سوره الانعام
قل أندعو من دون الله ما لا ينفعنا ولا يضرنا ونرد على أعقابنا بعد إذ هدانا الله كالذي استهوته الشياطين في الأرض حيران له أصحاب يدعونه إلى الهدى ائتنا قل إن هدى الله هو الهدى وأمرنا لنسلم لرب العالمينَ
برداشت از آیه :میگویم آیا جز پروردگارِ مهرپرور چیزی را بخوانیم که نه سودی به ما میرساند و نه زیانی، و پس از آنکه راه یافتیم به عقب بازگردیم؟ همچون کسی که نفسِ بدکنش او را در زمین سرگشته ساخته، و یارانی دارد که او را به راه فرا میخوانند و میگویند به سویِ ما بیا. میگویم راهِ سرشتِ الهی همان راه است، و ما را فرمان رسیده که در برابرِ پروردگارِ مهرپرور سر بسپاریم.
روشنگری:نُرَدُّ عَلیٰ أعقابِنا = به عقب بازگردیم. استَهوَتهُ الشَّیاطین = نفسِ بدکنش او را به دنبالِ خواهشِ خویش کشید. حَیران = سرگشته.
أُمِرنا در این آیه نیز، مانندِ آیهی ۱۴، فرمانی است که از سرشت برمیخیزد. به روشنگریِ آیهی ۱۴ رجوع شود.
وأن أقيموا الصلاة واتقوه وهو الذي إليه تحشرونَ
برداشت از آیه :و اینکه نیایش را برپا دارید و نیکوکاری را پیشه خود سازید؛ و اوست که به سویش گرد آورده میشوید.
روشنگری:صلاة = نماز، نیایش.
اتقوه = پروا، پرهیز، نیکوکاری.
وهو الذي خلق السماوات والأرض بالحق ويوم يقول كن فيكون قوله الحق وله الملك يوم ينفخ في الصور عالم الغيب والشهادة وهو الحكيم الخبيرَ
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور فرزانه و آگاه است و دانای نهان و آشکار، و سخنش حقیقت است. آسمانها و زمین را بهدرستی آفرید، و روزی که بگوید باش، همان میشود. فرمانرواییِ آن روز که در صور دمیده میشود از آنِ اوست؛ و همگان دوباره زنده میشوند.
روشنگری:این آیه از سورهی انعام است؛ اگر در صفحهی آن سوره برداشتی ثبت شده باشد، همان یکی در این صفحه هم میآید تا دو جا یکدست بماند.
دمیدن در صور در این آیه و نُه آیهی دیگر آمده و همواره با فی الصّور است و هیچگاه مِن ندارد؛ کارکردش در این دسته فرا خواندنِ همگان در رستاخیز است.
کُن فَیَکون سامانِ یکبارگی را نشان میدهد؛ به واژهی کلیدیِ امر رجوع شود.
غیب و شهادت = نهان و آشکار.
به آیهی ۸۲ سورهی یس رجوع شود که همین اراده و انجام را میآورد.
وإذ قال إبراهيم لأبيه آزر أتتخذ أصناما آلهة إني أراك وقومك في ضلال مبينَ
برداشت از آیه :و آنگاه که ابراهیم به پدرش آزر گفت آیا تندیسها را خدا میگیری؟ من تو و مردمِ تو را در گمراهیِ آشکار میبینم.
روشنگری:أصنام = تندیسها.
وكذلك نري إبراهيم ملكوت السماوات والأرض وليكون من الموقنينَ
برداشت از آیه :و ابراهیم پادشاهیِ آسمانها و زمین را این چنین در نظر آورد، و از باورمندان شد.
روشنگری:ملکوت = پادشاهی
موقنین = باورمندان، گرویدگان
فلما جن عليه الليل رأى كوكبا قال هذا ربي فلما أفل قال لا أحب الآفلينَ
برداشت از آیه :شب چون پرده افکند، ستاره ای دید، پرسید، آیا پروردگار من این است؟ و آنگاه که ستاره پنهان شد، گفت؛ من ناپایداران را دوست ندارم.
روشنگری:با استناد به آیه 74 و فراز پایانی آیه 78 همین سوره، ابراهیم با پدرش و قوم او که به نوعی قوم خودش نیز محسوب می شدند در حال گفتگو در باره خداشناسی می باشد، بنابراین چنین برداشت می شود که کل آیات 74 تا 78 و ادامه آن تا آیه 83 همگی استدلال و گفتگوهای ابراهیم با پدر و مردمانش باشد.
أفَلَ = فرو نشست و پنهان شد.
سه آیهی ۷۶ و ۷۷ و ۷۸ یک راه را نشان میدهند: ابراهیم از دیدنیها آغاز میکند و با فرو نشستنِ هر یک از آن میگذرد، تا به آن میرسد که فرو نمینشیند. شناختِ او از راهِ نگریستن است نه از راهِ شنیدن.
فلما رأى القمر بازغا قال هذا ربي فلما أفل قال لئن لم يهدني ربي لأكونن من القوم الضالينَ
برداشت از آیه :و چون ماه را برآمده دید گفت این پروردگارِ من است؛ و چون فرو نشست گفت اگر پروردگارم راه نمینمود، از مردمِ گمراه میشدم.
فلما رأى الشمس بازغة قال هذا ربي هذا أكبر فلما أفلت قال يا قوم إني بريء مما تشركونَ
برداشت از آیه :و چون خورشید را برآمده دید گفت این پروردگارِ من است، این بزرگتر است؛ و چون فرو نشست گفت ای مردمِ من، من از آنچه انباز میآورید بیزارم.
إني وجهت وجهي للذي فطر السماوات والأرض حنيفا وما أنا من المشركينَ
برداشت از آیه :من رویِ خویش را به سویِ آن کس گرداندم که آسمانها و زمین را پدید آورد، پاک و یکدل، و من از انبازآوران نیستم.
روشنگری:فَطَرَ = پدید آورد. حَنیفاً = پاک و یکدل و بیکژی.
همین ریشه در آیهی ۳۰ روم آمده است، فِطرَتَ اللّٰهِ الَّتی فَطَرَ النّاسَ عَلَیها، یعنی سرشتی که پروردگارِ مهرپرور مردمان را بر آن پدید آورد. پس سرشتِ الهی کارِ او است در انسان، و ابراهیم در این آیه رویِ خویش را به همان پدیدآورنده میگرداند.
وحاجه قومه قال أتحاجوني في الله وقد هدان ولا أخاف ما تشركون به إلا أن يشاء ربي شيئا وسع ربي كل شيء علما أفلا تتذكرونَ
برداشت از آیه :و مردمش با او به ستیز برخاستند. گفت آیا دربارهی پروردگارِ مهرپرور با من میستیزید، با آنکه او مرا راه نموده است؟ و من تا هستم از آنچه انبازش میگیرید نمیترسم، به یاد آورید که دانشِ پروردگارم همه چیز را فرا گرفته است.
روشنگری:حاجَّه = با او ستیزه و چون و چرا کرد. وَسِعَ رَبّی کُلَّ شَیءٍ عِلماً = دانشِ او همه چیز را فرا گرفته است.
نظرات کاربران