دفتر هفتادم
گفتارم؛ بسی آسان به پندار آید، و بسی آسان به کردار؛ اما در جهان کسی نیست، که آن را بداند یا به کار بندد. مردمان؛ آنرا در نیابند، و به کار نبندند، با آ ...
دفتر شصت و نهم
در کارِ سپاهیگری، سرشتِ راستین گوید: شیوهام آفند نیست، همانا پدافند است؛ از پیشی جُستن در جنگ بیزارم، و در ترکِ دشمنی پیشتاز. این را رویاروییِ بیست ...
دفتر شصت و هفتم
سرشتِ بنیادین بزرگ است و به هیچ چیز نمیماند، اگر به چیزی میماند؛ پس بزرگ نبود، که خرد و ناچیز بود، سرشتِ بنیادین، همان سرشتِ دائو است، سرشتِ بنیادین ...
دفتر شصت و چهارم
چیزِ آرام، آسان داشته شود، چیزِ نامده، آسان به اندیشه آید، چیزِ نوپا، آسان از پا درآید، چیزِ خُرد، آسان پراکنده گردد. هرچیز را پیش از رویداد، پیشبین ...
دفتر شصت و سوم
هست را با نیست زیستن، کردار را بیکردار کردن، و بی رنگی را مزمزه نمودن. کوچک را در بزرگ دیدن، بزرگ را در کوچک دیدن، اندک را در بسیار دیدن، و کینه را باآ ...