سوره المائده
فبعث الله غرابا يبحث في الأرض ليريه كيف يواري سوءة أخيه قال يا ويلتا أعجزت أن أكون مثل هذا الغراب فأواري سوءة أخي فأصبح من النادمينَ
برداشت از آیه :کلاغی زمین را کاوید و او دانست چگونه پیکرِ برادرش را بپوشاند؛ گفت وای بر من، آیا از این کلاغ هم ناتوانترم که پیکرِ برادرم را بپوشانم؟ و از پشیمانان شد.
روشنگری:آموختن از کمترین جانور، نشانهی ناتوانیِ ستمکار است. پشیمانی در این آیه پس از کردار میآید و دیگر جبرانی برای آن نیست؛ به آیهی ۱۸ سورهی نساء رجوع شود: پشیمانی آن است که به زودی باشد.
من أجل ذلك كتبنا على بني إسرائيل أنه من قتل نفسا بغير نفس أو فساد في الأرض فكأنما قتل الناس جميعا ومن أحياها فكأنما أحيا الناس جميعا ولقد جاءتهم رسلنا بالبينات ثم إن كثيرا منهم بعد ذلك في الأرض لمسرفونَ
برداشت از آیه :هرکه کسی را بیآنکه خونی ریخته یا در زمین تباهی کرده باشد بکشد، چنان است که همهی مردمان را کشته؛ و هرکه جانی را زنده بدارد، چنان است که همهی مردمان را زنده داشته است.
روشنگری:این آیه، جانِ یک تن را با جانِ همهی مردمان برابر مینهد و بنیادِ ارزشِ جانِ آدمی در قرآن است. به آیهی ۱ همین سورهی نساء رجوع شود: همه از یک گوهرند.
إنما جزاء الذين يحاربون الله ورسوله ويسعون في الأرض فسادا أن يقتلوا أو يصلبوا أو تقطع أيديهم وأرجلهم من خلاف أو ينفوا من الأرض ذلك لهم خزي في الدنيا ولهم في الآخرة عذاب عظيمَ
برداشت از آیه :سزای کسانی که بر مردم میتازند و در زمین تباهی میگسترند، رسواییِ آنان در این جهان است و در رستاخیز رنجی بزرگ دارند. مگر آنان که پیش از دست یافتنِ شما بر ایشان بازایستند و پشیمان شوند، که پروردگارِ مهرپرور خطاپوش و مهربان است.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۳۳ و ۳۴ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
آیه چهار سزا را نام میبرد: کشته شدن، به دار کشیده شدن، بریده شدنِ دست و پا از دو سو، و رانده شدن از سرزمین.
انّما سقف میگذارد: کمتر از این روا و بیشتر از این ناروا. و این چهار با أو جانشینِ یکدیگرند، نه مرحلههای پیاپی، ذلک در آیه به همان چهار سزا برمیگردد و خزی نتیجهی آنهاست.
برگزیدن میانِ آنها به اندازهی کردار است، نه به خواستِ حاکم و نه به خواستِ مجرم. به آیهی ۹۵ همین سوره رجوع شود که سنجش را به دو تنِ دادگر میسپارد، و به آیهی ۱۷۸ سورهی بقره که گذشت را در دستِ زیاندیده مینهد.
محاربه = تاختن بر مردم و گستردنِ تباهی، نه خطای فردی.
خزی = رسوایی در میانِ مردم؛ هدف بازداشتن است، نه شکنجه.
به آیهی ۳۲ همین سوره رجوع شود که کشتنِ یک تن را کشتنِ همهی مردمان میخواند.
إلا الذين تابوا من قبل أن تقدروا عليهم فاعلموا أن الله غفور رحيمَ
برداشت از آیه :سزای کسانی که بر مردم میتازند و در زمین تباهی میگسترند، رسواییِ آنان در این جهان است و در رستاخیز رنجی بزرگ دارند. مگر آنان که پیش از دست یافتنِ شما بر ایشان بازایستند و پشیمان شوند، که پروردگارِ مهرپرور خطاپوش و مهربان است.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۳۳ و ۳۴ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
آیه چهار سزا را نام میبرد: کشته شدن، به دار کشیده شدن، بریده شدنِ دست و پا از دو سو، و رانده شدن از سرزمین.
انّما سقف میگذارد: کمتر از این روا و بیشتر از این ناروا. و این چهار با أو جانشینِ یکدیگرند، نه مرحلههای پیاپی، ذلک در آیه به همان چهار سزا برمیگردد و خزی نتیجهی آنهاست.
برگزیدن میانِ آنها به اندازهی کردار است، نه به خواستِ حاکم و نه به خواستِ مجرم. به آیهی ۹۵ همین سوره رجوع شود که سنجش را به دو تنِ دادگر میسپارد، و به آیهی ۱۷۸ سورهی بقره که گذشت را در دستِ زیاندیده مینهد.
محاربه = تاختن بر مردم و گستردنِ تباهی، نه خطای فردی.
خزی = رسوایی در میانِ مردم؛ هدف بازداشتن است، نه شکنجه.
به آیهی ۳۲ همین سوره رجوع شود که کشتنِ یک تن را کشتنِ همهی مردمان میخواند.
يا أيها الذين آمنوا اتقوا الله وابتغوا إليه الوسيلة وجاهدوا في سبيله لعلكم تفلحونَ
برداشت از آیه :ای باورمندان، نیکوکار باشید و راهِ سرشتِ مهربانِ الهی را بیابید و در راهِ او بکوشید، باشد که رستگار شوید.
روشنگری:«وابتغوا الیه الوسیلة» = راهِ سرشتِ مهربانِ الهی را بیابید. به آیهی ۱۷۵ سورهی نساء رجوع شود.
إن الذين كفروا لو أن لهم ما في الأرض جميعا ومثله معه ليفتدوا به من عذاب يوم القيامة ما تقبل منهم ولهم عذاب أليمَ
برداشت از آیه :ستمکاران اگر همهی آنچه در زمین است و همانندش را بازخرید کنند، از رنجِ رستاخیز رها نمیشوند؛ میخواهند از آتشِ حسرتِ خویش بیرون آیند و بیرون نمیآیند.
روشنگری:- عذاب به مفهوم شکنجه و درد و رنج رستاخیز است که انسان از مشاهده کردار بدّ خود احساس می کند و دچار حسرت میشود.
- به آیهی ۹۱ سورهی آل عمران رجوع شود: در رستاخیز بازخرید در کار نیست.
يريدون أن يخرجوا من النار وما هم بخارجين منها ولهم عذاب مقيمَ
برداشت از آیه :میخواهند از آتشِ حسرتِ خویش بیرون آیند و بیرون نمیآیند و رنجشان ماندگار است.
روشنگری:- عذاب به مفهوم شکنجه و درد و رنج رستاخیز است که انسان از مشاهده کردار بدّ خود احساس می کند و دچار حسرت میشود.
- به آیهی ۹۱ سورهی آل عمران رجوع شود: در رستاخیز بازخرید در کار نیست.
والسارق والسارقة فاقطعوا أيديهما جزاء بما كسبا نكالا من الله والله عزيز حكيمَ
برداشت از آیه :دستِ دزد، مرد یا زن، از آنچه به چنگ آورده کوتاه شود؛ بازدارندهای از سرشتِ الهی. و هرکه پس از ستمِ خود پشیمان شود و جبران کند، خطای او پوشیده میگردد.
روشنگری:-برداشت مفهومی آیات ۳۸ و ۳۹ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
فاقطعوا ایدیهما را هم بریدنِ دست خواندهاند و هم بازداشتنِ دست از کار. خوانشِ دوم با آیهی ۳۹ که راهِ پشیمانی را باز میگذارد سازگارتر است و دو قرینه از خودِ متن دارد: در آیهی ۳۱ سورهی یوسف بریدنِ دست، جدا کردنِ آن نیست؛ و دست در این کتاب نمادِ توان و کردار است، بما کسبت أیدیکم در آیهی ۳۰ سورهی شوری و مما عملت أیدینا در آیهی ۷۱ سورهی یس.
نکال = بازدارنده و مایهی عبرت، نه کینخواهی. به آیهی ۶۶ سورهی بقره رجوع شود.
همین آیه سزا را به کسب میبندد: جزاءً بما کسبا.
پشیمانی و جبران در این آیه، برخلافِ آیهی ۳۴ همین سوره، هیچ قیدِ زمانی ندارد.
فمن تاب من بعد ظلمه وأصلح فإن الله يتوب عليه إن الله غفور رحيمَ
برداشت از آیه :دستِ دزد، مرد یا زن، از آنچه به چنگ آورده کوتاه شود؛ بازدارندهای از سرشتِ الهی. و هرکه پس از ستمِ خود پشیمان شود و جبران کند، خطای او پوشیده میگردد.
روشنگری:برداشت مفهومی آیات ۳۸ و ۳۹ با یکدیگر تلفیق گردیده است.
فاقطعوا ایدیهما را هم بریدنِ دست خواندهاند و هم بازداشتنِ دست از کار. خوانشِ دوم با آیهی ۳۹ که راهِ پشیمانی را باز میگذارد سازگارتر است و دو قرینه از خودِ متن دارد: در آیهی ۳۱ سورهی یوسف بریدنِ دست، جدا کردنِ آن نیست؛ و دست در این کتاب نمادِ توان و کردار است، بما کسبت أیدیکم در آیهی ۳۰ سورهی شوری و مما عملت أیدینا در آیهی ۷۱ سورهی یس.
نکال = بازدارنده و مایهی عبرت، نه کینخواهی. به آیهی ۶۶ سورهی بقره رجوع شود.
همین آیه سزا را به کسب میبندد: جزاءً بما کسبا.
پشیمانی و جبران در این آیه، برخلافِ آیهی ۳۴ همین سوره، هیچ قیدِ زمانی ندارد.
ألم تعلم أن الله له ملك السماوات والأرض يعذب من يشاء ويغفر لمن يشاء والله على كل شيء قديرَ
برداشت از آیه :فرمانرواییِ آسمانها و زمین از آنِ پروردگارِ مهرپرور است؛ نیکوکار دهش مییابد و ستمکار رنج میبیند، و او بر هر کاری تواناست.
روشنگری:«یعذب من یشاء و یغفر لمن یشاء» بر پایهی همان الگویی برگردانده شد که در آیهی ۱۸ همین سوره به کار رفت: پیوندِ کردار و پیامد، نه گزینشِ بیقاعده. به آیات ۲۸۴ و ۲۸۶ سورهی بقره رجوع شود که همین جمله را میآورند و سپس فرجام را به دستاوردِ خودِ انسان میبندند.
در جهانبینیِ مفهومیِ قرآن، همهی کردارهای انسان و همهی پدیدههای هستی از پروردگارِ مهرپرور توان مییابند، هرچند آن کردار یا پدیده را انسان یا موجودی دیگر به انجام رسانده باشد. به بیانِ دیگر، آنچه در حوزهی عملِ انسان است، اگرچه در کتاب به پروردگار نسبت داده شود، کردارِ خودِ انسان شمرده میشود.
بر این پایه، فرازِ «یعذب من یشاء و یغفر لمن یشاء» در آیهی ۴۰ سورهی مائده، بهجای آنکه چنین نوشته شود:
«هرکس را بخواهد عذاب میکند و هرکس را بخواهد میآمرزد»
چنین نوشته میشود:
«هرکس بدی کند دچار دشواری میشود و هرکس نیکی کند، بدیاش پوشیده میگردد.»
عذاب در این آیه، همان رنجی است که انسان خود بر خویشتن روا میدارد.
نظرات کاربران