دفتر بیست و یکم
بزرگترین یافتِ سرشتِ بنیادین؛ پژواکِ ریشه و دائو است. پژواکِ دائو ژرف و پوشیده است؛ ابهامآمیز و ناگفتنی است. آفریدگان از آنجا میآیند؛ و صورتها آ ...
دفتر نوزدهم
بگذار مردمان به سرشتِ راستینِ خویش بازگردند؛ آنگاه دادگری، مهربانی و درستکرداری خود پدیدار میشود. بگذار سرشتِ بنیادینِ مردمان آشکار گردد؛ آنگاه زی ...
دفتر هجدهم
اگر نفسِ بدکنش مهار نگردد، سرشتِ راستین، هویدا نشود، و آنگاه دائوی بزرگ از یاد برود. اگر یگانهی سرشتِ راستین، از یاد برود، آنگاه دوگانهی خیر و شر ...
دفتر هفدهم
رهبر، آنگاه که دخالت نورزد و سخن سنجیده گوید، مردمان خودباور میشوند. بهترین رهبر آن است که دخالت نورزد و مردمان از بودنش آگاه نباشند. پس از او، رهبری ا ...
دفتر شانزدهم
آنگاه که نفسِ بدکنش تهی گردد، و سرشتِ بنیادین پُر، انسانِ کامل، زاده میشود؛ با هستی یگانه، با ریشه همراه، آرام و بیکنش، نگاهش فراگیر میگردد، ...
دفتر سیزدهم
نامآوری و نواخت؛ انسان را برمیکشد؛ بدنامی و ننگ، انسان را فرو میکاهد. دارایی، توانایی و شکوه؛ نواخت است؛ و نواخت و نامآوری، انگیزاننده است، حواس ...