سوره البقره
بسم الله الرحمن الرحيم المَ(1)
برداشت از آیه :بهنام پروردگارِ مهرپرورِ مهربان
الم
روشنگری:الم؛ حروفِ آغازین در بیست و نُه سوره آمده و معنایشان آشکار نشده است. نگارنده دربارهی آن ادعایی ندارد.
ذلك الكتاب لا ريب فيه هدى للمتقينَ(2)
برداشت از آیه :بیگمان این کتاب راهنمایِ نیکوکاران است.
الذين يؤمنون بالغيب ويقيمون الصلاة ومما رزقناهم ينفقونَ(3)
برداشت از آیه :باورمندانی نیایشگر، که از آنچه دارند به نیازمندان میبخشند.
روشنگری:باور به غیب، همان باورمند بودن است؛ باور به آنچه با چشم دیده نمیشود و با سرشتِ الهی دریافته میشود.
والذين يؤمنون بما أنزل إليك وما أنزل من قبلك وبالآخرة هم يوقنونَ(4)
برداشت از آیه :همان کسانیکه به کتابهایِ من و کتابهایِ فرزانگانِ پیشین، و به روزِ رستاخیز باور دارند.
أولئك على هدى من ربهم وأولئك هم المفلحونَ(5)
برداشت از آیه :سرشتِ الهیِ این مهرورزان کنشگر گشته و به رستگاری رسیدهاند.
إن الذين كفروا سواء عليهم أأنذرتهم أم لم تنذرهم لا يؤمنونَ(6)
برداشت از آیه :ستمگران، پندهایِ مرا ناشنیده میانگارند و باور نمیآورند.
روشنگری:هرجا گفتار از آنِ پروردگار است، در برداشت به زبانِ پیامبر میآید؛ زیرا سرشتِ الهیِ او متجلی و گویا شده و سخنش همان سخنِ پروردگار است.
ختم الله على قلوبهم وعلى سمعهم وعلى أبصارهم غشاوة ولهم عذاب عظيمَ(7)
برداشت از آیه :آنان بر دل، گوش و چشمِ خویش پرده افکندهاند، و رستاخیزی ناگوار در پیش دارند.
روشنگری:مُهر زدن بر دل، کنشِ آغازینِ پروردگار بر انسان نیست؛ پیامدِ دور شدنِ خودخواستهی انسان از سرشتِ الهیِ خویش است. همین ساختار در آیهی ۱۰۸ سورهی نحل نیز دیده میشود.
ومن الناس من يقول آمنا بالله وباليوم الآخر وما هم بمؤمنينَ(8)
برداشت از آیه :گروهی به زبان میگویند به پروردگارِ مهرپرور و روزِ رستاخیز باور دارند، حال آنکه باورمند نیستند.
روشنگری:آیات 8 تا 16: این نُه آیه یک تصویرِ پیوستهاند، خوشهی دورویی: گفتارِ دروغین، خودفریبی، بیماریِ دل، ستمکاریای که خود را اصلاح میخوانَد، و سرانجام سودی که از این داد و ستد بهدست نمیآید.
يخادعون الله والذين آمنوا وما يخدعون إلا أنفسهم وما يشعرونَ(9)
برداشت از آیه :همانها که با خودفریبی، سرشتِ الهیِ خویش را وامینهند و از نفسِ بدکنشِ خود پیروی میکنند.
في قلوبهم مرض فزادهم الله مرضا ولهم عذاب أليم بما كانوا يكذبونَ(10)
برداشت از آیه :بیماریِ دلها با پیروی از نفسِ بدکنش فزونی مییابد، و رستاخیزِ دروغگویان ناگوار خواهد بود.
وإذا قيل لهم لا تفسدوا في الأرض قالوا إنما نحن مصلحونَ(11)
برداشت از آیه :و چون به مهرورزی فراخوانده شوند، خود را ستمکار نمیشمارند.
ألا إنهم هم المفسدون ولكن لا يشعرونَ(12)
برداشت از آیه :آنان سنگدل و نامهرباناند، هرچند خود درنیابند.
وإذا قيل لهم آمنوا كما آمن الناس قالوا أنؤمن كما آمن السفهاء ألا إنهم هم السفهاء ولكن لا يعلمونَ(13)
برداشت از آیه :و چون به سرشتِ الهی فراخوانده شوند، از سرِ نادانی باورمندان را کمخرد میشمارند.
وإذا لقوا الذين آمنوا قالوا آمنا وإذا خلوا إلى شياطينهم قالوا إنا معكم إنما نحن مستهزئونَ(14)
برداشت از آیه :آنان میانِ سرشتِ الهی و نفسِ بدکنشِ خویش در کشمکشاند.
الله يستهزئ بهم ويمدهم في طغيانهم يعمهونَ(15)
برداشت از آیه :نفسِ بدکنش، آنان را به ریشخند کشانده و در سرکشیِ خویش سرگردان ساخته است.
أولئك الذين اشتروا الضلالة بالهدى فما ربحت تجارتهم وما كانوا مهتدينَ(16)
برداشت از آیه :آنان راهیاب نمیشوند، و از این داد و ستد سودی نمیبرند.
روشنگری:آیات 8 تا 16: این نُه آیه یک تصویرِ پیوستهاند، خوشهی دورویی: گفتارِ دروغین، خودفریبی، بیماریِ دل، ستمکاریای که خود را اصلاح میخوانَد، و سرانجام سودی که از این داد و ستد بهدست نمیآید.
مثلهم كمثل الذي استوقد نارا فلما أضاءت ما حوله ذهب الله بنورهم وتركهم في ظلمات لا يبصرونَ(17)
برداشت از آیه :مانند کسیکه در شبی تار آتشی برافروزد تا بدان بنگرد، اما نور نپاید و نابینایی پایدار ماند.
روشنگری:آیات 17 تا 20؛ در این چهار آیه دو تمثیل آمده است: آتشی که میافروزند و فرو مینشیند، و بارانی که در آن آذرخش و تندر است. باران، مهرِ پروردگار است؛ اما آنکه تنها از تندر میهراسد، آن مهر را نمیبیند. روشناییِ سرشتِ الهی هست، ولی چشمِ ناتوان از آن میگریزد.
صم بكم عمي فهم لا يرجعونَ(18)
برداشت از آیه :ستمکاران، ناشنوا و گنگ و نابینایند، چگونه راه یابند؟
أو كصيب من السماء فيه ظلمات ورعد وبرق يجعلون أصابعهم في آذانهم من الصواعق حذر الموت والله محيط بالكافرينَ(19)
برداشت از آیه :مهرِ پروردگار چون بارانی است که در آن آذرخش و تندر است؛ ولی آنان از بیمِ تندر انگشت در گوش مینهند و آن مهر را نمیبینند.
يكاد البرق يخطف أبصارهم كلما أضاء لهم مشوا فيه وإذا أظلم عليهم قاموا ولو شاء الله لذهب بسمعهم وأبصارهم إن الله على كل شيء قديرَ(20)
برداشت از آیه :روشناییِ سرشتِ الهی چشمها را خیره میکند؛ هر بار که راه را بر ایشان روشن میسازد چند گامی برمیدارند و چون تاریک میشود بازمیایستند، که از نفسِ بدکنشِ خویش پیروی میکنند.
روشنگری:آیات 17 تا 20؛ در این چهار آیه دو تمثیل آمده است: آتشی که میافروزند و فرو مینشیند، و بارانی که در آن آذرخش و تندر است. باران، مهرِ پروردگار است؛ اما آنکه تنها از تندر میهراسد، آن مهر را نمیبیند. روشناییِ سرشتِ الهی هست، ولی چشمِ ناتوان از آن میگریزد.
يا أيها الناس اعبدوا ربكم الذي خلقكم والذين من قبلكم لعلكم تتقونَ(21)
برداشت از آیه :ای مردمان، از پروردگارِ مهرپرور پیروی کنید که شما و پیشینیانتان را آفرید، و از سرشتِ الهی که دهشِ اوست، باشد که در شمارِ مهرورزان درآیید.
روشنگری:دهشِ پروردگارِ مهرپرور همان سرشتِ الهی است که در آفرینش در انسان دمیده شد.
عبادت در این دفتر پیروی و سرسپردن است؛ به واژهی کلیدیِ عبادت رجوع شود.
الذي جعل لكم الأرض فراشا والسماء بناء وأنزل من السماء ماء فأخرج به من الثمرات رزقا لكم فلا تجعلوا لله أندادا وأنتم تعلمونَ(22)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور، آفرینندهی هستی و روزی دهندهی انسان است؛ سرشتِ الهی دهشِ اوست، نفسِ بدکنش را انباز آن مگیرید.
وإن كنتم في ريب مما نزلنا على عبدنا فأتوا بسورة من مثله وادعوا شهداءكم من دون الله إن كنتم صادقينَ(23)
برداشت از آیه :سخنِ من برخاسته از سرشتِ الهیِ من است؛ نفسهایِ بدکنش را یارایِ همسنجی با آن نیست.
روشنگری:و قرآن سخنِ پیامبر است، چون او احسن تقویم است و سرشتِ راستینِ او متجلی گشته. آنکه با این سخن در ستیز است، نفسِ بدکنشِ اوست.
فإن لم تفعلوا ولن تفعلوا فاتقوا النار التي وقودها الناس والحجارة أعدت للكافرينَ(24)
برداشت از آیه :پس نیکی بورزید، که در رستاخیز، دلهایِ سختِ ستمگران در آتشِ حسرت خواهد سوخت.
وبشر الذين آمنوا وعملوا الصالحات أن لهم جنات تجري من تحتها الأنهار كلما رزقوا منها من ثمرة رزقا قالوا هذا الذي رزقنا من قبل وأتوا به متشابها ولهم فيها أزواج مطهرة وهم فيها خالدونَ(25)
برداشت از آیه :مردان و زنانِ باورمندِ مهربان را به پردیسی جاوید، زیبا و سرشار از دهش مژده باد، که این همه پاداشِ کردارِ نیکِ آنان است.
إن الله لا يستحيي أن يضرب مثلا ما بعوضة فما فوقها فأما الذين آمنوا فيعلمون أنه الحق من ربهم وأما الذين كفروا فيقولون ماذا أراد الله بهذا مثلا يضل به كثيرا ويهدي به كثيرا وما يضل به إلا الفاسقينَ(26)
برداشت از آیه :از مثالهایِ کوچک و بزرگِ سرشتِ الهیِ انسان، مهرورزانِ باورمند راه مییابند و ناباورمندانِ ستمکار به بیراهه میروند.
الذين ينقضون عهد الله من بعد ميثاقه ويقطعون ما أمر الله به أن يوصل ويفسدون في الأرض أولئك هم الخاسرونَ(27)
برداشت از آیه :آنانکه برخلافِ سرشتِ الهیِ خود ستم میکنند، پیمانِ الست را شکستهاند و زیان میبینند.
كيف تكفرون بالله وكنتم أمواتا فأحياكم ثم يميتكم ثم يحييكم ثم إليه ترجعونَ(28)
برداشت از آیه :پروردگاری را که انسان را از نیستی به هستی آورد، سپس به نیستی برد، و آنگاه در رستاخیز دوباره هستی بخشید، انکار نتوانم.
روشنگری:در آیاتی که از آفرینش سخن میگویند، برداشت به سومشخص میماند؛ زیرا پیامبر خود آفریده است، نه آفریدگار.
هو الذي خلق لكم ما في الأرض جميعا ثم استوى إلى السماء فسواهن سبع سماوات وهو بكل شيء عليمَ(29)
برداشت از آیه :او دانای کل است، افلاک را استوار ساخت و در زمین، فراوان برای انسان بیافرید.
وإذ قال ربك للملائكة إني جاعل في الأرض خليفة قالوا أتجعل فيها من يفسد فيها ويسفك الدماء ونحن نسبح بحمدك ونقدس لك قال إني أعلم ما لا تعلمونَ(30)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور به کارگزارانِ هستی فرمود من در زمین جانشینی میگمارم. گفتند آیا کسی را میگماری که در آن تباهی کند و خون بریزد، و ما تو را میستاییم و پاک میدانیم؟ فرمود من چیزی میدانم که شما نمیدانید.
روشنگری:پروردگار مهرپرور از آیه 30 تا آیه 34 سوره بقره، آیه 70 الاسراء، آیه 14 مؤمنون، آیه 72 ص، آیه 30 روم، آیه 72 احزاب، آیه 39 نجم، آیات 14 و 15 قیامت، آیه 6 انشقاق، آیه 8 شمس، آیه 4و5 تین، آیات 6،7،8 زلزله و آیه 6 عادیات، رتبهها و امتیازات اعطایی به انسان را نام میبرد:
1- انسان را جانشین خود بر روی زمین معرفی میکند.
2- فرشتگان را از شناخت کامل انسان عاجز قلمداد میکند.
3- با آموزش اسماء، دانایی انسان را به کمال میرساند.
4- افزونی دانایی انسان را نسبت به فرشتگان به نمایش میگذارد.
5- فرمود تا فرشتگان انسان را ستایش نموده و در خدمت او قرارگیرند.
6- فرمود فرزندان آدم را گرامی داشته و بر بسیاری برتری بخشیده.
7- پروردگار مهرپرور خشکی و دریا را تحت سلطه فرزندان آدم قرار داد و چیزهای پاکیزه را روزی او نمود.
8- پروردگار بخاطر کمال خلقت انسان برخود درود و آفرین میگوید.
9- پروردگار پس از آفرینش اولیه انسان از روح خود در انسان میدمد.
10- پروردگار انسان را بر سرشتِ مهرِ خویش آفریده است.
11- انسان کوچک اندام چه شجاع و پرتوان است، او اراده و سرشتِ الهی را که عظمت کهکشانها در برابرش ناچیز است را با خود دارد.
12- فرمود انسان هرچه را بخواهد از راه تلاش بهدست آورد.
13- فرمود انسان بر درون خود آگاه است.
14- فرمود انسان حتی آنگاه که بهانه میتراشد، بر درون خود آگاه است.
15- فرمود اگرچه با رنج و تلاش فراوان، لیکن انسان به پروردگارش خواهد رسید.
16- اختیار بدکاری و نیکوکاری در وجود انسان بنا نهاده شده است.
17- آفرینش انسان نیکو ترین مرتبه از آفرینش هستی است.
18- آفرینشِ انسان نیکوترین مرتبهی آفرینشِ هستی است (احسن تقویم)، و همین انسان به پستترین مرتبه نیز فرو میافتد (اسفل سافلین). احسن تقویم حدِ اعلای سرشتِ الهی در انسان است و اسفل سافلین پایینترین حدِ نفسِ بدکنش، همان که در آیهی ۱۷۹ سورهی اعراف و آیهی ۴۴ سورهی فرقان «کالانعام بل هم اضل» خوانده شده. آیهی ۱۷۹ اعراف سببِ آن را خود میگوید: دل دارند و با آن درنمییابند، چشم دارند و نمیبینند، گوش دارند و نمیشنوند. به آیات ۸ تا ۱۰ سورهی شمس نیز رجوع شود که هر دو راه را در خودِ نفس مینهد، و به آیهی ۶ سورهی تین که راهِ بازگشت را باور و کردارِ شایسته میخوانَد.
19- در روز رستاخیز هر کس به اندازه وزن ذره ای نیکی کرده آن را خواهد دید ، و هرکس به اندازه وزن ذره ای بدی نموده آن را خواهد دید.
20- و با این همه انسان در برابر پروردگارش ناسپاس است
وعلم آدم الأسماء كلها ثم عرضهم على الملائكة فقال أنبئوني بأسماء هؤلاء إن كنتم صادقينَ(31)
برداشت از آیه :و پروردگارِ مهرپرور، همهٔ دانشِ بالقوه در هستی را در انسان نهاد، چندانکه هیچ موجودی در هستی بهاندازهی او دانا نبود.
روشنگری:به روشنگری آیه 30 رجوع شود.
ملائکه = فرشتگان = کارگزاران هستی.
قالوا سبحانك لا علم لنا إلا ما علمتنا إنك أنت العليم الحكيمَ(32)
برداشت از آیه :گفتند تو پاکی؛ ما را دانشی نیست جز آنچه تو به ما آموختی، و تو دانا و فرزانهای. پس دانشِ آنان بسته است و دانشِ انسان گشوده.
روشنگری:گفتهی خودِ کارگزارانِ هستی در برداشت نگه داشته شد، چون همین جمله تفاوتِ آن دو دانش را نشان میدهد: لا عِلمَ لَنا إلّا ما عَلَّمتَنا.
قال يا آدم أنبئهم بأسمائهم فلما أنبأهم بأسمائهم قال ألم أقل لكم إني أعلم غيب السماوات والأرض وأعلم ما تبدون وما كنتم تكتمونَ(33)
برداشت از آیه :فرمود ای آدم، نامهایشان را به آنان بگو؛ و چون گفت، فرمود آیا نگفتم که من نهانِ آسمانها و زمین را میدانم و آنچه آشکار میکنید و آنچه پنهان میدارید؟ و انسانِ ناب از دانشِ هستی برخوردار شد.
روشنگری:دانستنِ نهانِ آسمانها و زمین در این آیه از آنِ پروردگارِ مهرپرور است؛ بهرهمندیِ انسانِ ناب از دانشِ هستی در پیِ آموختنِ نامها میآید.
وإذ قلنا للملائكة اسجدوا لآدم فسجدوا إلا إبليس أبى واستكبر وكان من الكافرينَ(34)
برداشت از آیه :و آنگاه پروردگارِ مهرپرور کارگزارانِ هستی را در خدمتِ مهربانیِ انسان گمارد؛ جز آنکه نفسِ بدکنشِ او خودخواهی و ستم پیشه کرد.
روشنگری:ابلیس = نفسِ بدکنشِ انسان.
کافر = ناباورمندی که به خود ستم کرده، و این ستم به دیگران نیز سرایت میکند.
ملائکة = کارگزارانِ هستی؛ همین برگردان در سراسرِ دفتر به کار میرود.
وقلنا يا آدم اسكن أنت وزوجك الجنة وكلا منها رغدا حيث شئتما ولا تقربا هذه الشجرة فتكونا من الظالمينَ(35)
برداشت از آیه :زن و مرد، هر دو، در زمینی پر دهش و زیبا جای گرفتند؛ و میثاقِ آنان با پروردگارشان، مهربانی و دوری از نفسِ بدکنشِ ستمکار بود.
روشنگری:باغ، طبیعتِ زیبا و پر دهش است؛ و درخت، نمادِ اراده و اختیارِ انسان در پیرویِ نفسِ بدکنش یا سرشتِ الهی. به واژهی کلیدیِ «امر» رجوع شود.
انسان در ازل و در مراحلِ تکوین از مهربانی در سرشتِ خود سرشار گردید. به آیهی ۱۷۲ سورهی اعراف رجوع شود.
- شیطان، نمادِ نفسِ بدکنشِ انسان است. به واژه شیطان رجوع شود.
فأزلهما الشيطان عنها فأخرجهما مما كانا فيه وقلنا اهبطوا بعضكم لبعض عدو ولكم في الأرض مستقر ومتاع إلى حينَ(36)
برداشت از آیه :نفسِ بدکنش تا گاهِ رستاخیز در کمین است؛ انسان را از باغِ مهربانی به گردابِ ستم و تبعیض فرو میکشد، به دشمنی میآلاید و از آشتی دور میسازد.
روشنگری:انسان با سرشتِ الهی و صاحبِ اراده و اختیار آفریده شد، و نفسِ او که به نامِ شیطان و ابلیس خوانده میشود، خودخواهی و ستم را به او القا میکند.
جهان پر از دهش است، و انسان با خودخواهی به دیگران ستم میکند و تنگدستی و دشمنی میپراکند.
به واژگانِ کلیدیِ شیطان، ابلیس، جن، ملائکه، روح، وحی، امر و نفخ رجوع شود.
فتلقى آدم من ربه كلمات فتاب عليه إنه هو التواب الرحيمَ(37)
برداشت از آیه :انسان، آنگاه که سرشتِ الهیِ خود را اراده کند، از ستمِ خویش پشیمان میشود و با نیکی، بدیهایِ خود را میپوشاند.
قلنا اهبطوا منها جميعا فإما يأتينكم مني هدى فمن تبع هداي فلا خوف عليهم ولا هم يحزنونَ(38)
برداشت از آیه :انسان با پیروی از نفسِ بدکنش خود را به دوزخ میافکند، اما اگر پشیمان شود و به سرشتِ الهیِ خویش بازگردد، اندوهش از میان میرود.
والذين كفروا وكذبوا بآياتنا أولئك أصحاب النار هم فيها خالدونَ(39)
برداشت از آیه :و آنان که ستم کنند و رهنمودهای سرشتِ الهیِ خود را دروغ انگارند، در رستاخیز از آتشِ جورِ خویش رنجور خواهند بود.
يا بني إسرائيل اذكروا نعمتي التي أنعمت عليكم وأوفوا بعهدي أوف بعهدكم وإياي فارهبونَ(40)
برداشت از آیه :ای فرزندانِ اسرائیل، دهشِ سرشتِ الهیِ خود را از یاد مبرید، و به پیمانِ آن وفادار بمانید، و تنها از آن پروا کنید، تا رستاخیزتان زیبا گردد.
روشنگری:پیمان در این آیه دوسویه است و هر دو سویش در برداشت نگه داشته شد؛ به آیهی ۱۷۲ سورهی اعراف و پیمانِ الست رجوع شود.
وآمنوا بما أنزلت مصدقا لما معكم ولا تكونوا أول كافر به ولا تشتروا بآياتي ثمنا قليلا وإياي فاتقونَ(41)
برداشت از آیه :این کتاب همخوان با سرشتِ الهیِ انسان است؛ از آن روی برمگردانید، تا از نیکوکاران باشید.
ولا تلبسوا الحق بالباطل وتكتموا الحق وأنتم تعلمونَ(42)
برداشت از آیه :و آگاهانه، سرشتِ الهی را با آرایههایِ نفسِ بدکنش مپوشانید.
وأقيموا الصلاة وآتوا الزكاة واركعوا مع الراكعينَ(43)
برداشت از آیه :و با فروتنی، پروردگار را نیایش کنید و به نیازمندان ببخشید.
أتأمرون الناس بالبر وتنسون أنفسكم وأنتم تتلون الكتاب أفلا تعقلونَ(44)
برداشت از آیه :اگر باورمند و خردمندید، پیش از فراخواندنِ دیگران به نیکی، خود نیکوکار باشید.
روشنگری:فراخواندنِ دیگران به نیکی پیش از نیکوکار بودنِ خویش، خردمندانه نیست. به آیات ۱۰۴، ۱۱۰ و ۱۱۴ سورهی آل عمران رجوع شود که فراخوانی را کردارِ خود میدانند، نه گفتار.
واستعينوا بالصبر والصلاة وإنها لكبيرة إلا على الخاشعينَ(45)
برداشت از آیه :با شکیبایی و نیایش توانمند شوید، که این جز بر فروتنان گران است.
الذين يظنون أنهم ملاقو ربهم وأنهم إليه راجعونَ(46)
برداشت از آیه :مهربانان، به رستاخیز و دیدارِ پروردگارشان باور دارند.
يا بني إسرائيل اذكروا نعمتي التي أنعمت عليكم وأني فضلتكم على العالمينَ(47)
برداشت از آیه :فرزندانِ اسرائیل، دهشی را که بدان بر جهانیان برتری یافتند، از یاد نبرند.
واتقوا يوما لا تجزي نفس عن نفس شيئا ولا يقبل منها شفاعة ولا يؤخذ منها عدل ولا هم ينصرونَ(48)
برداشت از آیه :مهربان باشید، که در رستاخیز، هرکس تنها کردارِ خویش را میبیند و نه یاری در میان است، نه پادرمیانی و نه جایگزینی.
روشنگری:واتقوا = نیکی کنید.
شفاعة = پادرمیانی، همراهی.
به واژهی کلیدیِ «شفیع» رجوع شود.
وإذ نجيناكم من آل فرعون يسومونكم سوء العذاب يذبحون أبناءكم ويستحيون نساءكم وفي ذلكم بلاء من ربكم عظيمَ(49)
برداشت از آیه :و از فرعونیان رهایی یافتید، آنان که شکنجهتان میکردند و پسرانتان را سر میبریدند و زنانتان را زنده میگذاشتند؛ و در آن آزمونی بزرگ از پروردگارتان بود.
وإذ فرقنا بكم البحر فأنجيناكم وأغرقنا آل فرعون وأنتم تنظرونَ(50)
برداشت از آیه :و به نیرویِ سرشتِ الهی، از دشواریها بهسلامت گذشتید و دشمنانتان به هلاکت رسیدند.
وإذ واعدنا موسى أربعين ليلة ثم اتخذتم العجل من بعده وأنتم ظالمونَ(51)
برداشت از آیه :و آنگاه که موسی به نیایشِ پروردگارش مشغول بود، شما ستمگرانه در برابرِ نفسِ بدکنشِ خویش سر فرود آوردید.
روشنگری:گوساله در این آیه نمادِ نفسِ بدکنش است. به آیهی ۱۵۳ سورهی نساء رجوع شود.
ثم عفونا عنكم من بعد ذلك لعلكم تشكرونَ(52)
برداشت از آیه :و سپس پشیمان شدید و به نیکی روی آوردید.
وإذ آتينا موسى الكتاب والفرقان لعلكم تهتدونَ(53)
برداشت از آیه :و موسی، کتابی روشنگر برای راهیابی شما آورد.
وإذ قال موسى لقومه يا قوم إنكم ظلمتم أنفسكم باتخاذكم العجل فتوبوا إلى بارئكم فاقتلوا أنفسكم ذلكم خير لكم عند بارئكم فتاب عليكم إنه هو التواب الرحيمَ(54)
برداشت از آیه :به یاریِ سرشتِ الهی، بدیهایتان را به نیکی بدل کنید؛ و با پیروی از نفسِ بدکنش، بر خود ستم مکنید، بلکه آن را مهار نمایید.
روشنگری:«فاقتلوا انفسکم» = نفسِ بدکنشِ خویش را بکشید، یعنی آن را مهار کنید. به آیات ۶۷ تا ۷۳ همین سوره رجوع شود که همین کشتن و مهار کردن را در داستانِ گاو میآورند.
وإذ قلتم يا موسى لن نؤمن لك حتى نرى الله جهرة فأخذتكم الصاعقة وأنتم تنظرونَ(55)
برداشت از آیه :انسان تابِ دیدنِ پروردگارِ مهرپرور را ندارد، چنانکه از دیدنِ آذرخش نیز ناتوان است.
ثم بعثناكم من بعد موتكم لعلكم تشكرونَ(56)
برداشت از آیه :با بازگشت به سرشتِ الهی زندگیِ دوباره مییابید، باشد که آن را پاس بدارید.
وظللنا عليكم الغمام وأنزلنا عليكم المن والسلوى كلوا من طيبات ما رزقناكم وما ظلمونا ولكن كانوا أنفسهم يظلمونَ(57)
برداشت از آیه :ابرِ بارانزا و خوراکیهای پاکیزه و خوشگوار، روزیِ انسان است؛ و ستمکاران، تنها به خود ستم میکنند.
وإذ قلنا ادخلوا هذه القرية فكلوا منها حيث شئتم رغدا وادخلوا الباب سجدا وقولوا حطة نغفر لكم خطاياكم وسنزيد المحسنينَ(58)
برداشت از آیه :زندگیِ این جهانِ فراخ را با دوری از نفسِ بدکنش بپیمایید، و با نیکی که از سرشتِ راستین برمیخیزد خطاهایِ خود را بپوشانید، تا رستاخیزی نیکوتر بیابید.
فبدل الذين ظلموا قولا غير الذي قيل لهم فأنزلنا على الذين ظلموا رجزا من السماء بما كانوا يفسقونَ(59)
برداشت از آیه :ستمکاران، با پیروی از نفسِ بدکنش، ستم پیشه میکنند و به درد و رنج دچار میشوند.
وإذ استسقى موسى لقومه فقلنا اضرب بعصاك الحجر فانفجرت منه اثنتا عشرة عينا قد علم كل أناس مشربهم كلوا واشربوا من رزق الله ولا تعثوا في الأرض مفسدينَ(60)
برداشت از آیه :اگر انسان سرشتِ بنیادینِ خود را بجوید و از وسوسهٔ نفسِ بدکنش رها شود، همهٔ نیازهایِ خویش را خواهد یافت.
وإذ قلتم يا موسى لن نصبر على طعام واحد فادع لنا ربك يخرج لنا مما تنبت الأرض من بقلها وقثائها وفومها وعدسها وبصلها قال أتستبدلون الذي هو أدنى بالذي هو خير اهبطوا مصرا فإن لكم ما سألتم وضربت عليهم الذلة والمسكنة وباءوا بغضب من الله ذلك بأنهم كانوا يكفرون بآيات الله ويقتلون النبيين بغير الحق ذلك بما عصوا وكانوا يعتدونَ(61)
برداشت از آیه :و آنگاه که انسان با زیادهخواهی، نفسِ بدکنش را فربه و سرشتِ الهیِ خویش را سرکوب کند، در تنگنا و درد و ستمگری گرفتار میآید.
إن الذين آمنوا والذين هادوا والنصارى والصابئين من آمن بالله واليوم الآخر وعمل صالحا فلهم أجرهم عند ربهم ولا خوف عليهم ولا هم يحزنونَ(62)
برداشت از آیه :در رستاخیز، همهٔ باورمندانِ نیکوکار و مهرورز، کردارِ خویش را مییابند و اندوهی نخواهند داشت.
وإذ أخذنا ميثاقكم ورفعنا فوقكم الطور خذوا ما آتيناكم بقوة واذكروا ما فيه لعلكم تتقونَ(63)
برداشت از آیه :آنگاه که سرشتِ الهی در انسان نهاده شد، قدرِ او از کوههایِ سر به فلک ساییده فزونتر گشت؛ نیکوکاران آن را با تمامِ توان و نیرو بهکار میگیرند.
روشنگری:برافراشته شدنِ کوه بر فرازِ سر، نمادِ بزرگیِ پیمان است؛ و قدرِ سرشتِ الهی در انسان از بلندایِ کوهها فراتر است.
ثم توليتم من بعد ذلك فلولا فضل الله عليكم ورحمته لكنتم من الخاسرينَ(64)
برداشت از آیه :پیروانِ نفسِ بدکنش، از دهشِ سرشتِ راستین بیبهره و در شمارِ زیانکارانند.
ولقد علمتم الذين اعتدوا منكم في السبت فقلنا لهم كونوا قردة خاسئينَ(65)
برداشت از آیه :بدانید که ستمگران و پیمانشکنان، از سرشتِ الهی و جایگاهِ انسانیِ خویش دور میافتند.
روشنگری:دگرگون شدن به بوزینه نمادین برداشت شده است: دور افتادن از جایگاهِ انسانی و فروافتادن به مرتبهای فروتر، نه دگرگونیِ تن. این همان اسفل سافلین است که در آیهی ۵ سورهی تین آمده، و در آیهی ۱۷۹ سورهی اعراف «کالانعام بل هم اضل» خوانده شده.
فجعلناها نكالا لما بين يديها وما خلفها وموعظة للمتقينَ(66)
برداشت از آیه :و این، پندی است برایِ حالِ انسان و آیندگانش، و اندرزی برایِ نیکوکاران.
وإذ قال موسى لقومه إن الله يأمركم أن تذبحوا بقرة قالوا أتتخذنا هزوا قال أعوذ بالله أن أكون من الجاهلينَ(67)
برداشت از آیه :سرشتِ الهیِ انسان، مهارِ نفسِ بدکنش را میطلبد؛ و دانایی، جلوهی همان سرشت است.
روشنگری:کلِ این داستان در آیاتِ 67 تا 73 نمادین برداشت شده است. گاو، نفسِ بدکنشِ انسان است: رام نمیشود، نشانی ندارد و شناختنش دشوار است. سر بریدنِ آن، مهار و کشتنِ نفسِ بدکنش است؛ و زنده شدنِ مرده، جان گرفتنِ دوبارهی سرشتِ الهی است.
قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هي قال إنه يقول إنها بقرة لا فارض ولا بكر عوان بين ذلك فافعلوا ما تؤمرونَ(68)
برداشت از آیه :شناختِ نفسِ بدکنش، که خود را به رنگهایِ گوناگون میآراید، دشوار است.
قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما لونها قال إنه يقول إنها بقرة صفراء فاقع لونها تسر الناظرينَ(69)
برداشت از آیه :نفسِ بدکنش نمایی فریبنده و شادیانگیز دارد.
قالوا ادع لنا ربك يبين لنا ما هي إن البقر تشابه علينا وإنا إن شاء الله لمهتدونَ(70)
برداشت از آیه :نفسِ بدکنش را به چه چیز باید مانند دانست؟
قال إنه يقول إنها بقرة لا ذلول تثير الأرض ولا تسقي الحرث مسلمة لا شية فيها قالوا الآن جئت بالحق فذبحوها وما كادوا يفعلونَ(71)
برداشت از آیه :نفسِ بدکنش را رام و دستآموز نتوان یافت، و چون نشانی ندارد، شناختنش دشوار است، و چون پیدا شد آن را بکش.
وإذ قتلتم نفسا فادارأتم فيها والله مخرج ما كنتم تكتمونَ(72)
برداشت از آیه :و چون نفسِ بدکنش از میان برخاست، ستم نیز از میان برمیخیزد.
فقلنا اضربوه ببعضها كذلك يحيي الله الموتى ويريكم آياته لعلكم تعقلونَ(73)
برداشت از آیه :و آنگاه که انسان نفسِ بدکنشِ خود را بکشد، سرشتِ الهی دوباره جان مییابد و این از نشانههایِ پروردگارِ مهرپرور است.
ثم قست قلوبكم من بعد ذلك فهي كالحجارة أو أشد قسوة وإن من الحجارة لما يتفجر منه الأنهار وإن منها لما يشقق فيخرج منه الماء وإن منها لما يهبط من خشية الله وما الله بغافل عما تعملونَ(74)
برداشت از آیه :و آنگاه که دلِ انسان از سنگ سختتر شود و نفسِ بدکنش پیروز گردد، انسان از دهشِ سرشتِ الهی بازمیماند و رستاخیزش زیانبار میشود.
أفتطمعون أن يؤمنوا لكم وقد كان فريق منهم يسمعون كلام الله ثم يحرفونه من بعد ما عقلوه وهم يعلمونَ(75)
برداشت از آیه :امید نیست که سنگدلان راهِ مهرورزان را برگزینند؛ آنان دانسته، رهنمودهایِ سرشتِ الهیِ خود را وانهادهاند.
وإذا لقوا الذين آمنوا قالوا آمنا وإذا خلا بعضهم إلى بعض قالوا أتحدثونهم بما فتح الله عليكم ليحاجوكم به عند ربكم أفلا تعقلونَ(76)
برداشت از آیه :انسانِ گرفتارِ دورویی، دهشِ سرشتِ الهی را نادیده میگیرد و به راهِ نفسِ بدکنش میرود.
أولا يعلمون أن الله يعلم ما يسرون وما يعلنونَ(77)
برداشت از آیه :آیا انسانِ دورو نمیداند که پروردگارِ مهرپرور از نهان و آشکارِ او آگاه است؟
ومنهم أميون لا يعلمون الكتاب إلا أماني وإن هم إلا يظنونَ(78)
برداشت از آیه :برخی گمان میبرند که سرشتِ الهی را میشناسند، و نمیدانند.
فويل للذين يكتبون الكتاب بأيديهم ثم يقولون هذا من عند الله ليشتروا به ثمنا قليلا فويل لهم مما كتبت أيديهم وويل لهم مما يكسبونَ(79)
برداشت از آیه :وای بر آنان و دستاوردشان که برای بهرهای ناچیز، نفسِ بدکنشِ خود را در پوششِ سرشتِ الهی مینمایانند.
وقالوا لن تمسنا النار إلا أياما معدودة قل أتخذتم عند الله عهدا فلن يخلف الله عهده أم تقولون على الله ما لا تعلمونَ(80)
برداشت از آیه :از رویِ نادانی و به دروغ، رستاخیز و رنجِ آن را ناچیز جلوه میدهند.
بلى من كسب سيئة وأحاطت به خطيئته فأولئك أصحاب النار هم فيها خالدونَ(81)
برداشت از آیه :پیرویِ پیوسته از نفسِ بدکنش، انسان را در ستمکاری فرو میبرد و رستاخیزی رنجآور و دیرپا برایِ او فراهم میآورد.
والذين آمنوا وعملوا الصالحات أولئك أصحاب الجنة هم فيها خالدونَ(82)
برداشت از آیه :پیروانِ سرشتِ الهی، با نیکوکاری، رستاخیزی شادیبخش و دیرپا دارند.
وإذ أخذنا ميثاق بني إسرائيل لا تعبدون إلا الله وبالوالدين إحسانا وذي القربى واليتامى والمساكين وقولوا للناس حسنا وأقيموا الصلاة وآتوا الزكاة ثم توليتم إلا قليلا منكم وأنتم معرضونَ(83)
برداشت از آیه :فرزندانِ اسرائیل پیمان بسته بودند تا از سرشتِ الهیِ خویش پیروی کنند و به پدر و مادر و خویشان و بیسرپرستان و نیازمندان نیکی کنند و به نیکی سخن گویند؛ اما پیمان شکستند.
وإذ أخذنا ميثاقكم لا تسفكون دماءكم ولا تخرجون أنفسكم من دياركم ثم أقررتم وأنتم تشهدونَ(84)
برداشت از آیه :و گواهی کردند که خونِ کسی را نریزند و کسی را از سرزمینش بیرون نکنند.
ثم أنتم هؤلاء تقتلون أنفسكم وتخرجون فريقا منكم من ديارهم تظاهرون عليهم بالإثم والعدوان وإن يأتوكم أسارى تفادوهم وهو محرم عليكم إخراجهم أفتؤمنون ببعض الكتاب وتكفرون ببعض فما جزاء من يفعل ذلك منكم إلا خزي في الحياة الدنيا ويوم القيامة يردون إلى أشد العذاب وما الله بغافل عما تعملونَ(85)
برداشت از آیه :آیا جز این است که سرشتِ مهربانِ خود را زیرِ پا گذاردند و از نفسِ بدکنش و ستمگرِ خویش پیروی کردند؟ سزایِ چنین کسی جز خواری در این جهان و رنجِ فراوان در رستاخیز چیست؟
أولئك الذين اشتروا الحياة الدنيا بالآخرة فلا يخفف عنهم العذاب ولا هم ينصرونَ(86)
برداشت از آیه :آنان ستمگرانیاند که زندگیِ کوتاهِ این سرا را به بهایِ زندگیِ جاویدِ آن سرا برگزیدند؛ پس در رستاخیز تنها و در رنجی پایا خواهند بود.
ولقد آتينا موسى الكتاب وقفينا من بعده بالرسل وآتينا عيسى ابن مريم البينات وأيدناه بروح القدس أفكلما جاءكم رسول بما لا تهوى أنفسكم استكبرتم ففريقا كذبتم وفريقا تقتلونَ(87)
برداشت از آیه :موسی کتاب آورد و پس از او پیامآورانی پی در پی آمدند، و عیسی پسرِ مریم نشانههای روشن آورد و از کارگزارِ برگزیدهی هستی نیرو گرفت. پس چرا هر بار پیامآوری چیزی آورد که خوشایندِ نفسِ بدکنشتان نبود گردنکشی کردید؟ گروهی را دروغگو خواندید و گروهی را میکشید.
روشنگری:برای مشاهده آیات روشنگر به واژه "روح" در واژه نامه رجوع شود.
روح القدس = کارگزارِ برگزیدهی هستی؛ همین برگردان در بقره ۲۵۳، مائده ۱۱۰، نحل ۱۰۲ و شعراء ۱۹۳ هم به کار میرود.
نیرو گرفتن از آن کارگزار ویژهی عیسی نیست؛ همان ترکیب برای باورمندان نیز آمده است: وَأیَّدَهُم بِروحٍ مِنه (مجادله ۲۲).
عبارتِ بِما لا تَهویٰ أنفُسُکُم خودِ واژهی نفس را در آیه آورده و این آیه را به واژهی کلیدیِ نفسِ بدکنش میپیوندد.
کَذَّبتُم گذشته است و تَقتُلون اکنون؛ این تفاوتِ زمان در برداشت نگه داشته شد.
وقالوا قلوبنا غلف بل لعنهم الله بكفرهم فقليلا ما يؤمنونَ(88)
برداشت از آیه :ناباورمندانِ ستمگر، دلهاشان سخت میشود و سرشتِ مهربانِ الهی را درنمییابند.
ولما جاءهم كتاب من عند الله مصدق لما معهم وكانوا من قبل يستفتحون على الذين كفروا فلما جاءهم ما عرفوا كفروا به فلعنة الله على الكافرينَ(89)
برداشت از آیه :ستمگران از سرشتِ الهی دور میگردند، زیرا دانسته آنچه را در نهادِ خود دارند انکار میکنند.
بئسما اشتروا به أنفسهم أن يكفروا بما أنزل الله بغيا أن ينزل الله من فضله على من يشاء من عباده فباءوا بغضب على غضب وللكافرين عذاب مهينَ(90)
برداشت از آیه :ستمکاران در رستاخیز در رنج و دردند؛ همانها که به سرشتِ الهیِ انسانهایِ کامل رشک میبرند، و چه ارزان سرشتِ الهیِ خود را فروختند و بر خود خشم افزودند.
وإذا قيل لهم آمنوا بما أنزل الله قالوا نؤمن بما أنزل علينا ويكفرون بما وراءه وهو الحق مصدقا لما معهم قل فلم تقتلون أنبياء الله من قبل إن كنتم مؤمنينَ(91)
برداشت از آیه :آنان که نفسِ بدکنشِ خود را ستوده و به سرشتِ الهی باور ندارند، از ستیز با پیامآورانِ مهربانی ابا ندارند.
ولقد جاءكم موسى بالبينات ثم اتخذتم العجل من بعده وأنتم ظالمونَ(92)
برداشت از آیه :ستمکاران نشانههایِ سرشتِ الهیِ انسانهایِ ناب را رها کردند و از نفسِ بدکنش و فربهِ خود پیروی نمودند.
وإذ أخذنا ميثاقكم ورفعنا فوقكم الطور خذوا ما آتيناكم بقوة واسمعوا قالوا سمعنا وعصينا وأشربوا في قلوبهم العجل بكفرهم قل بئسما يأمركم به إيمانكم إن كنتم مؤمنينَ(93)
برداشت از آیه :سرفرازیِ انسان با سرشتِ الهی و پیمانِ الست، از بلندایِ کوهها فراتر رفت؛ اما چه بسیار که از نفسِ بدکنشِ خویش پیروی کردند، و باورمندان چنین نکنند.
روشنگری:پیمانِ آغازین، همان سرشتِ مهری است که در آفرینش در انسان نهاده شد. به آیهی ۱۷۲ سورهی اعراف نیز توجه گردد.
قل إن كانت لكم الدار الآخرة عند الله خالصة من دون الناس فتمنوا الموت إن كنتم صادقينَ(94)
برداشت از آیه :آنانکه سرشتِ الهی و رستاخیز را باور دارند، بهدرستی به بیمرگی رسیدهاند.
ولن يتمنوه أبدا بما قدمت أيديهم والله عليم بالظالمينَ(95)
برداشت از آیه :مرگِ پیروانِ ستمکارِ نفسِ بدکنش، آغازِ درد و رنجِ آنان است.
ولتجدنهم أحرص الناس على حياة ومن الذين أشركوا يود أحدهم لو يعمر ألف سنة وما هو بمزحزحه من العذاب أن يعمر والله بصير بما يعملونَ(96)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور به کردارِ انسان آگاه است؛ پیروانِ نفسِ بدکنش فراوان دلبستهی زندگیِ این جهاناند، و هرچند هزار سال عمر کنند، در رستاخیز از رنج و درد رهایی ندارند.
قل من كان عدوا لجبريل فإنه نزله على قلبك بإذن الله مصدقا لما بين يديه وهدى وبشرى للمؤمنينَ(97)
برداشت از آیه :بر سامانِ نهادهی آفرینش، سرشتِ الهیِ انسانِ کامل بارور میشود و کتاب بر دلِ او فرو مینشیند؛ آیا با کارگزارِ برگزیدهی هستی دشمنی میورزید، که این کتاب را بر دل فرو مینشاند، کتابی که راستگوی پیشینیان و رهنمون و مژدهای برای باورمندان است؟
روشنگری:- اذن پرکنش ساختن سرشتِ الهیِ انسان است، روح و امر بالقوه را در خود به فعل درآوردن و به مرتبهی نبوغ و آفرینش دست یافتن. مرتبهی اذن هرکس بستگی به میزان کنشِ سرشت و ارادهی الهی وی دارد، پیامبران به بالاترین مرتبه اذن دست یافته و همراه پروردگار مهرپرور میشوند و برخی به آفرینش دست مییازند.
- اذن در انسانِ کامل متجلی( سجدهی فرشتگان) و او را همراه پروردگارش میسازد او نفسِ بدکنش(شیطان) خود را مهار مینماید .
- انسان با ظرفیت دانش (علم الاسماء) پا به عرصهی وجود میگذارد و سپس ظرفیت عمل نیک و بد را دارا میشود و آنگاه در مسیر رشد با ناب شدن به مرتبهی انسانِ احسن تقویم(کامل) دست مییابد و سرشتِ الهیِ او بارور میگردد( فرشتگان برگزیده یا مقربِ روح القدس یا جبرئیل باو سجده و در خدمت او در میآیند).
من كان عدوا لله وملائكته ورسله وجبريل وميكال فإن الله عدو للكافرينَ(98)
برداشت از آیه :هرکس به سرشتِ الهی و نیروهایِ خدمتگزارِ هستی و پیامآوران باور ندارد، از نفسِ بدکنشِ خود پیروی میکند.
روشنگری:انسان با ظرفیت دانش (علم الاسماء) پا به عرصه وجود میگذارد و سپس ظرفیت (ملائکه یا نیروی نیکی و ابلیس یا نیروی بدی) عمل نیک و بد را دارا میشود و آنگاه در مسیر رشد انسان با ناب شدن در مهر پروردگار و با پس زدن وسوسه های درونی به مرتبه انسان احسن تقویم دست مییابد و از آن پس فرشتگان برگزیده یا مقربِ روح القدس و روح الامین و جبرئیل به خدمت او در میآیند.
ولقد أنزلنا إليك آيات بينات وما يكفر بها إلا الفاسقونَ(99)
برداشت از آیه :بهدرستی که پیامِ پیامبر روشنگر است، و تنها بدکاران آن را باور ندارند.
أوكلما عاهدوا عهدا نبذه فريق منهم بل أكثرهم لا يؤمنونَ(100)
برداشت از آیه :پیمانشکنان باورمند نیستند.
ولما جاءهم رسول من عند الله مصدق لما معهم نبذ فريق من الذين أوتوا الكتاب كتاب الله وراء ظهورهم كأنهم لا يعلمونَ(101)
برداشت از آیه :و هرگاه پیامبری از سرشتِ الهی و پیمانِ الست سخن گوید، گویی هیچ نمیدانند.
واتبعوا ما تتلو الشياطين على ملك سليمان وما كفر سليمان ولكن الشياطين كفروا يعلمون الناس السحر وما أنزل على الملكين ببابل هاروت وماروت وما يعلمان من أحد حتى يقولا إنما نحن فتنة فلا تكفر فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء وزوجه وما هم بضارين به من أحد إلا بإذن الله ويتعلمون ما يضرهم ولا ينفعهم ولقد علموا لمن اشتراه ما له في الآخرة من خلاق ولبئس ما شروا به أنفسهم لو كانوا يعلمونَ(102)
برداشت از آیه :پیروانِ نفسِ بدکنش افسونگری آموختند و به مردمان آموزاندند، و سلیمان چنین نکرد؛ بدان افسون میانِ مرد و همسرش جدایی میافکندند، و به هیچ کس زیانی نمیرسانند جز به اذنِ پروردگارِ مهرپرور؛ و چیزی میآموزند که زیانشان میرساند و سودشان نمیدهد.
روشنگری:شیاطین: پیروانِ نفسِ بدکنش.
سحر: افسون و چشمبندی؛ دانشی که کارش فریب است.
فتنة: آزمون.
ما یفرق به بین المرء وزوجه: نمونهی کارِ آن دانش، گسستنِ نزدیکترین پیوندِ آدمی.
در آیه نامِ بابل و هاروت و ماروت آمده است؛ اینها نامهایی تاریخیاند و مفهومِ آیه بر آنها استوار نیست، از اینرو در برداشت نیامدهاند.
آیه این دانش را به سلیمان نسبت نمیدهد و آن نسبت را رد میکند؛ بستنِ کردارِ تاریکِ خود به نامِ انسانِ کامل، خود بخشی از همان کارِ تاریک است.
آموزنده پیش از آموختن هشدار یافته بود که این آزمون است و راهِ ستم مپیماید؛ پس گزینش با آگاهی بوده و بارِ آن بر خودِ او است.
سامانِ پروردگارِ مهرپرور: قانونی که یک بار در آفرینش نهاده شده و کارها در چارچوبِ آن روی میدهند. یکی از بندهای این سامان آن است که هیچ نیرویی از بیرون به گزینشِ انسان راه ندارد و زیان تنها از دری که خودِ او میگشاید به او میرسد.
نمونهاش در همین آیه: افسونگر میتواند بدگمانی میانِ مرد و همسر بکارد، اما آن بذر تنها در دلی میروید که خودش به آن راه دهد. کار از نفسِ بدکنشِ خودِ آن دو برمیآید، نه از افسون؛ و دلی که به سرشتِ الهیِ خویش پشتگرم است، این بذر در آن نمیگیرد.
اذن در این آیه مرزِ کار است، نه پروانهی کار: زیانِ افسون تا آنجا پیش میرود که این سامان راه میدهد و از آن فراتر نمیرود. همین را آیهی ۱۰ سورهی مجادله میآورد، آنجا با تکیه بر پشتگرمیِ باورمندان؛ و آیهی ۹۹ سورهی نحل و آیهی ۶۵ سورهی اسراء همین را میگویند که نفسِ بدکنش بر باورمندان سروری ندارد.
داوریِ پایانیِ آیه بر خودِ آموزنده است، نه بر آسیبدیده: چیزی میآموزند که زیانشان میرساند و سودشان نمیدهد. دانشِ جداکننده نخست به جانِ دارندهاش میزند.
به واژههای کلیدیِ اذن و شیطان و نفس رجوع شود.
ولو أنهم آمنوا واتقوا لمثوبة من عند الله خير لو كانوا يعلمونَ(103)
برداشت از آیه :دانایانِ باورمند و نیکوکار، رستاخیزی نیکو دارند.
يا أيها الذين آمنوا لا تقولوا راعنا وقولوا انظرنا واسمعوا وللكافرين عذاب أليمَ(104)
برداشت از آیه :باورمندی، مهربانی و نیکسخنی است، و ستمگران را رنجی فراوان در پیش است.
ما يود الذين كفروا من أهل الكتاب ولا المشركين أن ينزل عليكم من خير من ربكم والله يختص برحمته من يشاء والله ذو الفضل العظيمَ(105)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور با دهشِ بیکرانش سرشتِ الهیِ انسان را در نیکی توانمند ساخته است، هرچند ستمگران و ناباورمندان را ناخوش آید.
ما ننسخ من آية أو ننسها نأت بخير منها أو مثلها ألم تعلم أن الله على كل شيء قديرَ(106)
برداشت از آیه :سرشتِ الهی تواناست، نیکی را نه وامینهد و نه از یاد میبرد.
ألم تعلم أن الله له ملك السماوات والأرض وما لكم من دون الله من ولي ولا نصيرَ(107)
برداشت از آیه :هستی آفریدهی پروردگارِ مهرپرور است، و سرشتِ الهی تنها یار و یاورِ انسان است.
أم تريدون أن تسألوا رسولكم كما سئل موسى من قبل ومن يتبدل الكفر بالإيمان فقد ضل سواء السبيلَ(108)
برداشت از آیه :گذشته آینهی عبرت است؛ برگزیدنِ نفسِ بدکنش بهجایِ سرشتِ الهی، گمراهی است.
ود كثير من أهل الكتاب لو يردونكم من بعد إيمانكم كفارا حسدا من عند أنفسهم من بعد ما تبين لهم الحق فاعفوا واصفحوا حتى يأتي الله بأمره إن الله على كل شيء قديرَ(109)
برداشت از آیه :حسودان شما را به ستمکاری و پیرویِ نفسِ بدکنش فرامیخوانند؛ از آنان درگذرید و بر سرشتِ راستین و توانایِ خود پایدار بمانید.
وأقيموا الصلاة وآتوا الزكاة وما تقدموا لأنفسكم من خير تجدوه عند الله إن الله بما تعملون بصيرَ(110)
برداشت از آیه :سرشتِ الهی را بستایید و به نیازمندان ببخشید؛ نیکی به شما بازمیگردد.
وقالوا لن يدخل الجنة إلا من كان هودا أو نصارى تلك أمانيهم قل هاتوا برهانكم إن كنتم صادقينَ(111)
برداشت از آیه :هرکس سرشتِ الهیِ خویش را پُرکُنش سازد و مهرورزی پیشه کند، رستاخیزش نیکو خواهد بود.
روشنگری:آیات 111 تا 113سوره بقره.
رستگاری به نام و هموندی نیست، به پُرکنش شدنِ سرشتِ الهی و مهرورزی است.
بلى من أسلم وجهه لله وهو محسن فله أجره عند ربه ولا خوف عليهم ولا هم يحزنونَ(112)
برداشت از آیه :هرکس سرشتِ الهیِ خویش را پُرکُنش سازد و مهرورزی پیشه کند، رستاخیزش نیکو خواهد بود.
روشنگری:آیات 111 تا 113سوره بقره.
رستگاری به نام و هموندی نیست، به پُرکنش شدنِ سرشتِ الهی و مهرورزی است.
وقالت اليهود ليست النصارى على شيء وقالت النصارى ليست اليهود على شيء وهم يتلون الكتاب كذلك قال الذين لا يعلمون مثل قولهم فالله يحكم بينهم يوم القيامة فيما كانوا فيه يختلفونَ(113)
برداشت از آیه :هرکس سرشتِ الهیِ خویش را پُرکُنش سازد و مهرورزی پیشه کند، رستاخیزش نیکو خواهد بود.
روشنگری:آیات 111 تا 113سوره بقره.
رستگاری به نام و هموندی نیست، به پُرکنش شدنِ سرشتِ الهی و مهرورزی است.
ومن أظلم ممن منع مساجد الله أن يذكر فيها اسمه وسعى في خرابها أولئك ما كان لهم أن يدخلوها إلا خائفين لهم في الدنيا خزي ولهم في الآخرة عذاب عظيمَ(114)
برداشت از آیه :بدخواهانِ مهرورزان ستمکارانند و زیانکارانِ دو جهان.
ولله المشرق والمغرب فأينما تولوا فثم وجه الله إن الله واسع عليمَ(115)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور گشایشگر و دانا است، و همهی هستی از آنِ اوست؛ به هر سو که رو کنید، سرشتِ الهی با شماست.
روشنگری:پروردگارِ مهرپرور در هیچ سویی محصور نیست؛ از این روست که ستیز بر سرِ جهت بیمعناست. به آیهی ۱۷۷ همین سوره نیز توجه گردد.
وقالوا اتخذ الله ولدا سبحانه بل له ما في السماوات والأرض كل له قانتونَ(116)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور آفرینندهی هستی است و انسان جانشینِ اوست، ولی مثلِ او نیست.
روشنگری:فرزند از جنسِ پدر و همانندِ اوست؛ پس نفیِ فرزند برای پروردگار، نفیِ هرگونه همانندی است. انسان جانشینِ اوست، اما مانندِ او نیست.
بديع السماوات والأرض وإذا قضى أمرا فإنما يقول له كن فيكونَ(117)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور، آن پدیدآورندهی هستی، چون اراده کند، نیست هست میشود.
وقال الذين لا يعلمون لولا يكلمنا الله أو تأتينا آية كذلك قال الذين من قبلهم مثل قولهم تشابهت قلوبهم قد بينا الآيات لقوم يوقنونَ(118)
برداشت از آیه :نشانههای پروردگارِ مهرپرور برایِ فرهیختگان آشکار است، و سرشتِ الهی با آنان سخن میگوید؛ نادان او را بیرون از خود میجوید.
إنا أرسلناك بالحق بشيرا ونذيرا ولا تسأل عن أصحاب الجحيمَ(119)
برداشت از آیه :من با سخنِ راست، مژدهرسان و بیمدهندهام؛ و نگاهبانیِ باورِ کسی بر دوشِ من نیست.
روشنگری:به آیهی ۸۰ سورهی نساء و آیهی ۹۲ سورهی مائده رجوع شود: بر پیامآور جز رساندن نیست.
ولن ترضى عنك اليهود ولا النصارى حتى تتبع ملتهم قل إن هدى الله هو الهدى ولئن اتبعت أهواءهم بعد الذي جاءك من العلم ما لك من الله من ولي ولا نصيرَ(120)
برداشت از آیه :سرشتِ الهی رهنمونِ راستینِ انسان است؛ پیروی از نفسِ بدکنش، انسان را از رهنمودِ آن بیبهره میسازد.
الذين آتيناهم الكتاب يتلونه حق تلاوته أولئك يؤمنون به ومن يكفر به فأولئك هم الخاسرونَ(121)
برداشت از آیه :فرهیختگانِ اهلِ کتاب سرشتِ الهی را باور دارند؛ ناباورانِ آن زیانکارانند.
يا بني إسرائيل اذكروا نعمتي التي أنعمت عليكم وأني فضلتكم على العالمينَ(122)
برداشت از آیه :فرزندانِ یعقوب به یاد آورند که چگونه با پیروی از سرشتِ الهی بر همه برتری یافتند.
واتقوا يوما لا تجزي نفس عن نفس شيئا ولا يقبل منها عدل ولا تنفعها شفاعة ولا هم ينصرونَ(123)
برداشت از آیه :پیش از مرگ نیکی کنید و از ستم بپرهیزید؛ در رستاخیز کسی به دادِ کسی نرسد و میانجیگری سودی نبخشد.
وإذ ابتلى إبراهيم ربه بكلمات فأتمهن قال إني جاعلك للناس إماما قال ومن ذريتي قال لا ينال عهدي الظالمينَ(124)
برداشت از آیه :سرشتِ الهی پسافکند نیست؛ ابراهیم آنگاه که در مهرِ الهی ناب شد، سرشتِ الهیاش جلوهگر گشت و پیشوایِ مردمان شد.
روشنگری:پسافکند = ارث. سرشتِ الهی ارث نمیرسد؛ هرکس خود باید آن را در خویش متجلی کند. از این روست که آن پیمان به ستمکاران نمیرسد، هرچند از تبارِ پیامبران باشند.
وإذ جعلنا البيت مثابة للناس وأمنا واتخذوا من مقام إبراهيم مصلى وعهدنا إلى إبراهيم وإسماعيل أن طهرا بيتي للطائفين والعاكفين والركع السجودَ(125)
برداشت از آیه :سرشتِ الهی، امن و آسایش است؛ ابراهیم و اسماعیل آن را پاکیزه داشتند و انسانها را از آن بهرهمند ساختند.
روشنگری:در آیات ۱۲۵ تا ۱۲۹، خانه و پرستشگاه نمادِ جایگاهِ امن و آسایشِ سرشتِ الهی است؛ و آرزویِ ابراهیم و اسماعیل، پرکنش شدنِ همین سرشت در فرزندانشان بود. آیهی ۱۵۱ همین سوره پاسخِ آرزویِ آیهی ۱۲۹ است.
وإذ قال إبراهيم رب اجعل هذا بلدا آمنا وارزق أهله من الثمرات من آمن منهم بالله واليوم الآخر قال ومن كفر فأمتعه قليلا ثم أضطره إلى عذاب النار وبئس المصيرَ(126)
برداشت از آیه :سینهٔ ابراهیم گشوده، و سرشتِ الهیِ او جایگاهِ امن و آسایش برایِ باورمندان و مهربانان بود؛ بهرهٔ ستمکاران از او اندک، و رستاخیزشان ناگوار است.
وإذ يرفع إبراهيم القواعد من البيت وإسماعيل ربنا تقبل منا إنك أنت السميع العليمَ(127)
برداشت از آیه :ابراهیم و اسماعیل در برافراشتنِ جایگاهِ امنِ سرشتِ الهی نیایش کردند که کردارشان پذیرفته آید؛ که پروردگارِ مهرپرور شنوا و داناست.
ربنا واجعلنا مسلمين لك ومن ذريتنا أمة مسلمة لك وأرنا مناسكنا وتب علينا إنك أنت التواب الرحيمَ(128)
برداشت از آیه :نیایشِ آنان این بود که از میانِ فرزندانشان پیامآوری برانگیخته شود تا نشانهها را بر ایشان بخواند و کتاب و فرزانگی بیاموزد و پاکشان سازد؛ که پروردگارِ مهرپرور فرمانروای فرزانه است.
ربنا وابعث فيهم رسولا منهم يتلو عليهم آياتك ويعلمهم الكتاب والحكمة ويزكيهم إنك أنت العزيز الحكيمَ(129)
برداشت از آیه :نیایشِ آنان این بود که از میانِ فرزندانشان پیامآوری برانگیخته شود تا نشانهها را بر ایشان بخواند و کتاب و فرزانگی بیاموزد و پاکشان سازد؛ که پروردگارِ مهرپرور توانا و فرزانه است.
روشنگری:در این پنج آیه 125 تا 129 ، خانه و پرستشگاه نمادِ جایگاهِ امن و آسایشِ سرشتِ الهی است؛ و آرزویِ ابراهیم و اسماعیل، پرکنش شدنِ همین سرشت در فرزندانشان بود. آیهی ۱۵۱ همین سوره پاسخِ آرزویِ آیهی ۱۲۹ است.
ومن يرغب عن ملة إبراهيم إلا من سفه نفسه ولقد اصطفيناه في الدنيا وإنه في الآخرة لمن الصالحينَ(130)
برداشت از آیه :و چه کسی جز کمخردان از راه و رسمِ ابراهیم روی برتابد؟ او در این جهان برگزیده، و در رستاخیز از شایستگان است.
إذ قال له ربه أسلم قال أسلمت لرب العالمينَ(131)
برداشت از آیه :آنگاه که سرشتِ الهی او را به راهِ مهرِ پروردگار فراخواند، پذیرا شد.
ووصى بها إبراهيم بنيه ويعقوب يا بني إن الله اصطفى لكم الدين فلا تموتن إلا وأنتم مسلمونَ(132)
برداشت از آیه :ابراهیم به فرزندانش سفارش کرد: مباد که مرگتان فرارسد و سرشتِ الهیِ شما هنوز متجلی و پدیدار نشده باشد.
أم كنتم شهداء إذ حضر يعقوب الموت إذ قال لبنيه ما تعبدون من بعدي قالوا نعبد إلهك وإله آبائك إبراهيم وإسماعيل وإسحاق إلها واحدا ونحن له مسلمونَ(133)
برداشت از آیه :یعقوب از فرزندانش پرسید: پس از من از چه پیروی خواهید کرد؟ گفتند: از همان سرشتِ الهی که تو و پدرانت پیروی کردید.
تلك أمة قد خلت لها ما كسبت ولكم ما كسبتم ولا تسألون عما كانوا يعملونَ(134)
برداشت از آیه :آن روزگار بهسر آمد؛ پیآمدِ کردارِ آنان از آنِ ایشان است، و پیآمدِ کردارِ شما از آنِ شما.
وقالوا كونوا هودا أو نصارى تهتدوا قل بل ملة إبراهيم حنيفا وما كان من المشركينَ(135)
برداشت از آیه :هموندی با پیامبران مایهی رستگاری نیست؛ آیینِ ابراهیم، مهرورزی و پیروی از سرشتِ الهی بود، و من پیروِ همان راهم.
قولوا آمنا بالله وما أنزل إلينا وما أنزل إلى إبراهيم وإسماعيل وإسحاق ويعقوب والأسباط وما أوتي موسى وعيسى وما أوتي النبيون من ربهم لا نفرق بين أحد منهم ونحن له مسلمونَ(136)
برداشت از آیه :به پروردگارِ مهرپرور باور داریم و به آنچه ما و همهی پیامبران آوردیم؛ میانِ هیچیک از ایشان جدایی نمینهیم و دلسپردهی اوییم.
فإن آمنوا بمثل ما آمنتم به فقد اهتدوا وإن تولوا فإنما هم في شقاق فسيكفيكهم الله وهو السميع العليمَ(137)
برداشت از آیه :اگر آنان نیز چون شما باور آورند، راه یافتهاند؛ و اگر روی برتابند، در ستیزی بیفرجام میمانند.
صبغة الله ومن أحسن من الله صبغة ونحن له عابدونَ(138)
برداشت از آیه :سرشتِ الهی زیبا و همرنگِ پروردگارِ مهرپرور است و باورمندان از آن پیروی میکنند.
روشنگری:رنگِ پروردگار، همان سرشتی است که در آفرینش بر انسان زده شده؛ رنگی که زیباتر از آن نیست.
قل أتحاجوننا في الله وهو ربنا وربكم ولنا أعمالنا ولكم أعمالكم ونحن له مخلصونَ(139)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور آفریدگارِ ما و شماست، ستیزه چرا؟ فرجامِ انسان تنها در گروِ کردارِ اوست، و ما دلسپردهی اوییم.
أم تقولون إن إبراهيم وإسماعيل وإسحاق ويعقوب والأسباط كانوا هودا أو نصارى قل أأنتم أعلم أم الله ومن أظلم ممن كتم شهادة عنده من الله وما الله بغافل عما تعملونَ(140)
برداشت از آیه :همهی پیامبران باورمند و پیروِ سرشتِ الهیِ خود بودهاند، و فرجامِ هرکس تنها در گروِ کردارِ اوست.
تلك أمة قد خلت لها ما كسبت ولكم ما كسبتم ولا تسألون عما كانوا يعملونَ(141)
برداشت از آیه :فرجامِ هرکس به کردارِ خودِ او بسته است، و هیچکس تاوانِ کردارِ دیگری را نمیپردازد.
سيقول السفهاء من الناس ما ولاهم عن قبلتهم التي كانوا عليها قل لله المشرق والمغرب يهدي من يشاء إلى صراط مستقيمَ(142)
برداشت از آیه :هرکس بخواهد از دهشِ سرشتِ الهی برخوردار میشود؛ خاور و باختر آفریدهٔ پروردگارِ مهرپرور است، به هر سو رو کنید او آنجاست.
روشنگری:آیات ۱۴۲ تا ۱۵۰ یک بحثِ پیوستهاند. نتیجهی آن در آیهی ۱۷۷ همین سوره میآید: نیکی در سو و جهت نیست.
وكذلك جعلناكم أمة وسطا لتكونوا شهداء على الناس ويكون الرسول عليكم شهيدا وما جعلنا القبلة التي كنت عليها إلا لنعلم من يتبع الرسول ممن ينقلب على عقبيه وإن كانت لكبيرة إلا على الذين هدى الله وما كان الله ليضيع إيمانكم إن الله بالناس لرءوف رحيمَ(143)
برداشت از آیه :دهشِ سرشتِ الهی با مهربانان است؛ میانهروی انسان را نمونهی مردمان میسازد و پیامبر الگویِ باورمندان است، و باورِ شما تباه نمیشود که پروردگارِ مهرپرور با مردمان مهربان است.
قد نرى تقلب وجهك في السماء فلنولينك قبلة ترضاها فول وجهك شطر المسجد الحرام وحيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره وإن الذين أوتوا الكتاب ليعلمون أنه الحق من ربهم وما الله بغافل عما يعملونَ(144)
برداشت از آیه :رو به سویی میکنم که راستی در آن است و آن را پرستشگاهِ خود میسازم و از آن خشنودم؛ و پروردگارِ مهرپرور از کردارِ انسان آگاه است.
ولئن أتيت الذين أوتوا الكتاب بكل آية ما تبعوا قبلتك وما أنت بتابع قبلتهم وما بعضهم بتابع قبلة بعض ولئن اتبعت أهواءهم من بعد ما جاءك من العلم إنك إذا لمن الظالمينَ(145)
برداشت از آیه :هر آیینی پرستشگاهی دارد و از پرستشگاهِ دیگری پیروی نمیکند؛ اما هرکس با آگاهی از سرشتِ الهیِ خود، از هوسهایِ دیگران پیروی کند، به خویشتن ستم کرده است.
الذين آتيناهم الكتاب يعرفونه كما يعرفون أبناءهم وإن فريقا منهم ليكتمون الحق وهم يعلمونَ(146)
برداشت از آیه :اگرچه پنهان میدارند، پرستشگاهِ مرا چون فرزندِ خود میشناسند و به درستیِ آن آگاهاند.
الحق من ربك فلا تكونن من الممترينَ(147)
برداشت از آیه :بیگمان سرشتِ الهی حق است، پس در آن دودل مباش.
ولكل وجهة هو موليها فاستبقوا الخيرات أين ما تكونوا يأت بكم الله جميعا إن الله على كل شيء قديرَ(148)
برداشت از آیه :هر کسی پرستشگاهی دارد؛ پس در نیکیها بر یکدیگر پیشی گیرید، که بازگشتتان به سویِ پروردگارِ مهرپرورِ توانا است.
ومن حيث خرجت فول وجهك شطر المسجد الحرام وإنه للحق من ربك وما الله بغافل عما تعملونَ(149)
برداشت از آیه :از هر جا که بیرون شدی، رو به سویِ پرستشگاهِ سرشتِ الهی کن، که آن راستی از پروردگارِ توست؛ و پروردگارِ مهرپرور از کردارِ انسان باخبر است.
ومن حيث خرجت فول وجهك شطر المسجد الحرام وحيث ما كنتم فولوا وجوهكم شطره لئلا يكون للناس عليكم حجة إلا الذين ظلموا منهم فلا تخشوهم واخشوني ولأتم نعمتي عليكم ولعلكم تهتدونَ(150)
برداشت از آیه :پس هرجا که باشید، رو به سویِ پرستشگاهِ سرشتِ الهی کنید؛ چون از آن پیروی کنید، از ستمگران نمیهراسید، دهشِ سرشتِ الهی بر شما تمام میشود و راهیاب میگردید.
روشنگری:آیات ۱۴۲ تا ۱۵۰ یک بحثِ پیوستهاند. نتیجهی آن در آیهی ۱۷۷ همین سوره میآید: نیکی در سو و جهت نیست. به آیات ۱۲۵ تا ۱۲۷ و ۱۴۸ و ۱۴۹ همین سوره نیز توجه گردد.
كما أرسلنا فيكم رسولا منكم يتلو عليكم آياتنا ويزكيكم ويعلمكم الكتاب والحكمة ويعلمكم ما لم تكونوا تعلمونَ(151)
برداشت از آیه :پیامبر با سرشتِ الهیِ خویش نشانههایِ پروردگار را بر مردمان میخوانَد، آنان را از نفسِ بدکنش پرهیز میدهد و دانایی میآموزد.
روشنگری:آیه 151پاسخ به آیه 129 همین سوره است.
فاذكروني أذكركم واشكروا لي ولا تكفرونَ(152)
برداشت از آیه :سرشتِ الهیِ خود را به یاد آورید تا در شما جلوهگر شود؛ سپاسگزارِ دهشِ آن باشید و ستم نورزید.
روشنگری:- یاد کردن، به یاد آوردنِ دهشِ پروردگار است؛ و سپاس، مهر ورزیدن به هستی.
- لا تكفرون = از ستم پرهیز کنیم
- فاذكروني = هدایای پروردگار مهرپرور ( نعمت الله) به انسان را به یاد آوریم
- اشكروا لي = به هستی مهر بورزیم
- أذكركم = از موهبت های الهی برخوردار شویم
يا أيها الذين آمنوا استعينوا بالصبر والصلاة إن الله مع الصابرينَ(153)
برداشت از آیه :باورمندان با شکیبایی و نیایش توانمند میشوند، و سرشتِ الهی با شکیبایانِ مهرورز است.
ولا تقولوا لمن يقتل في سبيل الله أموات بل أحياء ولكن لا تشعرونَ(154)
برداشت از آیه :آنکس که در راهِ سرشتِ مهربانِ الهی جان میبازد، زندگی جاوید مییابد، هرچند درنیابید.
ولنبلونكم بشيء من الخوف والجوع ونقص من الأموال والأنفس والثمرات وبشر الصابرينَ(155)
برداشت از آیه :شکوفاییِ سرشتِ الهی با سختی همراه است؛ شکیبایان را مژده باد.
روشنگری:شکوفاییِ سرشتِ الهی بیسختی بهدست نمیآید؛ ترس، گرسنگی، و کاستی در دارایی و جان و بار، آزمونِ آن است.
الذين إذا أصابتهم مصيبة قالوا إنا لله وإنا إليه راجعونَ(156)
برداشت از آیه :شکیبایان، چون گرفتاری به ایشان رسد، گویند: ما از آنِ پروردگارِ مهرپروریم و به سویِ او بازمیگردیم.
أولئك عليهم صلوات من ربهم ورحمة وأولئك هم المهتدونَ(157)
برداشت از آیه :درودِ پروردگارِ مهرپرور بر مهرورزان شکیبا، آنان راهیافتگانِ راستیناند.
إن الصفا والمروة من شعائر الله فمن حج البيت أو اعتمر فلا جناح عليه أن يطوف بهما ومن تطوع خيرا فإن الله شاكر عليمَ(158)
برداشت از آیه :صفا و مروه از نشانههایِ پروردگارِ مهرپرور است؛ و هرکس به نیکی روی آورد، پروردگارِ مهرپرور سپاسپذیر و داناست.
إن الذين يكتمون ما أنزلنا من البينات والهدى من بعد ما بيناه للناس في الكتاب أولئك يلعنهم الله ويلعنهم اللاعنونَ(159)
برداشت از آیه :آنانکه دهشِ سرشتِ الهی و رهنمودهایِ پیامبران را پوشیده میدارند، نفسِ بدکنش بر آنان چیره گشته است.
روشنگری:لعنت در این آیه، دورباش گفتنِ پروردگارِ مهرپرور در رستاخیز است، یعنی دیگر به نزدِ من راه نداری؛ در برابرِ نیکوکاران و باورمندان که پروردگار دوست و نزدیکِ آنان است.
یکتمون = پوشیده داشتن.
بینات = به واژهی کلیدیِ «آیات» رجوع شود. آفرینشِ شگفتانگیزِ انسان و دهشِ الهی که تا جانشینیِ پروردگارِ مهرپرور امتداد مییابد، از نشانههای الهی است.
يلعنهم الله ويلعنهم اللاعنون = از پروردگار مهرپرور و فرشتگان او دور میشوند/نفسِ بدکنش بر آنان چیره گشته است.
إلا الذين تابوا وأصلحوا وبينوا فأولئك أتوب عليهم وأنا التواب الرحيمَ(160)
برداشت از آیه :ستمکارانی که به سرشتِ الهیِ خود بازگشته و مهر ورزیده و از ستم پشیمان باشند، خطاهایشان پوشیده میگردد.
روشنگری:توبه به معنای پشیمانی از کردار ستمکارانه و جبران آن با کردار مهربانانه است.
إن الذين كفروا وماتوا وهم كفار أولئك عليهم لعنة الله والملائكة والناس أجمعينَ(161)
برداشت از آیه :ستمکارانی که تا زمان مرگ بر ستم و نفسِ بدکنش پای فشرده اند، در رستاخیز از دیدار پروردگارِ مهرپرور بیبهرهاند.
خالدين فيها لا يخفف عنهم العذاب ولا هم ينظرونَ(162)
برداشت از آیه :ستمکاران پس از مرگ فرصتی برای مهرورزی نداشته و در رنجی جاودانه خواهند بود.
وإلهكم إله واحد لا إله إلا هو الرحمن الرحيمَ(163)
برداشت از آیه :پروردگارِ شما یگانه است؛ جز او پروردگاری نیست، آن مهرپرورِ مهربان.
روشنگری:رحمن و رحیم هر دو از مهر برآمدهاند: رحمانِ همگانی که همهی هستی را در بر میگیرد، و رحیمِ ویژه که بهرهی باورمندان است.
این آیه یگانگی را با دو نامِ مهر میبندد: آنچه یگانه است، مهر است. همین جفت در آیههای ۱ و ۳ سورهی حمد و آیهی ۲۲ سورهی حشر نیز آمده است.
إن في خلق السماوات والأرض واختلاف الليل والنهار والفلك التي تجري في البحر بما ينفع الناس وما أنزل الله من السماء من ماء فأحيا به الأرض بعد موتها وبث فيها من كل دابة وتصريف الرياح والسحاب المسخر بين السماء والأرض لآيات لقوم يعقلونَ(164)
برداشت از آیه :نزد اندیشمندانی که پیروِ سرشتِ الهی هستند؛ آفرینشِ آسمانها و زمین، گردشِ شب و روز، وزشِ باد، خرامشِ ابر، بارشِ باران، رویشِ زمین، پرورشِ جانوران و حرکتِ کشتی در دریا، همه نشانهی پروردگارِ مهرپرور است.
روشنگری:این آیه را آیهی اندیشیدن خواندهاند؛ از نظمِ آشکارِ هستی به آفرینندهی آن راه میبرد. آنچه در آیه آمده همه بیرونی و تکوینی است، و خردورزی کنشِ درونیِ انسان است.
ومن الناس من يتخذ من دون الله أندادا يحبونهم كحب الله والذين آمنوا أشد حبا لله ولو يرى الذين ظلموا إذ يرون العذاب أن القوة لله جميعا وأن الله شديد العذابَ(165)
برداشت از آیه :ستمکاران نفسِ بدکنش را بهجایِ سرشتِ الهی دوست میدارند، و مهرِ نیکوکاران به سرشتِ الهی استوارتر است؛ و در رستاخیز خواهند دید که توانایی یکسره از آنِ پروردگارِ مهرپرور است.
إذ تبرأ الذين اتبعوا من الذين اتبعوا ورأوا العذاب وتقطعت بهم الأسبابَ(166)
برداشت از آیه :در رستاخیز، ستمکاران هم از نفسِ بدکنشِ خود و هم از پیروانِ خود بیزاری میجویند.
وقال الذين اتبعوا لو أن لنا كرة فنتبرأ منهم كما تبرءوا منا كذلك يريهم الله أعمالهم حسرات عليهم وما هم بخارجين من النارَ(167)
برداشت از آیه :هر پیروِ نفسِ بدکنشی آرزو کند که بازگردد و از پیشوای خود بیزاری جوید؛ کردارشان مایهٔ افسوسشان گشته و از سوزِ آن بیرون نیایند.
يا أيها الناس كلوا مما في الأرض حلالا طيبا ولا تتبعوا خطوات الشيطان إنه لكم عدو مبينَ(168)
برداشت از آیه :ای مردمان، از آنچه در زمین پاک و رواست بخورید و از گامهایِ نفسِ بدکنش پیروی مکنید، که آشکارا دشمنِ شماست.
روشنگری:خطوات = گامها. نفسِ بدکنش انسان را یکباره نمیلغزاند، بلکه گام به گام پیش میبرد و هر گام، گامِ پس از خود را آسانتر میکند.
إنما يأمركم بالسوء والفحشاء وأن تقولوا على الله ما لا تعلمونَ(169)
برداشت از آیه :نفسِ بدکنش شما را به زشتی و بدی فرا میخواند، و به آنکه دربارهی پروردگار سخنی بگویید که نمیدانید.
وإذا قيل لهم اتبعوا ما أنزل الله قالوا بل نتبع ما ألفينا عليه آباءنا أولو كان آباؤهم لا يعقلون شيئا ولا يهتدونَ(170)
برداشت از آیه :و چون به پیرویِ سرشتِ الهی خوانده شوند، گویند: ما از راه و رسمِ پدرانمان پیروی میکنیم؛ حتی اگر پدرانشان نادان و ناراهیافته بوده باشند.
روشنگری:پیرویِ کورکورانه از راه و رسمِ پیشینیان جایگزینِ خردورزی نمیشود؛ هرکس خود باید به داوری بنشیند.
ومثل الذين كفروا كمثل الذي ينعق بما لا يسمع إلا دعاء ونداء صم بكم عمي فهم لا يعقلونَ(171)
برداشت از آیه :خواندنِ ستمگرانِ نابخرد به سرشتِ الهی، مانندِ خواندنِ کران و کوران است، جز بانگی مبهم درنمییابند.
روشنگری:ندا بلند است، اما آنکه گوشِ درون ندارد جز بانگی مبهم نمیشنود.
يا أيها الذين آمنوا كلوا من طيبات ما رزقناكم واشكروا لله إن كنتم إياه تعبدونَ(172)
برداشت از آیه :ای باورمندان، از روزیِ پاکیزه برخوردار شوید و سپاسِ سرشتِ الهی خود را گزارید.
إنما حرم عليكم الميتة والدم ولحم الخنزير وما أهل به لغير الله فمن اضطر غير باغ ولا عاد فلا إثم عليه إن الله غفور رحيمَ(173)
برداشت از آیه :آنچه ناپاک است بر شما روا نیست؛ اما کسی که ناچار شود، بیآنکه سرکشی و زیادهروی کند، بر او گناهی نیست، که پروردگارِ مهرپرور خطاپوش و مهربان است.
إن الذين يكتمون ما أنزل الله من الكتاب ويشترون به ثمنا قليلا أولئك ما يأكلون في بطونهم إلا النار ولا يكلمهم الله يوم القيامة ولا يزكيهم ولهم عذاب أليمَ(174)
برداشت از آیه :آنانکه آزمندانه جلوهی سرشتِ الهی را پنهان ساختهاند، جز آتشِ حسرت در دلِ خود نمیانبارند، و در رستاخیز پروردگارِ مهرپرور با آنان سخن نمیگوید.
أولئك الذين اشتروا الضلالة بالهدى والعذاب بالمغفرة فما أصبرهم على النارَ(175)
برداشت از آیه :آنان که گمراهی را برگزیدند، چگونه بر حسرت و رنج رستاخیز شکیبا خواهند بود؟
ذلك بأن الله نزل الكتاب بالحق وإن الذين اختلفوا في الكتاب لفي شقاق بعيدَ(176)
برداشت از آیه :کتابِ پیامبر تراوشِ سرشتِ مهربان و الهیِ اوست، و ستمکاران با آن در ستیز هستند.
ليس البر أن تولوا وجوهكم قبل المشرق والمغرب ولكن البر من آمن بالله واليوم الآخر والملائكة والكتاب والنبيين وآتى المال على حبه ذوي القربى واليتامى والمساكين وابن السبيل والسائلين وفي الرقاب وأقام الصلاة وآتى الزكاة والموفون بعهدهم إذا عاهدوا والصابرين في البأساء والضراء وحين البأس أولئك الذين صدقوا وأولئك هم المتقونَ(177)
برداشت از آیه :به هر سو رو کنید سرشتِ الهی را مییابید؛ انسانِ باورمند نیکوکار و وفادار و شکیبا و نیایشگر و راستگو و مهرورز است، و از آنچه دوست میدارد بیمنت به نیازمندان میبخشد.
روشنگری:«بیمنت» ارجاعی است به آیهی ۲۶۲ همین سوره: «لا یتبعون ما انفقوا منا و لا اذی».
این آیه پاسخِ پایانیِ بحثِ پرستشگاه در آیات ۱۴۲ تا ۱۵۰ است: نیکی در سو و جهت نیست، در باور و بخشش و وفا و شکیبایی است.
يا أيها الذين آمنوا كتب عليكم القصاص في القتلى الحر بالحر والعبد بالعبد والأنثى بالأنثى فمن عفي له من أخيه شيء فاتباع بالمعروف وأداء إليه بإحسان ذلك تخفيف من ربكم ورحمة فمن اعتدى بعد ذلك فله عذاب أليمَ(178)
برداشت از آیه :اگر کسی کشته شد، پادافرهِ دادگرانه باشد؛ و بخششِ شایسته و پرداختِ خونبها نیکوتر است. زیادهروی پس از آن، روشِ نفسِ بدکنش و مایهی رنجِ رستاخیز است.
روشنگری:پادافرهِ دادگرانه، خونخواهیِ بیمرز را مهار میکند: بهجایِ کشتنِ بسیاران در برابرِ یک تن، تنها همان یک. از این روست که در آن زندگی نهفته است.
ولكم في القصاص حياة يا أولي الألباب لعلكم تتقونَ(179)
برداشت از آیه :نیکوکارانِ خردمند پادافرهِ دادگرانه را زندگیبخش میدانند.
كتب عليكم إذا حضر أحدكم الموت إن ترك خيرا الوصية للوالدين والأقربين بالمعروف حقا على المتقينَ(180)
برداشت از آیه :نیکوکاران پیش از فرا رسیدنِ مرگ، سهمی سزاوار از مالِ خود را برایِ پدر، مادر و خویشاوندان سفارش میکنند.
فمن بدله بعدما سمعه فإنما إثمه على الذين يبدلونه إن الله سميع عليمَ(181)
برداشت از آیه :باژگونه کردنِ وصیت پس از شنیدنِ آن ناشایست است و مایهی رنجِ رستاخیز میشود؛ و پروردگارِ مهرپرور شنوا و داناست.
فمن خاف من موص جنفا أو إثما فأصلح بينهم فلا إثم عليه إن الله غفور رحيمَ(182)
برداشت از آیه :پادرمیانی برای آشتی میانِ بازماندگان، اگر از بیمِ کژی یا ستمِ وصیتکننده باشد، کاری نیکوست؛ و پروردگارِ مهرپرور خطاپوش و مهربان است.
يا أيها الذين آمنوا كتب عليكم الصيام كما كتب على الذين من قبلكم لعلكم تتقونَ(183)
برداشت از آیه :ای باورمندان، روزه بر شما نوشته شد، چنانکه بر پیشینیان نیز بود، باشد که در شمارِ نیکوکاران درآیید.
أياما معدودات فمن كان منكم مريضا أو على سفر فعدة من أيام أخر وعلى الذين يطيقونه فدية طعام مسكين فمن تطوع خيرا فهو خير له وأن تصوموا خير لكم إن كنتم تعلمونَ(184)
برداشت از آیه :بیمار و در سفر، روزهای دیگری را جایگزین کند، و آنکه توانِ روزه را ندارد، خوراکِ نیازمندی را بپردازد؛ و نیکی افزونتر، بهتر است.
شهر رمضان الذي أنزل فيه القرآن هدى للناس وبينات من الهدى والفرقان فمن شهد منكم الشهر فليصمه ومن كان مريضا أو على سفر فعدة من أيام أخر يريد الله بكم اليسر ولا يريد بكم العسر ولتكملوا العدة ولتكبروا الله على ما هداكم ولعلكم تشكرونَ(185)
برداشت از آیه :قرآن رهنمونی روشن برای مردمان و جداکنندهی راهِ مهر از راهِ ستم است؛ و آسانی برای انسان خواسته شده، نه دشواری.
وإذا سألك عبادي عني فإني قريب أجيب دعوة الداع إذا دعان فليستجيبوا لي وليؤمنوا بي لعلهم يرشدونَ(186)
برداشت از آیه :و چون رهروانم از من بپرسند، من نزدیکم؛ خواستهی خواهنده را پاسخ میدهم، آنگاه که مرا بخواند. پس آنان نیز پاسخِ مرا بدهند و به من باور آورند، باشد که راه یابند.
روشنگری:خوانشِ درونیِ آیه
سرشتِ الهی به انسان نزدیک است و پرسنده را پاسخ میدهد؛ پس آن را بخوانید، باشد که راه یابید.
قریب = نزدیک. این آیه از روشنترین نشانههایِ نزدیکیِ پروردگارِ مهرپرور به انسان است؛ او را بیرون از خود مجویید. به آیهی ۱۶ سورهی ق و آیهی ۸۵ سورهی واقعه رجوع شود.
و «فَلیَستَجیبوا لی» نشان میدهد که این خواندن دوسویه است: انسان او را میخواند و او انسان را.
أحل لكم ليلة الصيام الرفث إلى نسائكم هن لباس لكم وأنتم لباس لهن علم الله أنكم كنتم تختانون أنفسكم فتاب عليكم وعفا عنكم فالآن باشروهن وابتغوا ما كتب الله لكم وكلوا واشربوا حتى يتبين لكم الخيط الأبيض من الخيط الأسود من الفجر ثم أتموا الصيام إلى الليل ولا تباشروهن وأنتم عاكفون في المساجد تلك حدود الله فلا تقربوها كذلك يبين الله آياته للناس لعلهم يتقونَ(187)
برداشت از آیه :آمیزش در شبِ روزه روا است، همسران پوششِ یکدیگرند؛ اما از مرزهای سرشتِ الهی مگذرید.
ولا تأكلوا أموالكم بينكم بالباطل وتدلوا بها إلى الحكام لتأكلوا فريقا من أموال الناس بالإثم وأنتم تعلمونَ(188)
برداشت از آیه :و اموالِ یکدیگر را به ناروا نخورید، و به داوران باژ ندهید تا اموالِ مردم را به ستم تاراج کنید.
يسألونك عن الأهلة قل هي مواقيت للناس والحج وليس البر بأن تأتوا البيوت من ظهورها ولكن البر من اتقى وأتوا البيوت من أبوابها واتقوا الله لعلكم تفلحونَ(189)
برداشت از آیه :نیکی آن نیست که از پسِ خانهها درآیید؛ از ستم بپرهیزید، باشد که رستگار شوید.
روشنگری:این آیه همساختِ آیهی ۱۷۷ همین سوره است: هر دو یک رفتارِ ظاهری را نفی میکنند و نیکی را به پرهیز از ستم بازمیگردانند.
وقاتلوا في سبيل الله الذين يقاتلونكم ولا تعتدوا إن الله لا يحب المعتدينَ(190)
برداشت از آیه :در راهِ سرشتِ الهی با آنان که میستیزند بستیزید، و از مرز درنگذرید، که سرشتِ الهی تجاوزگران را دوست نمیدارد.
روشنگری:ستیز در این آیات(190 تا 194) سه مرز دارد: تنها با آنکه میستیزد، بیگذشتن از اندازه، و بازایستادن بهمحضِ بازایستادنِ او. جهتِ این آیات مهارِ ستیز است، نه گشودنِ آن.
واقتلوهم حيث ثقفتموهم وأخرجوهم من حيث أخرجوكم والفتنة أشد من القتل ولا تقاتلوهم عند المسجد الحرام حتى يقاتلوكم فيه فإن قاتلوكم فاقتلوهم كذلك جزاء الكافرينَ(191)
برداشت از آیه :ستم و آشوب از جنگ و کشتن سختتر است.
فإن انتهوا فإن الله غفور رحيمَ(192)
برداشت از آیه :و اگر از آشوب و جنگ بازایستند، سرشتِ الهی خطاپوش و مهربان است.
روشنگری:ستیز سه مرز دارد: تنها با آنکه میستیزد، بیگذشتن از اندازه، و بازایستادن بهمحضِ بازایستادنِ او. جهتِ این آیات مهارِ ستیز است، نه گشودنِ آن.
وقاتلوهم حتى لا تكون فتنة ويكون الدين لله فإن انتهوا فلا عدوان إلا على الظالمينَ(193)
برداشت از آیه :با ستم بستیزید تا آشوب فرو نشیند و راهِ مهر برپا شود؛ و اگر بازایستادند، دشمنی جز با ستمگران روا نیست.
روشنگری:ستیز سه مرز دارد: تنها با آنکه میستیزد، بیگذشتن از اندازه، و بازایستادن بهمحضِ بازایستادنِ او. جهتِ این آیات مهارِ ستیز است، نه گشودنِ آن.
الشهر الحرام بالشهر الحرام والحرمات قصاص فمن اعتدى عليكم فاعتدوا عليه بمثل ما اعتدى عليكم واتقوا الله واعلموا أن الله مع المتقينَ(194)
برداشت از آیه :هرکس تجاوز کند، به همان اندازه پاسخ داده شود نه بیشتر، و از ستم بپرهیزید.
روشنگری:ستیز سه مرز دارد: تنها با آنکه میستیزد، بیگذشتن از اندازه، و بازایستادن بهمحضِ بازایستادنِ او. جهتِ این آیات مهارِ ستیز است، نه گشودنِ آن.
وأنفقوا في سبيل الله ولا تلقوا بأيديكم إلى التهلكة وأحسنوا إن الله يحب المحسنينَ(195)
برداشت از آیه :با مهربانی در راهِ سرشتِ الهی بکوشید و از داشتهی خود به نیازمندان ببخشید، و خود را به نابودی میفکنید؛ که سرشتِ الهی نیکوکاران را دوست میدارد.
روشنگری:خود را به نابودی افکندن تنها بیپروا به خطر رفتن نیست؛ رها کردنِ کوشش و بخشش و دل بستن به داشتهی خویش نیز هست.
وأتموا الحج والعمرة لله فإن أحصرتم فما استيسر من الهدي ولا تحلقوا رءوسكم حتى يبلغ الهدي محله فمن كان منكم مريضا أو به أذى من رأسه ففدية من صيام أو صدقة أو نسك فإذا أمنتم فمن تمتع بالعمرة إلى الحج فما استيسر من الهدي فمن لم يجد فصيام ثلاثة أيام في الحج وسبعة إذا رجعتم تلك عشرة كاملة ذلك لمن لم يكن أهله حاضري المسجد الحرام واتقوا الله واعلموا أن الله شديد العقابَ(196)
برداشت از آیه :حج و عمره را برای سرشتِ الهی و نیکی به پایان برید؛ و اگر ناتوان شدید، بهاندازهی توان به نیازمندان بپردازید و بر خود سخت مگیرید.
الحج أشهر معلومات فمن فرض فيهن الحج فلا رفث ولا فسوق ولا جدال في الحج وما تفعلوا من خير يعلمه الله وتزودوا فإن خير الزاد التقوى واتقون يا أولي الألبابَ(197)
برداشت از آیه :ای خردمندان در حج، ناسزا و ستیز و بیدادگری روا نیست؛ و توشه برگیرید، که بهترین توشه نیکوکاری است.
ليس عليكم جناح أن تبتغوا فضلا من ربكم فإذا أفضتم من عرفات فاذكروا الله عند المشعر الحرام واذكروه كما هداكم وإن كنتم من قبله لمن الضالينَ(198)
برداشت از آیه :رواست که در کنارِ حج، بهرهای از دهشِ سرشتِ الهی را بجویید.
ثم أفيضوا من حيث أفاض الناس واستغفروا الله إن الله غفور رحيمَ(199)
برداشت از آیه :از همانجا که مردمان روانه میشوند روانه شوید، و خطاهای خود را با نیکی بپوشانید.
فإذا قضيتم مناسككم فاذكروا الله كذكركم آباءكم أو أشد ذكرا فمن الناس من يقول ربنا آتنا في الدنيا وما له في الآخرة من خلاقَ(200)
برداشت از آیه :چون آیینِ حج را بهجا آوردید، سرشتِ الهی را به یاد آرید؛ آنانکه تنها بهرهی این جهان را میجویند در رستاخیز بهرهای ندارند.
ومنهم من يقول ربنا آتنا في الدنيا حسنة وفي الآخرة حسنة وقنا عذاب النارَ(201)
برداشت از آیه :و برخی با پیروی از سرشتِ الهی نیکیِ هردو جهان و رهایی از رنجِ رستاخیز را میجویند.
أولئك لهم نصيب مما كسبوا والله سريع الحسابَ(202)
برداشت از آیه :اینان از کردارِ خویش بهره میبرند؛ و پروردگارِ مهرپرور در شمارش شتابنده است.
واذكروا الله في أيام معدودات فمن تعجل في يومين فلا إثم عليه ومن تأخر فلا إثم عليه لمن اتقى واتقوا الله واعلموا أنكم إليه تحشرونَ(203)
برداشت از آیه :سرشتِ الهی را در روزهایِ حج به یاد آرید؛ هرکس شتاب کند یا درنگ، بر نیکوکار ناروا نیست، و بدانید که رستاخیز فرا خواهد رسید.
ومن الناس من يعجبك قوله في الحياة الدنيا ويشهد الله على ما في قلبه وهو ألد الخصامَ(204)
برداشت از آیه :و از مردمان کسی هست که فراوان سخن از آشتی میگوید و سرشتِ الهی را بر دلِ خود گواه میگیرد، حال آنکه سرسختترینِ ستیزهجویان است.
روشنگری:سه آیهی 204 تا 206 یک تصویرِ پیوستهاند: سخنِ دلربا، کردارِ ویرانگر، و خشم در برابرِ اندرز. نفسِ بدکنش نخست با زبان میفریبد و سپس در کردار آشکار میشود.
وإذا تولى سعى في الأرض ليفسد فيها ويهلك الحرث والنسل والله لا يحب الفسادَ(205)
برداشت از آیه :و چون روی برتابد، در تباهیِ زمین میکوشد؛ و سرشتِ الهی تباهی را دوست نمیدارد.
روشنگری:سه آیهی 204 تا 206 یک تصویرِ پیوستهاند: سخنِ دلربا، کردارِ ویرانگر، و خشم در برابرِ اندرز. نفسِ بدکنش نخست با زبان میفریبد و سپس در کردار آشکار میشود.
وإذا قيل له اتق الله أخذته العزة بالإثم فحسبه جهنم ولبئس المهادَ(206)
برداشت از آیه :و چون به او گفته شود از ستم بپرهیز، خودبزرگبینی او را به ستم میکشاند؛ رستاخیزِ چنین کسی ناگوار است.
روشنگری:سه آیهی 204 تا 206 یک تصویرِ پیوستهاند: سخنِ دلربا، کردارِ ویرانگر، و خشم در برابرِ اندرز. نفسِ بدکنش نخست با زبان میفریبد و سپس در کردار آشکار میشود.
ومن الناس من يشري نفسه ابتغاء مرضات الله والله رءوف بالعبادَ(207)
برداشت از آیه :آنکه تا پایِ جان از سرشتِ الهیِ خود پیروی میکند، در سایهی مهر پروردگار است.
روشنگری:جانِ خود را فروختن، وانهادنِ نفسِ بدکنش است: آنکه نفسِ خویش را در راهِ خشنودیِ سرشتِ الهی میدهد.
يا أيها الذين آمنوا ادخلوا في السلم كافة ولا تتبعوا خطوات الشيطان إنه لكم عدو مبينَ(208)
برداشت از آیه :ای باورمندان، همگی به آشتی درآیید و از گامهای نفسِ بدکنش پیروی مکنید، که آشکارا دشمنِ شماست.
فإن زللتم من بعد ما جاءتكم البينات فاعلموا أن الله عزيز حكيمَ(209)
برداشت از آیه :و اگر پس از روشنگریها کژروی کنید، بدانید که سرشتِ الهی توانا و فرزانه است.
هل ينظرون إلا أن يأتيهم الله في ظلل من الغمام والملائكة وقضي الأمر وإلى الله ترجع الأمورَ(210)
برداشت از آیه :در آرزوی دیدنِ ارادهی پروردگار و فرشتگان در زیر سایبانی از ابر نباشید، ارادهی آنان را در سرشتِ الهیِ خود بجویید.
سل بني إسرائيل كم آتيناهم من آية بينة ومن يبدل نعمة الله من بعد ما جاءته فإن الله شديد العقابَ(211)
برداشت از آیه :هرکس نشانههایِ روشنِ سرشتِ الهی را دگرگون کند، رستاخیزی سخت و ناگوار خواهد داشت.
زين للذين كفروا الحياة الدنيا ويسخرون من الذين آمنوا والذين اتقوا فوقهم يوم القيامة والله يرزق من يشاء بغير حسابَ(212)
برداشت از آیه :زندگیِ این جهان در چشمِ ستمکاران آراسته شده و باورمندان را ریشخند میکنند، حال آنکه نیکوکاران در رستاخیز برترند.
كان الناس أمة واحدة فبعث الله النبيين مبشرين ومنذرين وأنزل معهم الكتاب بالحق ليحكم بين الناس فيما اختلفوا فيه وما اختلف فيه إلا الذين أوتوه من بعد ما جاءتهم البينات بغيا بينهم فهدى الله الذين آمنوا لما اختلفوا فيه من الحق بإذنه والله يهدي من يشاء إلى صراط مستقيمَ(213)
برداشت از آیه :همهی انسانها از سرشت و ارادهی الهی یکسان برخوردارند، اما با پیروی از نفسِ بدکنش و ستمکاری دچار ناسازگاری و اختلاف میشوند، و باورمندانِ مهربان راهِ سرشتِ الهی را برمیگزینند.
أم حسبتم أن تدخلوا الجنة ولما يأتكم مثل الذين خلوا من قبلكم مستهم البأساء والضراء وزلزلوا حتى يقول الرسول والذين آمنوا معه متى نصر الله ألا إن نصر الله قريبَ(214)
برداشت از آیه :دهشهای سرشتِ الهی برای همگان در دسترس است، اما بهرهمندی از آن و به فردوس درآمدن آسان نیست.
يسألونك ماذا ينفقون قل ما أنفقتم من خير فللوالدين والأقربين واليتامى والمساكين وابن السبيل وما تفعلوا من خير فإن الله به عليمَ(215)
برداشت از آیه :در نیکی به پدر و مادر و نزدیکان و بیسرپرستان و نیازمندان و در راه ماندگان بکوشید، که آن از دهشِ سرشتِ الهی است؛ و پروردگارِ مهرپرور از نیکیِ همگان آگاه است.
كتب عليكم القتال وهو كره لكم وعسى أن تكرهوا شيئا وهو خير لكم وعسى أن تحبوا شيئا وهو شر لكم والله يعلم وأنتم لا تعلمونَ(216)
برداشت از آیه :ستیز ناخوشایند است، اما گاه چارهای از آن نیست؛ چهبسا چیزی ناخوشایند و نیک باشد، و چهبسا چیزی خوشایند و بد.
يسألونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه كبير وصد عن سبيل الله وكفر به والمسجد الحرام وإخراج أهله منه أكبر عند الله والفتنة أكبر من القتل ولا يزالون يقاتلونكم حتى يردوكم عن دينكم إن استطاعوا ومن يرتدد منكم عن دينه فيمت وهو كافر فأولئك حبطت أعمالهم في الدنيا والآخرة وأولئك أصحاب النار هم فيها خالدونَ(217)
برداشت از آیه :ستیز ناخوشایند است، ولی بازداشتن از راهِ مهر و آوارگیِ مردمان از خانههاشان ناخوشایندتر، و آشوب از کشتن سختتر است. ستمگران میکوشند راه و رسم خود را فراگیر کنند؛ هرکس به آنان بگرود ستمکار است و کردارش تباه میشود.
إن الذين آمنوا والذين هاجروا وجاهدوا في سبيل الله أولئك يرجون رحمت الله والله غفور رحيمَ(218)
برداشت از آیه :باورمندانی که هجرت کردند و در راهِ سرشتِ الهی کوشیدند، به مهرِ آن امید دارند.
يسألونك عن الخمر والميسر قل فيهما إثم كبير ومنافع للناس وإثمهما أكبر من نفعهما ويسألونك ماذا ينفقون قل العفو كذلك يبين الله لكم الآيات لعلكم تتفكرونَ(219)
برداشت از آیه :در باده و قمار زیانی بزرگ است و سودی برای مردمان، ولی زیانشان از سودشان بزرگتر، افزون بر نیازِ خود را به نیازمندان ببخشید.
روشنگری:رهنمود در این باره گام به گام است: نخست سنجشِ سود و زیان در همین آیه، سپس نهیِ نیایش در حالِ ناهشیاری در آیهی ۴۳ سورهی نساء، و سرانجام دوری گزیدن در آیهی ۹۰ سورهی مائده.
في الدنيا والآخرة ويسألونك عن اليتامى قل إصلاح لهم خير وإن تخالطوهم فإخوانكم والله يعلم المفسد من المصلح ولو شاء الله لأعنتكم إن الله عزيز حكيمَ(220)
برداشت از آیه :ساماندادن به کارِ بیسرپرستان بهتر است، پس برادرانه با آنان همزیستی کنید؛ سرشتِ الهی تباهکار را از درستکار بازمیشناسد.
ولا تنكحوا المشركات حتى يؤمن ولأمة مؤمنة خير من مشركة ولو أعجبتكم ولا تنكحوا المشركين حتى يؤمنوا ولعبد مؤمن خير من مشرك ولو أعجبكم أولئك يدعون إلى النار والله يدعو إلى الجنة والمغفرة بإذنه ويبين آياته للناس لعلهم يتذكرونَ(221)
برداشت از آیه :با سرشتِ مهربان استوار ماندن ارزندهتر از پیوند با زیبارویانِ ناباورمند است.
ويسألونك عن المحيض قل هو أذى فاعتزلوا النساء في المحيض ولا تقربوهن حتى يطهرن فإذا تطهرن فأتوهن من حيث أمركم الله إن الله يحب التوابين ويحب المتطهرينَ(222)
برداشت از آیه :در پیوندِ زناشویی، پاکیزگی و مهربانی را نگاه دارید، که سرشتِ الهی پاکیزگان را دوست میدارد.
نساؤكم حرث لكم فأتوا حرثكم أنى شئتم وقدموا لأنفسكم واتقوا الله واعلموا أنكم ملاقوه وبشر المؤمنينَ(223)
برداشت از آیه :زندگیِ زناشویی مانندِ کشتزار است؛ امروز مهربانی بکارید، تا فردا نیکی برچینید.
ولا تجعلوا الله عرضة لأيمانكم أن تبروا وتتقوا وتصلحوا بين الناس والله سميع عليمَ(224)
برداشت از آیه :سوگند به سرشتِ الهی را دستاویزِ نیکینکردن و آشتینجستن مسازید، که پروردگارِ مهرپرور شنوا و داناست.
لا يؤاخذكم الله باللغو في أيمانكم ولكن يؤاخذكم بما كسبت قلوبكم والله غفور حليمَ(225)
برداشت از آیه :سرشتِ الهی بردبار است؛ گفتارِ بیاندیشه را بهشمار نمیآورد، بلکه آنچه را دل بر آن گره خورده است.
للذين يؤلون من نسائهم تربص أربعة أشهر فإن فاءوا فإن الله غفور رحيمَ(226)
برداشت از آیه :جدایی را به شتاب مگیرید؛ درنگ کنید، که بازگشت به مهر، خطاپوشِ گذشته است.
وإن عزموا الطلاق فإن الله سميع عليمَ(227)
برداشت از آیه :و اگر جدایی خواستِ استوارِ دل است، پروردگارِ مهرپرور از درونِ انسان آگاه است.
والمطلقات يتربصن بأنفسهن ثلاثة قروء ولا يحل لهن أن يكتمن ما خلق الله في أرحامهن إن كن يؤمن بالله واليوم الآخر وبعولتهن أحق بردهن في ذلك إن أرادوا إصلاحا ولهن مثل الذي عليهن بالمعروف وللرجال عليهن درجة والله عزيز حكيمَ(228)
برداشت از آیه :زنانِ جداشده آنچه را در نهادِ خود دارند پنهان ندارند؛ آشتی سزاوارتر است، و آنان را بر یکدیگر حقی است به شایستگی، و مردان پیشگام باشند.
روشنگری:پیشگامیِ مردان؛ مسئولیتِ افزونتر است، در کنارِ حقی که زن و مرد به یکسان بر یکدیگر دارند.
الطلاق مرتان فإمساك بمعروف أو تسريح بإحسان ولا يحل لكم أن تأخذوا مما آتيتموهن شيئا إلا أن يخافا ألا يقيما حدود الله فإن خفتم ألا يقيما حدود الله فلا جناح عليهما فيما افتدت به تلك حدود الله فلا تعتدوها ومن يتعد حدود الله فأولئك هم الظالمونَ(229)
برداشت از آیه :پیوندِ زناشویی را یا به شایستگی نگاه دارید، یا به نیکی رها کنید. بازستاندنِ دهشِ پیشین، ستم است.
فإن طلقها فلا تحل له من بعد حتى تنكح زوجا غيره فإن طلقها فلا جناح عليهما أن يتراجعا إن ظنا أن يقيما حدود الله وتلك حدود الله يبينها لقوم يعلمونَ(230)
برداشت از آیه :آنچه دو بار گسسته شد، به شتاب پیوند نمییابد.
وإذا طلقتم النساء فبلغن أجلهن فأمسكوهن بمعروف أو سرحوهن بمعروف ولا تمسكوهن ضرارا لتعتدوا ومن يفعل ذلك فقد ظلم نفسه ولا تتخذوا آيات الله هزوا واذكروا نعمت الله عليكم وما أنزل عليكم من الكتاب والحكمة يعظكم به واتقوا الله واعلموا أن الله بكل شيء عليمَ(231)
برداشت از آیه :در هنگامِ جدایی، همسر را برای آزردن نگاه مدارید، که ستم بر او، ستم بر خویشتن است.
روشنگری:نمونه ظلم در آیه: تعدی به حقوق زنان و همسران
وإذا طلقتم النساء فبلغن أجلهن فلا تعضلوهن أن ينكحن أزواجهن إذا تراضوا بينهم بالمعروف ذلك يوعظ به من كان منكم يؤمن بالله واليوم الآخر ذلكم أزكى لكم وأطهر والله يعلم وأنتم لا تعلمونَ(232)
برداشت از آیه :و چون زنان را وانهادید، آنان را از پیوندِ شایستهی دوباره با همسرانِ پیشین بازمدارید.
والوالدات يرضعن أولادهن حولين كاملين لمن أراد أن يتم الرضاعة وعلى المولود له رزقهن وكسوتهن بالمعروف لا تكلف نفس إلا وسعها لا تضار والدة بولدها ولا مولود له بولده وعلى الوارث مثل ذلك فإن أرادا فصالا عن تراض منهما وتشاور فلا جناح عليهما وإن أردتم أن تسترضعوا أولادكم فلا جناح عليكم إذا سلمتم ما آتيتم بالمعروف واتقوا الله واعلموا أن الله بما تعملون بصيرَ(233)
برداشت از آیه :پرورشِ فرزند بر دوشِ هر دو است؛ نه مادر بهسببِ فرزند آزار بیند و نه پدر، و هر تصمیم با همدلی و رایزنی باشد.
والذين يتوفون منكم ويذرون أزواجا يتربصن بأنفسهن أربعة أشهر وعشرا فإذا بلغن أجلهن فلا جناح عليكم فيما فعلن في أنفسهن بالمعروف والله بما تعملون خبيرَ(234)
برداشت از آیه :در سوگِ همسر درنگ کنید، و پس از آن راهِ شایستهٔ خود را آزادانه برگزینید.
ولا جناح عليكم فيما عرضتم به من خطبة النساء أو أكننتم في أنفسكم علم الله أنكم ستذكرونهن ولكن لا تواعدوهن سرا إلا أن تقولوا قولا معروفا ولا تعزموا عقدة النكاح حتى يبلغ الكتاب أجله واعلموا أن الله يعلم ما في أنفسكم فاحذروه واعلموا أن الله غفور حليمَ(235)
برداشت از آیه :با همسرانِ نشسته در سوگ، در نهان پیمان مبندید و شتاب مکنید؛ که آنچه در دل دارید بر سرشتِ الهی پوشیده نیست.
لا جناح عليكم إن طلقتم النساء ما لم تمسوهن أو تفرضوا لهن فريضة ومتعوهن على الموسع قدره وعلى المقتر قدره متاعا بالمعروف حقا على المحسنينَ(236)
برداشت از آیه :جداییِ بیآزار، بخششی شایسته دارد، هرکس بهاندازهٔ توانِ خود؛ این بر نیکوکاران بایسته است.
وإن طلقتموهن من قبل أن تمسوهن وقد فرضتم لهن فريضة فنصف ما فرضتم إلا أن يعفون أو يعفو الذي بيده عقدة النكاح وأن تعفوا أقرب للتقوى ولا تنسوا الفضل بينكم إن الله بما تعملون بصيرَ(237)
برداشت از آیه :در جدایی، بخشش را از یاد مبرید؛ گذشت و بزرگواری نیکوتر است.
روشنگری:در حسابرسیِ خشکِ جدایی، بزرگواری را از یاد مبرید؛ گذشت به نیکوکاری نزدیکتر است.
حافظوا على الصلوات والصلاة الوسطى وقوموا لله قانتينَ(238)
برداشت از آیه :بر نیایش پایدار باشید، و فروتنانه در برابرِ پروردگارِ مهرپرور به پا خیزید.
فإن خفتم فرجالا أو ركبانا فإذا أمنتم فاذكروا الله كما علمكم ما لم تكونوا تعلمونَ(239)
برداشت از آیه :در بیم و در آرامش، نیایش را از یاد مبرید.
والذين يتوفون منكم ويذرون أزواجا وصية لأزواجهم متاعا إلى الحول غير إخراج فإن خرجن فلا جناح عليكم في ما فعلن في أنفسهن من معروف والله عزيز حكيمَ(240)
برداشت از آیه :همسران را برای پس از مرگتان بیپناه مگذارید.
وللمطلقات متاع بالمعروف حقا على المتقينَ(241)
برداشت از آیه :جداشدگان را بهرهای شایسته است؛ این بر نیکوکاران بایسته است.
كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تعقلونَ(242)
برداشت از آیه :اینگونه رهنمودها روشن میشود، باشد که خرد ورزید.
ألم تر إلى الذين خرجوا من ديارهم وهم ألوف حذر الموت فقال لهم الله موتوا ثم أحياهم إن الله لذو فضل على الناس ولكن أكثر الناس لا يشكرونَ(243)
برداشت از آیه :گریز از مرگ، مرگ را بازنمیدارد؛ و پیروی از سرشتِ الهی به انسان زندگیِ دوباره میبخشد.
روشنگری:مردن و زنده شدن در این آیه نمادین برداشت شده است: گریز از مرگ آن را بازنمیدارد، و بازگشت به سرشتِ الهی، زندگیِ دوباره است. به آیات ۵۶ و ۷۳ همین سوره نیز توجه گردد.
وقاتلوا في سبيل الله واعلموا أن الله سميع عليمَ(244)
برداشت از آیه :در راهِ سرشتِ الهی بکوشید، و بدانید که پروردگارِ مهرپرور شنوا و داناست.
من ذا الذي يقرض الله قرضا حسنا فيضاعفه له أضعافا كثيرة والله يقبض ويبسط وإليه ترجعونَ(245)
برداشت از آیه :آنچه به نیکی میبخشید، مانندِ وامی به پروردگار است و چندین برابر به شما بازمیگردد؛ تنگی و گشایش از پروردگارِ مهرپرور است و بازگشتِ همه به سویِ اوست.
روشنگری:پروردگارِ مهرپرور بخششِ انسان را وامی به خود میخوانَد؛ تعبیری که ارجِ بخشش را نشان میدهد.
ألم تر إلى الملإ من بني إسرائيل من بعد موسى إذ قالوا لنبي لهم ابعث لنا ملكا نقاتل في سبيل الله قال هل عسيتم إن كتب عليكم القتال ألا تقاتلوا قالوا وما لنا ألا نقاتل في سبيل الله وقد أخرجنا من ديارنا وأبنائنا فلما كتب عليهم القتال تولوا إلا قليلا منهم والله عليم بالظالمينَ(246)
برداشت از آیه :گفتند فرمانروایی برانگیز تا در راهِ سرشتِ الهی بکوشیم؛ اما چون فرمان رسید، جز اندکی روی برتافتند.
وقال لهم نبيهم إن الله قد بعث لكم طالوت ملكا قالوا أنى يكون له الملك علينا ونحن أحق بالملك منه ولم يؤت سعة من المال قال إن الله اصطفاه عليكم وزاده بسطة في العلم والجسم والله يؤتي ملكه من يشاء والله واسع عليمَ(247)
برداشت از آیه :برتریِ فرمانروا به دانایی و توانِ اوست، نه به تبار و توانگریِ او.
وقال لهم نبيهم إن آية ملكه أن يأتيكم التابوت فيه سكينة من ربكم وبقية مما ترك آل موسى وآل هارون تحمله الملائكة إن في ذلك لآية لكم إن كنتم مؤمنينَ(248)
برداشت از آیه :نشانهٔ فرمانروایی راستین آن است که آرامشِ سرشتِ الهی به دلها بازگردد.
فلما فصل طالوت بالجنود قال إن الله مبتليكم بنهر فمن شرب منه فليس مني ومن لم يطعمه فإنه مني إلا من اغترف غرفة بيده فشربوا منه إلا قليلا منهم فلما جاوزه هو والذين آمنوا معه قالوا لا طاقة لنا اليوم بجالوت وجنوده قال الذين يظنون أنهم ملاقو الله كم من فئة قليلة غلبت فئة كثيرة بإذن الله والله مع الصابرينَ(249)
برداشت از آیه :بر سامانِ نهادهی هستی، آزمونی خویشتنداران را از ناشکیبان جدا میکند و سپس همان اندکِ شکیبا و پیروِ سرشتِ الهی بر انبوهِ پیروانِ نفسِ بدکنش چیره میگردد.
ولما برزوا لجالوت وجنوده قالوا ربنا أفرغ علينا صبرا وثبت أقدامنا وانصرنا على القوم الكافرينَ(250)
برداشت از آیه :از سرشتِ الهی بخواهید که شکیبایی بر شما فرو ریزد و گامهایتان را استوار دارد، تا بر ستمکاران پیروز گردید.
فهزموهم بإذن الله وقتل داوود جالوت وآتاه الله الملك والحكمة وعلمه مما يشاء ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الأرض ولكن الله ذو فضل على العالمينَ(251)
برداشت از آیه :اگر مردمان ستم را از یکدیگر بازندارند، زمین به تباهی میرود؛ سرشتِ الهی به دادگر، فرمانروایی و فرزانگی میبخشد.
تلك آيات الله نتلوها عليك بالحق وإنك لمن المرسلينَ(252)
برداشت از آیه :اینها نشانههای راستینِ سرشتِ الهی است که بر دلِ من نشسته است.
تلك الرسل فضلنا بعضهم على بعض منهم من كلم الله ورفع بعضهم درجات وآتينا عيسى ابن مريم البينات وأيدناه بروح القدس ولو شاء الله ما اقتتل الذين من بعدهم من بعد ما جاءتهم البينات ولكن اختلفوا فمنهم من آمن ومنهم من كفر ولو شاء الله ما اقتتلوا ولكن الله يفعل ما يريدَ(253)
برداشت از آیه :برخی از این پیامآوران بر برخی برتری یافتند؛ با برخی سخن گفته شد و پایههای برخی برتر رفت. و عیسی پسرِ مریم نشانههای روشن آورد و از کارگزارِ برگزیدهی هستی نیرو گرفت. اگر پروردگارِ مهرپرور میخواست، آیندگانشان پس از آن نشانههای روشن به جنگِ یکدیگر نمیرفتند؛ ولی اختلاف کردند، پس برخی باور آوردند و برخی ناباور شدند. و اگر میخواست به جنگِ یکدیگر نمیرفتند؛ ولی او هر چه بخواهد همان میکند.
روشنگری:ساختِ آیه دو بار لَو شاءَ دارد و هر بار یک ولکن در پیاش. ولکنِ یکم کار را به مردمان میدهد، اختلاف کردند و برخی باور آوردند و برخی ناباور شدند؛ ولکنِ دوم چارچوب را نزدِ پروردگار نگه میدارد. و چون لَو شاءَ شرطِ خلافِ واقع است، یعنی آن جلوگیری رخ نداده و میدان باز مانده است؛ همانگونه که در یونس ۹۹ پس از لَو شاءَ بیدرنگ وادار کردن رد میشود.
آن جنگ پس از آمدنِ نشانههای روشن رخ داده است، نه پیش از آن.
این آیه همسنگِ بقره ۸۷ و مائده ۱۱۰ است و آن سهگانه را کامل میکند؛ در هر سه، نیرو گرفتنِ عیسی با همان ترکیبِ أیَّدَ همراه با بِروحِ القُدُس آمده است.
يا أيها الذين آمنوا أنفقوا مما رزقناكم من قبل أن يأتي يوم لا بيع فيه ولا خلة ولا شفاعة والكافرون هم الظالمونَ(254)
برداشت از آیه :باورمندان پيش از رستاخیز و بازماندن از یاری و همراهی، با مهربانی از داشتههای خویش به نیازمندان میبخشند.
الله لا إله إلا هو الحي القيوم لا تأخذه سنة ولا نوم له ما في السماوات وما في الأرض من ذا الذي يشفع عنده إلا بإذنه يعلم ما بين أيديهم وما خلفهم ولا يحيطون بشيء من علمه إلا بما شاء وسع كرسيه السماوات والأرض ولا يئوده حفظهما وهو العلي العظيمَ(255)
برداشت از آیه :یگانه پروردگارِ مهرپرور، که آسمانها و زمین از آنِ اوست، بیخواب، بیمرگ، والامرتبه، بزرگ، زنده، دانندهی پیدا و پنهان و بخشندهی دانش، چنین سامان نهاده که انسان با تجلیِ سرشتِ الهیِ خود همراهِ او گردد؛ و این همراهی با میانجیِ بیرونی به دست نمیآید.
روشنگری:من ذا الذی یشفع عنده إلا بإذنه = کسی نزدِ او پادرمیانی نمیکند جز به اذنِ او. شفاعت در این دفتر همراهی است، و این فراز راهِ میانجیِ بیرونی را میبندد و همراهی را به اذن، یعنی به پرکنش شدنِ سرشتِ خودِ انسان، وابسته میکند.
اذنِ الهی، اسبابی است که به تکوین برای انسان فراهم گردیده و از آن جملهاند:
یکم، بهره از سرشت و فطرتِ الهی.
دوم، بهره از وحی و تجلیِ سرشتِ الهی و دانای اسماء شدن و به آگاهیِ کامل رسیدن.
سوم، بهره از پرکنش شدنِ روح و اراده و دست یافتن به فرایندِ آفرینش و همراهی با پروردگارِ مهرپرور.
چهار آیهی دیگر همین را میگویند و پادرمیانی را پشتِ اذن مینشانند: آیهی ۳ سورهی یونس، ۱۰۹ سورهی طه، ۲۳ سورهی سبأ و ۲۶ سورهی نجم. و در آیهی ۴۸ سورهی بقره آمده که در رستاخیز نه یاری در میان است و نه پادرمیانی.
فرازِ ولا یحیطون بشیء من علمه إلا بما شاء همین ساختِ مرز را دربارهی دانش میآورد: دانشِ انسان تا آنجاست که سامان راه میدهد.
لا إكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي فمن يكفر بالطاغوت ويؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقى لا انفصام لها والله سميع عليمَ(256)
برداشت از آیه :سرشتِ الهی شنوا و دانا است، انسان در انتخابِ راه و آئین خود آزاد است، چون راهِ مهر روشن و از راهِ ستم جدا است، هرکس از وسوسهی نفسِ بدکنش روی بگرداند و راهِ سرشتِ مهربانِ الهی را بپیماید به دستاويزى استوار دستیافته است.
روشنگری:دو آیه 255 و 256 را با هم باید خواند: نخست گستردگیِ فرمانرواییِ پروردگارِ مهرپرور، و سپس نبودِ اجبار در راه و رسم. توانایی، اجبار نمیآورد.
لا إكراه في الدين = راه و رسم انسان به انتخاب اوست.
الله ولي الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات إلى النور والذين كفروا أولياؤهم الطاغوت يخرجونهم من النور إلى الظلمات أولئك أصحاب النار هم فيها خالدونَ(257)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور پشتوانهی باورمندان است و آنان را از تاریکیِ ستم به روشناییِ مهر میکشاند؛ و نفسِ بدکنش، پشتوانهی ناباوران است و آنان را از روشناییِ مهر به تاریکیِ ستم و رستاخیزِ پرحسرت میرساند.
روشنگری:خوانشِ درونیِ آیه:
سرشتِ الهی، باورمندانِ مهربان را از تاریکی به سویِ روشنائی میکشاند و نفسِ بدکنش، ناباورمندانِ ستمگر را از روشنائی به تاریکی و رستاخیزِ پرحسرت میرساند.
ظلمات = تاریکیها = ستم ها
نور = روشنایی = مهربانی
نمونه ظلم در آیه: فرو شدن در تاریکی ستم و ندیدن نور مهر پروردگار.
ألم تر إلى الذي حاج إبراهيم في ربه أن آتاه الله الملك إذ قال إبراهيم ربي الذي يحيي ويميت قال أنا أحيي وأميت قال إبراهيم فإن الله يأتي بالشمس من المشرق فأت بها من المغرب فبهت الذي كفر والله لا يهدي القوم الظالمينَ(258)
برداشت از آیه :ستمكاران از سرشتِ الهی دور افتاده اند، و در برابرِ رهنمونِ روشنِ آن درمیمانند.
أو كالذي مر على قرية وهي خاوية على عروشها قال أنى يحيي هذه الله بعد موتها فأماته الله مائة عام ثم بعثه قال كم لبثت قال لبثت يوما أو بعض يوم قال بل لبثت مائة عام فانظر إلى طعامك وشرابك لم يتسنه وانظر إلى حمارك ولنجعلك آية للناس وانظر إلى العظام كيف ننشزها ثم نكسوها لحما فلما تبين له قال أعلم أن الله على كل شيء قديرَ(259)
برداشت از آیه :گذشتِ سالیان در چشمِ انسان کوتاه مینماید؛ سرشتِ الهی زندگی را از نو برمیانگیزد و آنچه فرسوده بود را دوباره نو میسازد.
وإذ قال إبراهيم رب أرني كيف تحيي الموتى قال أولم تؤمن قال بلى ولكن ليطمئن قلبي قال فخذ أربعة من الطير فصرهن إليك ثم اجعل على كل جبل منهن جزءا ثم ادعهن يأتينك سعيا واعلم أن الله عزيز حكيمَ(260)
برداشت از آیه :دل با دیدن آرام میگیرد؛ هرچه از سرشتِ الهی پراکنده شود، به خواستِ او بازمیگردد.
روشنگری:«صُرْهُنَّ» در اصل از ریشه «صَوْر» (بر وزن غور) گرفته شده که به معنای «قطع کردن»، «متمایل نمودن» و «بانگ زدن» است، که از میان این سه معنا، در برداشت مفهومی معنای دوم برگرفته شده.
مثل الذين ينفقون أموالهم في سبيل الله كمثل حبة أنبتت سبع سنابل في كل سنبلة مائة حبة والله يضاعف لمن يشاء والله واسع عليمَ(261)
برداشت از آیه :آنان که به پیروی از سرشتِ مهربانِ الهی از دارائی خود به نیازمندان میبخشند، مانند آن است که از هردانهی بذر هفت خوشه و از هر خوشه صد دانه میرویانند.
الذين ينفقون أموالهم في سبيل الله ثم لا يتبعون ما أنفقوا منا ولا أذى لهم أجرهم عند ربهم ولا خوف عليهم ولا هم يحزنونَ(262)
برداشت از آیه :کسانی که از دارایی خود مهروزانه و بدون منت و آزار به نیازمندان میبخشند، هرگز دچار ترس و اندوه نگردیده و در رستاخیز شادمان خواهند بود.
قول معروف ومغفرة خير من صدقة يتبعها أذى والله غني حليمَ(263)
برداشت از آیه :گشادهدستی و بردباری از سرشتِ الهیِ انسان است، عیبپوشی و گفتار نیک از بخشش بدون کرامت بهتر است.
يا أيها الذين آمنوا لا تبطلوا صدقاتكم بالمن والأذى كالذي ينفق ماله رئاء الناس ولا يؤمن بالله واليوم الآخر فمثله كمثل صفوان عليه تراب فأصابه وابل فتركه صلدا لا يقدرون على شيء مما كسبوا والله لا يهدي القوم الكافرينَ(264)
برداشت از آیه :سختدلان از رهنمون سرشتِ الهی بیبهره اند، بخششی که با منت، آزار و ریا باشد بیهوده میشود.
روشنگری:سنگِ صافی که خاکی بر آن نشسته و یک باران آن را میشوید: نمونهی کرداری که منت و خودنمایی آن را تهی کرده است.
ومثل الذين ينفقون أموالهم ابتغاء مرضات الله وتثبيتا من أنفسهم كمثل جنة بربوة أصابها وابل فآتت أكلها ضعفين فإن لم يصبها وابل فطل والله بما تعملون بصيرَ(265)
برداشت از آیه :سرشتِ الهی انسان مهربان و آگاه است، آنکه از دارائی خود مهرورزانه و با خشنودی به نیازمندان میبخشد، در زمینی بسیار بارور بذر میپاشد.
أيود أحدكم أن تكون له جنة من نخيل وأعناب تجري من تحتها الأنهار له فيها من كل الثمرات وأصابه الكبر وله ذرية ضعفاء فأصابها إعصار فيه نار فاحترقت كذلك يبين الله لكم الآيات لعلكم تتفكرونَ(266)
برداشت از آیه :آخر اندیشان با آتشِ تنگچشمی خرمن و اندوخته خود را نمیسوزانند.
يا أيها الذين آمنوا أنفقوا من طيبات ما كسبتم ومما أخرجنا لكم من الأرض ولا تيمموا الخبيث منه تنفقون ولستم بآخذيه إلا أن تغمضوا فيه واعلموا أن الله غني حميدَ(267)
برداشت از آیه :سرشتِ الهی ستوده و بینیاز است، بخشش باید که پاکیزه و بیآلایش باشد نه از آنچه خود نمیپسندید.
الشيطان يعدكم الفقر ويأمركم بالفحشاء والله يعدكم مغفرة منه وفضلا والله واسع عليمَ(268)
برداشت از آیه :سرشتِ الهی گشایشگر، دانا و مژدهبخش است، نفسِ بدکنش هراسانگیز، تنگچشم و ستمگر است.
روشنگری:شیطان نفسِ بدکنش انسان است، انسانِ پیرو سرشتِ الهی و ناب و باورمند نفسِ بدکنش را مهار میکند.
يؤتي الحكمة من يشاء ومن يؤت الحكمة فقد أوتي خيرا كثيرا وما يذكر إلا أولو الألبابَ(269)
برداشت از آیه :فرزانگی دهشی بزرگ است، و تنها خردمندان آن را درمییابند.
وما أنفقتم من نفقة أو نذرتم من نذر فإن الله يعلمه وما للظالمين من أنصارَ(270)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور از هر بخشش و پیمانی آگاه است، و ستمکاران را یاوری نیست.
إن تبدوا الصدقات فنعما هي وإن تخفوها وتؤتوها الفقراء فهو خير لكم ويكفر عنكم من سيئاتكم والله بما تعملون خبيرَ(271)
برداشت از آیه :کمک به تهیدستان، چه آشکار و چه پنهان، نیکوست و بدیهای انسان را میپوشاند؛ و پروردگارِ مهرپرور از کردارِ انسان آگاه است.
ليس عليك هداهم ولكن الله يهدي من يشاء وما تنفقوا من خير فلأنفسكم وما تنفقون إلا ابتغاء وجه الله وما تنفقوا من خير يوف إليكم وأنتم لا تظلمونَ(272)
برداشت از آیه :انسان چون با رهنمودِ سرشتِ الهی به راهِ مهرورزی برود، در رستاخیز خوبیهایش به او بازمیگردد و ستمی بر او نخواهد رفت.
للفقراء الذين أحصروا في سبيل الله لا يستطيعون ضربا في الأرض يحسبهم الجاهل أغنياء من التعفف تعرفهم بسيماهم لا يسألون الناس إلحافا وما تنفقوا من خير فإن الله به عليمَ(273)
برداشت از آیه :نیازمندِ آبرومند را نادان توانگر میپندارد؛ او را از چهرهاش بشناسید، که دست نیاز پیشِ کسی دراز نمیکند، و پروردگارِ مهرپرور از هر بخششِ شما آگاه است.
الذين ينفقون أموالهم بالليل والنهار سرا وعلانية فلهم أجرهم عند ربهم ولا خوف عليهم ولا هم يحزنونَ(274)
برداشت از آیه :بخشش در شب و روز، پنهان و آشکار، اندوه را از دل میزداید.
الذين يأكلون الربا لا يقومون إلا كما يقوم الذي يتخبطه الشيطان من المس ذلك بأنهم قالوا إنما البيع مثل الربا وأحل الله البيع وحرم الربا فمن جاءه موعظة من ربه فانتهى فله ما سلف وأمره إلى الله ومن عاد فأولئك أصحاب النار هم فيها خالدونَ(275)
برداشت از آیه :رباخوار چون کسی است که نفسِ بدکنش او را آشفته و از پا انداخته؛ داد و ستد روا و ربا ناروا است.
روشنگری:آشفتگیِ رباخوار، آشفتگیِ درونِ اوست: نفسِ بدکنش او را از پا انداخته و آرامش را از او گرفته است.
يمحق الله الربا ويربي الصدقات والله لا يحب كل كفار أثيمَ(276)
برداشت از آیه :در رباخواری کاستی است و در بخشش به تهیدستان فزونی؛ و پروردگارِ مهرپرور ستمکار را دوست ندارد.
إن الذين آمنوا وعملوا الصالحات وأقاموا الصلاة وآتوا الزكاة لهم أجرهم عند ربهم ولا خوف عليهم ولا هم يحزنونَ(277)
برداشت از آیه :باورمندانِ نیکوکارِ نیایشگر و بخشنده را اندوهی نیست.
يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله وذروا ما بقي من الربا إن كنتم مؤمنينَ(278)
برداشت از آیه :از ستم بپرهیزید و آنچه از ربا بر جای مانده وانهید، اگر باورمندید.
فإن لم تفعلوا فأذنوا بحرب من الله ورسوله وإن تبتم فلكم رءوس أموالكم لا تظلمون ولا تظلمونَ(279)
برداشت از آیه :آنکه از ربا بازگردد اصلِ سرمایه از آنِ وی است، و نه ستمکار و نه ستمدیده است، و رباخوار با سرشتِ الهی در نبرد است.
روشنگری:نمونهی ستم در آیه: رباخواری.
فأذنوا: بدانید و آگاه باشید؛ اذن در این آیه از معنای اعلام و به گوش رساندن است، که هستهی این ریشه است. همین کاربرد در آیهی ۲ سورهی انشقاق و آیهی ۴۴ سورهی اعراف و آیهی ۲۷ سورهی حج نیز آمده.
از همین روست که اذنِ پروردگار قاعدهای اعلامشده است و نه اجازهای نهانی و موردی؛ در آیهی ۱۶۷ سورهی اعراف و آیهی ۷ سورهی ابراهیم همین با صورتِ تأذن آمده است.
واژگانِ اذن، امر، وحی، روح و نفخ همه به ظرفیتِ دانش و ارادهای اشاره دارند که پروردگارِ مهرپرور در آفرینش به انسان داده و او را به جانشینیِ خویش رسانیده است.
وإن كان ذو عسرة فنظرة إلى ميسرة وأن تصدقوا خير لكم إن كنتم تعلمونَ(280)
برداشت از آیه :بدهکارِ تنگدست را تا هنگامِ گشایش مهلت دهید، و بخشیدنِ آن بهتر است.
واتقوا يوما ترجعون فيه إلى الله ثم توفى كل نفس ما كسبت وهم لا يظلمونَ(281)
برداشت از آیه :از روزی بپرهیزید که هرکس کردارِ خویش را تمام دریافت میکند و بر کسی ستم نمیرود.
يا أيها الذين آمنوا إذا تداينتم بدين إلى أجل مسمى فاكتبوه وليكتب بينكم كاتب بالعدل ولا يأب كاتب أن يكتب كما علمه الله فليكتب وليملل الذي عليه الحق وليتق الله ربه ولا يبخس منه شيئا فإن كان الذي عليه الحق سفيها أو ضعيفا أو لا يستطيع أن يمل هو فليملل وليه بالعدل واستشهدوا شهيدين من رجالكم فإن لم يكونا رجلين فرجل وامرأتان ممن ترضون من الشهداء أن تضل إحداهما فتذكر إحداهما الأخرى ولا يأب الشهداء إذا ما دعوا ولا تسأموا أن تكتبوه صغيرا أو كبيرا إلى أجله ذلكم أقسط عند الله وأقوم للشهادة وأدنى ألا ترتابوا إلا أن تكون تجارة حاضرة تديرونها بينكم فليس عليكم جناح ألا تكتبوها وأشهدوا إذا تبايعتم ولا يضار كاتب ولا شهيد وإن تفعلوا فإنه فسوق بكم واتقوا الله ويعلمكم الله والله بكل شيء عليمَ(282)
برداشت از آیه :در وام و پیمان، نوشتن و گواه گرفتن را به دادگری انجام دهید، تا از دودلی و ستم دور بمانید؛ و نه نویسنده آزار بیند و نه گواه.
وإن كنتم على سفر ولم تجدوا كاتبا فرهان مقبوضة فإن أمن بعضكم بعضا فليؤد الذي اؤتمن أمانته وليتق الله ربه ولا تكتموا الشهادة ومن يكتمها فإنه آثم قلبه والله بما تعملون عليمَ(283)
برداشت از آیه :گواهی را پنهان مکنید، که پنهانکنندهی آن دلی بدکنش دارد؛ و امانت را به امانتگزار بازگردانید.
لله ما في السماوات وما في الأرض وإن تبدوا ما في أنفسكم أو تخفوه يحاسبكم به الله فيغفر لمن يشاء ويعذب من يشاء والله على كل شيء قديرَ(284)
برداشت از آیه :آشکار و نهانِ دل، هر دو در پیشگاهِ پروردگارِ مهرپرور است؛ نیکوکار دهش مییابد و ستمکار رنج میبیند.
آمن الرسول بما أنزل إليه من ربه والمؤمنون كل آمن بالله وملائكته وكتبه ورسله لا نفرق بين أحد من رسله وقالوا سمعنا وأطعنا غفرانك ربنا وإليك المصيرَ(285)
برداشت از آیه :پیامبر و باورمندان به آنچه از سرشتِ الهی رسیده باور دارند و میانِ پیامآوران جدایی نمینهند.
لا يكلف الله نفسا إلا وسعها لها ما كسبت وعليها ما اكتسبت ربنا لا تؤاخذنا إن نسينا أو أخطأنا ربنا ولا تحمل علينا إصرا كما حملته على الذين من قبلنا ربنا ولا تحملنا ما لا طاقة لنا به واعف عنا واغفر لنا وارحمنا أنت مولانا فانصرنا على القوم الكافرينَ(286)
برداشت از آیه :وظیفهی هرکس به اندازهی توانایی اوست، و هرکس پاسخگوی کردارِ خویش است؛ انسان بدیهای خود را با نیکیها میپوشاند، باشد که سرشتِ مهربانِ الهی متجلی گردد و بر نفسِ بدکنشِ ستمکار پیروز شود.
نظرات کاربران