سوره المائده
يا قوم ادخلوا الأرض المقدسة التي كتب الله لكم ولا ترتدوا على أدباركم فتنقلبوا خاسرينَ
برداشت از آیه :موسی به مردمِ خویش گفت: به سرزمینِ پاکی که برایتان مقرر شده درآیید و پس مروید، که زیان خواهید دید.
قالوا يا موسى إن فيها قوما جبارين وإنا لن ندخلها حتى يخرجوا منها فإن يخرجوا منها فإنا داخلونَ
برداشت از آیه :گفتند در آن سرزمین مردمانی زورگویند و ما تا آنان بیرون نروند به آن درنمیآییم؛ اگر بیرون روند، درمیآییم.
قال رجلان من الذين يخافون أنعم الله عليهما ادخلوا عليهم الباب فإذا دخلتموه فإنكم غالبون وعلى الله فتوكلوا إن كنتم مؤمنينَ
برداشت از آیه :دو مرد از میانِ بیمناکان که سرشتِ مهربانشان کنشگر بود، گفتند: از آن دروازه بر آنان درآیید؛ چون درآمدید، پیروزید؛ و اگر باورمندید، بر سرشتِ الهیِ خویش پشتگرم باشید.
قالوا يا موسى إنا لن ندخلها أبدا ما داموا فيها فاذهب أنت وربك فقاتلا إنا هاهنا قاعدونَ
برداشت از آیه :گفتند تا آنان در آنجایند ما هرگز درنمیآییم؛ تو و پروردگارت بروید و بستیزید، ما همینجا مینشینیم.
روشنگری:این جمله در سنتِ تفسیری نمونهی آشکارِ وانهادنِ مسئولیت دانسته شده است: کوشش را یکسره به دوشِ دیگری نهادن.
قال رب إني لا أملك إلا نفسي وأخي فافرق بيننا وبين القوم الفاسقينَ
برداشت از آیه :موسی گفت: پروردگارا، من جز بر خود و برادرم دستی ندارم؛ میانِ ما و این مردمِ نافرمان جدایی افکن.
روشنگری:«لا املک الا نفسی و اخی» = جز بر خود و برادرم دستی ندارم. به آیهی ۸۴ سورهی نساء رجوع شود: جز بر خویشتن مکلف نیستی.
قال فإنها محرمة عليهم أربعين سنة يتيهون في الأرض فلا تأس على القوم الفاسقينَ
برداشت از آیه :سرگردانیِ چهلساله در زمین، پیامدِ سرکشیِ خودشان بود؛ پس بر مردمِ نافرمان اندوه مخور.
روشنگری:آیه، سرگردانی را پیامدِ کردارِ خودِ ایشان میداند، نه کیفری از بیرون. به آیهی ۱۶۵ سورهی آل عمران رجوع شود: از خودِ شماست.
واتل عليهم نبأ ابني آدم بالحق إذ قربا قربانا فتقبل من أحدهما ولم يتقبل من الآخر قال لأقتلنك قال إنما يتقبل الله من المتقينَ
برداشت از آیه :انسانِ ستمکار از روی حسادت و زیادهخواهی به انسانِ مهربان ستم روا میدارد؛ و آنچه پذیرفته میشود، کردارِ نیکوکاران است.
روشنگری:دو پسرِ آدم نمادِ دو گرایشِ درونِ انسانند: سرشتِ الهی که مهر میآورد، و نفسِ بدکنش که از حسادت و زیادهخواهی به ستم میکشد. پذیرفته شدنِ پیشکش نیز به کردار بسته است، نه به چیزی دیگر؛ و آیه خود این را میگوید.
به آیهی ۳۰ همین سوره رجوع شود که سرچشمهی آن ستم را نفسِ خودِ آدمی میخوانَد.
متقین=نیکوکاران
لئن بسطت إلي يدك لتقتلني ما أنا بباسط يدي إليك لأقتلك إني أخاف الله رب العالمينَ
برداشت از آیه :اگر دست به کشتنم بگشایی، من دست به کشتنت نمیگشایم؛ که از کردارِ خویش در پیشگاهِ پروردگارِ جهانیان بیم دارم.
روشنگری:خوف در این آیه، بیم از کردارِ خویش است. به آیهی ۱۷۵ سورهی آل عمران رجوع شود.
إني أريد أن تبوء بإثمي وإثمك فتكون من أصحاب النار وذلك جزاء الظالمينَ
برداشت از آیه :میخواهم بارِ ستمِ خود و ستمِ مرا بر دوش بری و از همنشینانِ آتشِ حسرت باشی؛ و این سزای ستمکاران است.
فطوعت له نفسه قتل أخيه فقتله فأصبح من الخاسرينَ
برداشت از آیه :نفسِ بدکنش، کشتنِ برادر را در چشمِ او آراست؛ پس او را کشت و از زیانکاران شد.
روشنگری:«فطوعت له نفسه» = نفسِ او آن کار را برایش آسان و آراسته کرد. این صریحترین جایی است که خودِ متن، سرچشمهی ستم را نفسِ آدمی میخوانَد، نه چیزی بیرون از او. به آیهی ۷۹ سورهی نساء رجوع شود: بدی از نفسِ بدکنشِ انسان است.
نظرات کاربران