سوره الانعام
ذلك أن لم يكن ربك مهلك القرى بظلم وأهلها غافلونَ
برداشت از آیه :و این از آن روست که پروردگارت مردمِ شهری را به ستم فرو نمیپاشد در حالی که ناآگاه باشند.
روشنگری:غافِلون = ناآگاهان.
آگاهی شرطِ پاسخگویی است؛ تا یادآوری نرسد، بازخواستی نیست.
ولكل درجات مما عملوا وما ربك بغافل عما يعملونَ
برداشت از آیه :و هر کس را از آنچه کرده پایههایی است، و پروردگارت از کردارشان ناآگاه نیست.
وربك الغني ذو الرحمة إن يشأ يذهبكم ويستخلف من بعدكم ما يشاء كما أنشأكم من ذرية قوم آخرينَ
برداشت از آیه :پروردگار مهرپرور بی نیاز و مهربان است، چنانکه شما از تبارِ مردمی دیگر پدید آمدید، جایگزینان شما نیز در راه اند.
روشنگری:الغَنیّ = بینیاز. ذو الرَّحمَة = دارندهی مهر. یَستَخلِف = جانشین میکند.
إن ما توعدون لآت وما أنتم بمعجزينَ
برداشت از آیه :وعده رستاخیز ناگزیر است و شما را گریزی از آن نیست.
قل يا قوم اعملوا على مكانتكم إني عامل فسوف تعلمون من تكون له عاقبة الدار إنه لا يفلح الظالمونَ
برداشت از آیه :به راستی که ستمکاران رستگار نمی گردند و دیر نباشد که نتیجه کار هایمان را در رستاخیز مشاهده کنیم، پس شما به کار خود و من نیز به کار خویش می پردازم.
روشنگری:مَکانَتِکُم = جایگاه و توانِ خویش. عاقِبَةُ الدّار = فرجامِ این سرای.
وجعلوا لله مما ذرأ من الحرث والأنعام نصيبا فقالوا هذا لله بزعمهم وهذا لشركائنا فما كان لشركائهم فلا يصل إلى الله وما كان لله فهو يصل إلى شركائهم ساء ما يحكمونَ
برداشت از آیه :و از کشت و دامی که او پدید آورد، بهرهای برای پروردگارِ مهرپرور نهادند و به گمانِ خویش گفتند این از آنِ او و این از آنِ انبازانِ ما؛ آنگاه آنچه از آنِ انبازانشان بود به او نمیرسید و آنچه از آنِ او بود به انبازانشان میرسید. چه بد داوری میکنند.
روشنگری:فلا یصل الی الله = به تعبیر قرآن آنچه برای بینوایان در نظر گرفته شود به دست خدا می رسد.( سوره توبه آیه 104)
ذَرَأ = پدید آورد و پراکند. حَرث = کشت. أنعام = دام.
آیه نشان میدهد آن بخشبندی هم به سودِ خودشان میچرخید.
وكذلك زين لكثير من المشركين قتل أولادهم شركاؤهم ليردوهم وليلبسوا عليهم دينهم ولو شاء الله ما فعلوه فذرهم وما يفترونَ
برداشت از آیه :و اینچنین انبازانشان کشتنِ فرزندانشان را در چشمِ بسیاری از انبازآوران آراستند، تا نابودشان کنند و وجدانِ الهیشان را بر ایشان بپوشانند. و اگر پروردگارِ مهرپرور میخواست چنین نمیکردند؛ پس آنان را با آنچه میبافند به خود واگذار.
روشنگری:ولو شاء الله ما فعلوه = اگر خداوند می خواست چنین نمی کردند، آنان از روی اراده این کار را می کنند یعنی خداوند آنها را مجبور در این امر نیافریده.
دینهم = دینشان، راه و رسم ایشان.
لِیُردوهُم = تا به نابودیشان کشند. یَلبِسوا عَلَیهِم دینَهُم = وجدانِ الهیشان را بر ایشان بپوشانند. دین = وجدان و سرشتِ الهی.
وقالوا هذه أنعام وحرث حجر لا يطعمها إلا من نشاء بزعمهم وأنعام حرمت ظهورها وأنعام لا يذكرون اسم الله عليها افتراء عليه سيجزيهم بما كانوا يفترونَ
برداشت از آیه :و گفتند این دام و کشت بازداشته است و جز آن که ما بخواهیم از آن نمیخورد، و دامی که سوار شدن بر پشتش ناروا شده، و دامی که نامِ پروردگارِ مهرپرور را بر آن یاد نمیکنند؛ همه از دروغی که بر او میبندند. به سزای همان بافتهها پاداششان میدهد.
روشنگری:حِجر = بازداشته و ممنوع. افتِراء = دروغ بستن.
این مرزها را خودشان ساختند و به نامِ او بستند.
وقالوا ما في بطون هذه الأنعام خالصة لذكورنا ومحرم على أزواجنا وإن يكن ميتة فهم فيه شركاء سيجزيهم وصفهم إنه حكيم عليمَ
برداشت از آیه :و گفتند آنچه در شکمِ این دامهاست ویژهی مردانِ ماست و بر زنانِ ما ناروا؛ و اگر مرده باشد، همه در آن انبازند. به سزای همین وصفهاشان سزا میدهد؛ که او فرزانه و داناست.
روشنگری:خالِصَة = ویژه و دربست. وَصفَهُم = همان وصفهایی که از خود ساختند.
قد خسر الذين قتلوا أولادهم سفها بغير علم وحرموا ما رزقهم الله افتراء على الله قد ضلوا وما كانوا مهتدينَ
برداشت از آیه :آنان چه زیانکار و چه نادان و دور از هدایت بودند، فرزندان خود را به کشتن سپردند و آن چه پروردگار مهرپرور برای آنها آفریده بود را به دروغ بر خود ناروا شمردند.
روشنگری:سَفَهاً = از نابخردی.
این آیه بندِ آیات ۱۳۶ تا ۱۴۰ را میبندد: هر مرزی که انسان از خود بسازد و به نامِ او ببندد، زیانش به خودِ او بازمیگردد.
نظرات کاربران