دفتر بیست و نهم
جهان جامی است رازآمیز، پس هرگاه انسان آرزو کند جهان را به چنگ آورد، ناگزیر ناکام میماند. سرشتِ هستی این چنین است؛ برخی پیشآهنگاند و برخی پیرو؛ ب ...
دفتر بیست و هشتم
بر نیستی آگاه بودن، و در هستی زیستن، نواختِ جاوید است؛ تجلیِ سرشتِ بنیادین، و بازگشت به کودکی است. جلوههای آفرینش را دانستن، در یک استوار ماندن است. ...
دفتر بیست و هفتم
کردارِ خردمند از ریشه و اصل برمیخیزد؛ از خود تهی است. گفتار فرهیخته از سرشتِ بنیادین برمیخیزد؛ لغزش ندارد. حسابگرِ کارآزموده بینیاز از شمارش است. ...
دفتر بیست و ششم
چستی و چالاکی، ریشه در نیرومندی دارد؛ و جنبش و کوشش، از آرامش و سکون میآید. از اینرو انسانِ کامل، حواس خویش را از ریشه و اصل دور نمیکند. چشماند ...
دفتر بیست و پنجم
یگانهتر از تنها، خاموشتر از سکوت، بیآغاز و بیپایان، دور اما نزدیک، تهی اما ژرف؛ هر روز در کاری، و دگرگون نمیشود. نامش را نمیدانم، سیمایش را ...
دفتر بیست و چهارم
بر پنجه ایستاده، بلندبالا نیست. گامِ بلند، به مقصد رسیدن نیست. خودنما، تابنده نیست. و خودنمایان، نامدار نیستند. خودستا، شکوهمند نیست. و خودست ...
دفتر بیست و دوم
فروتن، والاتبار است. نرمخو و خمیده است، پس راست میشود. تهی از نفسِ بدکنش، با مهربانی پُر میشود. سرشتِ بنیادین، دیرینه است، اما جوانه میگردد. ب ...