سوره آل عمران
بسم الله الرحمن الرحيم المَ(1)
برداشت از آیه :بهنامِ پروردگارِ مهرپرورِ مهربان. الم.
الله لا إله إلا هو الحي القيومَ(2)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور یگانه است؛ زنده و برپادارندهی هستی.
نزل عليك الكتاب بالحق مصدقا لما بين يديه وأنزل التوراة والإنجيلَ(3)
برداشت از آیه :من قرآن را به راستی آوردم، گواهِ کتابهای پیشین؛ و تورات و انجیل نیز پیش از آن راهنمایِ مردمان بودند.
روشنگری:مصدقاً لما بین یدیه = گواهِ کتابهای پیشین.
قرآن خود را ادامهی یک راه میداند نه آغازِ آن؛ تورات و انجیل نیز پیش از آن راهنمای مردمان بودند. به آیهی ۱۳۶ بقره و ۴۸ مائده نیز توجه گردد.
این روشنگری مشترکِ آیههای ۳ و ۴ است.
من قبل هدى للناس وأنزل الفرقان إن الذين كفروا بآيات الله لهم عذاب شديد والله عزيز ذو انتقامَ(4)
برداشت از آیه :و آنان که نشانههایِ پروردگارِ مهرپرور را به ستم نادیده میانگارند، در رستاخیز رنجی فراوان خواهند برد.
روشنگری:فرقان = جداکنندهی راهِ مهر از راهِ ستم.
کفر = خدا ناباوری، پوشاندنِ راهِ مهرِ پروردگارِ مهرپرور، ستم. به واژهی کلیدیِ «کفر» رجوع شود.
إن الله لا يخفى عليه شيء في الأرض ولا في السماءَ(5)
برداشت از آیه :در زمین و آسمان چیزی بر پروردگارِ مهرپرور پوشیده نیست.
هو الذي يصوركم في الأرحام كيف يشاء لا إله إلا هو العزيز الحكيمَ(6)
برداشت از آیه :اوست که انسان را در زهدانِ مادر مینگارد؛ آن توانای فرزانه.
هو الذي أنزل عليك الكتاب منه آيات محكمات هن أم الكتاب وأخر متشابهات فأما الذين في قلوبهم زيغ فيتبعون ما تشابه منه ابتغاء الفتنة وابتغاء تأويله وما يعلم تأويله إلا الله والراسخون في العلم يقولون آمنا به كل من عند ربنا وما يذكر إلا أولو الألبابَ(7)
برداشت از آیه :در این کتاب سخنانی روشن و استوار است و سخنانی که تابِ چند خوانش دارند؛ ژرفای آن را سرشتِ الهی و دانایانِ استوار درمییابند.
روشنگری:محکم = سخنِ روشن و استوار. متشابه = سخنی که تابِ چند خوانش دارد.
تاویل = ژرفای معنا. دانایانِ استوار (راسخون فی العلم) آناناند که سرشتِ الهیشان متجلی شده است. به واژهی کلیدیِ «اذن» رجوع شود.
در اینکه «والراسخون فی العلم» دنبالهی جملهی پیشین است یا آغازِ جملهای تازه، میانِ مفسران اختلافِ دیرینه بوده است؛ در خوانشِ نخست، دانایانِ استوار نیز ژرفای کتاب را درمییابند.
ربنا لا تزغ قلوبنا بعد إذ هديتنا وهب لنا من لدنك رحمة إنك أنت الوهابَ(8)
برداشت از آیه :از سرشتِ الهیِ خود میخواهم تا دهش آن فراوان باشد و دلم از راه نلغزد.
ربنا إنك جامع الناس ليوم لا ريب فيه إن الله لا يخلف الميعادَ(9)
برداشت از آیه :رستاخیز آمدنی است و در آن تردیدی نیست؛ پروردگارِ مهرپرور پیمانشکنی نمیکند.
إن الذين كفروا لن تغني عنهم أموالهم ولا أولادهم من الله شيئا وأولئك هم وقود النارَ(10)
برداشت از آیه :در رستاخیز، دارایی و فرزند به کارِ ستمکار نیاید؛ او خود هیزمِ آتشِ حسرتِ خویش است.
روشنگری:رنجِ رستاخیز پیامدِ کردارِ خودِ انسان است، نه حکمی از بیرون. به آیهی ۱۸۲ همین سوره رجوع شود.
كدأب آل فرعون والذين من قبلهم كذبوا بآياتنا فأخذهم الله بذنوبهم والله شديد العقابَ(11)
برداشت از آیه :ستم فرجامی جز گریبانگیر شدنِ خودِ ستمکار ندارد.
قل للذين كفروا ستغلبون وتحشرون إلى جهنم وبئس المهادَ(12)
برداشت از آیه :ستمکاران شکست میخورند و در رستاخیز به دوزخِ کردارِ خود درمیآیند.
روشنگری:رنجِ رستاخیز پیامدِ کردارِ خودِ انسان است، نه حکمی از بیرون. به آیهی ۱۸۲ همین سوره رجوع شود.
قد كان لكم آية في فئتين التقتا فئة تقاتل في سبيل الله وأخرى كافرة يرونهم مثليهم رأي العين والله يؤيد بنصره من يشاء إن في ذلك لعبرة لأولي الأبصارَ(13)
برداشت از آیه :با پشتگرمی به سرشتِ الهی، اندکِ باورمند بر بسیارِ نیرومند چیره میشود؛ و در این برای بینایان پندی است.
روشنگری:همراستا با آیهی ۲۴۹ سورهی بقره و آیهی ۶۶ سورهی انفال: پیروزی به شمار نیست، به پشتگرمی به سرشتِ الهی و شکیبایی است.
زين للناس حب الشهوات من النساء والبنين والقناطير المقنطرة من الذهب والفضة والخيل المسومة والأنعام والحرث ذلك متاع الحياة الدنيا والله عنده حسن المآبَ(14)
برداشت از آیه :عشق به زن و فرزند و داراییهای فراوان و گوناگونِ جهان در چشمِ انسان چه آراسته است، ولی نیکفرجامی در سرشتِ الهیِ اوست، نه در این آراستگیِ گذرا.
روشنگری:«زُیّن» را برخی مفسران به نفسِ خودِ انسان نسبت دادهاند و برخی به بیرون؛ خوانشِ نخست با سرشتِ آدمی سازگارتر است.
قل أؤنبئكم بخير من ذلكم للذين اتقوا عند ربهم جنات تجري من تحتها الأنهار خالدين فيها وأزواج مطهرة ورضوان من الله والله بصير بالعبادَ(15)
برداشت از آیه :در رستاخیز نیکوکاران را بوستانهایی جاودان است که از کردارِ خویش یافتهاند، با همسرانی پاک و خشنودیِ پروردگارِ مهرپرور؛ و این از هر آراستگیِ گذرا بهتر است.
روشنگری:تقوا به معنی نیکوکاری برداشت گردیده است.
الذين يقولون ربنا إننا آمنا فاغفر لنا ذنوبنا وقنا عذاب النارَ(16)
برداشت از آیه :پروردگارا، به رستاخیز باور آوردم؛ باشد که سرشتِ الهی لغزشهایم را با نیکیهایم بپوشاند و از رنجِ رستاخیز ایمن باشم.
الصابرين والصادقين والقانتين والمنفقين والمستغفرين بالأسحارَ(17)
برداشت از آیه :شکیبایان، راستگویان، فروتنان و بخشندگانی که سپیدهدمان خطای خود را با نیکی میپوشانند.
شهد الله أنه لا إله إلا هو والملائكة وأولو العلم قائما بالقسط لا إله إلا هو العزيز الحكيمَ(18)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور یگانه است، فرمانروا و فرزانه؛ و سرشتِ الهیِ دانایان که برای دادگری استوار است، یگانگیِ او را گواهی میدهد.
روشنگری:اولوا العلم = دانایان. گواهیِ آنان بر یگانگیِ پروردگار، گواهیِ سرشتِ الهیِ ایشان است که برای دادگری استوار ایستاده است.
قائماً بالقسط = استوار بر داد.
إن الدين عند الله الإسلام وما اختلف الذين أوتوا الكتاب إلا من بعد ما جاءهم العلم بغيا بينهم ومن يكفر بآيات الله فإن الله سريع الحسابَ(19)
برداشت از آیه :راه و رسمِ پذیرفته نزدِ سرشتِ الهی، آشتی است؛ و ناسازگاری نه از ندانستن، که از ستمِ آگاهانه برمیخیزد.
روشنگری:اسلام = راه و رسمِ آشتی و پیرویِ سرشتِ الهی. به واژهی کلیدیِ «دین» و آیهی ۸۵ همین سوره رجوع شود.
«بغیاً بینهم» = ستمِ آگاهانه پس از رسیدنِ دانش؛ همان الگوی آیات ۷۵، ۸۹ و ۲۱۳ سورهی بقره.
فإن حاجوك فقل أسلمت وجهي لله ومن اتبعن وقل للذين أوتوا الكتاب والأميين أأسلمتم فإن أسلموا فقد اهتدوا وإن تولوا فإنما عليك البلاغ والله بصير بالعبادَ(20)
برداشت از آیه :من رویِ خود را به سرشتِ الهی سپردهام، و بر من جز رساندنِ پیام نیست.
إن الذين يكفرون بآيات الله ويقتلون النبيين بغير حق ويقتلون الذين يأمرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب أليمَ(21)
برداشت از آیه :آنان که سرشتِ الهی را باور نداشته و پیامبران و دادگستران را از میان برمیدارند، در رستاخیز رنجی بزرگ دارند.
أولئك الذين حبطت أعمالهم في الدنيا والآخرة وما لهم من ناصرينَ(22)
برداشت از آیه :کردارِ ستمکاران در این جهان و رستاخیز تباه میشود و یاوری نخواهند داشت.
روشنگری:حبطت اعمالهم = کردارشان تباه و بیبر میشود. به آیهی ۱۴۱ همین سوره رجوع شود که همین کاستن و محو شدن را میآورد.
ألم تر إلى الذين أوتوا نصيبا من الكتاب يدعون إلى كتاب الله ليحكم بينهم ثم يتولى فريق منهم وهم معرضونَ(23)
برداشت از آیه :شگفت از آنانکه با بهرهای از دانش، چون به داوریِ سرشتِ الهی خوانده شوند، روی برمیتابند.
ذلك بأنهم قالوا لن تمسنا النار إلا أياما معدودات وغرهم في دينهم ما كانوا يفترونَ(24)
برداشت از آیه :پندارهای خودساخته، انسان را در راه و رسمِ خویش میفریبد.
روشنگری:ما کانوا یفترون = آنچه خود بافتهاند. پندارِ رهاییِ بیکردار، از همان بافتههاست.
فكيف إذا جمعناهم ليوم لا ريب فيه ووفيت كل نفس ما كسبت وهم لا يظلمونَ(25)
برداشت از آیه :در رستاخیز هرکس دستاوردِ خویش را تمام دریافت میکند و بر کسی ستم نمیرود.
روشنگری:به آیهی ۱۸۲ همین سوره و آیهی ۲۸۱ سورهی بقره رجوع شود: شادی و رنج، پیامدِ دیدنِ کردارِ خودِ انسان است.
قل اللهم مالك الملك تؤتي الملك من تشاء وتنزع الملك ممن تشاء وتعز من تشاء وتذل من تشاء بيدك الخير إنك على كل شيء قديرَ(26)
برداشت از آیه :پروردگارا، فرمانروایی از آنِ توست؛ دهشِ تو برایِ پیروانِ سرشتِ الهی است و خواریِ تو برای پیروانِ نفسِ بدکنش، و تو بر هر کاری توانایی.
روشنگری:بیدک الخیر: خیر به دستِ سرشتِ الهیِ توست، همه کارهای تو نیک است.
تولج الليل في النهار وتولج النهار في الليل وتخرج الحي من الميت وتخرج الميت من الحي وترزق من تشاء بغير حسابَ(27)
برداشت از آیه :شب را در روز و روز را در شب فرو میبری، زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون میآوری، و بیشمار روزی میبخشی.
لا يتخذ المؤمنون الكافرين أولياء من دون المؤمنين ومن يفعل ذلك فليس من الله في شيء إلا أن تتقوا منهم تقاة ويحذركم الله نفسه وإلى الله المصيرَ(28)
برداشت از آیه :پشتگرمیِ باورمند به سرشتِ الهیِ اوست، نه به ستمکاران؛ و بازگشت به سوی پروردگارِ مهرپرور است.
قل إن تخفوا ما في صدوركم أو تبدوه يعلمه الله ويعلم ما في السماوات وما في الأرض والله على كل شيء قديرَ(29)
برداشت از آیه :آنچه در دل نهان میدارید و آنچه آشکار میکنید، هر دو بر پروردگارِ مهرپرور روشن است.
روشنگری:به آیهی ۲۸۴ سورهی بقره رجوع شود که همین آگاهی از آشکار و نهان را میآورد.
يوم تجد كل نفس ما عملت من خير محضرا وما عملت من سوء تود لو أن بينها وبينه أمدا بعيدا ويحذركم الله نفسه والله رءوف بالعبادَ(30)
برداشت از آیه :در رستاخیز هرکس کردارِ نیک و بدِ خود را در برابرِ خویش میبیند و آرزو میکند میانِ او و کردارِ بدش فاصلهای دراز میبود.
روشنگری:به آیات ۶ تا ۸ سورهی زلزله و آیهی ۱۴ سورهی اسراء رجوع شود: انسان خود گواهِ کردارِ خویش است.
قل إن كنتم تحبون الله فاتبعوني يحببكم الله ويغفر لكم ذنوبكم والله غفور رحيمَ(31)
برداشت از آیه :اگر پروردگارِ مهرپرور را دوست میدارید، از سرشتِ الهیِ خود پیروی کنید تا او شما را دوست بدارد و لغزشهایتان را با نیکیهایتان بپوشانید.
روشنگری:این آیه مهرِ پروردگار را به کردارِ انسان گره میزند، نه به ادعا. به آیهی ۱۳۳ همین سوره و آیهی ۱۱۴ سورهی هود رجوع شود.
قل أطيعوا الله والرسول فإن تولوا فإن الله لا يحب الكافرينَ(32)
برداشت از آیه :پیروی از پیامبر، پیروی از سرشتِ الهی است؛ و رویگردانی از آن، بیبهره شدن از مهرِ آن.
روشنگری:پیروی از پیامبر همان پیروی از سرشتِ الهی است؛ زیرا سرشتِ الهیِ پیامبر متجلی گشته و سخنِ او همان سخنِ سرشتِ الهی است.به آیهی ۶۹ سورهی نساء نیز توجه گردد.
تولوا = رویگردانی.
إن الله اصطفى آدم ونوحا وآل إبراهيم وآل عمران على العالمينَ(33)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور آدم و نوح و تبارِ ابراهیم و عمران را بر جهانیان برگزید.
روشنگری:برگزیدن در این آیه، از تبارِ خونی نیست؛ دهش و تبارِ سرشتِ کنشگرِ آنان است. به آیهی ۱۲۴ سورهی بقره رجوع شود: سرشتِ الهی با پسافکند و ارث به کسی نمیرسد.
ذرية بعضها من بعض والله سميع عليمَ(34)
برداشت از آیه :تباری پیوسته، که هر یک از دیگری است؛ و پروردگارِ مهرپرور شنوا و داناست.
روشنگری:«ذُرِّیَّةً بَعضُها مِن بَعض» پیوستگیِ راهِ پیامبران را میرساند — به آیهی ۸۱ همین سوره و آیهی ۱۳ سورهی شوری رجوع شود. پیوستگی در راه است، نه در نیرویی موروثی.
إذ قالت امرأت عمران رب إني نذرت لك ما في بطني محررا فتقبل مني إنك أنت السميع العليمَ(35)
برداشت از آیه :همسرِ عمران گفت: پروردگارا، آنچه در شکم دارم آزاد و از آنِ تو کردم؛ از من بپذیر، که تو شنوا و دانایی.
روشنگری:مُحَرَّراً = آزادشده و وقفشده. نذرِ همسرِ عمران، سپردنِ فرزند به راهِ مهر و نیکی است.
فلما وضعتها قالت رب إني وضعتها أنثى والله أعلم بما وضعت وليس الذكر كالأنثى وإني سميتها مريم وإني أعيذها بك وذريتها من الشيطان الرجيمَ(36)
برداشت از آیه :و چون او را بزاد گفت: پروردگارا، دختری زادم و پروردگار به آنچه زادهام داناتر است، و پسر چون دختر نیست و او را مریم نام نهادم، و او و فرزندانش را از چیرگیِ نفسِ بدکنش به تو میسپارم.
روشنگری:شیطان در این دفتر = نفسِ بدکنش؛ به واژهی کلیدیِ «شیطان» رجوع شود. پناهخواهی، مریم و فرزندانش را دربر میگیرد؛ پاسخِ این دعا در آیهی ۳۲ سورهی مریم از زبانِ عیسی آمده است: «مرا گردنکشِ تیرهبخت نساخت».
«وَلَیسَ الذَّکَرُ کَالأُنثیٰ» = پسر چون دختر نیست؛ در سنتِ تفسیری هم سخنِ مادر دانستهاند و هم پاسخِ پروردگار به او.
فتقبلها ربها بقبول حسن وأنبتها نباتا حسنا وكفلها زكريا كلما دخل عليها زكريا المحراب وجد عندها رزقا قال يا مريم أنى لك هذا قالت هو من عند الله إن الله يرزق من يشاء بغير حسابَ(37)
برداشت از آیه :پروردگارش او را به نیکی پذیرفت و به نیکی پروراند، و زکریا را سرپرستِ او کرد. هر بار که زکریا به نمازگاهِ او درمیآمد، نزدِ او روزیای مییافت. گفت: ای مریم، این از کجا برایت میآید؟ گفت: از نزدِ پروردگارِ مهرپرور است؛ او هر که را بخواهد بیشمار روزی میدهد.
روشنگری:محراب = جایگاهِ نیایش. پذیرفتن و پروراندنِ مریم، دهشِ پروردگارِ مهرپرور است.
این آیه با آیهی ۴۷ همین سوره جفت است: اینجا از مریم میپرسند «أنّیٰ لَکِ هٰذا» و او پاسخ میدهد «هُوَ مِن عِندِ اللّٰه»؛ در آیهی ۴۷ همان پرسش را خودِ او میکند و همان پاسخ را میشنود.
هنالك دعا زكريا ربه قال رب هب لي من لدنك ذرية طيبة إنك سميع الدعاءَ(38)
برداشت از آیه :آنجا بود که زکریا پروردگارِ مهرپرورش را خواند: پروردگارا، از نزدِ خود فرزندی پاک به من ببخش؛ که تو شنوندهی خواهشی.
روشنگری:«مِن لَدُنکَ» = از نزدِ خودِ تو، همان پاسخی که مریم در آیهی پیش داد: «هُوَ مِن عِندِ اللّٰه». و «هُنالِکَ» یعنی همانجا و همان دم: زکریا روزیِ مریم را دید و همان لحظه خواست.
فنادته الملائكة وهو قائم يصلي في المحراب أن الله يبشرك بيحيى مصدقا بكلمة من الله وسيدا وحصورا ونبيا من الصالحينَ(39)
برداشت از آیه :در نمازگاه به نیایش ایستاده بود که سرشتِ الهیِ او، به اذنِ پروردگارِ مهرپرور، وی را به یحیی مژده داد؛ گواهِ کلمهای از او، سرور و خویشتندار، و پیامآوری از شایستگان.
روشنگری:ملائکة = کارگزارانِ هستی و سرشتِ الهیِ انسان؛ به واژهی کلیدیِ «ملائکة» رجوع شود. فرشتگان مژده را میرسانند و مژده از پروردگارِ مهرپرور است. «کلمة من الله» = عیسی، و یحیی گواهِ اوست. حَصور = خویشتندار.
قیدِ اذن در متنِ عربیِ این آیه نیامده و به قرینه افزوده شده است؛ به واژهی کلیدیِ «اذن» و به آیهی ۱۱۰ سورهی مائده و آیهی ۳۸ سورهی رعد رجوع شود
قال رب أنى يكون لي غلام وقد بلغني الكبر وامرأتي عاقر قال كذلك الله يفعل ما يشاءَ(40)
برداشت از آیه :گفت: پروردگارا، چگونه مرا فرزندی باشد، حال آنکه سالخوردهام و همسرم نازاست؟ گفت: چنین است؛ سرشتِ الهی، به اذن و امرِ پروردگارِ مهرپرور، هر چه خواهد همان میشود.
روشنگری:این آیه با آیهی ۴۷ جفت است: یک پرسش («أنّیٰ یَکونُ لی غُلام») و یک قالبِ پاسخ («کَذٰلِکَ اللّٰهُ یَفعَلُ ما یَشاء» و «کَذٰلِکَ اللّٰهُ یَخلُقُ ما یَشاء»). همین جفت در سورهی مریم نیز هست، با عبارتِ یکسانِ «هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ» در آیهی ۹ برای زکریا و آیهی ۲۱ برای مریم.
قال رب اجعل لي آية قال آيتك ألا تكلم الناس ثلاثة أيام إلا رمزا واذكر ربك كثيرا وسبح بالعشي والإبكارَ(41)
برداشت از آیه :گفت: پروردگارا، نشانهای برایم بگذار. گفت: نشانهی تو این است که سه روز با مردمان سخن نگویی، جز با اشاره؛ و پروردگارِ مهرپرورت را بسیار یاد کن و شامگاهان و سحرگاهان به ستایشِ او بپرداز.
روشنگری:نشانهای که به زکریا داده شد، همان سه روز سخننگفتن با مردمان بود. رمز = اشاره. «بالعَشیِّ والإبکار» = شامگاهان و سحرگاهان.
وإذ قالت الملائكة يا مريم إن الله اصطفاك وطهرك واصطفاك على نساء العالمينَ(42)
برداشت از آیه :ای مریم، پروردگارِ مهرپرور تو را برگزید و پاکیزه ساخت و بر زنانِ جهان برگزید.
روشنگری:اصطفاء = برگزیدن. پاکی و پاسداشتِ مریم، زمینهی این برگزیدگی است؛ به آیهی ۱۲ سورهی تحریم رجوع شود: «أحصَنَت فَرجَها فَنَفَخنا». برگزیدگیِ مریم دهشِ پروردگارِ مهرپرور است.
يا مريم اقنتي لربك واسجدي واركعي مع الراكعينَ(43)
برداشت از آیه :ای مریم، فروتن باش، و در برابرِ سرشتِ الهی سر فرود آور و با نیایشگران به نیایش بپرداز.
روشنگری:قنوت = فروتنی و فرمانبرداری. این سه فرمان راهِ مریم را نشان میدهد: فروتنی، سر فرود آوردن، و نیایش در میانِ نیایشگران.
ذلك من أنباء الغيب نوحيه إليك وما كنت لديهم إذ يلقون أقلامهم أيهم يكفل مريم وما كنت لديهم إذ يختصمونَ(44)
برداشت از آیه :تابشِ سرشتِ الهی خبرهای پوشیده را آشکار میسازد؛ وگرنه من آنجا نبودم که قرعه میافکندند کدامشان سرپرستیِ مریم را بر دوش گیرد، و آنجا نبودم که با یکدیگر میستیزیدند.
روشنگری:انباء الغیب = خبرهای پوشیده. وحی در اینجا همان تابشِ سرشتِ الهی است که آگاهی از گذشته را ممکن میسازد.
همین ساختار در آیهی ۴۹ سورهی هود و آیهی ۱۰۲ سورهی یوسف نیز آمده: «ذلک من انباء الغیب نوحیه الیک». هر سه یک الگو دارند و ارجاعِ متقابل میسازند.
إذ قالت الملائكة يا مريم إن الله يبشرك بكلمة منه اسمه المسيح عيسى ابن مريم وجيها في الدنيا والآخرة ومن المقربينَ(45)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور به زبانِ سرشتِ الهیِ مریم او را مژده داد به فرزندی که از ارادهی او پدید میآید: نامش مسیح، عیسی پسرِ مریم؛ آبرومند در این جهان و در رستاخیز، و از نزدیکانِ او.
روشنگری:ملائکة = کارگزارانِ هستی و سرشتِ الهیِ انسان؛ به واژههای کلیدیِ «ملائکة» و «روح» رجوع شود. فرشتگان مژده را میرسانند و مژده از پروردگارِ مهرپرور است.
کلمة = ارادهی پدیدآورنده؛ به آیهی ۱۷۱ سورهی نساء رجوع شود: «وَکَلِمَتُهُ ألقاها إلیٰ مَریَم».
ويكلم الناس في المهد وكهلا ومن الصالحينَ(46)
برداشت از آیه :در گهواره و در میانسالی با مردمان سخن میگوید و از شایستگان است.
روشنگری:مهد = گهواره؛ سخن گفتنِ او در گهواره در آیات ۲۹ تا ۳۳ سورهی مریم بازگو شده است. کهلاً = میانسالی.
قالت رب أنى يكون لي ولد ولم يمسسني بشر قال كذلك الله يخلق ما يشاء إذا قضى أمرا فإنما يقول له كن فيكونَ(47)
برداشت از آیه :گفت: چگونه مرا فرزندی باشد، حال آنکه دستِ هیچ مردی به من نرسیده است؟ گفت: چنین است؛ پروردگارِ مهرپرور هر چه بخواهد میآفریند، و چون چیزی را بخواهد، همان میشود.
روشنگری:آفرینشِ عیسی به ارادهی پروردگارِ مهرپرور و از راهِ سرشتِ الهیِ مریم رخ داد؛ مریم به پاکی و برگزیدگیِ خویش مجرایِ این آفرینش شد — به آیهی ۴۲ همین سوره و آیهی ۱۲ سورهی تحریم رجوع شود.
انسان میتواند مجرایِ خرقِ عادت باشد، به اذنِ پروردگار و هر بار به اذنِ او؛ به واژهی کلیدیِ «اذن» و آیهی ۳۸ سورهی رعد رجوع شود.
این آیه با آیهی ۴۰ همین سوره جفت است. کن فیکون = ارادهی پروردگار که خود انجام است؛ به آیهی ۸۲ سورهی یس رجوع شود.
ويعلمه الكتاب والحكمة والتوراة والإنجيلَ(48)
برداشت از آیه :و کتاب و فرزانگی و تورات و انجیل به او آموخته میشود.
روشنگری:یُعَلِّمُهُ = به او آموخته میشود؛ کتاب و فرزانگی و تورات و انجیل، هر چهار، آموختهی اوست.
ورسولا إلى بني إسرائيل أني قد جئتكم بآية من ربكم أني أخلق لكم من الطين كهيئة الطير فأنفخ فيه فيكون طيرا بإذن الله وأبرئ الأكمه والأبرص وأحيي الموتى بإذن الله وأنبئكم بما تأكلون وما تدخرون في بيوتكم إن في ذلك لآية لكم إن كنتم مؤمنينَ(49)
برداشت از آیه :و پیامآوری به سویِ فرزندانِ اسرائیل: نشانهای از پروردگارتان برایتان آوردهام. بر سامانِ نهادهی آفرینش، از گِل چیزی به شکلِ پرنده میسازم و در آن میدمم و پرنده میشود؛ و کور و پیس را بهبود میبخشم و مردگان را بر همان سامان زنده میکنم، و از آنچه میخورید و در خانههایتان میاندوزید خبر میدهم. در این، اگر باورمند باشید، نشانهای برای شماست.
روشنگری:آفریدنِ پرنده به دستِ عیسی همانندیِ کامل با آفرینشِ آدم دارد: جسمِ پرنده از همان مایهی نخستین است، و دمیدنِ روحِ عیسی در آن و جان گرفتن و پروازش، همانندِ دمیدنِ روحِ پروردگار در آدم. به آیهی ۲۹ سورهی حجر رجوع شود.
عیسی که سرشتِ الهیِ خود را متجلی کرده، انسانِ احسنِ تقویم و جانشینِ پروردگار بر زمین است.
ساختِ کار همان ساختِ آفرینشِ انسان است، نخست شکل دادن از گِل و سپس دمیدن.
در دمیدنِ عیسی تنها فیه و فیها آمده، ولی در دمیدن در انسان همواره مِن روحی افزوده شده است (حجر ۲۹، ص ۷۲، سجده ۹). همین افزوده دو کار را از هم جدا میکند.
قیدِ بإذن الله در این آیه دو بار آمده و در آیهی ۱۱۰ سورهی مائده چهار بار؛ پرتکرارترین جای اذن در یک آیه. به واژهی کلیدیِ اذن رجوع شود.
دمیدن در این آیه کارِ خودِ عیسی است و قیدِ اذن دو بار کنارش نشسته؛ یعنی این کار بر سامانِ نهادهی آفرینش روی میدهد و نه بیرون از آن.
نشانه بودنِ آن کارها در خودِ آیه با قیدِ باورمندی بسته شده است.
ومصدقا لما بين يدي من التوراة ولأحل لكم بعض الذي حرم عليكم وجئتكم بآية من ربكم فاتقوا الله وأطيعونَ(50)
برداشت از آیه :آمدهام تا گواهِ آنچه پیش از من بوده باشم، و آنچه را بر شما بسته بودند بگشایم؛ پس از ستم بپرهیزید و از سرشتِ الهیِ خود پیروی کنید.
روشنگری:«لاحل لکم بعض الذی حرم علیکم» = گشودنِ تنگناهایی که بر مردم بسته شده بود. در سنتِ تفسیری این را سبک کردنِ بارِ احکامِ دشوار دانستهاند. به آیهی ۱۵۷ سورهی اعراف رجوع شود که همین گشودنِ بندها را میآورد.
إن الله ربي وربكم فاعبدوه هذا صراط مستقيمَ(51)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور، پروردگارِ من و شماست؛ پس او را بپرستید، که این راهِ راست است.
فلما أحس عيسى منهم الكفر قال من أنصاري إلى الله قال الحواريون نحن أنصار الله آمنا بالله واشهد بأنا مسلمونَ(52)
برداشت از آیه :و چون ناباوری را در آنان دید گفت: کیست یاورِ من در راهِ سرشتِ الهی؟ یارانش گفتند: ما یاورانیم؛ به پروردگارِ مهرپرور باور آوردیم، و گواه باش که ما تسلیمشدگانیم.
روشنگری:حواریون = یارانِ نزدیک. به آیهی ۱۱۱ سورهی مائده رجوع شود که ندای الهی بر دلِ آنان را بازگو میکند، و به واژهی کلیدیِ «وحی».
ربنا آمنا بما أنزلت واتبعنا الرسول فاكتبنا مع الشاهدينَ(53)
برداشت از آیه :پروردگارِ ما، به آنچه فرو فرستادی باور آوردیم و از پیامآور پیروی کردیم؛ ما را در شمارِ گواهان بنویس.
ومكروا ومكر الله والله خير الماكرينَ(54)
برداشت از آیه :و نیرنگ ورزیدند، و نیرنگشان به خودشان بازگردانده شد؛ که پروردگارِ مهرپرور بهترینِ چارهسازان است.
روشنگری:مکر الله = بازگشتِ نیرنگ به نیرنگکننده. به آیهی ۴۳ سورهی فاطر رجوع شود: نیرنگِ بد جز به صاحبش بازنمیگردد.
إذ قال الله يا عيسى إني متوفيك ورافعك إلي ومطهرك من الذين كفروا وجاعل الذين اتبعوك فوق الذين كفروا إلى يوم القيامة ثم إلي مرجعكم فأحكم بينكم فيما كنتم فيه تختلفونَ(55)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور به او گفت: تو را برمیگیرم و به سویِ خود بالا میبرم و از دستِ ناباوران میرهانم، و پیروانت تا رستاخیز برتر خواهند بود؛ و بازگشتِ شما به سویِ من است، و در آنچه اختلاف داشتید میانتان داوری خواهد شد.
روشنگری:متوفّیک = برگرفتن. «رافِعُکَ إلَیَّ» = به سویِ خود بالا بردن.
فأما الذين كفروا فأعذبهم عذابا شديدا في الدنيا والآخرة وما لهم من ناصرينَ(56)
برداشت از آیه :ستمکاران در این جهان و رستاخیز رنجی سخت دارند و یاوری نخواهند داشت.
روشنگری:رنجِ رستاخیز برآمده از کنشِ خودِ انسان است؛ به آیهی ۸۵ سورهی مائده رجوع شود.
وأما الذين آمنوا وعملوا الصالحات فيوفيهم أجورهم والله لا يحب الظالمينَ(57)
برداشت از آیه :و باورمندانِ نیکوکار پاداشِ خود را تمام مییابند؛ و پروردگارِ مهرپرور ستمکاران را دوست نمیدارد.
ذلك نتلوه عليك من الآيات والذكر الحكيمَ(58)
برداشت از آیه :این از نشانهها و یادکردِ فرزانه است که بر دلِ من نشسته.
إن مثل عيسى عند الله كمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له كن فيكونَ(59)
برداشت از آیه :داستانِ عیسی در نزدِ پروردگارِ مهرپرور همانندِ داستانِ آدم است: او را از خاک آفرید و گفت باش، و شد.
روشنگری:این آیه، آفرینشِ عیسی را با آفرینشِ آدم میسنجد: اگر بیپدر بودن کسی را از جنسِ خدایی میکرد، آدم که نه پدر داشت و نه مادر، سزاوارتر میبود. مفسران این آیه را پاسخِ استدلالی به مسیحیانِ نجران دانستهاند.
به آیات ۱۷ تا ۲۱ سورهی مریم رجوع شود که همین رخداد را از زبانِ خودِ مریم میآورد، و به واژهی کلیدیِ «روح».
کن فیکون = ارادهی پروردگار که انجام است. به آیهی ۸۲ سورهی یس نیز توجه گردد.
الحق من ربك فلا تكن من الممترينَ(60)
برداشت از آیه :سخنِ درست از پروردگارِ مهرپرورِ توست؛ پس هرگز دودل مباش.
فمن حاجك فيه من بعد ما جاءك من العلم فقل تعالوا ندع أبناءنا وأبناءكم ونساءنا ونساءكم وأنفسنا وأنفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله على الكاذبينَ(61)
برداشت از آیه :اکنون که سخن درست را دانستی، به ستیزهجویان بگو، بیایید تا خود و فرزندان و کسانمان را گرد آوریم و از ته دل بخواهیم تا دوری از مهرِ سرشتِ الهی، بهرهی دروغگویان باشد.
إن هذا لهو القصص الحق وما من إله إلا الله وإن الله لهو العزيز الحكيمَ(62)
برداشت از آیه :این است داستانِ راست؛ و جز پروردگارِ مهرپرور، آن توانای فرزانه، پروردگاری نیست.
فإن تولوا فإن الله عليم بالمفسدينَ(63)
برداشت از آیه :و اگر روی برتابند، پروردگارِ مهرپرور تبهکاران را میشناسد.
قل يا أهل الكتاب تعالوا إلى كلمة سواء بيننا وبينكم ألا نعبد إلا الله ولا نشرك به شيئا ولا يتخذ بعضنا بعضا أربابا من دون الله فإن تولوا فقولوا اشهدوا بأنا مسلمونَ(64)
برداشت از آیه :بیایید بر سخنی که میانِ ما و شما یکسان است همدل شویم: جز پروردگارِ مهرپرور را نپرستیم، چیزی را همتای او نگیریم، و هیچیک از ما دیگری را بهجایِ او پروردگارِ خود نسازد.
روشنگری:«کلمة سواء» = سخنی که هر دو سو بر آن همداستانند. نقطهی مشترک، نه نقطهی اختلاف. به آیهی ۴۶ سورهی عنکبوت رجوع شود.
«ارباباً من دون الله» = پروردگار گرفتنِ انسانها. به آیهی ۸۰ همین سوره رجوع شود.
يا أهل الكتاب لم تحاجون في إبراهيم وما أنزلت التوراة والإنجيل إلا من بعده أفلا تعقلونَ(65)
برداشت از آیه :شگفت از آنان که دربارهی ابراهیم ستیزه میکنند، حال آنکه تورات و انجیل پس از او فرستاده شد؛ آیا نمیاندیشید؟
ها أنتم هؤلاء حاججتم فيما لكم به علم فلم تحاجون فيما ليس لكم به علم والله يعلم وأنتم لا تعلمونَ(66)
برداشت از آیه :دربارهی آنچه میدانید ستیزه کردید، چرا دربارهی آنچه نمیدانید نیز ستیزه میکنید؟ پروردگارِ مهرپرور میداند و شما نمیدانید.
ما كان إبراهيم يهوديا ولا نصرانيا ولكن كان حنيفا مسلما وما كان من المشركينَ(67)
برداشت از آیه :ابراهیم نه یهودی بود و نه مسیحی؛ او حقجویی تسلیم بود، و از ستمگران نبود.
روشنگری:حنیف = حقجو و یکتاگرا. به آیهی ۱۳۵ سورهی بقره رجوع شود: راهِ ابراهیم مهرورزی و پیروی از سرشتِ الهی بود، نه هموندی با آیینی.
إن أولى الناس بإبراهيم للذين اتبعوه وهذا النبي والذين آمنوا والله ولي المؤمنينَ(68)
برداشت از آیه :نزدیکترین مردم به ابراهیم آناناند که از او پیروی کردند، و این پیامبر و باورمندان؛ و پروردگارِ مهرپرور پشتوانهی باورمندان است.
ودت طائفة من أهل الكتاب لو يضلونكم وما يضلون إلا أنفسهم وما يشعرونَ(69)
برداشت از آیه :گروهی آرزو میکنند شما را گمراه کنند، حال آنکه جز خود را گمراه نمیکنند و درنمییابند.
يا أهل الكتاب لم تكفرون بآيات الله وأنتم تشهدونَ(70)
برداشت از آیه :چرا نشانههای سرشتِ الهی را نادیده میگیرید و حق را به ناحق میپوشانید و دانسته پنهان میدارید؟
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۷۰ و ۷۱ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
همان الگوی «دانسته وانهادن» در آیات ۷۵، ۸۹ و ۲۱۳ سورهی بقره.
يا أهل الكتاب لم تلبسون الحق بالباطل وتكتمون الحق وأنتم تعلمونَ(71)
برداشت از آیه :چرا نشانههای سرشتِ الهی را نادیده میگیرید و حق را به ناحق میپوشانید و دانسته پنهان میدارید؟
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۷۰ و ۷۱ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
همان الگوی «دانسته وانهادن» در آیات ۷۵، ۸۹ و ۲۱۳ سورهی بقره.
وقالت طائفة من أهل الكتاب آمنوا بالذي أنزل على الذين آمنوا وجه النهار واكفروا آخره لعلهم يرجعونَ(72)
برداشت از آیه :نیرنگِ دودلیافکندن در دلِ باورمندان راه به جایی نمیبرد، و نه بستنِ درِ باور بر هر که از آیینِ شما نیست؛ رهنمون، رهنمونِ پروردگارِ مهرپرور است و دهش به دستِ او، که گشایشگر و داناست.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۷۲ و ۷۳ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
ولا تؤمنوا إلا لمن تبع دينكم قل إن الهدى هدى الله أن يؤتى أحد مثل ما أوتيتم أو يحاجوكم عند ربكم قل إن الفضل بيد الله يؤتيه من يشاء والله واسع عليمَ(73)
برداشت از آیه :نیرنگِ دودلیافکندن در دلِ باورمندان راه به جایی نمیبرد، و نه بستنِ درِ باور بر هر که از آیینِ شما نیست؛ رهنمون، رهنمونِ پروردگارِ مهرپرور است و دهش به دستِ او، که گشایشگر و داناست.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۷۲ و ۷۳ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
يختص برحمته من يشاء والله ذو الفضل العظيمَ(74)
برداشت از آیه :مهرِ خود را ویژهی هر که بخواهد میکند، و پروردگارِ مهرپرور دارندهی دهشِ سترگ است.
ومن أهل الكتاب من إن تأمنه بقنطار يؤده إليك ومنهم من إن تأمنه بدينار لا يؤده إليك إلا ما دمت عليه قائما ذلك بأنهم قالوا ليس علينا في الأميين سبيل ويقولون على الله الكذب وهم يعلمونَ(75)
برداشت از آیه :از مردمان کسی هست که اگر گنجی به او بسپاری بازمیگرداند، و کسی هست که اگر سکهای بسپاری جز با پافشاری بازنمیدهد؛ زیرا میپندارند که بر جز خودشان ستم رواست. و دانسته بر پروردگارِ مهرپرور دروغ میبندند.
روشنگری:ليس علينا في الاميين سبيل = قوم بیکتاب [عرب] بر ما حقی و حکمی ندارند = ما بر غیر یهود نباید مهربان باشیم
بلى من أوفى بعهده واتقى فإن الله يحب المتقينَ(76)
برداشت از آیه :هرکه به پیمانِ خود وفا کند و از ستم بپرهیزد، پروردگارِ مهرپرور پرهیزکاران را دوست میدارد.
إن الذين يشترون بعهد الله وأيمانهم ثمنا قليلا أولئك لا خلاق لهم في الآخرة ولا يكلمهم الله ولا ينظر إليهم يوم القيامة ولا يزكيهم ولهم عذاب أليمَ(77)
برداشت از آیه :آنان که پیمانِ الست و سوگندِ خود را به بهایی ناچیز میفروشند، در رستاخیز بهرهای ندارند؛ نه سخنی از مهر میشنوند، نه نگاهِ مهر میبینند، نه پاکیزه میگردند، و رنجی دردناک دارند.
روشنگری:عهد الله = پیمانِ الست، همان سرشتِ مهری که در آفرینش نهاده شد. به آیهی ۱۷۲ سورهی اعراف رجوع شود.
وإن منهم لفريقا يلوون ألسنتهم بالكتاب لتحسبوه من الكتاب وما هو من الكتاب ويقولون هو من عند الله وما هو من عند الله ويقولون على الله الكذب وهم يعلمونَ(78)
برداشت از آیه :گروهی زبانِ خود را در خواندنِ کتاب میپیچانند تا چنین نماید که از کتاب است، حال آنکه نیست؛ و میگویند از نزدِ پروردگار است، حال آنکه نیست؛ و دانسته بر پروردگارِ مهرپرور دروغ میبندند.
ما كان لبشر أن يؤتيه الله الكتاب والحكم والنبوة ثم يقول للناس كونوا عبادا لي من دون الله ولكن كونوا ربانيين بما كنتم تعلمون الكتاب وبما كنتم تدرسونَ(79)
برداشت از آیه :سزاوارِ هیچ انسانی نیست که پس از رسیدنِ کتاب و فرزانگی و پیامآوری، به مردمان بگوید بهجایِ پروردگار بندگانِ من باشید.
ولا يأمركم أن تتخذوا الملائكة والنبيين أربابا أيأمركم بالكفر بعد إذ أنتم مسلمونَ(80)
برداشت از آیه :و شما را فرمان نمیدهد که فرشتگان و پیامبران را پروردگارِ خود بگیرید. آیا پس از آشتی، شما را به ناباوری فرمان میدهد؟
روشنگری:ارباب = پروردگاران.
فرشتگان کارگزارانِ هستی و در خدمتِ سرشتِ الهیِ انساناند. به واژهی کلیدیِ «ملائکة» و به آیهی ۱۷۲ سورهی نساء رجوع شود که میگوید نه مسیح و نه فرشتگانِ برگزیده از باورمندی تن نزدند.
وإذ أخذ الله ميثاق النبيين لما آتيتكم من كتاب وحكمة ثم جاءكم رسول مصدق لما معكم لتؤمنن به ولتنصرنه قال أأقررتم وأخذتم على ذلكم إصري قالوا أقررنا قال فاشهدوا وأنا معكم من الشاهدينَ(81)
برداشت از آیه :پیمانِ پیامبران این بود که پیامآورِ پس از خود را که گواهِ راهشان باشد یاری کنند؛ و همه پذیرفتند و گواه گشتند.
روشنگری:این پیمان، پیوستگیِ راهِ پیامبران را میرساند. به آیهی ۱۳ سورهی شوری رجوع شود که راه و رسمِ نوح و ابراهیم و موسی و عیسی را یکسان میخوانَد، و به آیهی ۲۸۵ سورهی بقره.
فمن تولى بعد ذلك فأولئك هم الفاسقونَ(82)
برداشت از آیه :اکنون چنانچه کسی این پیمان را زیر پا گذارد، از بدکاران خواهد بود.
أفغير دين الله يبغون وله أسلم من في السماوات والأرض طوعا وكرها وإليه يرجعونَ(83)
برداشت از آیه :آیا جز راه و رسمِ سرشتِ الهی را میجویند، حال آنکه هرچه در آسمانها و زمین است خواسته و ناخواسته تسلیمِ اوست و بازگشتشان به سویِ اوست؟
روشنگری:دین = راه و رسم. به واژهی کلیدیِ «دین» رجوع شود.
«طوعاً و کرهاً» = خواسته و ناخواسته؛ هستی در آفرینشِ خود بر همین راه است.
قل آمنا بالله وما أنزل علينا وما أنزل على إبراهيم وإسماعيل وإسحاق ويعقوب والأسباط وما أوتي موسى وعيسى والنبيون من ربهم لا نفرق بين أحد منهم ونحن له مسلمونَ(84)
برداشت از آیه :به پروردگارِ مهرپرور و آنچه بر من و بر پیامبرانِ پیشین فرو فرستاده شد باور دارم و میانِ هیچیک از آنان جدایی نمینهم؛ و در برابرِ او تسلیمم.
روشنگری:به آیهی ۲۸۵ سورهی بقره رجوع شود که همین جدایینگذاشتن میانِ پیامآوران را میآورد.
ومن يبتغ غير الإسلام دينا فلن يقبل منه وهو في الآخرة من الخاسرينَ(85)
برداشت از آیه :راهِ آشتی شایستهی انسان است؛ و هر که جز آن بجوید، از او پذیرفته نمیشود و در رستاخیز زیانکار است.
روشنگری:اسلام = راه و رسمِ آشتی، نه نامِ یک آیین. به واژهی کلیدیِ «دین»، و به آیهی ۲۰۸ سورهی بقره و آیهی ۶۱ سورهی انفال رجوع شود که «سلم» را آشتی میخوانَد.
دین = راه و رسم و آیینِ منتخبِ سرشتِ الهیِ انسان.
كيف يهدي الله قوما كفروا بعد إيمانهم وشهدوا أن الرسول حق وجاءهم البينات والله لا يهدي القوم الظالمينَ(86)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور گروهی را که پس از باور آوردن و دیدنِ نشانههای روشن روی برتافتند، راه نمینماید؛ که آنان ستمکارند.
أولئك جزاؤهم أن عليهم لعنة الله والملائكة والناس أجمعينَ(87)
برداشت از آیه :فرجامِ چنین کسانی دوری از مهرِ پروردگارِ مهرپرور و فرشتگان و همهی مردمان است؛ در آن ماندگارند و نه از رنجشان کاسته میشود و نه مهلتی مییابند.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۸۷ و ۸۸ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
لعنت = دور شدن از مهرِ پروردگار. به آیهی ۱۵۹ سورهی بقره رجوع شود.
خالدين فيها لا يخفف عنهم العذاب ولا هم ينظرونَ(88)
برداشت از آیه :فرجامِ چنین کسانی دوری از مهرِ پروردگارِ مهرپرور و فرشتگان و همهی مردمان است؛ در آن ماندگارند و نه از رنجشان کاسته میشود و نه مهلتی مییابند.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۸۷ و ۸۸ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
لعنت = دور شدن از مهرِ پروردگار. به آیهی ۱۵۹ سورهی بقره رجوع شود.
إلا الذين تابوا من بعد ذلك وأصلحوا فإن الله غفور رحيمَ(89)
برداشت از آیه :مگر آنان که پشیمان شوند و به نیکی بازگردند؛ که پروردگارِ مهرپرور خطاپوش و مهربان است.
إن الذين كفروا بعد إيمانهم ثم ازدادوا كفرا لن تقبل توبتهم وأولئك هم الضالونَ(90)
برداشت از آیه :پشیمانیِ کسی که بر ستم پای میفشرد پذیرفته نیست؛ آنان گمراهانند.
روشنگری:به آیهی ۱۶۱ سورهی بقره رجوع شود: پافشاری تا دمِ مرگ، راه را میبندد.
إن الذين كفروا وماتوا وهم كفار فلن يقبل من أحدهم ملء الأرض ذهبا ولو افتدى به أولئك لهم عذاب أليم وما لهم من ناصرينَ(91)
برداشت از آیه :ستمکارانی که تا دمِ مرگ بر ستم ماندند، اگر زمین را پر از زر کنند و بازخرید کنند پذیرفته نیست؛ رنجی دردناک دارند و یاوری ندارند.
روشنگری:به آیهی ۴۸ و ۱۲۳ سورهی بقره رجوع شود: در رستاخیز نه بازخرید در میان است، نه پادرمیانی.
کفر: خدا ناباوری، ناباوری، پوشاندن راه مهر پروردگار مهرپرور، ستم.
لن تنالوا البر حتى تنفقوا مما تحبون وما تنفقوا من شيء فإن الله به عليمَ(92)
برداشت از آیه :به نیکی نمیرسید مگر از آنچه دوست میدارید ببخشید؛ و هر چه ببخشید پروردگارِ مهرپرور به آن داناست.
روشنگری:به آیهی ۲۶۷ سورهی بقره رجوع شود: از پاکیزهی داشتهی خود ببخشید، نه از آنچه خود نمیپسندید.
كل الطعام كان حلا لبني إسرائيل إلا ما حرم إسرائيل على نفسه من قبل أن تنزل التوراة قل فأتوا بالتوراة فاتلوها إن كنتم صادقينَ(93)
برداشت از آیه :آنچه بر خود بسته بودند، پیش از کتاب و بستنِ خودشان بود؛ بگو کتاب را بخوانید، و دروغگویان ستمکارانند.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۹۳ و ۹۴ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
به آیات ۷۵ و ۷۸ همین سوره رجوع شود: دروغ بستن بر سرشتِ الهی، وارونه جلوه دادنِ آن چیزی است که انسان در درونِ خود میداند.
فمن افترى على الله الكذب من بعد ذلك فأولئك هم الظالمونَ(94)
برداشت از آیه :آنچه بر خود بسته بودند، پیش از آنکه کتابی فرو فرستاده شود، بستنِ خودشان بود؛ بگو تورات را بیاورید و بخوانید، اگر راست میگویید. و هرکه پس از آن بر پروردگارِ مهرپرور دروغ ببندد، از ستمکاران است.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۹۳ و ۹۴ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
به آیات ۷۵ و ۷۸ همین سوره رجوع شود: دروغ بستن بر سرشتِ الهی، وارونه جلوه دادنِ آن چیزی است که انسان در درونِ خود میداند.
قل صدق الله فاتبعوا ملة إبراهيم حنيفا وما كان من المشركينَ(95)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور راست گفت؛ پس از آیینِ ابراهیم پیروی کنید، آن حقجویِ تسلیم که از همتاگیرندگان نبود.
إن أول بيت وضع للناس للذي ببكة مباركا وهدى للعالمينَ(96)
برداشت از آیه :نخستین خانهای که برای مردمان نهاده شد، همان است که در بکّه است؛ خانهای پربرکت و رهنمونِ جهانیان.
روشنگری:خانه در این آیه نمادِ جایگاهِ امن و آسایشِ سرشتِ الهی است. به آیات ۱۲۵ تا ۱۲۷ سورهی بقره رجوع شود.
فيه آيات بينات مقام إبراهيم ومن دخله كان آمنا ولله على الناس حج البيت من استطاع إليه سبيلا ومن كفر فإن الله غني عن العالمينَ(97)
برداشت از آیه :در آن نشانههایی روشن است و جایگاهِ ابراهیم؛ و هرکه در آن درآید ایمن است. و آهنگِ آن خانه بر توانا بایسته است؛ و هرکه روی برتابد، پروردگارِ مهرپرور از جهانیان بینیاز است.
قل يا أهل الكتاب لم تكفرون بآيات الله والله شهيد على ما تعملونَ(98)
برداشت از آیه :ای اهلِ کتاب، چرا نشانههای سرشتِ الهی را نادیده میگیرید و راهِ آن را بر خواهندگانِ آن میبندید و کژش میخواهید، حال آنکه خود گواهید؟ و پروردگارِ مهرپرور بر آنچه میکنید گواه است و از آن ناآگاه نیست.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۹۸ و ۹۹ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
قل يا أهل الكتاب لم تصدون عن سبيل الله من آمن تبغونها عوجا وأنتم شهداء وما الله بغافل عما تعملونَ(99)
برداشت از آیه :ای اهلِ کتاب، چرا نشانههای سرشتِ الهی را نادیده میگیرید و راهِ آن را بر خواهندگانِ آن میبندید و کژش میخواهید، حال آنکه خود گواهید؟ و پروردگارِ مهرپرور بر آنچه میکنید گواه است و از آن ناآگاه نیست.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۹۸ و ۹۹ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
يا أيها الذين آمنوا إن تطيعوا فريقا من الذين أوتوا الكتاب يردوكم بعد إيمانكم كافرينَ(100)
برداشت از آیه :ای باورمندان، اگر از گروهی که کتاب یافتهاند پیروی کنید، شما را پس از باور آوردن به ستمکاری بازمیگردانند.
وكيف تكفرون وأنتم تتلى عليكم آيات الله وفيكم رسوله ومن يعتصم بالله فقد هدي إلى صراط مستقيمَ(101)
برداشت از آیه :چگونه ناباور میشوید، حال آنکه پیامآورِ او در میانِ شماست و نشانههای سرشتِ الهی بر شما خوانده میشود؟ و هرکه به سرشتِ الهی چنگ زند، به راهِ راست رهنمون شده است.
روشنگری:اعتصام = چنگ زدن و پناه گرفتن. به آیهی ۱۰۳ همین سوره رجوع شود که به پناه گرفتن در پیمانِ الست اشاره میکند.
يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله حق تقاته ولا تموتن إلا وأنتم مسلمونَ(102)
برداشت از آیه :ای باورمندان با سرشتِ الهیِ خود نیکی کنید، نیکیِ سزاوار، و مباد آنکه بمیرید و دلسپردهی مهرِ پروردگار نباشید.
روشنگری:«حق تقاته» = چنانکه سزاوارِ نیکی است. به واژهی کلیدیِ «تقوا» رجوع شود.
واعتصموا بحبل الله جميعا ولا تفرقوا واذكروا نعمت الله عليكم إذ كنتم أعداء فألف بين قلوبكم فأصبحتم بنعمته إخوانا وكنتم على شفا حفرة من النار فأنقذكم منها كذلك يبين الله لكم آياته لعلكم تهتدونَ(103)
برداشت از آیه :و همه در پناهِ پیمانِ الست درآیید تا دچار پراکندگی نشوید؛ دهشِ سرشتِ بنیادینِ الهی را به یاد آرید: دشمنِ یکدیگر بودید، دلهایتان را به هم پیوند داد و به دهشِ آن برادر شدید؛ و بر لبهی پرتگاهی از آتش بودید و شما را از آن رهانید. اینچنین نشانههای خود را برایتان روشن میکند، باشد که راه یابید.
روشنگری:حبل الله = پیمانِ الست، همان سرشتِ مهری که در آفرینش در انسان نهاده شد. به آیهی ۱۷۲ سورهی اعراف رجوع شود.
نعمت = دهش. به واژهی کلیدیِ «نعمت» رجوع شود.
«الّف بین قلوبکم» در سنتِ تفسیری به پایان یافتنِ دشمنیهای دیرینه خوانده شده، و در آیهی ۶۳ سورهی انفال صریحتر آمده: پیوندِ دلها کاری است که با دارایی به دست نمیآید.
ولتكن منكم أمة يدعون إلى الخير ويأمرون بالمعروف وينهون عن المنكر وأولئك هم المفلحونَ(104)
برداشت از آیه :باید از میانِ شما گروهی باشند که به نیکی فرا خوانند و با کردارِ خود به شایستگی فرمان دهند و از زشتی بازدارند؛ آنانند رستگاران.
روشنگری:- پنج آیه 103 و 104 و 105 و 110 و 114 این سوره مشخصه های امت اسلامی را در گذشته، حال و آینده و باید ها و نباید های امت را تشریح نموده است.
- فراخواندن به نیکی، پیش از هر چیز با کردارِ خود است، نه با سخن گفتن به دیگران. به آیهی ۴۴ سورهی بقره رجوع شود: پیش از فراخواندنِ دیگران به نیکی، خود نیکوکار باشید.
ولا تكونوا كالذين تفرقوا واختلفوا من بعد ما جاءهم البينات وأولئك لهم عذاب عظيمَ(105)
برداشت از آیه :چون آنان مباشید که پس از رسیدنِ نشانههای روشن، پراکنده شدند و به ناسازگاری افتادند؛ آنان را رنجی بزرگ است.
روشنگری:همان الگوی «دانسته وانهادن» در آیات ۷۵، ۸۹ و ۲۱۳ سورهی بقره: ناسازگاری نه از ندانستن، که از ستمِ آگاهانه برمیخیزد.
يوم تبيض وجوه وتسود وجوه فأما الذين اسودت وجوههم أكفرتم بعد إيمانكم فذوقوا العذاب بما كنتم تكفرونَ(106)
برداشت از آیه :در رستاخیز چهرههایی اندوهگین است و چهرههایی شاد؛ آنان که سرشتِ الهیِ خود را پس از باور آوردن نادیده انگاشتند، رنجِ کردارِ خویش را میچشند.
روشنگری:سیاه و سپید شدنِ چهره نمادین است: اندوه و شادیِ انسان از دیدنِ کردارِ خویش. به آیات ۶ تا ۸ سورهی زلزله و آیهی ۱۴ سورهی اسراء رجوع شود که هر دو انسان را گواهِ کردارِ خود میخوانند.
کفر = خدا ناباوری، پوشاندنِ راهِ مهر، ستم.
وأما الذين ابيضت وجوههم ففي رحمة الله هم فيها خالدونَ(107)
برداشت از آیه :و آنان که چهرهشان شاد است، در مهرِ پروردگارِ مهرپرور جاودانند.
تلك آيات الله نتلوها عليك بالحق وما الله يريد ظلما للعالمينَ(108)
برداشت از آیه :این نشانههای سرشتِ الهی است که به راستی بر تو خوانده میشود؛ و پروردگارِ مهرپرور ستمی بر جهانیان روا نمیدارد.
روشنگری:آیات = نشانهها، سرشتِ الهی
نفیِ ستم از پروردگار بارها در قرآن تکرار شده است: آیهی ۱۸۲ همین سوره، آیهی ۴۰ سورهی نساء، آیهی ۴۴ سورهی یونس، آیهی ۴۶ سورهی فصلت، آیهی ۲۹ سورهی ق و آیهی ۴۷ سورهی انبیاء. در همه، رنجِ انسان پیامدِ کردارِ خودِ اوست.
ولله ما في السماوات وما في الأرض وإلى الله ترجع الأمورَ(109)
برداشت از آیه :هرچه در آسمانها و زمین است از آنِ پروردگارِ مهرپرور است و بازگشتِ همه بهسویِ اوست.
كنتم خير أمة أخرجت للناس تأمرون بالمعروف وتنهون عن المنكر وتؤمنون بالله ولو آمن أهل الكتاب لكان خيرا لهم منهم المؤمنون وأكثرهم الفاسقونَ(110)
برداشت از آیه :بهترین مردمان آنانند که به سرشتِ الهی باور دارند و با کردارِ نیکِ خود دیگران را به نیکی فرا میخوانند و از زشتی بازمیدارند.
روشنگری:- برتری در این آیه به کردار است، نه به نام و هموندی و گفتار. به آیهی ۱۳۵ سورهی بقره رجوع شود.
- فراخواندن به نیکی، پیش از هر چیز با کردارِ خود است، نه با سخن گفتن به دیگران. به آیهی ۴۴ سورهی بقره رجوع شود: پیش از فراخواندنِ دیگران به نیکی، خود نیکوکار باشید.
لن يضروكم إلا أذى وإن يقاتلوكم يولوكم الأدبار ثم لا ينصرونَ(111)
برداشت از آیه :ستمکاران جز آزاری گذرا به شما نمیرسانند و پشت میکنند و یاری نمیشوند؛ خواری بر آنان نشسته است، مگر آنکه به پیمانِ سرشتِ الهی و پیوندِ مردمان چنگ زنند.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۱۱۱ و ۱۱۲ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
«حبل من الله و حبل من الناس» = پیمان با سرشتِ الهی و پیوند با مردمان. این دو در کنارِ هم آمدهاند: رهاییِ راستین هر دو را میخواهد.
ضربت عليهم الذلة أين ما ثقفوا إلا بحبل من الله وحبل من الناس وباءوا بغضب من الله وضربت عليهم المسكنة ذلك بأنهم كانوا يكفرون بآيات الله ويقتلون الأنبياء بغير حق ذلك بما عصوا وكانوا يعتدونَ(112)
برداشت از آیه :ستمکاران جز آزاری گذرا به شما نمیرسانند و پشت میکنند و یاری نمیشوند؛ خواری بر آنان نشسته است، مگر آنکه به پیمانِ سرشتِ الهی و پیوندِ مردمان چنگ زنند.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۱۱۱ و ۱۱۲ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
«حبل من الله و حبل من الناس» = پیمان با سرشتِ الهی و پیوند با مردمان. این دو در کنارِ هم آمدهاند: رهاییِ راستین هر دو را میخواهد.
ليسوا سواء من أهل الكتاب أمة قائمة يتلون آيات الله آناء الليل وهم يسجدونَ(113)
برداشت از آیه :همه یکسان نیستند؛ گروهی در دلِ شب نشانههای سرشتِ الهی را میجویند و سر فرود میآورند، به پروردگارِ مهرپرور و رستاخیز باور دارند، به نیکی فرا میخوانند و از زشتی بازمیدارند و در نیکیها میشتابند؛ آنان از شایستگانند.
روشنگری:- برداشت مفهومی آیات ۱۱۳ و ۱۱۴ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
- این دو آیه در پیِ نکوهشِ گروهی میآیند و از آن بازمیدارد: داوریِ یکسان بر یک گروه روا نیست.
- «یسارعون فی الخیرات» = شتافتن در نیکیها؛ همان کرداری که در آیهی ۱۱۰ همین سوره بنیادِ برتری شمرده شده است. به آیهی ۴۴ سورهی بقره نیز رجوع شود.
يؤمنون بالله واليوم الآخر ويأمرون بالمعروف وينهون عن المنكر ويسارعون في الخيرات وأولئك من الصالحينَ(114)
برداشت از آیه :همه یکسان نیستند؛ گروهی در دلِ شب نشانههای سرشتِ الهی را میجویند و سر فرود میآورند، به پروردگارِ مهرپرور و رستاخیز باور دارند، به نیکی فرا میخوانند و از زشتی بازمیدارند و در نیکیها میشتابند؛ آنان از شایستگانند.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۱۱۳ و ۱۱۴ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
این دو آیه در پیِ نکوهشِ گروهی میآیند و از آن بازمیدارد: داوریِ یکسان بر یک گروه روا نیست.
وما يفعلوا من خير فلن يكفروه والله عليم بالمتقينَ(115)
برداشت از آیه :پروردگار مهرپرور به احوال نیکوکاران دانا است و کردارِ نیکویِ انسان پوشیده نماند.
روشنگری:متقین = نیکوکاران.
لن یکفروه = پوشیده نماند، ناسپاسی نشود. کردارِ نیکِ انسان هرگز نادیده نمیماند.
به آیات ۷ و ۸ سورهی زلزله رجوع شود: هر کردار، هرچند به وزنِ ذرهای، دیده خواهد شد.
إن الذين كفروا لن تغني عنهم أموالهم ولا أولادهم من الله شيئا وأولئك أصحاب النار هم فيها خالدونَ(116)
برداشت از آیه :ستمکاران را دارایی و فرزند در رستاخیز به کار نیاید؛ آنان در آتشِ حسرتِ خویش ماندگارند.
روشنگری:- "کافر"در برداشت های مفهومی از جمله همین آیه عمدتا به معنای ستمگر و در برخی از موارد به معنی پوشاننده در نظر گرفته شده است. ارتباط معنایی سه آیه 115، 116 و 117 است خود نشانه ای بر درستی این مدعاست.
- به آیهی ۱۰ همین سوره رجوع شود که همین را میآورد.
مثل ما ينفقون في هذه الحياة الدنيا كمثل ريح فيها صر أصابت حرث قوم ظلموا أنفسهم فأهلكته وما ظلمهم الله ولكن أنفسهم يظلمونَ(117)
برداشت از آیه :آنچه در این زندگی میبخشند، مانندِ بادی سرد و سوزان است که بر کشتزارِ ستمکاران میوزد و آن را نابود میکند؛ پروردگارِ مهرپرور بر آنان ستم نکرد، خود بر خویشتن ستم کردند.
روشنگری:به آیات ۲۶۴ تا ۲۶۶ سورهی بقره رجوع شود که همین تمثیلِ باغِ بر باد رفته و خاکِ شسته بر سنگ را میآورند: بخششِ آلوده به منت و خودنمایی، بیبر میماند.
يا أيها الذين آمنوا لا تتخذوا بطانة من دونكم لا يألونكم خبالا ودوا ما عنتم قد بدت البغضاء من أفواههم وما تخفي صدورهم أكبر قد بينا لكم الآيات إن كنتم تعقلونَ(118)
برداشت از آیه :از بیگانه با خویش رازدار مگیرید؛ آنان از تباهیِ شما کوتاهی نمیکنند و دشمنی از زبانشان آشکار است، و آنچه در دل دارند بزرگتر است.
ها أنتم أولاء تحبونهم ولا يحبونكم وتؤمنون بالكتاب كله وإذا لقوكم قالوا آمنا وإذا خلوا عضوا عليكم الأنامل من الغيظ قل موتوا بغيظكم إن الله عليم بذات الصدورَ(119)
برداشت از آیه :شما آنان را دوست میدارید و آنان شما را دوست نمیدارند، و شما به همهی کتاب باور دارید. چون شما را ببینند میگویند باور آوردیم، و چون تنها شوند از خشم سرِ انگشتان میگزند. بگو در خشمِ خود بمیرید؛ که پروردگارِ مهرپرور به رازِ دلها داناست.
روشنگری:«عَضّوا عَلَیکُمُ الأنامِل» = سرِ انگشت گزیدن، نشانهی خشمِ فروخورده.
إن تمسسكم حسنة تسؤهم وإن تصبكم سيئة يفرحوا بها وإن تصبروا وتتقوا لا يضركم كيدهم شيئا إن الله بما يعملون محيطَ(120)
برداشت از آیه :اگر نیکی به شما رسد ناخوش میدارند و اگر بدی رسد شاد میشوند؛ و اگر شکیبایی و نیکوکاری پیشه کنید، نیرنگشان به شما زیانی نمیرساند.
وإذ غدوت من أهلك تبوئ المؤمنين مقاعد للقتال والله سميع عليمَ(121)
برداشت از آیه :و پروردگارِ مهرپرور شنوا و داناست؛ آنگاه که دو گروه از باورمندان بر آن شدند که سستی کنند و پروردگارِ مهرپرور پشتوانهی آنان بود؛ و باورمندان باید تنها بر او پشتگرم باشند.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۱۲۱ و ۱۲۲ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
به آیهی ۱۵۲ همین سوره رجوع شود: سستی و ناسازگاری در اراده، راه را بر پیروزی میبندد.
إذ همت طائفتان منكم أن تفشلا والله وليهما وعلى الله فليتوكل المؤمنونَ(122)
برداشت از آیه :آنگاه که دو گروه از باورمندان بر آن شدند که سستی کنند، سرشتِ الهی پشتوانهشان بود؛ و باورمندان باید تنها بر سرشتِ الهیِ خود پشتگرم باشند.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۱۲۱ و ۱۲۲ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
به آیهی ۱۵۲ همین سوره رجوع شود: سستی و ناسازگاری در اراده، راه را بر پیروزی میبندد.
ولقد نصركم الله ببدر وأنتم أذلة فاتقوا الله لعلكم تشكرونَ(123)
برداشت از آیه :آنگاه که ناتوان بودید، سرشتِ الهی یاریتان کرد؛ پس نیکوکار باشید و سپاس بگزارید.
إذ تقول للمؤمنين ألن يكفيكم أن يمدكم ربكم بثلاثة آلاف من الملائكة منزلينَ(124)
برداشت از آیه :به باورمندان گفتم: آیا بس نیست که پروردگارِ مهرپرور شما را با سه هزار از کارگزارانِ فرودآمدهی خویش یاری کند؟ پیروی از سرشتِ الهی، توانِ شما را چندین برابر میکند.
روشنگری:فرشتگان با سجده به انسانِ الهی و ناب برای همیشه به خدمتِ او درآمدند؛ پس یاریِ آنان همان پیروی از سرشتِ الهی است. به واژهی کلیدیِ «ملائکة» رجوع شود.
این یاری خودکار نیست و در خودِ متن دو شرط دارد: شکیبایی و پرهیز از ستم (ان تصبروا و تتقوا). به آیهی ۱۶۵ همین سوره نیز توجه گردد که شکست را به کردارِ خودِ انسان بازمیگرداند، و به آیهی ۱۱ سورهی رعد که دگرگونی را به دگرگونیِ درونِ انسان میبندد.
بلى إن تصبروا وتتقوا ويأتوكم من فورهم هذا يمددكم ربكم بخمسة آلاف من الملائكة مسومينَ(125)
برداشت از آیه :و اگر شکیبایی و پرهیز از ستم پیشه کنید، این پشتیبانی فزونی مییابد.
وما جعله الله إلا بشرى لكم ولتطمئن قلوبكم به وما النصر إلا من عند الله العزيز الحكيمَ(126)
برداشت از آیه :آیا بس نیست که پروردگارِ مهرپرور شما را با کارگزارانِ خویش یاری کند؟ پیروی از سرشتِ الهی، توانِ شما را چندین برابر میکند.
ليقطع طرفا من الذين كفروا أو يكبتهم فينقلبوا خائبينَ(127)
برداشت از آیه :تا گوشهای از توانِ ستمکاران بشکند یا ناکام بازگردند.
ليس لك من الأمر شيء أو يتوب عليهم أو يعذبهم فإنهم ظالمونَ(128)
برداشت از آیه :من را در این کار اختیاری نیست؛ انسان خود باید مهربانی را اراده کند یا رنجِ ستمِ خویش را بیند.
روشنگری:امر = اراده و اختیار. گزینشِ راه به دستِ خودِ انسان است، نه به دستِ دیگری. به آیهی ۹۹ و ۱۰۰ سورهی یونس و آیهی ۱۰۳ سورهی یوسف رجوع شود که همین اختیار را تصریح میکنند.
مفسران این آیه را در پیِ رخدادِ اُحد دانستهاند؛ نکتهاش این است که حتی پیامبر نیز در دگرگون کردنِ دلِ کسی اختیاری ندارد.
ولله ما في السماوات وما في الأرض يغفر لمن يشاء ويعذب من يشاء والله غفور رحيمَ(129)
برداشت از آیه :هرچه در آسمانها و زمین است از آنِ پروردگارِ مهرپرور است. در رستاخیز، پوشیده شدنِ خطا یا رنجِ آن تنها به کردارِ خودِ انسان بازمیگردد؛ و پروردگارِ مهرپرور خطاپوش و مهربان است.
يا أيها الذين آمنوا لا تأكلوا الربا أضعافا مضاعفة واتقوا الله لعلكم تفلحونَ(130)
برداشت از آیه :ای باورمندان، ربا را چندین برابر مخورید و در راهِ پروردگارِ مهرپرور نیکی کنید تا رستگار شوید.
روشنگری:به آیات ۲۷۵ تا ۲۸۰ سورهی بقره رجوع شود: ربا میکاهد و بخشش میافزاید.
واتقوا النار التي أعدت للكافرينَ(131)
برداشت از آیه :و از آتشی که برای ستمگران فراهم می آید، بپرهیزید.
روشنگری:تقوی از آتش(واتقوا النار)، پرهیز از آتش است و تقوی از پروردگار(واتقوا الله)، نیکی در راه پروردگار است. در آیه پیشین فرمود با تقوی از پروردگار می توان به رستگاری رسید(لعلکم تفلحون). یعنی ربا خوران نه تنها از دریافت ربای چندین برابر از نیازمندان بپرهیزند، بلکه نسبت به آنان مهرورزی داشته باشند به عبارتی همانگونه که پروردگار به انسان نیکی کرده انسان هم باید به دیگران نیکی کند تا رستگاری حاصل شود. بنابراین پرهیزکاری(تقوی) به مجموعه ای از باید ها و نباید ها گفته می شود که انجام آن یا ترک آن ما را در رستاخیز به آتش حسرت و سوزش دل می کشاند ، سرلوحه باید ها نیکی و سرلوحه نباید ها ستم است و رستگاری اینگونه شکل می گیرد.
وأطيعوا الله والرسول لعلكم ترحمونَ(132)
برداشت از آیه :از پروردگارِ مهرپرور و از پیامآور پیروی کنید، باشد که در مهرِ او درآیید.
وسارعوا إلى مغفرة من ربكم وجنة عرضها السماوات والأرض أعدت للمتقينَ(133)
برداشت از آیه :به پوشاندنِ خطاها با نیکی، و به بوستانی که پهنای آن آسمانها و زمین است و برای نیکوکاران آماده شده، بشتابید.
روشنگری:مغفرة = پوشاندنِ بدی با نیکی. به آیهی ۱۱۴ هود (ان الحسنات یذهبن السیئات) نیز توجه گردد.
الذين ينفقون في السراء والضراء والكاظمين الغيظ والعافين عن الناس والله يحب المحسنينَ(134)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور نیکوکاران را دوست میدارد: آنان که در فراخی و تنگنا میبخشند، خشمِ خود را فرو میخورند و از مردمان درمیگذرند.
روشنگری:این آیه سه پلهی پیاپیِ نیکوکاری را برمیشمارد: بخشیدن در فراخی و تنگنا، فرو خوردنِ خشم (الکاظمین الغیظ)، و درگذشتن از مردمان (العافین عن الناس).
به آیهی ۳۷ سورهی شوری و آیهی ۱۶ سورهی تغابن رجوع شود که همین پیوندِ بخشش و فرو خوردنِ خشم را دارند.
والذين إذا فعلوا فاحشة أو ظلموا أنفسهم ذكروا الله فاستغفروا لذنوبهم ومن يغفر الذنوب إلا الله ولم يصروا على ما فعلوا وهم يعلمونَ(135)
برداشت از آیه :نیکوکاران آنانند که چون کارِ زشتی کنند یا بر خود ستم روا دارند، پروردگارِ مهرپرور را به یاد میآورند و خطای خویش را با نیکی میپوشانند و دانسته بر آن پای نمیفشارند.
روشنگری:- نمونه ظلم در آیه: با یاد پروردگار مهرپرور و پشیمانی از نامهربانی، می توان آثار ستم به خود و یا دیگری را از میان برد.
- به آیهی ۱۶۰ سورهی بقره رجوع شود: پشیمانی تنها افسوس نیست؛ جبرانِ کردارِ ستمکارانه با کردارِ مهربانانه است.
أولئك جزاؤهم مغفرة من ربهم وجنات تجري من تحتها الأنهار خالدين فيها ونعم أجر العاملينَ(136)
برداشت از آیه :پاداشِ آنان پوشیده شدنِ خطاها و بوستانهایی جاودان است؛ و چه نیکوست پاداشِ نیکوکاران.
قد خلت من قبلكم سنن فسيروا في الأرض فانظروا كيف كان عاقبة المكذبينَ(137)
برداشت از آیه :برای دانستن پایان کار دروغگویان، در زمین سیر و سفر کنید و روش ها و رسوم گذشتگان را بنگرید.
روشنگری:سنن = روشها و قاعدههای پایدار. این آیه، پیامدِ کردار را قاعدهای همیشگی میخوانَد، نه رخدادی گذرا.
هذا بيان للناس وهدى وموعظة للمتقينَ(138)
برداشت از آیه :این روشنگری برای مردمان است و رهنمون و اندرزی برای نیکوکاران.
ولا تهنوا ولا تحزنوا وأنتم الأعلون إن كنتم مؤمنينَ(139)
برداشت از آیه :سستی مکنید و اندوه مخورید؛ اگر باورمند باشید، شما برترید.
إن يمسسكم قرح فقد مس القوم قرح مثله وتلك الأيام نداولها بين الناس وليعلم الله الذين آمنوا ويتخذ منكم شهداء والله لا يحب الظالمينَ(140)
برداشت از آیه :اگر رنجی به شما رسید، به ستمکاران نیز رنجی همانند رسید. این روزها در میانِ مردمان درگردش است تا باورمندان شناخته شوند و از میانِ شما گواهانی برگزیده شوند؛ و پروردگارِ مهرپرور ستمکاران را دوست نمیدارد.
روشنگری:- فاعل "لیعلم الله" خدا باوران و مؤمنان برداشت گردیده، نه پروردگار مهرپرور. در حقیقت دانش پروردگار پیشین و پسین است و این انسان خدا باور است که باید در طول زندگیش به یک دانش نسبی از پروردگار نائل آید.
- «نداولها بین الناس» = گردشِ روزگار میانِ مردمان. پیروزی و شکست هر دو میدانِ آزمونند. به آیهی ۱۶۶ همین سوره رجوع شود که همین بازشناسی را میآورد.
وليمحص الله الذين آمنوا ويمحق الكافرينَ(141)
برداشت از آیه :باورمندان سرشتِ الهیِ خود را میپالایند و ستمکاران در تاریکیِ خویش فرو میروند.
روشنگری:لیمحص = پالایش. شاید بتوان آن را پالایشِ انسانِ باورمند از ناخالصیها و رسیدن به درجهی «عباد المخلصون» دانست، که بالاترین مرتبهی شناختِ پروردگار است و در آن هیچ وسوسه و تزلزلی راه ندارد.
یمحق = کاستن و محو کردن.
به آیهی ۲۵۷ سورهی بقره نیز توجه گردد: روشنایی و تاریکی، همان مهر و ستم است.
أم حسبتم أن تدخلوا الجنة ولما يعلم الله الذين جاهدوا منكم ويعلم الصابرينَ(142)
برداشت از آیه :آیا پنداشتید به بوستانِ جاودان درمیآیید، پیش از آنکه بر سرشتِ الهی کوشندگان و شکیبایانِ شما شناخته شوند؟
روشنگری:- در این آیه نیز (یعلم) دوبار تکرار شده و فاعل هردو مورد سرشتِ الهیِ انسان است.
- به آیهی ۲۱۴ سورهی بقره رجوع شود که همین را میآورد: بهرهمندی از دهش بیآزمون به دست نمیآید.
ولقد كنتم تمنون الموت من قبل أن تلقوه فقد رأيتموه وأنتم تنظرونَ(143)
برداشت از آیه :مرگ را آرزو میکردید پیش از آنکه با آن روبهرو شوید؛ اکنون آن را دیدید و در آن نگریستید.
روشنگری:آیا این نگاه تردید آمیز(تنظرون) انسان باورمند(مؤمن) را نمی توان به عدم شناخت او از پروردگار(یعلم الله) آیه 142 و عدم شناخت مقام صبر(یعلم الصابرین) 142 و پالایش نشدن وی(لیمحص) آیه 141 دانست؟
وما محمد إلا رسول قد خلت من قبله الرسل أفإن مات أو قتل انقلبتم على أعقابكم ومن ينقلب على عقبيه فلن يضر الله شيئا وسيجزي الله الشاكرينَ(144)
برداشت از آیه :محمد جز پیامآوری نیست و پیش از او نیز پیامآورانی گذشتند؛ اگر بمیرد یا کشته شود، آیا از راهِ خود بازمیگردید؟ و هرکه بازگردد، به پروردگارِ مهرپرور زیانی نمیرساند؛ و پروردگارِ مهرپرور دهشِ سپاسگزاران را نگاه میدارد.
روشنگری:- راه به شخص بستگی ندارد؛ پایداریِ انسان بر نیکی، به ماندن یا رفتنِ کسی دیگر وابسته نمیشود.
وما كان لنفس أن تموت إلا بإذن الله كتابا مؤجلا ومن يرد ثواب الدنيا نؤته منها ومن يرد ثواب الآخرة نؤته منها وسنجزي الشاكرينَ(145)
برداشت از آیه :بر سامانِ نهادهی هستی، زندگیِ انسان در این جهان با مرگ به پایان میرسد؛ و بهرهی انسانِ سپاسگزار از هر دو جهان، به کردار و انتخابِ خودِ اوست.
روشنگری:کتاباً مؤجلاً: مدتدار بودن، که سامانِ هر چیزِ آفریده است؛ هر چیز رفتنی است و هستی أجل دارد. به آیهی ۸۸ سورهی قصص و ۲۶ و ۲۷ سورهی رحمن و ۸ سورهی روم رجوع شود.
نقشِ اذن در این آیه آن است که محدود بودنِ زندگی قاعدهی هستی است و نه قرارِ موردی؛ از اینرو ترس از مرگ چیزی را جابجا نمیکند و جایی در گزینشِ انسان ندارد.
دو هدفِ این آیه، بهرهی این جهان و بهرهی رستاخیز، همان دو گروهِ آیههای ۲۰۰ و ۲۰۱ سورهی بقرهاند؛ و سپاسگزار آن است که نیکیِ هر دو جهان را با هم میخواهد.
رسیدن به آن بهره به کردار و گزینشِ خودِ انسان بسته است. به آیهی ۳۹ سورهی نجم رجوع شود: انسان را جز کوششِ خودش نیست.
به واژهی کلیدیِ اذن رجوع شود.
وكأين من نبي قاتل معه ربيون كثير فما وهنوا لما أصابهم في سبيل الله وما ضعفوا وما استكانوا والله يحب الصابرينَ(146)
برداشت از آیه :چه بسیار پیامآوران که گروهی از دانایانِ باورمند همراهشان کوشیدند و در برابرِ آنچه به آنان رسید سست نشدند و ناتوان نگشتند و سر فرود نیاوردند؛ و پروردگارِ مهرپرور شکیبایان را دوست میدارد.
وما كان قولهم إلا أن قالوا ربنا اغفر لنا ذنوبنا وإسرافنا في أمرنا وثبت أقدامنا وانصرنا على القوم الكافرينَ(147)
برداشت از آیه :و تمامِ سخنِ مردانِ الهی این بود: پروردگارا، از ستمکاری و زیادهرویِ خود در بهکار بردنِ ارادهی الهی پشیمانیم؛ خطاهای ما را بپوشان، و گامهایمان را در نیکی استوار دار، و ما را بر مردمِ ستمپیشه یاری کن.
روشنگری:اسرافنا فی امرنا = زیادهروی در بهکار بردنِ ارادهی الهی.
ثبت اقدامنا = استواریِ گامها؛ همراستا با آیهی ۲۵۰ سورهی بقره
فآتاهم الله ثواب الدنيا وحسن ثواب الآخرة والله يحب المحسنينَ(148)
برداشت از آیه :و پروردگارِ مهرپرور پاداشِ این جهان و نیکوییِ رستاخیز را به آنان داد؛ و نیکوکاران را دوست میدارد.
يا أيها الذين آمنوا إن تطيعوا الذين كفروا يردوكم على أعقابكم فتنقلبوا خاسرينَ(149)
برداشت از آیه :ای باورمندان، اگر از ستمکاران پیروی کنید، شما را به گذشته بازمیگردانند و زیاندیده بازمیگردید.
بل الله مولاكم وهو خير الناصرينَ(150)
برداشت از آیه :پشتوانهی شما سرشتِ الهی است و آن بهترین یاور است.
سنلقي في قلوب الذين كفروا الرعب بما أشركوا بالله ما لم ينزل به سلطانا ومأواهم النار وبئس مثوى الظالمينَ(151)
برداشت از آیه :در دلِ ستمکاران هراس میافتد، زیرا چیزی را همتای پروردگارِ مهرپرور گرفتند که هیچ پشتوانهای ندارد؛ جایگاهشان آتش است، و چه بد آرامگاهی است جایگاهِ ستمکاران.
روشنگری:«ما لم ینزل به سلطاناً» = آنچه هیچ پشتوانهای ندارد؛ پندارهای خودساخته. به آیهی ۲۴ همین سوره رجوع شود.
ولقد صدقكم الله وعده إذ تحسونهم بإذنه حتى إذا فشلتم وتنازعتم في الأمر وعصيتم من بعد ما أراكم ما تحبون منكم من يريد الدنيا ومنكم من يريد الآخرة ثم صرفكم عنهم ليبتليكم ولقد عفا عنكم والله ذو فضل على المؤمنينَ(152)
برداشت از آیه :بر سامانِ نهادهی هستی، پیروزی از آنِ پیروانِ سرشتِ الهی است؛ و چون سستی در میان آمد و انسان از نفسِ بدکنش پیروی کرد، پیروزی از او برگشت. برخی این جهان را میخواهند و برخی جهانِ جاویدان را، و راهِ پوشاندنِ خطا با کردارِ نیک باز ماند؛ که دهشِ پروردگارِ مهرپرور بر باورمندان است.
روشنگری:نزاع در امر: نزاعِ سرشتِ الهیِ انسان با نفسِ بدکنش. به واژهی کلیدیِ امر رجوع شود.
نقشِ اذن در این آیه آن است که پیروزی بر قاعده روی میدهد و نه به دلخواه؛ همان قاعدهای که در آیههای ۱۲۴ و ۱۲۵ همین سوره با شرطِ شکیبایی و نیکوکاری آمده است.
آیه شکست را به سستی و سرپیچیِ خودِ انسان بازمیگرداند، نه به بیرون. همراستا با آیهی ۱۶۵ همین سوره: از خودِ شماست.
دو خواستِ این آیه همان دو گروهِ آیههای ۲۰۰ و ۲۰۱ سورهی بقرهاند.
به واژهی کلیدیِ اذن رجوع شود.
إذ تصعدون ولا تلوون على أحد والرسول يدعوكم في أخراكم فأثابكم غما بغم لكيلا تحزنوا على ما فاتكم ولا ما أصابكم والله خبير بما تعملونَ(153)
برداشت از آیه :آنگاه که میگریختید و به کسی رو نمیکردید و پیامآور از پشتِ سر شما را میخواند، اندوه بر اندوهتان افزوده شد تا بر آنچه از دست دادید و آنچه به شما رسید دریغ نخورید؛ و پروردگارِ مهرپرور به کردارِ شما آگاه است.
ثم أنزل عليكم من بعد الغم أمنة نعاسا يغشى طائفة منكم وطائفة قد أهمتهم أنفسهم يظنون بالله غير الحق ظن الجاهلية يقولون هل لنا من الأمر من شيء قل إن الأمر كله لله يخفون في أنفسهم ما لا يبدون لك يقولون لو كان لنا من الأمر شيء ما قتلنا هاهنا قل لو كنتم في بيوتكم لبرز الذين كتب عليهم القتل إلى مضاجعهم وليبتلي الله ما في صدوركم وليمحص ما في قلوبكم والله عليم بذات الصدورَ(154)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور به رازِ دلها آگاه است؛ انسان اگرچه برخوردار از اراده و سرشتِ الهی است، او را گریزی از مرگ نیست. دل و رستاخیز، دو جایگاهِ آزمون و داوریِ انساناند.
روشنگری:امر = اراده و اختیاری که در سرشتِ الهیِ انسان نهاده شده.
لیبتلی… ولیمحص = آزمون و پالایش. همراستا با آیهی ۱۴۱ همین سوره که همان پالایش را میآورد، و با آیهی ۱۴۵ که گریزناپذیریِ مرگ را.
إن الذين تولوا منكم يوم التقى الجمعان إنما استزلهم الشيطان ببعض ما كسبوا ولقد عفا الله عنهم إن الله غفور حليمَ(155)
برداشت از آیه :آنان که روی برتافتند، نفسِ بدکنش به سببِ پارهای از کردارشان لغزاندشان؛ و پروردگارِ مهرپرور از آنان درگذشت، که خطاپوش و بردبار است.
روشنگری:- لغزش از بیرون نیامد؛ از کردارِ پیشینِ خودشان برخاست. به آیات ۷ و ۱۰ سورهی بقره رجوع شود.
يا أيها الذين آمنوا لا تكونوا كالذين كفروا وقالوا لإخوانهم إذا ضربوا في الأرض أو كانوا غزى لو كانوا عندنا ما ماتوا وما قتلوا ليجعل الله ذلك حسرة في قلوبهم والله يحيي ويميت والله بما تعملون بصيرَ(156)
برداشت از آیه :ای باورمندان، چون آنان مباشید که دربارهی رزمندگانِ خویش میگویند: اگر نزدِ ما میماندند نمیمردند و کشته نمیشدند؛ همین پندار مایهی دریغ در دلشان میشود. زندگی و مرگ به دستِ پروردگارِ مهرپرور است، و او به کردارِ شما بیناست.
روشنگری:در این آیه «لِیَجعَلَ اللّٰه» از زبانِ ستمکاران برداشت گردیده است؛ یعنی دریغ، زادهی پندارِ خودِ آنان است.
ولئن قتلتم في سبيل الله أو متم لمغفرة من الله ورحمة خير مما يجمعونَ(157)
برداشت از آیه :و اگر در راهِ سرشتِ الهی کشته شوید یا بمیرید، پوشیده شدنِ خطا از سویِ پروردگارِ مهرپرور و مهرِ او از هر اندوختهای بهتر است.
ولئن متم أو قتلتم لإلى الله تحشرونَ(158)
برداشت از آیه :و اگر بمیرید یا کشته شوید، به سویِ پروردگارِ مهرپرور گرد آورده میشوید.
فبما رحمة من الله لنت لهم ولو كنت فظا غليظ القلب لانفضوا من حولك فاعف عنهم واستغفر لهم وشاورهم في الأمر فإذا عزمت فتوكل على الله إن الله يحب المتوكلينَ(159)
برداشت از آیه :نرمخوییِ من از مهرِ پروردگارِ مهرپرور و تجلیِ سرشتِ الهی است؛ اگر درشتخو و سختدل میبودم، از گردِ من پراکنده میشدید. پس از لغزشتان درمیگذرم و پوشیده شدنِ خطایتان را میخواهم و در کارها با شما رایزنی میکنم، و چون آهنگِ کاری کنم بر پروردگارِ مهرپرور پشتگرم میشوم؛ که او دلگرمان را دوست میدارد.
روشنگری:امر = اراده، اختیار، تصمیم و آهنگِ کاری کردن؛ همخوان با واژهی «عزمت» که در ادامهی همین آیه آمده است.
به آیهی ۳۸ سورهی شوری («وامرهم شوری بینهم») رجوع شود که رایزنی را از نشانههای باورمندان میشمارد، و به آیهی ۸۳ سورهی نساء.
این آیه از روشنترین نمونههای نرمخویی در قرآن است؛ درست آنجا که انتظارِ سرزنش میرفت، سخن از بخشش و رایزنی است.
برای روشنگری بیشتر به واژگان کلیدی: امر، روح، وحی، اذن و نفخ رجوع شود.
إن ينصركم الله فلا غالب لكم وإن يخذلكم فمن ذا الذي ينصركم من بعده وعلى الله فليتوكل المؤمنونَ(160)
برداشت از آیه :اگر پروردگارِ مهرپرور یاریتان کند، کسی بر شما چیره نمیشود؛ و اگر فروگذارد، کیست که پس از او یاریتان کند؟ پس باورمندان تنها بر او پشتگرم باشند.
روشنگری:به آیهی ۱۲۲ همین سوره رجوع شود که پشتگرمی اشاره دارد.
وما كان لنبي أن يغل ومن يغلل يأت بما غل يوم القيامة ثم توفى كل نفس ما كسبت وهم لا يظلمونَ(161)
برداشت از آیه :هیچ پیامآوری کسی را به زور بر راهی نمیبرد؛ و هرکه دیگری را وادار کند، در رستاخیز با کردارِ خود روبهرو میشود. آنگاه هرکس دستاوردِ خویش را تمام دریافت میکند و بر کسی ستم نمیرود.
روشنگری:- آیه 165 نیز بطور روشنی به اختیار انسان اشاره می کند و اجبار و اکراه را نفی می کند.
- به آیهی ۲۵ همین سوره و آیهی ۲۸۱ سورهی بقره رجوع شود.
أفمن اتبع رضوان الله كمن باء بسخط من الله ومأواه جهنم وبئس المصيرَ(162)
برداشت از آیه :آیا آنکه خشنودیِ پروردگارِ مهرپرور را میجوید، همانندِ کسی است که بارِ نفسِ بدکنشِ خود را با خود میبرد و جایگاهش دوزخ است؟ چه بد سرانجامی.
هم درجات عند الله والله بصير بما يعملونَ(163)
برداشت از آیه :آنان را نزدِ پروردگارِ مهرپرور مرتبههاست؛ و او به کردارشان بیناست.
روشنگری:درجات = مرتبهها. به آیهی ۲۵۳ سورهی بقره رجوع شود که همین گوناگونیِ مرتبهها را میآورد.
لقد من الله على المؤمنين إذ بعث فيهم رسولا من أنفسهم يتلو عليهم آياته ويزكيهم ويعلمهم الكتاب والحكمة وإن كانوا من قبل لفي ضلال مبينَ(164)
برداشت از آیه :سرشتِ الهی بر باورمندان دهشی نهاد، آنگاه که پیامآوری از میانِ خودشان برانگیخت تا نشانهها را بر آنان بخواند، پاکشان سازد و کتاب و فرزانگی بیاموزد، هرچند پیش از آن در گمراهیِ آشکار بودند.
روشنگری:به آیهی ۱۵۱ و آیهی ۱۲۹ سورهی بقره رجوع شود: این آیه پاسخِ آرزوی ابراهیم است.
أولما أصابتكم مصيبة قد أصبتم مثليها قلتم أنى هذا قل هو من عند أنفسكم إن الله على كل شيء قديرَ(165)
برداشت از آیه :چون رنجی به شما رسید، حال آنکه دو برابرش دستاوردِ کردارِ خودتان بود، گفتید این از کجاست؟ میگویم از خودِ شماست؛ که پروردگارِ مهرپرور بر هر کاری تواناست.
روشنگری:این آیه گزینشِ انسان را تصریح میکند و اجبار را رد: غل در آیهی ۱۶۱ وادار کردن است، نه خیانت کردن. هیچ پیامآوری پیروانش را وادار نمیکند.
وما أصابكم يوم التقى الجمعان فبإذن الله وليعلم المؤمنينَ(166)
برداشت از آیه :بر سامانِ نهادهی هستی، آنچه در رویاروییِ سرشتِ الهی و نفسِ بدکنش بر شما رسید، شناخته شدنِ باورمندان بود.
روشنگری:یوم التقی الجمعان: روزِ رویاروییِ دو گروه، که در برداشت به رویاروییِ درونیِ سرشت و نفس برگردانده شده است.
نقشِ اذن در این آیه آن است که آن رنج بیرون از سامان روی نداد و خود بخشی از همان پالایش بود، نه کیفری از بیرون.
به آیهی ۱۵۲ همین سوره و آیهی ۱۴۱ رجوع شود که همین پالایش و بازشناسی را میآورند.
به واژهی کلیدیِ اذن رجوع شود.
وليعلم الذين نافقوا وقيل لهم تعالوا قاتلوا في سبيل الله أو ادفعوا قالوا لو نعلم قتالا لاتبعناكم هم للكفر يومئذ أقرب منهم للإيمان يقولون بأفواههم ما ليس في قلوبهم والله أعلم بما يكتمونَ(167)
برداشت از آیه :و تا دورویان شناخته شوند؛ به آنان گفته شد بیایید در راهِ سرشتِ الهی بکوشید یا دستِکم بازدارید، گفتند اگر میدانستیم ستیزی در کار است همراه میشدیم. آن روز به ناباوری نزدیکتر بودند تا به باور؛ به زبان چیزی میگفتند که در دلشان نبود، و پروردگارِ مهرپرور به آنچه پنهان میدارند داناتر است.
الذين قالوا لإخوانهم وقعدوا لو أطاعونا ما قتلوا قل فادرءوا عن أنفسكم الموت إن كنتم صادقينَ(168)
برداشت از آیه :آنان که نشستند و دربارهی برادرانِ خود گفتند اگر از ما پیروی میکردند کشته نمیشدند، بگو پس مرگ را از خودتان بازدارید اگر راست میگویید.
روشنگری:به آیهی ۱۵۶ همین سوره رجوع شود: زندگی و مرگ به دستِ انسان نیست.
ولا تحسبن الذين قتلوا في سبيل الله أمواتا بل أحياء عند ربهم يرزقونَ(169)
برداشت از آیه :آنان را که در راهِ سرشتِ الهی جان باختند مرده مپندارید؛ زندهاند و نزدِ پروردگارشان روزی مییابند.
روشنگری:به آیهی ۱۵۴ سورهی بقره رجوع شود.
فرحين بما آتاهم الله من فضله ويستبشرون بالذين لم يلحقوا بهم من خلفهم ألا خوف عليهم ولا هم يحزنونَ(170)
برداشت از آیه :به آنچه از دهشِ پروردگارِ مهرپرور یافتهاند شادمانند، و برای بازماندگانی که هنوز به آنان نپیوستهاند مژده میدهند که نه بیمی بر ایشان است و نه اندوهی.
يستبشرون بنعمة من الله وفضل وأن الله لا يضيع أجر المؤمنينَ(171)
برداشت از آیه :به دهش و بخششِ سرشتِ الهی شادمانند و به اینکه پاداشِ باورمندان تباه نمیشود.
الذين استجابوا لله والرسول من بعد ما أصابهم القرح للذين أحسنوا منهم واتقوا أجر عظيمَ(172)
برداشت از آیه :آنان که پس از رنجی که دیدند، همچنان پاسخِ ندای سرشتِ الهی و پیامآور را دادند، نیکوکاران و پرهیزندگان از ستم را پاداشی بزرگ است.
الذين قال لهم الناس إن الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم فزادهم إيمانا وقالوا حسبنا الله ونعم الوكيلَ(173)
برداشت از آیه :و چون به آنان گفتند مردمان بر ضدِ شما گرد آمدهاند، پس از آنان بترسید، باورشان افزون شد و گفتند: پروردگارِ مهرپرور ما را بس است و او بهترین پشتوانه است.
روشنگری:«حسبنا الله و نعم الوکیل» = سرشتِ الهی ما را بس است. به آیهی ۱۶۰ همین سوره رجوع شود.
فانقلبوا بنعمة من الله وفضل لم يمسسهم سوء واتبعوا رضوان الله والله ذو فضل عظيمَ(174)
برداشت از آیه :پس با دهش و بخششِ پروردگارِ مهرپرور بازگشتند، بیآنکه گزندی به آنان رسد، و خشنودیِ او را پیروی کردند؛ و پروردگارِ مهرپرور دارندهی دهشِ سترگ است.
إنما ذلكم الشيطان يخوف أولياءه فلا تخافوهم وخافون إن كنتم مؤمنينَ(175)
برداشت از آیه :این تنها نفسِ بدکنش است که یارانِ خود را میترساند؛ پس اگر باورمندید از تهدیدهای آن نترسید، بلکه از رستاخیزِ خود بهراسید.
روشنگری:خافون: از من بترسید، به مفهوم از خودتان بترسید یا از کردار خودتان بترسید برداشت شده.
الشیطان یخوف اولیاءه: خودپرستی مقدمه وسوسه نفس است و خودپرستان یاران یکدیگرند.
به آیهی ۹۹ سورهی نحل رجوع شود: نفسِ بدکنش بر باورمندان سروری ندارد.
ولا يحزنك الذين يسارعون في الكفر إنهم لن يضروا الله شيئا يريد الله ألا يجعل لهم حظا في الآخرة ولهم عذاب عظيمَ(176)
برداشت از آیه :و اندوه مخور از آنان که در ناباوری میشتابند؛ آنان به پروردگارِ مهرپرور زیانی نمیرسانند و در رستاخیز بهرهای ندارند، و رنجی بزرگ دارند.
إن الذين اشتروا الكفر بالإيمان لن يضروا الله شيئا ولهم عذاب أليمَ(177)
برداشت از آیه :آنان که ناباوری را بهجایِ باور خریدند، به پروردگارِ مهرپرور زیانی نمیرسانند و رنجی دردناک دارند.
روشنگری:کفر: خدا ناباوری، ناباوری، پوشاندن راه مهر پروردگار مهرپرور، ستم.
ایمان: خدا باوری، باورمندی، باور به راه مهر پروردگار مهرپرور، مهربانی و نیکی.
ولا يحسبن الذين كفروا أنما نملي لهم خير لأنفسهم إنما نملي لهم ليزدادوا إثما ولهم عذاب مهينَ(178)
برداشت از آیه :ستمکاران مپندارند که مهلت یافتن به سودِ آنان است؛ در مهلت بر ستمِ خود میافزایند، و رنجی خوارکننده دارند.
روشنگری:کفروا: کافران، ناباوران، ستمکاران.
نملی لهم: مهلتشان می دهیم، مهلت می یابند.
ما كان الله ليذر المؤمنين على ما أنتم عليه حتى يميز الخبيث من الطيب وما كان الله ليطلعكم على الغيب ولكن الله يجتبي من رسله من يشاء فآمنوا بالله ورسله وإن تؤمنوا وتتقوا فلكم أجر عظيمَ(179)
برداشت از آیه :سرشتِ الهی باورمندان را به حالِ خود رها نمیکند تا پاک را از ناپاک جدا سازد، و نهان را در دسترسِ شما نمینهد؛ و اگر باور آورید و نیکوکار باشید، پاداشی بزرگ دارید.
روشنگری:«لیمیز الخبیث من الطیب» = جدا کردنِ ناپاک از پاک. به آیهی ۱۴۱ همین سوره رجوع شود که این پالایش را دارد.
ولا يحسبن الذين يبخلون بما آتاهم الله من فضله هو خيرا لهم بل هو شر لهم سيطوقون ما بخلوا به يوم القيامة ولله ميراث السماوات والأرض والله بما تعملون خبيرَ(180)
برداشت از آیه :آنان که در آنچه از دهشِ پروردگارِ مهرپرور یافتهاند تنگچشمی میکنند، مپندارند که به سودشان است؛ که به زیانشان است، و در رستاخیز آنچه بر خود بستهاند بر گردنشان میآویزد. و میراثِ آسمانها و زمین از آنِ پروردگارِ مهرپرور است، و او به کردارِ شما آگاه است.
روشنگری:به آیات ۲۶۱ تا ۲۷۴ سورهی بقره رجوع شود که بخشش را رویاننده و تنگچشمی را تباهکننده میخواند.
لقد سمع الله قول الذين قالوا إن الله فقير ونحن أغنياء سنكتب ما قالوا وقتلهم الأنبياء بغير حق ونقول ذوقوا عذاب الحريقَ(181)
برداشت از آیه :پروردگارِ مهرپرور سخنِ آنان را شنید که گفتند او تنگدست است و ما توانگریم؛ گفتهی آنان و ستمی که بر پیامبران روا داشتند نوشته میشود، و رنجی آتشگون را میچشند.
روشنگری:این رنجِ رستاخیز، پیامدِ کردارِ پیشینِ خودِ شماست؛ و بر هیچکس ستم نمیرود.
ذلك بما قدمت أيديكم وأن الله ليس بظلام للعبيدَ(182)
برداشت از آیه :این رنجِ رستاخیز، پیامدِ کردارِ پیشینِ خودِ شماست؛ و به هیچیک از مردمان ستم نمیرود.
روشنگری:لیس بظلامٍ للعبید پنج بار در قرآن آمده و هر بار پس از یادآوریِ پیامدِ کردارِ انسان: همین آیه، آیهی ۵۱ انفال، آیهی ۱۰ حج، آیهی ۴۶ فصلت و آیهی ۲۹ ق. در همه، رنجِ رستاخیز پیامدِ کردارِ خودِ انسان است، نه حکمی از بیرون. به آیهی ۱۰۸ همین سوره نیز توجه گردد.
للعبید = همهی مردمان.
الذين قالوا إن الله عهد إلينا ألا نؤمن لرسول حتى يأتينا بقربان تأكله النار قل قد جاءكم رسل من قبلي بالبينات وبالذي قلتم فلم قتلتموهم إن كنتم صادقينَ(183)
برداشت از آیه :آنان که نشانهی دلخواهِ خود را بهانه میکنند، پیش از آن نیز پیامآورانی با نشانههای روشن و با همان نشانه که خواستید آمدند؛ پس چرا آنان را کشتید، اگر راست میگویید؟
فإن كذبوك فقد كذب رسل من قبلك جاءوا بالبينات والزبر والكتاب المنيرَ(184)
برداشت از آیه :اگر پیامبر را دروغ انگاشتند، پیامآورانِ پیشین را که نشانهها و نوشتهها و کتابِ روشنگر آوردند نیز دروغ انگاشتند.
كل نفس ذائقة الموت وإنما توفون أجوركم يوم القيامة فمن زحزح عن النار وأدخل الجنة فقد فاز وما الحياة الدنيا إلا متاع الغرورَ(185)
برداشت از آیه :هر کسی مرگ را میچشد، و همه در رستاخیز تمامِ کردارِ خود را میبینند؛ هرکه از آتشِ حسرت دور و به بوستانِ جاودان درآید رستگار شده است، و زندگیِ این جهان جز بهرهای فریبنده نیست.
روشنگری:به آیهی ۱۴ همین سوره رجوع شود: آراستگیِ این جهان گذراست و نیکفرجامی در سرشتِ الهی است.
لتبلون في أموالكم وأنفسكم ولتسمعن من الذين أوتوا الكتاب من قبلكم ومن الذين أشركوا أذى كثيرا وإن تصبروا وتتقوا فإن ذلك من عزم الأمورَ(186)
برداشت از آیه :بهراستی که در دارایی و جانِ خود آزموده میشوید و از دیگران سخنانِ آزارنده بسیار خواهید شنید؛ و اگر شکیبایی و نیکوکاری پیشه کنید، این از استواریِ کارهاست.
روشنگری:به آیهی ۱۵۵ سورهی بقره رجوع شود با همین مضمونِ آزمونِ دارایی و جان.
وإذ أخذ الله ميثاق الذين أوتوا الكتاب لتبيننه للناس ولا تكتمونه فنبذوه وراء ظهورهم واشتروا به ثمنا قليلا فبئس ما يشترونَ(187)
برداشت از آیه :پیمانِ کتابداران این بود که آن را برای مردمان آشکار کنند و پنهان ندارند؛ اما آن را پشتِ سر افکندند و به بهایی ناچیز فروختند؛ و چه بد سودایی کردند.
روشنگری:به آیهی ۱۵۹ سورهی بقره رجوع شود که همین پوشیده داشتنِ رهنمود را میآورد.
لا تحسبن الذين يفرحون بما أتوا ويحبون أن يحمدوا بما لم يفعلوا فلا تحسبنهم بمفازة من العذاب ولهم عذاب أليمَ(188)
برداشت از آیه :آنان که به کردهی خود شادمانند و دوست دارند بابتِ ناکرده ستوده شوند، مپندار که از رنج رستهاند؛ رنجی دردناک دارند.
روشنگری:ستوده شدن بابتِ ناکرده، همان جداییِ گفتار از کردار است. به آیهی ۴۴ سورهی بقره رجوع شود.
ولله ملك السماوات والأرض والله على كل شيء قديرَ(189)
برداشت از آیه :فرمانرواییِ آسمانها و زمین از آنِ پروردگارِ مهرپرور است و او بر هر کاری تواناست.
إن في خلق السماوات والأرض واختلاف الليل والنهار لآيات لأولي الألبابَ(190)
برداشت از آیه :در آفرینشِ آسمانها و زمین و در پیِ هم آمدنِ شب و روز، نشانههایی است برای خردمندان.
روشنگری:به آیهی ۱۶۴ سورهی بقره رجوع شود، راه بردن از نظمِ هستی به آفرینندهی هستی.
الذين يذكرون الله قياما وقعودا وعلى جنوبهم ويتفكرون في خلق السماوات والأرض ربنا ما خلقت هذا باطلا سبحانك فقنا عذاب النارَ(191)
برداشت از آیه :آنان که ایستاده و نشسته و بر پهلو، پروردگارِ مهرپرور را به یاد میآورند و در آفرینشِ آسمانها و زمین میاندیشند: پروردگارا، اینها را بیهوده نیافریدی؛ پاکی از آنِ توست، ما را از آتشِ حسرت نگاه دار.
ربنا إنك من تدخل النار فقد أخزيته وما للظالمين من أنصارَ(192)
برداشت از آیه :پروردگارا، هرکه به آتشِ حسرتِ خویش درآمد، خوار گردید، و ستمکاران را یاوری نیست.
ربنا إننا سمعنا مناديا ينادي للإيمان أن آمنوا بربكم فآمنا ربنا فاغفر لنا ذنوبنا وكفر عنا سيئاتنا وتوفنا مع الأبرارَ(193)
برداشت از آیه :پروردگارا، ندایی شنیدیم که به باورمندی فرا میخواند و باور آوردیم؛ پروردگارا، نیکیهایمان بدیهایمان را بپوشاند و در شمارِ نیکان بمیریم.
ربنا وآتنا ما وعدتنا على رسلك ولا تخزنا يوم القيامة إنك لا تخلف الميعادَ(194)
برداشت از آیه :پروردگارا، باشد آنچه را پیامآورانت به ما نوید دادند بر ما ارزانی گردد و در رستاخیز خوار نشویم؛ و تو پیمانشکنی نیستی.
فاستجاب لهم ربهم أني لا أضيع عمل عامل منكم من ذكر أو أنثى بعضكم من بعض فالذين هاجروا وأخرجوا من ديارهم وأوذوا في سبيلي وقاتلوا وقتلوا لأكفرن عنهم سيئاتهم ولأدخلنهم جنات تجري من تحتها الأنهار ثوابا من عند الله والله عنده حسن الثوابَ(195)
برداشت از آیه :پروردگارشان پاسخشان داد: کردارِ هیچکس تباه نمیشود، مرد یا زن، که هر یک از دیگری است. آنان که آواره شدند و از خانه رانده شدند و در راهِ من آزار دیدند و کوشیدند و جان باختند، لغزشهایشان پوشیده میشود و به بوستانهای جاودان درمیآیند؛ پاداشی از نزدِ پروردگارِ مهرپرور، و پاداشِ نیکو نزدِ اوست.
روشنگری:«بعضکم من بعض» = زن و مرد از یکدیگرند. این آیه کردارِ زن و مرد را یکسان میشمارد و هیچیک را بر دیگری برتر نمیداند.
لا يغرنك تقلب الذين كفروا في البلادَ(196)
برداشت از آیه :آمد و شدِ ستمکاران در شهرها تو را نفریبد؛ بهرهای گذراست و سرانجام جایگاهشان دوزخِ کردارِ خویش است، و چه بد آرامگاهی.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۱۹۶ و ۱۹۷ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
متاع قليل ثم مأواهم جهنم وبئس المهادَ(197)
برداشت از آیه :آمد و شدِ ستمکاران در شهرها تو را نفریبد؛ بهرهای گذراست و سرانجام جایگاهشان دوزخِ کردارِ خویش است، و چه بد آرامگاهی.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۱۹۶ و ۱۹۷ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
لكن الذين اتقوا ربهم لهم جنات تجري من تحتها الأنهار خالدين فيها نزلا من عند الله وما عند الله خير للأبرارَ(198)
برداشت از آیه :و نیکوکاران را بوستانهایی جاودان است، پذیراییِ پروردگارِ مهرپرور؛ و آنچه نزدِ اوست برای نیکان بهتر است.
وإن من أهل الكتاب لمن يؤمن بالله وما أنزل إليكم وما أنزل إليهم خاشعين لله لا يشترون بآيات الله ثمنا قليلا أولئك لهم أجرهم عند ربهم إن الله سريع الحسابَ(199)
برداشت از آیه :از کتابداران کسانی هستند که به پروردگارِ مهرپرور و به آنچه بر شما و بر خودشان رسیده باور دارند، در برابرِ او فروتناند و نشانههای سرشتِ الهی را به بهایی ناچیز نمیفروشند؛ پاداشِ آنان نزدِ پروردگارشان است، و او زودشمار است.
روشنگری:به آیات ۱۱۳ و ۱۱۴ همین سوره رجوع شود: داوریِ یکسان بر یک گروه روا نیست.
نظرات کاربران