی است.به آیهی ۶۹ سورهی نساء نیز توجه گردد.
تولوا = رویگردانی.
16 | آیه 106 - سوره آل عمران
يوم تبيض وجوه وتسود وجوه فأما الذين اسودت وجوههم أكفرتم بعد إيمانكم فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرون
برداشت از آیه :در رستاخیز چهرههایی اندوهگین است و چهرههایی شاد؛ آنان که سرشتِ الهیِ خود را پس از باور آوردن نادیده انگاشتند، رنجِ کردارِ خویش را میچشند.
روشنگری:سیاه و سپید شدنِ چهره نمادین است: اندوه و شادیِ انسان از دیدنِ کردارِ خویش. به آیات ۶ تا ۸ سورهی زلزله و آیهی ۱۴ سورهی اسراء رجوع شود که هر دو انسان را گواهِ کردارِ خود میخوانند.
کفر = خدا ناباوری، پوشاندنِ راهِ مهر، ستم.
وما يفعلوا من خير فلن يكفروه والله عليم بالمتقين
برداشت از آیه :پروردگار مهرپرور به احوال نیکوکاران دانا است و کردارِ نیکویِ انسان پوشیده نماند.
روشنگری:متقین = نیکوکاران.
لن یکفروه = پوشیده نماند، ناسپاسی نشود. کردارِ نیکِ انسان هرگز نادیده نمیماند.
به آیات ۷ و ۸ سورهی زلزله رجوع شود: هر کردار، هرچند به وزنِ ذرهای، دیده خواهد شد.
18 | آیه 141 - سوره آل عمران
وليمحص الله الذين آمنوا ويمحق الكافرين
برداشت از آیه :باورمندان سرشتِ الهیِ خود را میپالایند و ستمکاران در تاریکیِ خویش فرو میروند.
روشنگری:لیمحص = پالایش. شاید بتوان آن را پالایشِ انسانِ باورمند از ناخالصیها و رسیدن به درجهی «عباد المخلصون» دانست، که بالاترین مرتبهی شناختِ پروردگار است و در آن هیچ وسوسه و تزلزلی راه ندارد.
یمحق = کاستن و محو کردن.
به آیهی ۲۵۷ سورهی بقره نیز توجه گردد: روشنایی و تاریکی، همان مهر و ستم است.
19 | آیه 125 - سوره التوبه
وأما الذين في قلوبهم مرض فزادتهم رجسا إلى رجسهم وماتوا وهم كافرون
برداشت از آیه :دلِ انسان اگر به سرشتِ الهی آرام نیابد، وسوسه های نفسِ بدکُنش و ستمکار او تا گاهِ مرگ فزونی مییابد.
روشنگری:كافرون = ستمکار، ناسپاس
وآتاكم من كل ما سألتموه وإن تعدوا نعمت الله لا تحصوها إن الإنسان لظلوم كفار
برداشت از آیه :همهی نیازهایِ انسان فراهم گردیده و هدایایِ الهیِ او بیشمار است و انسان بسیار ناسپاس و ستمکار است.
يعرفون نعمت الله ثم ينكرونها وأكثرهم الكافرون
برداشت از آیه :با آنکه انسان هدایایِ الهیِ خود را میشناسد اما آنها را ندیده انگاشته و چه بسیار که ستمکار میشوند.
روشنگری:نعمت الله = وجدان الهی انسان( دین الله) امکان مقایسه مهربانی(ملائکة الله) و ستمکاری( نفس بدکنش/شیطان) توانِ انجام کاری در انسان است و انسان به کمک ارادهی الهیِ خود (امرالله) آن کار را به انجام میرساند. منشاء وجدانِ انسان سرشتِ الهیِ انسان (فطرة الله) است که در هنگام آفرینش در وی دمیده شده است( روح الله) و تجلی سرشتِ الهی در انسان تحققِ (اذن الله) است و زنجیره هدایایِ الهی (نعمت الله) و راه و آئینِ مهرِ پروردگارِ مهرپرور (صراط الله/مستقیم) است.
22 | آیه 83 - سوره مریم
ألم تر أنا أرسلنا الشياطين على الكافرين تؤزهم أزا
برداشت از آیه :آیا میدانی که نفسِ بدکنش چگونه ستمکاران را وسوسه میکند؟
23 | آیه 117 - سوره المومنون
ومن يدع مع الله إلها آخر لا برهان له به فإنما حسابه عند ربه إنه لا يفلح الكافرون
برداشت از آیه :هرکس به جای سرشتِ الهیِ نفسِ بدکنش را بخواهد به خود ستم نموده و در رستاخیز رستگار نمیشود.
روشنگری:- ومن يدع مع الله إلها آخر = هرکس به جای سرشتِ الهیِ نفسِ بدکنش را بخواند
- لا برهان له = نابخردانه
- فإنما حسابه عند ربه إنه لا يفلح الكافرون = به خود ستم نموده و رستگار نمی شود.
فإذا ركبوا في الفلك دعوا الله مخلصين له الدين فلما نجاهم إلى البر إذا هم يشركون
برداشت از آیه :آنگاه که انسان در خطر میافتد، وجدانِ او سرشتِ مهربانِ الهی را میخواند و چون رهایی مییابد از نفسِ بدکنشِ خود پیروی میکند.
روشنگری:دین = وجدان الهی انسان( دین الله) که امکان مقایسه مهربانی(ملائکة الله) و ستمکاری( نفس بدکنش/شیطان) را برای انجام کاری به انسان می بخشد و انسان به کمک اراده ی الهی خود (امرالله) آن کار را به انجام می رساند. منشاء وجدان انسان سرشت الهی انسان (فطرة الله) است که در هنگام آفرینش در وی دمیده شده است( روح الله) و تجلی سرشتِ الهی در انسان(اذن الله) است و این سلسله مراتب (نعمت الله) و راه و آئینِ مهرِ پروردگارِ مهرپرور (صراط الله/مستقیم) است.
25 | آیه 64 - سوره الاحزاب
إن الله لعن الكافرين وأعد لهم سعيرا
برداشت از آیه :ستمکاران خود را از مهرِ پروردگار مهرپرور دور میسازند و رستاخیزی پر رنج برای خود فراهم میآورند.
26 | آیه 73 - سوره ص
فسجد الملائكة كلهم أجمعون
برداشت از آیه :و همهی فرشتگان به خدمت سرشتِ مهربانِ الهیِ انسان درآمدند.
روشنگری:سجده فرشتگان به فرمان پروردگار مهرپرور نماد اعطای پتانسیل جانشینی، فطرت یا سرشت الهی اراده و اختیار انسان ناب و کامل برداشت شده است.
27 | آیه 74 - سوره ص
إلا إبليس استكبر وكان من الكافرين
برداشت از آیه :مگر نفسِ خودخواهِ ستمکارِ انسان.
ألا لله الدين الخالص والذين اتخذوا من دونه أولياء ما نعبدهم إلا ليقربونا إلى الله زلفى إن الله يحكم بينهم في ما هم فيه يختلفون إن الله لا يهدي من هو كاذب كفار
برداشت از آیه :راه و رسم ناب، پیروی از سرشتِ الهی است و بیگمان آنانکه به دروغ و ستم تفسیر و تعبیر دیگری دارند در رستاخیز داوری خواهد شد.
فادعوا الله مخلصين له الدين ولو كره الكافرون
برداشت از آیه :من بیریا پیرو راه و رسمِ سرشتِ مهربانِ الهیام هستم، هرچند نفسِ نامهربانِ ناباورمندان را ناخوش آید.
روشنگری:دین، راه و رسم و آئینِ منتخبِ سرشتِ الهیِ انسان( دین الله) است. مهربانی(ملائکة الله) و یا ستمکاری( نفس بدکنش/شیطان) را انسان به کمک ارادهی الهیِ خود (امرالله) انتخاب مینماید.
منشاء سرشتِ الهی انسان (فطرة الله) است که در هنگام آفرینش در وی دمیده شده است( روح الله).
تجلیِ سرشتِ الهی در انسان(اذن الله) است.
مجموع کنشهای بالا، راه و آئینِ مهرِ پروردگارِ مهرپرور (صراط الله/صراط مستقیم) است.
30 | آیه 11 - سوره محمد
ذلك بأن الله مولى الذين آمنوا وأن الكافرين لا مولى لهم
برداشت از آیه :چنین است که سرشتِ الهی انسان یاورِ باورمندان است و نفسِ ستمکارِ ناباورمندان یاور ندارد.
كمثل الشيطان إذ قال للإنسان اكفر فلما كفر قال إني بريء منك إني أخاف الله رب العالمين
برداشت از آیه :آنان که با وسوسهیِ نفسِ بدکنش ستم میکنند در رستاخیز از کردارِ خود گریزان و از سرشتِ الهیِ خود در هراس هستند.
32 | آیه 2 - سوره التغابن
هو الذي خلقكم فمنكم كافر ومنكم مؤمن والله بما تعملون بصير
برداشت از آیه :پروردگار مهرپرور انسان را آفرید، برخی پیرو سرشتِ مهربانِ الهی و برخی پیرو نفسِ ستمکار شدند و همگان کردارِ خود را در رستاخیز خواهند دید.
ذلك أمر الله أنزله إليكم ومن يتق الله يكفر عنه سيئاته ويعظم له أجرا
برداشت از آیه :آنگاه که ارادهی الهیِ انسان سرشتِ الهیِ او را متجلی میسازد، انسان با نیکی و مهربانی بدی را میزداید و رستاخیز خود را سرشار از خوبی و زیبایی میسازد.
روشنگری:یتق الله: به راه مهر پروردگار رفتن، نیکوکاری کاردن.
یکفر: پوشاندن و زدودن.
- نیکی بدی را می زداید(ان الحسنات یذهبن السیئات) و تقوی همان حسنات و راه مهر پروردگار یا نیکوکاری است که بدی(سیئات) را می پوشاند(یکفر).
- دین = وجدان الهی انسان( دین الله) که امکان مقایسه مهربانی(ملائکة الله) و ستمکاری( نفس بدکنش/شیطان) را برای انجام کاری به انسان می بخشد و انسان به کمک ارادهی الهی خود (امرالله) آن کار را به انجام میرساند. منشاء وجدان انسان سرشتِ الهی انسان (فطرة الله) است که در هنگام آفرینش در وی دمیده شده است( روح الله) و تجلی سرشتِ الهی در انسان(اذن الله) است و این سلسله مراتب (نعمت الله) و راه و آئینِ مهرِ پروردگارِ مهرپرور (صراط الله/مستقیم) است.