سوره النسا
ويقولون طاعة فإذا برزوا من عندك بيت طائفة منهم غير الذي تقول والله يكتب ما يبيتون فأعرض عنهم وتوكل على الله وكفى بالله وكيلاَ
برداشت از آیه :به زبان میگویند فرمان میبریم، و چون از نزدم بیرون میروند، شبانه جز آنچه گفتم در سر میپرورند؛ از ایشان روی برمیگردانم و بر سرشتِ الهیِ خود پشتگرمم، که پروردگارِ مهرپرور از نیرنگِ شبانهی آنان آگاه است و پشتوانهای بسنده.
روشنگری:وکیلا: کارگزار.
کفی: کارآمد.
أفلا يتدبرون القرآن ولو كان من عند غير الله لوجدوا فيه اختلافا كثيراَ
برداشت از آیه :چرا در این سخن نمیاندیشید؟ اگر از سرشتِ الهی برنخاسته بود، ناسازگاریِ بسیار در آن مییافتید.
وإذا جاءهم أمر من الأمن أو الخوف أذاعوا به ولو ردوه إلى الرسول وإلى أولي الأمر منهم لعلمه الذين يستنبطونه منهم ولولا فضل الله عليكم ورحمته لاتبعتم الشيطان إلا قليلاَ
برداشت از آیه :و چون خبری از آرامش یا بیم به آنان رسد، آن را میپراکنند؛ اگر به پیامآور و کارگزارانِ خود بازمیگرداندند، کسانی که اهلِ دریافتاند آن را درمییافتند. اگر دهشِ سرشتِ الهی نبود، جز اندکی از نفسِ بدکنش پیروی میکردید.
روشنگری:امر: مهر و اراده الهی.
اولی الامر: صاحبِ سرشتِ مهربان و ارادهی الهی.
استنباط: ژرفای اندیشه.
لعلمه الذین یستنبطونه منهم = کسانی که توانِ دریافت و استنباط دارند. آیه، پراکندنِ شایعه را در برابرِ بازگرداندنِ خبر به اهلِ آن مینهد.
به آیهی ۵۹ همین سوره رجوع شود.
فقاتل في سبيل الله لا تكلف إلا نفسك وحرض المؤمنين عسى الله أن يكف بأس الذين كفروا والله أشد بأسا وأشد تنكيلاَ
برداشت از آیه :پس در راهِ سرشتِ الهی بکوش، که جز بر خویشتن واداشته نیستی؛ و باورمندان را برانگیز، باشد که سختیِ ستمکاران بازداشته شود.
روشنگری:لا تکلف الا نفسک = جز بر خود مکلف و واداشته نیستی. آیه، مسئولیتِ هر کس را به خودِ او بازمیگرداند. به آیهی ۱۲۸ سورهی آل عمران رجوع شود.
تاکید به اصل عدم اجبار و اکراه و اختیار انسان است.
من يشفع شفاعة حسنة يكن له نصيب منها ومن يشفع شفاعة سيئة يكن له كفل منها وكان الله على كل شيء مقيتاَ
برداشت از آیه :هرکه میانجیِ نیکی شود، بهرهای از آن دارد، و هرکه میانجیِ بدی شود، سهمی از آن میبرد؛ و پروردگارِ مهرپرور بر هر چیز نگاهبان است.
روشنگری:شفاعت در این آیه، میانجی شدن در کردار است، نه پادرمیانی در رستاخیز. به واژهی کلیدیِ شفیع رجوع شود.
شفاعت: همراهی
وإذا حييتم بتحية فحيوا بأحسن منها أو ردوها إن الله كان على كل شيء حسيباَ
برداشت از آیه :و چون شما را درودی گویند، نیکوتر از آن پاسخ دهید یا همان را بازگردانید؛ که پروردگارِ مهرپرور بر هر چیز حسابگر است.
الله لا إله إلا هو ليجمعنكم إلى يوم القيامة لا ريب فيه ومن أصدق من الله حديثاَ
برداشت از آیه :جز پروردگارِ مهرپرور آفریدگاری نیست و رستاخیز در راه است؛ و سخنی راستتر از سخنِ او نیست.
روشنگری:لیجمعنّکم = همگان را گرد میآورد. أصدق حدیثاً = راستترین سخن.
همین عبارت در آیهی ۱۲ سورهی انعام نیز آمده، آنجا پس از این سخن که مهر را بر خویش نوشته است. پس گردآوریِ رستاخیز از دلِ مهر برمیآید، نه از قهر.
فما لكم في المنافقين فئتين والله أركسهم بما كسبوا أتريدون أن تهدوا من أضل الله ومن يضلل الله فلن تجد له سبيلاَ
برداشت از آیه :شما را چه شده که دربارهی دورویان دو دسته شدهاید؟ نفسِ بدکنش آنان را به سببِ کردارشان سرنگون کرده است. آنان آرزو دارند شما نیز مانندِ خودشان ناباور شوید تا یکسان گردید؛ پس تا به راهِ مهرِ پروردگار بازنگشتهاند، از ایشان پشتوانه مگیرید و در برابرشان بایستید.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۸۸ و ۸۹ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
ارکسهم بما کسبوا = به سببِ کردارِ خودشان واژگون شدند. به آیهی ۷ سورهی بقره رجوع شود: بسته شدنِ دل، پیامدِ کردارِ خودِ انسان است.
ودوا لو تكفرون كما كفروا فتكونون سواء فلا تتخذوا منهم أولياء حتى يهاجروا في سبيل الله فإن تولوا فخذوهم واقتلوهم حيث وجدتموهم ولا تتخذوا منهم وليا ولا نصيراَ
برداشت از آیه :شما را چه شده که دربارهی دورویان دو دسته شدهاید؟ نفسِ بدکنش آنان را به سببِ کردارشان سرنگون کرده است. آنان آرزو دارند شما نیز مانندِ خودشان ناباور شوید تا یکسان گردید؛ پس تا به راهِ مهرِ پروردگار بازنگشتهاند، از ایشان پشتوانه مگیرید و در برابرشان بایستید.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۸۸ و ۸۹ با یکدیگر تلفیق گردیده است. به روشنگریِ آیهی ۸۸ نیز رجوع شود.
روی سخنِ این آیه با دورویانی است که نه تنها باورمند نیستند (کفروا)، بلکه در تلاشاند باورمندان را نیز از باورِ خود بازدارند و از راهِ مهرِ پروردگار (سبیل الله) به راهِ ستمِ نفس (سبیل طاغوت) بکشانند. سبیل طاغوت مبداءِ مهاجرتِ احتمالیِ دورویان است.
کافر نسبت به پروردگارِ مهرپرور ناباور و نسبت به خود ستمکار است و در رستاخیز دچارِ حسرت میگردد؛ و چون پیروِ راهِ نفسِ بدکنش است، به دیگران نیز ستم میکند، پس باید در برابرش ایستاد. از اینرو جایگزینِ واژهی کافر در برداشت مفهومی قرآن، ستمکار است.
حتی یهاجروا فی سبیل الله: بازگشت از راهِ ستمِ نفسِ بدکنش به راهِ مهرِ پروردگار.
حیث: دلیل، از این بابت، هر جا.
وجد: واجد، بر پا کردن، توانایی و ارادهی کاری را داشتن، مصمم.
تولوا: در این آیه، از راهِ مهر به راهِ دشمنی روی آوردند.
إلا الذين يصلون إلى قوم بينكم وبينهم ميثاق أو جاءوكم حصرت صدورهم أن يقاتلوكم أو يقاتلوا قومهم ولو شاء الله لسلطهم عليكم فلقاتلوكم فإن اعتزلوكم فلم يقاتلوكم وألقوا إليكم السلم فما جعل الله لكم عليهم سبيلاَ
برداشت از آیه :مگر آنان که به مردمی پیوستهاند که میانِ شما و ایشان پیمانی است، یا آنان که دلتنگ از ستیز با شما نزدتان میآیند؛ اگر کناره گرفتند و با شما نستیزیدند و از درِ آشتی درآمدند، راهی بر آنان نیست.
روشنگری:ولو شاءالله؛ در بیشتر ایات قرآن تحقق اراده الهی از طریق اراده انسان خردمند باورمند مهربان تحقق می یابد و در برداشت مفهومی این مهم لحاظ گردیده است.
آیه، کنارهگیری و پیشنهادِ آشتی را بسنده میداند و راه را بر ستیز میبندد. به آیهی ۱۹۰ سورهی بقره رجوع شود.
نظرات کاربران